-
گفتگو یا جنگ؟
چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۰۷
سایت عملیات روانی – جورج بوش، رییس جمهور آمریکا باید برای حل مناقشات هستهای ایران با مقامات این کشور گفتگو کند چرا که امتناع از انجام مذاکرات دیپلماتیک عملکردی غیرمنطقی و کودکانه است. اگر رونالد ریگان از انجام مذاکره با مقامات شوروی سابق سر باز میزد، جنگ سرد به کجا میانجامید؟ اگر ریچارد نیکسون حاضر نمیشد با مقامات چینی گفتگو کند، چه سرانجامی در انتظار روابط این دو کشور بود؟ اگر مقامات آمریکایی به گفتگو با مقامات انگلیسی تن نمیدادند، سرنوشت
سایت عملیات روانی – جورج بوش، رییس جمهور آمریکا باید برای حل مناقشات هستهای ایران با مقامات این کشور گفتگو کند چرا که امتناع از انجام مذاکرات دیپلماتیک عملکردی غیرمنطقی و کودکانه است. اگر رونالد ریگان از انجام مذاکره با مقامات شوروی سابق سر باز میزد، جنگ سرد به کجا میانجامید؟ اگر ریچارد نیکسون حاضر نمیشد با مقامات چینی گفتگو کند، چه سرانجامی در انتظار روابط این دو کشور بود؟ اگر مقامات آمریکایی به گفتگو با مقامات انگلیسی تن نمیدادند، سرنوشت انقلاب آمریکا چگونه رقم میخورد؟ در واقع دولت بوش باید بداند کشورهایی که با هم اختلاف دارند، بیش از کشورهای دیگر به انجام گفتگو و مذاکرات سیاسی نیازمند هستند. باید گفت برای حل همه مناقشه و اختلاف سیاسی دو راه حل وجود دارد: مذاکره و جنگ. امتناع بوش از انجام مذاکره با ایران و استفاده از زبان زور و تهدید غیرمنطقی و خودسرانه است. باید به بوش گفت برخلاف جنگ، انجام مذاکره هیچ هزینهای در برندارد، در حالی که هر جنگی هزینههای کلان و غیرقابل جبران مالی و معنوی به دنبال دارد. تام فرایدمن در مقالهای که از سوی نیویورک تایمز منتشر شد، اعلام کرد بهتر است به جای حمله به ایران، فعالیتهای هستهای این کشور را بپذیریم و به تسلیحات بازدارندهی خود اعتماد کنیم! باید گفت فرایدمن درست فهمیده است و ایران نمیتواند برای اسراییل و آمریکا که مقادیر قابل توجهی کلاهک هستهای و تجهیزات و تسلیحات بازدارنده و تهدید کننده در اختیار دارند، تهدید جدی به شمار آید. آمریکا در آغاز سال 1991 عراق را مورد حمله هوایی قرار داد و با تحریم این کشور به مدت 13 سال، مردم بیگناه عراق را گرسنه نگهداشت. جنگ اخیر آمریکا با این کشور که 437 هزار کیلومتر مربع مساحت و 25 میلیون نفر جمعیت دارد نیز تبعات غیرقابل جبرانی را برای هر دو کشور به دنبال داشت. شمار چشمگیر قربانیان و صدها میلیارد دلار هزینه از جمله مهمترین این تبعات است. نکته مهمتر این که با صرف چنین هزینه گزافی، آمریکا باز هم نتوانست به اهداف خود در عراق دست یابد. حال با توجه به مساحت 6/1 میلیون کیلومتر مربع و جمعیت 65 میلیون نفری ایران باید پرسید، اگر بوش به این کشور حمله کند، چه سرنوشتی در انتظار نیروهای آمریکایی است؟ شاید برخی ادعا کنند میتوان ایران را مورد حمله هوایی قرار داد. اما باید گفت این ادعا، پوچ و بیاساس است. کافی است ما یک بمب روی ایران بیاندازیم، تا مردم این کشور با تمام توان خود مقابله به مثل کنند. بوش باید بداند ایران با عراق تفاوت دارد. هیچ کشوری در دنیا نیست که از حمله آمریکا به ایران حمایت کند. ایران تاکنون به هیچ کشوری حمله نکرده و هیچ کشوری را مورد تهدید قرار نداده است. نص صریح معاهده انپیتی به این کشور اجازه غنیسازی اورانیوم و دستیابی به انرژی هستهای را داده است و ایران کاملاً به این معاهده پای بند بوده است. حتّا یک مدرک نیز مبنی بر تمایل ایران برای دستیابی به بمب اتمی به دست نیامده است. ایرانیها بارها اظهار کردهاند که قصد ساخت بمب اتمی را ندارند و آمریکا هیچ مدرکی ندارد تا خلاف این اظهارات را ثابت کند. حتّا اگر این کشور قصد ساخت بمب اتمی را داشته باشد نیز، کشورهایی همانند آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین، هند، پاکستان و اسراییل که خود از بزرگترین دارندگان تسلیحات هستهای هستند، حق ندارند به ایران بگویند نباید بمب هستهای سازد. برخلاف ایران، هند و پاکستان و اسراییل از امضای معاهده انپیتی سر باز زدهاند و به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه بازرسی از زرادخانههای خود را نمیدهند. کدامین جنون به رییس جمهور آمریکا اجازه داده است تا تمایلات و خواستههای خود را به دیگران القا کند؟ چه کسی به آمریکا اجازه داده است تا به منظور مخالفت با ایران عوامل خود را به دیگر کشورهای جهان اعزام کند و در مسیر ارتباطات سیاسی و تجاری ایران با دیگر کشورها سنگ اندازی کند؟ باید پرسید بوش با تکیه بر کدامین حق و اختیار چنین اقداماتی را انجام میدهد؟ در واقع او چون فکر میکند قدرت انجام چنین کارهایی را دارد، باید آنها را انجام دهد و این تفکر دقیقاً بیانگر ضعیفترین ویژگی یک رهبر است. او این اقدامات را انجام میدهد چون میپندارد کسی را توان مقابله با وی نیست. باید گفت چنین اقداماتی علیه ایران به هیچ عنوان منصفانه نیست و از عدالت به دور است. مسایل داخلی ایران به هیچ عنوان به بوش و دولت آمریکا مربوط نیست. اگر آمریکا میخواهد نگران تسلیحات هستهای باشد و از گسترش آن جلوگیری کند، بهتر است نگران کشورهایی باشد که به موشکهای بالستیک بین قارهای مجهز هستند. به نظر میرسد نگرانی در مورد این کشورها منطقیتر از نگرانی در مورد کشوری است که هنوز به ساخت تسلیحات هستهای اقدام نکرده و سالها تا ساخت این تسلیحات فاصله دارد. جای بسی شگفتی است که بوش میپندارد با ترساندن ایرانیان، آنها از فعالیتهای قانونی خود دست برمیدارند. حتّا اگر هزار سال هم آمریکا ایران را تهدید کند، ایران تسلیم بوش نمیشود. اکنون باید پرسید اقدام بوش چیست؟ آیا میخواهد با ادامه حماقتها و ندانمکاریهای خود امنیت و اقتصاد جهان را به مخاطره بیاندازد؟ ایادی وی هم اکنون باید با پادرمیانی او را از انجام این حماقت بازدارند، چرا که تاوان حماقت بوش را باید تمامی کشورها، حتّا خود آمریکا و متحدان آن نیز، با هزینههای گزاف بپردازند. شاید سخن گفتن از خسارات مالی، بوش را از آغاز جنگ با ایران باز بدارد، چرا که به نظر میرسد بوش به پول بیش از جان انسانها و اصول اخلاقی اهمیت میدهد.
خبر
نام منبع: آنتی وار
شماره مطلب: 3475
دفعات دیده شده: ۴۵۶ | آخرین مشاهده: ۳ ماه پیش