-
تروریسم سیاسی، مبنای سیاست خارجی آمریکا
شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۲۵
نویسنده: جاستین ریموندو سایت عملیات روانی – سیاستهای خارجی آمریکا همواره بر مبنای تروریسم سیاسی بنا شده است و هم اکنون این کشور فعالیتهای هستهای ایران را دستاویزی برای اجرای سیاستهای سلطهطلبانه خود قرار داده است. بنابراین جای تعجب نیست که رئیس جمهور آمریکا از منتفی دانستن حمله نظامی به ایران امتناع میورزد. بوش در تفسیر اظهارات سیمورهرش مبنی بر حمله نظامی به ایران، اعلام کرده است تمامی گزینههای احتمالی تحت بررسی هستند. باید گفت آمریک
نویسنده: جاستین ریموندو سایت عملیات روانی – سیاستهای خارجی آمریکا همواره بر مبنای تروریسم سیاسی بنا شده است و هم اکنون این کشور فعالیتهای هستهای ایران را دستاویزی برای اجرای سیاستهای سلطهطلبانه خود قرار داده است. بنابراین جای تعجب نیست که رئیس جمهور آمریکا از منتفی دانستن حمله نظامی به ایران امتناع میورزد. بوش در تفسیر اظهارات سیمورهرش مبنی بر حمله نظامی به ایران، اعلام کرده است تمامی گزینههای احتمالی تحت بررسی هستند. باید گفت آمریکا برای حل مناقشات هستهای ایران تمامی گزینهها از جمله نسل کشی را تحت بررسی دارد. در واقع نسل کشی و بمباران اتمی کشورهای دیگرمعنای حقیقی دیپلماسی است که جورج بوش از آن سخن میگوید. بوش برای حل مناقشات هستهای ایران با چین که خود یک قدرت هستهای بزرگ است و تسلیحات اتمی در اختیار دارد به مذاکرده مینشیند و این به خوبی دورویی دولت آمریکا را به اثبات میرساند. شاید دنیا باید شکرگرار صداقت و بیپردگی بوش در بیان عقایدش باشد! در واقع این صراحت باعث شده است تمامی مردم جهان بفهمند که سیاست خارجی آمریکا بر پایه تروریسم سیاسی بنا شده است و یکی از ابزار اجرای این سیاست، اشکالتراشی در زمینه فعالیتهای هستهای دیگر کشورهاست. آمریکا در طراحی و اجرای این سیاست خود حتی به داشتن تعهدات اخلاقی و راهکارهای استراتژیک نیز تظاهر نمیکند. شاید جمله زیر بهترین و سادهترین تعریف سیاست خارجی آمریکا باشد: با ما مخالفت کنید تا شما را از بین ببریم. در واقع دولت بوش در برابر هر نوع ایستادگی و عدم سرسپردگی چنین سیاستی را اتخاذ میکند و با دیدن کوچکترین مقاومت در قبال خود، کمر به نابودی کشور مخالف میبندد. البته آمریکا برای نابودی مخالفان خود روشهای گوناگونی داشته و این نابودی نیز درجهبندیهای متفاوتی دارد. از تحریمهای اقتصادی علیه عراق که به کشته شدن هزاران انسان و به خصوص کودکان بیگناه انجامید تا تحریمهای سیاسی علیه بلاروس و در مخالفت با لوکاشنکو، رئیس جمهور منتخب این کشور،مثالهای خوبی برای سیاست آمریکا در این زمینه هستند. آمریکا در روش دوم (یعنی تحریم سیاسی کشورها) که به منظور گسترش نفرت مردم از دولت صورت میگیرد، از رسانهها به عنوان وسیلهای برای اجرای سیاستهای خود استفاده میکند. گزارشگران، دبیران و روزنامهنگاران کشورهای خارجی از سوی آمریکا اجیر میشوند تا جنگ تبلیغاتی آمریکا را به راه بیاندازند و به این ترتیب حمایت مردم را برای جنگی که آمریکا قصد آغاز آن را دارد، جلب می کنند. جنگ به اصطلاح ضدتروریسم آمریکا را نمیتوان جنگی منطقی دانست، چرا که طبق تئوریهای این جنگ، آمریکا به خود اجازه میدهد در هر زمان و به هر کشوری که بخواهد، حمله کند. آمار زخمیها و کشته شدگان نیروهای آمریکایی در جنگ عراق به بیش از هزاران نفر میرسد واین آمار به خوبی بیانگر بالا بودن تعداد زخمیها و کشته شدگان، عراقی میباشد و به همین دلیل است که ارتش آمریکا از اعلام تعداد واقعی تلفات عراقی ها در این جنگ سرباز میزند. البته کاملاً واضح است که هیچ جنایت کاری حاضر نیست آمار قربانیان خود را به درستی اعلام کند. جنون نسل کشی و رویکرد تروریسم سیاسی آمریکا هنوز به پایان نرسیده است. جورج بوش در حالی که هنوز در گرداب عراق دست و پا میزند، به فکر حمله به ایران افتاده است. باید از وی پرسید، بعد از ایران نوبت کدام کشور است: سوریه، لبنان یا دیگر کشورهایی که فقط به دلیل عدم سرسپردگی به آمریکا، باید قربانی جنگ طلبی این کشور شوند؟ لورنت موراویس، یکی از نومحافظهکاران آمریکا پیش از آغاز جنگ عراق گفته بود اشغال عراق مقدمهای برای اشغال عربستان سعودی و اشغال مصر، پاداش این موفقیت است. این گونه اظهارات علاوه بر اثبات سادگی بیش از حد نومحافظهکاران، جنونی را که در سیاستهای آنها پنهان است، به خوبی نمایان میکند. هر چند موراویس در آن زمان از کار بر کنار شد، اما موضعگیریهای اخیر آمریکا علیه ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه بیانگر توفق نودیوانگان بر دولت آمریکا است. بر خلاف توهمات و اخبار کذبی که دولت بوش سعی دارد از نتایج سیاستهای خارجی خود به مردم آمریکا نشان دهد، باید گفت تبعات منفی سیاستهای جنونآمیز دولت آمریکا برای مردم این کشور بسیار گران تمام شده است و مردم آمریکا هر لحظه در هراس به سر میبرند. هم اکنون زمان آن فر ا رسیده است تا دولت بوش با دوری از سیاستهای جنونآمیز خود و به جای تکرار اشتباهات خود در عراق، از این اشتباهات درس عبرت بگیرد و بیش از این مردم آمریکا را با مشکل مواجه نسازد. برای مردم آمریکا هم زمان آن فرا رسیده است تا کسانی را که با تکیه بر اطلاعات کذب کشور آمریکا را وارد جنگ کردند، شناسایی و تقبیح کنند. وجهه و اصول اخلاقی آمریکایی، در سراسر جهان به شدت آسیب دیده است و این تنها به دلیل عملکرد سیاستمدارانی است که به نام ملت آمریکا، اهداف خود را پیش میبرند. مردم آمریکا برای بهبود و احیای این وجهه از دست رفته باید هر چه سریعتر اقدام کنند و از بروز جنگی دیگر ممانعت کنند.
مقاله
نام منبع: آنتیوار
شماره مطلب: 3027
دفعات دیده شده: ۲۱۳۶ | آخرین مشاهده: ۱ هفته پیش