-
فصلنامه آمریکایی: صهیونیسم در بحران
شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۰۰
سایت عملیات روانی-نشریه میدل ایست کوارترلی در جدیدترین شماره خود در مقالهای به قلم میراو وورمسر مدیر مرکز سیاست خاورمیانه در موسسه هادسن به تحلیل بحرانی پرداخته که گریبانگیر صهیونیسم و رژیم تلآویو شده است. وورمسر مینویسد: صهیونیسم در بحران است، عقب نشینی اسراییل از شهرکهای نوارغزه در اوت ۲۰۰۵شکافهای عمیقی را درون جامعه و درعرصه سیاست اسراییل آشکار کرد. عقبنشینی یکجانبه اسرائیل و نیز یک دهه تلاش برای دستیابی به صلح منجر به خلق بحران نشد
سایت عملیات روانی-نشریه میدل ایست کوارترلی در جدیدترین شماره خود در مقالهای به قلم میراو وورمسر مدیر مرکز سیاست خاورمیانه در موسسه هادسن به تحلیل بحرانی پرداخته که گریبانگیر صهیونیسم و رژیم تلآویو شده است. وورمسر مینویسد: صهیونیسم در بحران است، عقب نشینی اسراییل از شهرکهای نوارغزه در اوت ۲۰۰۵شکافهای عمیقی را درون جامعه و درعرصه سیاست اسراییل آشکار کرد. عقبنشینی یکجانبه اسرائیل و نیز یک دهه تلاش برای دستیابی به صلح منجر به خلق بحران نشده بلکه آتش زیر خاکستری را شعلهور ساخته است. در واقع تفاوتهای میان موافقان و مخالفان عقبنشینی به اعتبار عمیق بودن مساله ریشهدار است. هرچند این بحران امر تازهای نیست اما تنها در ایام اخیر است که توجه بدنه اصلی جامعه اسراییل را به خود جلب کرده و علت این امر نیز آن است که این مساله از صورت یک مساله سیاسی حاشیهای به یک مساله عمده و اصلی مبدل شده است. به اعتقاد نویسنده، تااین زمان صهیونیسم در نظر معتقدان به آن دستاوردی چشمگیر بوده است. این امر نه تنها به علت موفقیت این جنبش در ایجاد جامعه پر رونق، شکوفا و آزاد، بلکه از بابت توانایی جنبش در دفاع از استقلال کشور در برابر تهاجمهای مختلف بدون کمکگیری از نیروهای خارجی بوده است. اسراییل (و آمریکا) در زمره معدود کشورهای موفق دوران پس از استعمار است. اما شکافها در جامعه اسراییل اینک چنان آشکار شدهاند که بیم آن میرود که بر تنها عاملی که هنوز اکثریت یهودیان را با یکدیگر متحد میسازد، غلبه کند. اسراییلیها اینک از سیاستهایی کاملا متعارض با یکدیگر دفاع میکنند و با یکدیگر با چنان احساساتی مواجه میشوند که نظیر آن در گفتمانهای محلی و خانگی دیده نمیشود. بخشهای مختلف جامعه اسراییل نه تنها با یکدیگر درباره صلح و امنیت اختلاف نظر دارند، بلکه در خصوص مسایلی مانند دین، اخلاق، دموکراسی و وطن پرستی نیز وحدت نظر ندارند. در جریان تخلیه شهرکها در روز ۱۱مه سال ۲۰۰۵بسیاری از اسراییلها نه تنها پرچم آبی و سفید اسراییل را برافراشته بودند، بلکه پرچم نارنجی رنگ منطقه یهودینشین غزه را نیز بدست گرفته بودند و به این ترتیب همبستگی خود را با ۹هزار یهودی ساکن این مناطق اعلام میکردند. گروهی که این پرچم را در دست داشتند، اردوگاه ناسیونالیست مذهبی در اسراییل به شمار میآیند. طرفداران این اردوگاه نه تنها در نوار غزه بلکه در ساحل غربی و در شهرهای اسراییل نیز حضور دارند. زمانی که طرفداران این گروه کفه افکارعمومی را به سمت خود چرخش داشتند موافقان عقبنشینی اسراییل از آبادی نشینها به سراغ پرچم ملی اسراییل رفتند. اردوگاه پرچم نارنجیها خود را به عنوان مدافعان رویای اصلی اسراییل تلقی میکردند در حالیکه کسانی که تنها پرچم ملی را در دست داشتند و عمدتا نیروهای چپ بودند چندان با ناسیونالیسم احساس همبستگی ندارند. نویسنده تاکید کرد: جنگ رنگه`` در اسراییل در واقع جنگ بر سر جوهره اصلی صهیونیسم است. ناسیونالیستها و مذهبیها خود را وارثان اصلی اسراییل و صهیونیسم به شمار میآورند. برخی از آنان خواهان پایان بخشیدن به اتحاد با یهودیان غیرمذهبی شده و اصرار دارند که میان خود و یهودیان ارتدوکس افراطی یا هاردی یا community Harediاتحاد برقرار کنند. شمار دیگری از این افراد دل مشغول این پرسشند که چرا آیین صهیونیسم در جذب اکثریت اسراییلیها ناکام مانده است. وورمسر افزود: از زمان عقب نشینی، منازعه میان اسراییلیها بعد فرهنگی نیز پیدا کرده است. یک گروه معتقدند که دولت یهود نمیتواند بدون ارتباط مستحکمی با آیین یهود به حیات خود ادامه دهد و گروه دیگر معتقدند که دولت اسراییل باید سکولار و غیردینی شود. مدیر مرکز سیاست خاورمیانه در موسسه هادسن در تحلیل خود همچنین نوشت: از زمان عقب نشینی رابطه میان ناسیونالیسم و مذهب نیز در اسراییل مسالهدار شده است. در روز استقلال سال گذشته روزنامه هارآتص از نویسندگان، هنرمندان، روشنفکران و خاخامهای مختلف خواست تا هویت اسراییلی را تعریف کنند. خود روزنامه فهرستی از تعاریف لغت نامهای و مصطلاحات میان مردم کوچه و بازار را نیز برای شکل دادن به بحث منتشر کرد. جالب اینکه دراین فهرست از جمله مشخصات اصلی اسراییلها رفتار بیادبانه و زورگویانه درج شده بود. این فهرست نشاندهنده جوهره آن چیزی بود که بسیاری از اسراییلیها به عنوان هویت خود در نظر دارند. این تعریف غیر مذهبی بیانگر یک پارادوکس نوعی یهودی نیز میباشد. یهودی معاصر میکوشد تا از به کار گرفتن سرنوشت یهودی خود در تعریف هویت خویش پرهیز کند. درست همانگونه که جنبش مذهبی صهیونیسم میکوشید یک دولت غیر- دینی برپا کند. به اعتقاد نگارنده، پرسش محوری که اینک بسیاری از اسراییلیها از بخشهای مختلف طیف سیاسی باید با آن دست و پنجه نرم کنند، آنست که آیا اسراییل میتواند به عنوان یک دولت صهیونیست و بدون هیچ ارتباطی با آیین یهود باقی بماند. متفکران چپ مانند آموس آوز رمان نویس میگویند نه تنها اسراییل باید سکولار شود، بلکه این تنها راهی است که میتوان این کشور را به یک جامعه مدرن تبدیل کرد. آوز در حمله تندی به ساکنان شهرکها و شیوه آنان در رعایت شعائر مذهبی نوشت: آزاد بودن به این معناست که شخص بتواند میان بخشهایی از آیین یهود که برای او اهمیت دارد و آنچه که باید کنار بگذارد، گزینش کند. بحث در جامعه اسراییل از مساله رابطه با فلسطینیان به مساله ماهیت دولت یهود اسراییل تبدیل شده و پرسشهای مطروحه از سطح سوالات سرزمینی به پرسشهای مربوط به هویت یهودی و جوهر صهیونیسم بسط پیدا کرده است. وورمسر تاکید کرد: بهاین ترتیب اسراییل ۵۷سال پس از پیدایش با تنشهای عمیقی در درون خود روبرو شده که جنبه محوری آن ابهام هویتی و معنای اسراییلی بودن است.
خبر
نام منبع: نیوز تودی
شماره مطلب: 2356
دفعات دیده شده: ۷۷۱ | آخرین مشاهده: ۴ روز پیش