-
بزرگ نمایی تروریسم: حربهای در دستان دولت آمریکا
دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۴۳
آدرس:نویسنده: رابرت پاری سایت عملیات روانی– اگر چه مرگ زرقاوی، تروریست اردنی تبار در عراق و دستگیری هفده تروریست دیگر در کانادا باعث شد تا بوش بار دیگر با توسل به حربهی همیشگی خود، خطر تروریسم را بهانهای برای توجیه سیاستهای جنگطلبانه خود قرار دهد، اما این وقایع حقایق دیگری را نیز روشن کرد که چندان به نفع دولت بوش و ایادی وی نیست. حقیقتی که پس از مرگ زرقاوی توجه جهانیان را به خود جلب کرد، این بود که برخلاف تبلیغات دولت بوش پس از حملات 11 س
آدرس:نویسنده: رابرت پاری سایت عملیات روانی– اگر چه مرگ زرقاوی، تروریست اردنی تبار در عراق و دستگیری هفده تروریست دیگر در کانادا باعث شد تا بوش بار دیگر با توسل به حربهی همیشگی خود، خطر تروریسم را بهانهای برای توجیه سیاستهای جنگطلبانه خود قرار دهد، اما این وقایع حقایق دیگری را نیز روشن کرد که چندان به نفع دولت بوش و ایادی وی نیست. حقیقتی که پس از مرگ زرقاوی توجه جهانیان را به خود جلب کرد، این بود که برخلاف تبلیغات دولت بوش پس از حملات 11 سپتامبر، خطر تروریسم چندان جدی نیست. علیرغم ادعای بوش مبنی بر گسترش خطر تروریسم در سراسر جهان، اطلاعات جدید نشان داد که القاعده هم اکنون بیش از آن که یک گروه تروریستی سازمان یافته باشد، صرفاً منشا بروز خشونت میباشد. اطلاعات جدید، تلاش بوش برای ارعاب مردم آمریکا و ارایه تصویری دهشتناک از تروریستها را زیر سؤال میبرد. در واقع پس از حملات 11 سپتامبر و با فرار اسامه بن لادن و دستگیری یا مرگ رهبران دیگر القاعده، عملاً توانایی این گروه برای سازماندهی حملات تروریستی و گروهی از بین رفت. این امر باعث شد تا فعالیتهای گروه القاعده به برخی فعالیتهای پراکنده و خشونتآمیزی تبدیل شود که هرگز با حملات سازماندهی شده 11 سپتامبر قابل قیاس نیستند. این حملات از سوی گروهکهای تروریستی محلی صورت میگیرند که از آن جمله میتوان به بمبگذاری راهآهن مادرید در سال 2004 و بمبگذاری متروی لندن در سال 2005 اشاره کرد. مقابله با چنین حملاتی به عهدهی پلیس است و هرگز جنگ طلبیهای دولت بوش راکه با استناد به اختیارات ریاست جمهوری صورت میگیرد، توجیه نمیکند. در واقع باید گفت بزرگنماییهای دولت بوش درباره خطر تروریسم، زیادهرویهای این دولت در جنگ به اصطلاح ضدتروریسم و سیاستهای غیرقانونی همانند حمله به عراق، رسواییهای زندان ابوغریب، شکنجه زندانیان گوانتانامو و زندانهای مخفی سازمان سیا منشأ اصلی گسترش تروریسم در جهان به شمار میروند. در حقیقت چنین سیاستهایی باعث گسترش احساسات ضدغربی در جهان شده و مسلمانان را به مقاومت علیه آمریکا واداشته است. اما بوش به جای تغییر سیاستهای جنگطلبانه خود علیه مسلمانان، مقاومت آنها را که دفاع از حقوق طبیعیشان است، تروریسم مینامد. علیرغم تبلیغات منفی دولت بوش مبنی بر به وجود آمدن امپراطوری جهانی تروریسم، اقدامات مسلمانان علیه سیاستهای سلطهطلبانه آمریکا و غرب دارای ماهیتی تدافعی است. به عنوان مثال حملات مادرید و لندن پاسخی بود به مشارکت این دو کشور در حمله به عراق. اسپانیا و انگلیس، نیروهای زیادی را برای این جنگ اختصاص داده بودند و از متحدان اصلی آمریکا در حمله به این کشور به شمار میروند. اسپانیا پس از حملات سال 2004 مادرید، نیروهای خود را از عراق خارج کرد و لازم به ذکر است که از آن زمان تاکنون هیچ حملهی تروریستی دیگری در این کشور به وقوع نپیوسته است. کانادا نیز اخیراً هدف چنین حملاتی قرار گرفته است و بیشک حضور 2300 سرباز کانادایی در عراق با این حملات ارتباط مستقیم دارد. اسناد دیگری از تروریستهای عراق به دست آمده است که به خوبی بیانگر ماهیت تدافعی حملات تروریستی در سراسر جهان میباشد و بیانگر این واقعیت است که سیاستهای جنگطلبانه آمریکا و اشغال عراق و افغانستان باعث بروز این وقایع و مقاومت مردم تحت اشغال میشود. به عنوان مثال میتوان به نامهای اشاره کرد که اخیراً از مخفیگاه زرقاوی به دست آمده است. این نامهی 6 هزار کلمهای از سوی زوّاری، مرد شماره 2 القاعده به زرقاوی نوشته شده است. زواری در این نامه از خروج سربازان آمریکایی از عراق ابراز نگرانی کرده و اظهار داشته است این امر میتواند اعضای خارجی القاعده را به ترک مبارزه و بازگشت به کشورهایشان ترغیب کند. این اظهارات علاوه بر آن که ضعف و عدم توانایی القاعده را به اثبات میرساند، بیانگر این واقعیت است که اعضای القاعده صرفاً برای مقابله با نیروهای بیگانه در عراق به فعالیت مشغول هستند. در این نامه همچنین ضعف اقتصادی و سیاسی القاعده مورد تأکید قرار گرفته است و این امر تهدید امنیت جهانی از سوی این گروه را کاملاً منتفی میکند. رهبران القاعده دچار چنان بحران مالی هستند که در این نامه از مبارزان خود در عراق درخواست 100 هزار دلار کمک مالی کردهاند. چنین سازمان ضعیفی چگونه میتواند حملات تروریستی بزرگ را سازماندهی کند؟ علیرغم تلاشهای بلند مدت دولت بوش برای بزرگنمایی قدرت زرقاوی در حملات تروریستی عراق، مقامات اطلاعاتی آمریکا به خوبی از این حقیقت آگاه بودند که مردان مسلح گروه زرقاوی در قبال نیروهای آمریکایی و ارتش عراق قدرت چندانی ندارد. اکثر اطلاعات به دست آمده نشان میداد، تعداد مبارزان گروه زرقاوی از چند صد نفر تجاوز نمیکرد و این میزان تنها 5 درصد شورشیان عراق را تشکیل میداد. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی با انتشار گزارشی اعلام کرد، شورشیان خارجی عراق حدود 4 الی 6 درصد کل شورشیان این کشور را تشکیل میدهند. یکی از مقامات سابق آمریکا که به اطلاعات شورشیان عراقی دسترسی داشت در مصاحبهای با نیویورک اعلام کرد، شورشیان خارجی عراق حداکثر 9 درصد شورشیان این کشور را تشکیل میدهند. علیرغم بزرگنمایی قدرت تروریستها از سوی دولت بوش، باید گفت کشورهای اسلامی در سرکوب افراطیون این کشورها بسیار موفقتر از غرب عمل کردهاند و در هر کشوری که سیاستهای غربی برای مقابله با تروریسم اتخاذ نشده است، تروریسم در آن کشور سریعتر از بین رفته است. اما بوش در راستای سیاستهای مزورانه خود، اقدامات کشورهای اسلامی در این راستا را بیاهمیت جلوه داده است. وی در اکتبر 2005 اعلام کرد کشورهایی چون عربستان سعودی، مصر، پاکستان و اردن، محل پرورش افراطیون هستند، در حالی که اکثر این کشورها با اخراج چنین افرادی از کشور، به مقابله با آنها میپردازند. بن لادن از عربستان، زواری از مصر و زرقاوی از اردن اخراج شده بودند. حتا کشور سودان در سالهای دهه 1990 بن لادن و دیگر رهبران القاعده را از کشور اخراج کرد. بوش بدون توجه به این حقایق و در راستای سوء استفاده از خطر تروریسم، به اشاعه دیدگاه خود از قدرت جهانی گروه القاعده پرداخته و در بزرگنمایی قدرت این گروه چنان پیشرفته که چشم مردم آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان را بر روی واقعیات تروریسم بسته است. وی در سخنرانی 6 اکتبر 2005 ادعا کرد، تندروهای اسلامی قصد دارند عراق را به عنوان پایگاه امپراطوری خود که از اسپانیا تا اندونزی گسترش خواهد داشت، برگزینند و به این ترتیب آمریکا را به شکست و انزوا بکشانند!! تضاد بین اطلاعات به دست آمده از ضعف و عدم توانایی القاعده و اظهارات اغراقآمیز بوش مبنی بر قدرت شکستناپذیر این گروه، بیانگر این واقعیت است که رییس جمهور آمریکا قصد دارد برای توجیه عملکرد غیرقانونی خود، خطر تروریسم را بزرگ جلوه دهد. این سیاست بوش یادآور دروغپردازیهای وی در زمینهی وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق است که به منظور توجیه حمله به عراق و تصرف این کشور، به خورد جهانیان داده شد. همانگونه که بوش برای توجیه تصرف عراق، به ارعاب مردم آمریکا پرداخت و وحشت وجود سلاحهای شیمیایی عراق را در دل آنها پروراند، خطر تروریسم نیز به حربهای دیگر در دستان رییسجمهور آمریکا تبدیل شده است. وی در سخنرانی اکتبر سال 2006 چنان در بزرگنمایی خطر تروریسم پیش رفت که به مقایسه رهبران القاعده با خونخوارترین دیکتاتورهای جهان – هیتلر و استالین – پرداخت و اظهار داشت، هر شخصی که با جنگ عراق مخالفت کند باعث رویکار آمدن جانیانی خواهد شد که همانند هیتلر و استالین به قتل عام مردم خواهند پرداخت! اما در تکذیب ادعاهای بوش باید گفت هیچ سند و مدرکی در دست نیست که نشان دهد رهبران در حال فرار القاعده که گفته میشود در کوهستانهای پاکستان و افغانستان مخفی شدهاند، دارای چنین قدرتی هستند. باید گفت هدف بوش از بزرگنمایی تروریسم، گسترش قدرت و اختیارات خود است. در واقع دولت بوش قصد دارد با ارعاب مردم و ایجاد وحشت از تروریسم، سیاستهای قدرتطلبانه خود را بدون کوچکترین مخالفتی، به مرحله اجرا درآورد. استفاده از حربهی تروریسم علاوه بر تحقق قدرتطلبی دولت بوش، حضور نیروهای آمریکا در عراق و رفتارهای غیرانسانی مقامات آمریکایی در گوانتانامو را نیز توجیه میکند. از سوی دیگر چنین سیاستی باعث میشود تا مسلمانان همچنان مقاومت خود را در برابر سیاستهای آمریکا افزایش دهند و به این ترتیب خشونت همچنان ادامه خواهد داشت. ادمه خشونت باعث میشود تا رعب و وحشت مردم آمریکا نیز ادامه داشته باشد و این مسأله بوش را به اهداف پلید خود که همانا گسترش قدرت و اختیارات ریاستجمهوری است، نزدیک میکند. بنابراین باید گفت آنچه مردم آمریکا را تهدید میکند، حملات تروریستی نیست، بلکه استفاده دولت بوش از این حربه و افول دموکراسی و اصول جمهوریت در این کشور تهدید جدی علیه آمریکا به شمار میرود.
مقاله
نام منبع: Consortium News
شماره مطلب: 4098
دفعات دیده شده: ۱۹۵۰ | آخرین مشاهده: ۱ روز پیش