-
مقاومت در رویارویی با صهیونیسم
چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۵۴
سایت عملیات زوانی _صهیونیسم واژهای مشتق شده از لفظ صهیون است نامی که یهودیان مزورانه به کوهی واقع در جنوب غربی قدس اطلاق کردهاند. یهودیان در تورات ادعا دارند ،حضرت داوود علیهالسلام که این کوه را از دست یبوسیها و کنعانیها خارج کرده خود در آن مدفون میباشد. آنان در میراث ادعایی خود، حضرت داوود (ع) را سمبل اسرائیل مملکت ادعایی و مجد و عظمت واهی خود میپندارند. برخی از تاریخ نگاران نیز آوردهاند ، صهیون نامی است که یهود بر کوهی در طور سینا ن
سایت عملیات زوانی _صهیونیسم واژهای مشتق شده از لفظ صهیون است نامی که یهودیان مزورانه به کوهی واقع در جنوب غربی قدس اطلاق کردهاند. یهودیان در تورات ادعا دارند ،حضرت داوود علیهالسلام که این کوه را از دست یبوسیها و کنعانیها خارج کرده خود در آن مدفون میباشد. آنان در میراث ادعایی خود، حضرت داوود (ع) را سمبل اسرائیل مملکت ادعایی و مجد و عظمت واهی خود میپندارند. برخی از تاریخ نگاران نیز آوردهاند ، صهیون نامی است که یهود بر کوهی در طور سینا نهاد، جایی که خداوند سبحان با حضرت موسی علیهالسلام سخن گفت. صهیونیسم بهعنوان یک اندیشه مبتنی بر فراخوانی جهت بازگشت و رجوع به اسطوره توراتی در خصوص سرزمین موعود شکل گرفته است . افسانهای که در آن آمده ،پروردگار وعده این سرزمین را به ملت برگزیدهاش بنی اسرائیل داده است. اما صهیونیسم بهلحاظ مفهوم نوین سیاسی ، عبارت از جنبشی استعماری و سازمانیافته استکه از میان محافل یهودیان اروپا سربرآورده و با برخورداری از حمایت استعمارگران اروپایی در صدد ساماندهی طرح توسعهطلبانه و غاصبانه صهیونستی در فلسطین است و بر اندیشه صهیونیستی برگرفته از تورات و تلمود استوار میباشد. اروپاییان نیز در پی آنند که از طریق این طرح استعماری چندین هدف را تحقق بخشند که از آن جمله ، ازهم گسستن و ایجاد تفرقه در جهان عرب و اسلام ، رهایی از یهودیان اروپا و بهرهگیری از آنان به عنوان مزدوران حافظ منافع خود در منطقه است. صهیونیستها همواره نقشی توطئهگرانه داشتهاند و بیشتر به صورت ایادی و مهرههای نیروهای بیگانه و به عبارتی آلت دست و مجری نقشههای استعماری هستند. منازعه عربی- صهیونیستیاز آغاز هم برسر زمین و برای تغییر بافت جمعیت فلسطین بود. در گذشته و حال نیز مهمترین هدف جنبش جهانی صهیونیست تسلط بر بیشترین بخش سرزمین فلسطینو استیلا بر آن بهوسیله احداث شهرک برای یهودیان مهاجر است که دسته دسته وارد فلسطین میشوند. عامل مهمی کهنشانگر میزان موفقیت صهیونیستهادر اجرای طرح استعماریشان در فلسطین است ، در درصد اراضی اشغال شده از اوایل شروع فعالیت آنها و میزان جذب و اسکان مهاجران یهود در این سرزمین خلاصه میشود.بر این اساس دو عامل زمینو مهاجران اساسیترین بخش اینمنازعه را تشکیل میدهند. صهیونیستها برای دستیابی به اهداف خود در تصاحب زمین بیش تر و اسکان مهاجران یهودی ، با استفاده از شیوههای متعدد، فلسطینیان را به زور و سلاح از روستاها و شهرها آواره و زمینهای آنها را تصاحب و پس از اسکان تعداد کافی مهاجران یهودی در فلسسطین اعلام تشکیل دولت کردند.از این زمان به بعد درگیری در این سرزمین شروع شد. پژوهشهای به عمل آمده در زمینه عوامل شکلدهنده رشد جمعیت فلسطین از مهمترین مطالعات در این خصوص به شمار میرود.واقعیت این مساله و ارتباط آن بادعواهای سیاسی با هدف سرکوبو آواره کردن فلسطینیان و اشباع خوی طمعورزی صهیونیستها در فلسطین براهمیت این عوامل افزوده است . صهیونیستها تلاشهای گستردهای از خود برای یافتن جای پا در فلسطین نشان دادند وبه تبع آن تحول جمعیتی و اجتماعی فلسطین روندی غیر طبیعی به خود گرفت ومهاجرت یهودیان به فلسطین واخراج وتبعید عربها ( صاحبان اصلی این سرزمین) از وطن خود تاثیر مستقیمی بر این تحولات گذاشت. به دنبال انتشار بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷م فلسطین از سال ۱۹۱۸تا ۱۹۴۸به قیمومیت انگلستان درآمد . در این مدت مقدمات لازم برای ایجاد وطنی ملی برای یهودیان در فلسطین فراهم شد و در دستههای هزارنفری وارد فلسطین شدند ، تعداد آنها از حدود ۲۰هزار نفر در نیمه قرن نوزدهم به ۶۲هزارنفر تا زمان آغاز قیمومیت انگلستان برفلسطین رسید . این رقم تا پایان قیمومیت انگلیسبرفلسطین در سال ۱۹۴۸تا سقف ۶۵۰هزار نفر افزایش یافتو شمار یهودیان نسبت به کل جمعیت فلسطین از ۸/۲درصد در سال ۱۹۱۹به ۳۱/۵درصد در مه ۱۹۴۸ رسید. دشمن صهیونیستی به سرزمینهای اشغال شده اکتفا نکرد و در سال ۱۹۶۷به کرانه باختری و نوار غزه حمله و این دو بخش فلسطین را نیز اشغال کرد. این چنین کل این سرزمین به تصاحب نظامیان صهیونیست درآمد . دشمن صهیونیستی در این حمله شمار زیادی از ساکنان کرانه باختری و نوارغزه را آواره کرد و به این ترتیب شمار فلسطینیان ساکن در کرانه باختری تا ۵۸۱هزار و ۷۰۰نفر و نوار غزه نیز تا ۹۳۷هزار نفر کاهش یافت.این در حالیاست که شمار فلسطینیان ساکن نوارغزه تاقبل از سال ۱۹۶۷م حدود یک میلیون و چهل هزار نفر بود. با بررسی شیوههای تغییر بافت جمعیت فلسطین وتاثیر مهاجرت یهودیان بر آن میبینیم که جمعیت کلی فلسطین در سال ۱۹۸۶م به پنج میلیون و ششصد هزار نفر رسید که سهمیلیون و ۵۰۰هزار نفر آنها معادل ۶۳درصد کل جمعیت ، یهودی و بقیه معادل ۳۷درصد فلسطینی بودند . ۲۶درصد از آنها در کرانه باختری و نوارغزه و ۱۱درصد باقیمانده در فلسطین اشغالی ۴۸زندگی میکنند. در آغاز سال ۱۹۹۸م جمعیت کلی سرزمین تاریخی فلسطین ۸ /۹۰میلیون نفر اعلام شد که ۵/۵میلیون نفر آنها معادل ۶۷/۹درصد ساکنان یهودی ، فلسطین اشغالی بودند . حدود ۱۷درصد آنها فلسطینی هستند وبه فلسطینیان سرزمینهای اشغالی ۴۸معروفند. همچنین یک میلیون و ۵۹۶هزار ۴۴۲نفر( ۳۲/۱درصد) کل این جمعیت در کرانه باختری و بالغ بر یک میلیون نفر دیگر در نوارغزه ساکن هستند. رژیم صهیونیستی در ۱۱سال گذشته علیرغم رشد جمعیت فلسطین ، توانست با اسکان گسترده یهودیان بافت جمعیت را بنفع خود تغییر دهد. مقاومت مردم فلسطین صدور اعلامیه بالفور خشم مسلمانان فلسطین را برانگیخت . آنها برای کسب استقلال قیامهای متعددی همچون قیام قدس ، قیام یافا ، قیام براق شریق ، قیام همگانی توده مردم، قیام شیخ عزالدین قسام و همچنین قیام بزرگ را بر ضد صهیونیستها واستعمارگران به راه انداختند. تشکیل یک حکومت ملی با تکیه بر مجلس نمایندگان مردم ، جلوگیری از مهاجرت یهودیانبه فلسطین و جلوگیریاز فروش زمین اعراب ( نقلوانتقال زمین) به یهودیان از جمله خواستههای ملت فلسطین بود. طرح تقسیم فلسطین و جنگ ۱۹۴۸ در سال ۱۹۴۷م شورای امنیت سازمان ملل متحد برای حلمساله فلسطین، تحت فشار ابرقدرتها طرح تقسیم فلسطین به دومنطقه یهودی و عربی را تصویبکرد که اعراب با آن مخالفت نمودند. امادر سال ۱۹۴۸صهیونیستها موجودیت اسرائیلرا اعلام کردند وبدین ترتیب آتش جنگ بین اعراب واسرائیل شعلهور شد. کشورهای انگلیس وایالات متحده آمریکا ، رژیم غاصب صهیونیستی رااز لحاظ سلاح و نفرات تقویت کردند و دولت انگلیس به آنها کمککرد تا یک گروه سری به نام هاکانا تشکیل دهند و بدین ترتیب با هفتاد هزار جنگجوی دورهدیده با مبارزان فلسطینی وگروههای مبارز کشورهایعربی که کمبودشان سلاحوآموزش نظامی بود وارد جنگ شد و به دلایل گوناگونی همچون ابتدایی بودن تجهیزات جنگی ، فقدان رهبری صحیح، فقدان وحدت نیروها و کمبود امکانات و نفرات نتوانستند در برابر رژیم تا به دندان مسلح صهیونیستی مقاومت نمایند وسر انجام پس از چند ماه جنگ شکست خوردند. نیروهای دولتهای مصر ، اردن ، سوریه و لبنان بلافاصله برای مقابله با اسرائیل وارد عمل شدند. انقلاب اعراب فلسطین رژیم صهیونیستی نه تنها خطری برای فلسطین محسوب میشود بلکه از سال ۱۹۴۸م که این رژیم روی کار آمد همواره با اعمال ددمنشانه خود نشان داده است که کل کشورهای عربی منطقه را تهدید میکند. در سال ۱۹۵۶با ملی اعلامکردن کانال سوئز توسط جمال عبدالناصر نیروهای ارتشفرانسه وانگلستان به مصر حمله کردند .اسرائیل نیز از فرصت سوءاستفاده و با آنها همکاری کرد. دفاع سرسختانه مصر باعث پیروزی این کشور گردید. درسال ۱۹۶۷م اسرائیل به مصر ، سوریه و اردن حمله برد. در نتیجه نوار غزه ،صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن ، بیتالمقدس و بلندهای جولان به تصرف رژیم صهیونیستی درآمد. رژیم صهیونیستی باحمله به جنوب لبنان رودخانه لیتانی را تصرف کرد، در این نبرد که هفت روز به طول انجامید عده زیادی از شیعیان زیر بمبارانهای این رژیم کشته شدند و ۷۵درصد از شهرها وروستاهای آنها ویران گشت . هرچند که شجره خبیثه صهیونیسم در فلسطین کاشته شد، اما اگر چنانچه از ریشه قطع نگردد سایه شوم آن برروی تمام کشورهای اسلام خواهد افتاد، زیرااز دیربازسران این رژیم در اندیشه تشکیل دولت \"اسرائیل بزرگ\" باقلمرو نیل تا فرات بودهاند. جنگ رمضان : در اکتبر سال ۱۹۷۳جنگ رمضان روی داد . نیروهای مصر، سوریه و سازمان آزادی بخش فلسطین طی حملهای وسیع رژیم صهیونیستی را غافلگیر کردند و پیروزیهای درخشانی بدست آوردند. پیروزی اعراب در این نبرد پایههای رژیم صهیونیستی را به لرزه درآورد و افسانه شکست ناپذیری این رژیم را از میان برد. معاهده کمپ دیوید جنگ رمضان ، صهیونیستها و استعمارگران را به وحشت انداخت ، از این رو بر آن شدند تا با تجزیه کشورهای متحد عربی از قدرت آنها کاسته، اهداف شوم خود را دنبال نمایند . برای این منظور انور سادات رئیس جمهوری مصر در سال ۱۹۷۷م به اسرائیل رفت و با انعقاد قرارداد کمپ دیوید با اسرائیل سازش کرد و در نتیجه فلسطین و ارتفاعات جولان همچنان در اشغال صهیونیستها باقی ماند اما صحرای سینا را پس گرفت . در ماه مارس ۱۹۷۹میان مصر واسرائیل به طور رسمی پیمان صلح منعقد شد . سادات انتظار داشت که کلیه کشورهای عربی با او همراه شوند، اما جهان عرب با او مخالفت و مصر را از اتحادیه اعراب اخراج کرد، زیرا سیاستی که سادات در پیش گرفته بود کاملا بر خلاف اراده و خواست اعراب و همچنین مردم مصر بود. ادامه مقاومت فلسطین مردم فلسطین با تشکیل گروههای نظامی و سیاسی برای بازپس گرفتن سرزمین خود دست به مبارزه زدند و درسال ۱۹۶۴سازمان آزادی بخش فلسطین تاسیس شد. در سال ۱۹۶۵بزرگترین سازمان نهضت مقاومت فلسطین بوجود آمد ، سازمان فتح به رهبری یاسر عرفات پایه ریزی شد و بیشتر آنها زیر پرچم آن به مبارزات مسلحانه علیه اسرائیل برخاستند.بدین ترتیب فلسطینیانبه رزمندگانی فداکار و اردوگاهها به سنگرهایی جهت آزادی فلسطین مبدل گشتند.قیام همگانی مردم فلسطین که انتفاضه نامیده میشود عمیقا در این سرزمین ریشه دوانیده و رژیم اسرائیل را درمانده کرده است. درسهایی که از قصه فلسطین میآموزیم : فلسطین بیهیج چون و چرا از آن فلسطینیان است و حق مسلم هر فلسطینی است که در وطنخود زندگی کند. هرچند که این حق از سوی قدرتهای بزرگ پایمال گشته، اما قیامهای پیدرپی مردم فلسطین بیانگر آن است که آنها برای بازپس گرفتن سزمین خود تا پای جان ایستادهاند و سرانجام فلسطین را از لوث وجود دشمنان غارتگر پاک خواهند کرد. پیروزی فلسطینیان با وحدت امکان پذیر است. وحدت میان مسلمین جهان رمز پیروزی در مبارزه با استکبار جهانی و صهیونیسم بینالمللی است. صهیونیستها واستعارگران در جبههای واحد عمل میکنند وهریک قوت وبقای دیگری را تامین مینماید. پس در حقیقت جنگ بر ضد هرکدام به ضرر دیگری تمام میشود. جهان اسلام نیز با برخورداری از ثروتهایعظیمی چون نیروی انسانی، منابع غنی معدنی و ارتشی مقتدر به راحتی قادر به پیروزی در برابر دشمنان وکوتاه کردن دست آنها از سرزمین مقدس فلسطین است. پیروزی اعراب در جنگ رمضان این حقیقت را بروشنی نمایان میسازد. نزاع بین حق و باطل همچنان ادامه دارد تا آنگاه که باحضور حضرت مهدی (عج ( ابرهای تیره کفر و جهل کنار رود و خورشید حقیقت پدیدار گردد و زمین به نور آن منور شود و پرچم سفید صلح در سراسر گیتی به اهتزاز درآید.
گزارش
نام منبع: ایرنا
شماره مطلب: 2646
دفعات دیده شده: ۲۰۰۴ | آخرین مشاهده: ۳ ماه پیش