-
روحیه جنگی در پروژه گذار ارتش امریکا به قرن بیست و یکم/دکتر حمید هادیان
چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۳۴
روحیه جنگی در پروژه گذار ارتش امریکا به قرن بیست و یکم دکتر حمید هادیان چکیده امروز روحیهسازی جنگی از بعد سلحشوری جنگی برای تشکیل یگانهای تیپ هوابرد و نیز در بعد انسانافزار بیوسایبر و سیستم سیستمها (روحیه سیستمی جنگی) تولید جنگجویان جدید را به دنبال داشته است. همانگونه که امواج پر نفوذ عملیات روانی، روحیه جنگی (روحیه انسان سلحشوری) را تحتالشعاع قرار میدهد، برتری فنآوریهای شبکهای نظامی نیز، بیوسایبر و سیستم سیستمها را تحت تأثیر قرار داده است
روحیه جنگی در پروژه گذار ارتش امریکا به قرن بیست و یکم دکتر حمید هادیان چکیده امروز روحیهسازی جنگی از بعد سلحشوری جنگی برای تشکیل یگانهای تیپ هوابرد و نیز در بعد انسانافزار بیوسایبر و سیستم سیستمها (روحیه سیستمی جنگی) تولید جنگجویان جدید را به دنبال داشته است. همانگونه که امواج پر نفوذ عملیات روانی، روحیه جنگی (روحیه انسان سلحشوری) را تحتالشعاع قرار میدهد، برتری فنآوریهای شبکهای نظامی نیز، بیوسایبر و سیستم سیستمها را تحت تأثیر قرار داده است. این مقاله به عمق استراتژیک روحیه سلحشوری انسانی، انسانافزار دانش نظامی و سیستمهای جدید جنگی در فضای متحول فنآوری شبکهای نظامی، در محافل فکری و مراکز اجرایی ناظر بر فرآیند گذار ارتش امریکا به قرن 21، میپردازد. واژگان کلیدی: روحیه جنگی، عملیات روانی، یگانهای هوابرد، آمادگی بدنی، توانمندی نظامی، نیروی انسانی. مقدمه روح قوی جسم ضعیف را با خود، حمل میکند اما جسم قوی نمیتواند روح ضعیف را همراهی کند. افزایش استعداد نیرویی شامل داشتن آمادگی بدنی( ) و توانمندی نظامی( ) از مهمترین الویت( ) معاونتهای مربوط در فرماندهی نیروهای مسلح کشورها به شمار میرود. توانایی نظامی بیشتر شامل مدرنیزه کردن ادوات، تجهیزات، تسلیحات نرم و سخت نظامی و پشتیبانی و ظرفیت نیروی انسانی( ) است و به قدرت بدنی، آمادگی رزمی و روحیه جنگی( ) برای بهکارگیری بهینه تجهیزات و هماهنگی با تحولات نوین نظامی در اجرای مأموریتهای محول شده، بستگی دارد. معاونت آموزش و دکترین ارتش امریکا (ترادوک)( ) علاوه بر جنبههای فنی و تکنیکی آمادگی جسمانی، بدنسازی و قدرت بدنی به تدوین توسعه برنامههای آموزشی برای افزایش روحیه جنگی و آمادگی رزمی در تلاش است. پروژه گذار ارتش امریکا برای قرن 21 با عنوان ارتش جدید برای جهان جدید( ) از سوی پروژههای آلترناتیو دفاعی پنتاگون( ) به تأسی از برنامههای مذکور ترادوک به اجرای طرحهای علمی ـ کاربردی مدرنیزه کردن ارتش توأم با افزایش روحیه جنگی مطابق با شرایط بینالمللی پس از 11 سپتامبر اهتمام میورزد. پنتاگون در گزارشهای رسمی خود به دوایر تابعه نظامی تأکید دارد که بهرهوری نظامی ارتش امریکا با افزایش روحیه جنگی و ارتقای قدرت بدنی به همراه مدرنیزه کردن تسلیحات نظامی است: ( ) ( )تصویر 1: برابر این فرمول بهرهوری نظامی ارتش امریکا با مدرنیزهکردن تجهیزات و تسلیحات نظامی همراه اثرگذاری روحی، روانی و فکری برای ارتقای روحیه جنگی شامل روحیه انسانی و سیستم جنگی است. چنانچه مؤلفه کیفی این فرمول بسیار کم است، در این خصوص انتظار بهرهوری در برآوردهای نظامی برای انجام مأموریتهای محول شده کم است. به عبارت دیگر، این فرمول به دنبال رابطه منطقی بین توانمندی نظامی با ظرفیت پرسنلی مبتنی بر روحیه جنگی است. بدیهی است که واحدهای نخبه نظامی( ) فاقد روحیه جنگی مبتنی بر روحیه انسانی و سیستم جنگی توانایی به کارگیری تسلیحات فوق مدرن نظامی را نخواهند داشت. دانش نظامی که پیچیدهترین دانشهای کنونی است، با استفاده از حجم عظیم بودجههای تحقیقاتی و وسعت سرمایهگذاریها و کثرت برنامهها در امور سیاستگذاری دفاعی به ارتقای بعد کیفی استعداد نیروها شامل مدیریت نیروی انسانی،( ) رهبری نظامی( ) و نیز بعد کیفی روحیه جنگی (بعد سلحشوری جنگی) و نیز بعد کمّی روحیه جنگی (بعد دانش و فناوری نوین جنگی) مشغول است. روحیهسازی( ) که بیشتر به روحیه جنگی شامل روحیه انسانی و سیستم جنگی مربوط است، از مسائل روحی و روانی، فرهنگ نظامی،( ) روحیه ملی، افتخارات و فرهنگ یک کشور شروع، تا به امور دانش و فنآوریهای نوین جنگی منتهی میشود. بنابراین مفهوم تئوریک و پدیده پراتیک (عملی) روحیهسازی جنگی بعد وسیعی را شامل میشود که پرداختن به همه آنها از حوصله این مقاله خارج است. بیشک روحیه جنگی، ریشه در عناصر و عوامل روحی، فکری، اجتماعی، فرهنگ ملی و تحولات نوین فنآوریهای کشورها دارد. این مقاله به اهتمام ویژه دوایر نظامی ارتش امریکا به مقوله روحیه جنگی شامل روحیه انسانی وسیستمی فرآیندهای انقلاب در امور نرمافزاری نظامی( ) مبتنی بر انقلاب شبکهای نظامی،( ) میپردازد. مدیریت نیروی انسانی و رهبری نظامی چندبعدی جدید در دستور کار رسمی دوایر نظامی ارتش امریکا؛ روحیهسازی جنگی مبتنی بر بعد سلحشوری جنگی منظور از چندبعدی بودن( ) مدیریت نیروی انسانی و رهبری نظامی، تدوین و توسعه برنامههای معطوف به روحیه جنگی (روحیه جنگی بعد سلحشوری جنگی) در کارکنان نظامی، شامل نیروهای چهارگانه زمینی، هوایی، دریایی و تفنگداران دریایی برای اجرای عملیات مشترک( ) است. ساختار سازمانی فرماندهی مرکب، سعی دارد تا با اجرای عملیات مشترک در سطوح وسیع بوروکراسی جغرافیای نظامی همچون سنتکام( ) روحیه جنگی مبتنی بر سلحشوری جنگی را به طور مشترک در نیروی مسلح پیش ببرد. سرهنگ پیاده ستاد بیل ویمبیش( ) از دانشکده جنگ نیروی زمینی ارتش امریکا در مجموعه سخنرانیهای آن دانشکده میگوید: روحیه جنگی نیروهای چهارگانه ارتش باید در سطح آمادگی رزمی و مانورهای جنگی به ویژه تمرینات بحرانی استراتژیک( ) نهادینه شود تا هر یک از واحدهای اعزامی به فرماندهی مشترک، آمادگی فرمانبرداری یکسان متأثر از روحیه مشترک جنگی را داشته باشند. به عبارت دیگر، باید اصول و مبانی مشترک روحیه جنگی در تمامی سطوح صف و ستاد نیروهای چهارگانه ارتش، گستره عمیق استراتژیک پیدا کند.1 در پروژه گذار ارتش امریکا برای قرن 21، روحیهسازی جنگی بیشتر از تجارب به جا مانده از جنگهای امریکا در بوسنی، کوزوو، افغانستان و عراق، نشئت میگیرد. در این پروژه، روحیه جنگی از عناصر اصلی و کلیدی فرماندهی و کنترل در (C4I2SR)2 رقم خورده است. یکی از نکات درخور توجه به فرآیند روحیهسازی جنگی در این پروژه در گستره نیروهای چهارگانه نظامی ارتش، بیشتر به افزایش روحیه جنگی (بعد سلحشوری جنگی) واحدهای نخبه نظامی با عنوان تیپهای استریکر3 توجه دارد. تیپهای استریکر یا تیپهای سبک هوابرد، از افراد زبده نظامی نیروهای چهارگانه تشکیل شده است که با در اختیار داشتن تسلیحات و تجهیزات مدرن با بیشترین توانایی تحرک، تحتالشعاع بیشتر فرآیند اداری چندبعدی روحیهسازی جنگی قرار دارند. در گزارشهای منتشر شده از جنگهای اخیر امریکا در افغانستان، از مأموریتهای حساس تیپهای استریکر نام برده شده است. برای مثال، در این گزارشها از مکانیسم اشغال سرپلهای عملیاتی در شهرهای حساس عراق به ویژه نبرد با لشکرهای گارد ریاست جمهوری آن کشور موسوم به آس. صدام مطالب درخور توجهی یافت میشود.4 کنگره امریکا نیز در نشستهای متوالی کارشناسی با مقامات عالیرتبه کمیسیونهای خدمات دفاعی و امنیتی سنای امریکا و نیز کارشناسان پنتاگون، مجوز خرید تسلیحات مدرن به همراه افزایش سطوح آموزش و اهتمام ویژه به فرآیند چندبعدی روحیهسازی انسانی جنگی تیپهای استریکر را داده است. از نکات مهم، در توصیه اخیر کنگره امریکا این است که به تجارب واحدهای نخبه نظامی بریتانیا شامل SAS و SBS (هوایی و دریایی) در تاریخ نبردهای آن کشور در آن سوی دریاها، تأکید شده است. سرهنگ دکتر مک گریگور از مقامات ارشد ترادوک مبتکر طرح تأسیس تیپهای استریکر( )3 و نیز ناظر بر فرآیند روحیهسازی چندبعدی جنگی با عنوان طرح Modular Brigades است. در این طرح از هر ده لشکر پیاده، زرهی و مکانیزه نیروی زمینی، از چندین اسکادران هوایی، هوادریا و هوانیروز و نیز از لشکرهای تفنگداران دریایی و گروه ضربت هوایی (لشکرهای نیروی مخصوص هوایی)( ) و نیز از لشکرهای نیروهای مخصوص دریایی موسوم به شیران دریا،( ) تیپهای چندبعدی استریکر با علامت اختصاری اداری HMMWVs( ) تأسیس شده است. این طرح از سال 1994 در ترادوک، تدوین شد و توسعه پیدا کرد. گفته میشود که این طرح هنوز در مرحله D * R است. همچنین ژنرال پیتر شوماخر رئیس ستاد نیروی زمینی ارتش امریکا که پیش از این فرماندهی نیروهای ویژه ارتش امریکا را بر عهده داشت و نیز از نیروی دلتا اعزامی به عملیات طبس بود، در همکاری با طرح سرهنگ گریگور شرکت داشت. وی اخیراً اعلام کرد: تیپهای استریکر تابع وزارت دفاع میباشند و مأموریتهای ابلاغی به آنها به لحاظ حداکثر ریسک ـ گریزی از رخنه اطلاعاتی و عملیات روانی دشمن مستقیم از پنتاگون صادر میشود. به استناد گزارش اخیر ژنرال شوماخر، تیپهای استریکر مستقلاند و آموزشهای رزمی، فرآیند روحیهسازی چندبعدی جنگی و تجهیز و مدرنیزهکردن تسلیحاتی آنها زیر نظر مستقیم وزارت دفاع امریکا انجام میگیرد، همچنین در برخی از اسناد و مدارک علمی ـ نظامی منتشر شده این طور برداشت میشود که روحیهسازی چندبعدی جنگی برای تیپهای استریکر با عنوان فرهنگ نظامی( ) قید شده است (اما به دلیل محرمانه بودن مفاد فرهنگ نظامی مذکور مدارکی منتشر نشده است). در پیوستهای نظامی ابلاغی، به فرماندهان تیپهای استریکر سهلانگاری در فرآیند روحیهسازی جنگی تخطی آشکار از مفاد مندرج در پروژه گذار ارتش امریکا برای قرن 21 نامیده شده است. در تدوین و توسعه برنامههای روحیهسازی جنگی از سوی مدیریتهای نیروی انسانی و دوایر آموزش رهبری نظامی از اساتید برجسته علوم انسانی شامل رشتههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، روانشناسی و تاریخی دعوت به عمل آمده است. همچنین در ابلاغیههای یاد شده برای جذب داوطلبانه کارکنان بازنشسته، افراد متخصص و علاقمند در امور نظامی و امنیتی برای پیوستن به تیپهای استریکر توصیه زیادی شده است. در برخی از گزارشهای منتشر شده دوایر مذکور، اینطور تحلیل میشود که گستره نیروهای داوطلب مذکور برای ورود به تیپهای استریکر میتواند فراتر از ارتش امریکا و نیز جامعه امریکا شامل متحدین واشنگتن چون بریتانیا، ایتالیا، مصر، اردن و یا پاکستان نیز باشد. به نظر میرسد که اعزام تیپهای استریکر به مناطق حساس استراتژیک جهانی همچون خاورمیانه بدون همراهی و همکاری نیروهای نظامی بومی منطقه، مشکلساز باشد.5 مفهوم علمی و گستره عملی روحیهسازی جنگی؛ عمق استراتژیک روحیه جنگی (بعد سلحشوری جنگی) روحیه سرباز مهمترین عامل در جنگها است. از نظر سونتزو، کلازویتس، ناپلئون، فیلد مارشال مونتگمری قوای روحی مهمتر از قوای جسمانی است. روحیه قوی به بعد شخصیتی متأثر از هنجارهای فردی و خانوادگی اشاره دارد و نیز به همکاری جمعی متأثر از نهادهای فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و تاریخی باز میگردد. روحیه قوی در نهادها، ارزشها و اعتقادات فرهنگ ملی کشورها ریشه عمیقی دارد و روحیه جنگی نیز از این قاعده استراتژیک مستثنی نیست. در تاریخ جنگی کشورها روحیه جنگی سربازان در آفرینش پیروزیهای بزرگ میدرخشد. برای مثال میتوان به روحیه جنگی نیروی مسلح ایران در جنگ با ارتش دوپینگی6 صدام حسین در آزادسازی آبادان، خرمشهر و ارتفاعات 402 در جبهه میانی واقع در سومار و به ویژه نبرد زرهی در دشت عباس که همردیف نبردهای برجسته جهان همچون عملیات فرماندی، نبرد استالینگراد بود، اشاره کرد. روحیه جنگی پس از شکلگیری از نهادها و ارزشهای ملی توسط روح همکاری جمعی در واحدهای نظامی گسترش و تعمیق پیدا میکند. همرزم یکی از اصطلاحات جاری در واحدهای نظامی ارتشهاست. در کمیته آموزش تکاور همرزم و روح همکاری، شرط موفقیت در دورههای سخت رنجر( ) به شمار میرود. رفاقت و همرزم ریشه در پیوند سربازان با یکدیگر دارد و در پیشبرد مأموریتهای محول شده، مؤثر است. هر چند روحیه جنگی با پشتوانه متعدد آموزشی همراه باشد اما بدون اتکا به همکاری بین نیروها، کارکرد عملی نخواهد داشت، اصطلاح رایج تفنگداران دریایی همه بچهها میجنگند( ) ریشه در روحیه انسانی جنگی و همکاری جمعی دارد. روحیه انسانی جنگی مبتنی بر اعتماد و اطمینانسازی در تمام سطوح نظامی است. بنابراین روحیه جنگی باید از آفتها و اخلاقهای پست به دور باشد و نیز در کالبد روحیه جنگی، انرژی اعتماد و اطمینانسازی حکمفرما باشد. بین آفتهای اخلاقی و انرژی اعتمادسازی، رابطه تنگاتنگی وجود دارد و از رابطه منطقی آن دو ـ روحیه جنگی به وجود میآید. بدیهی است که ارتشهای جهان بر اساس ضرورتهای سیاسی، اخلاقی، ایدئولوژیک، اجتماعی، فرهنگی و ... آفتهای اخلاقی و انرژی اعتمادسازی را درونی، تیپشناسی و نهادینه کردهاند. روحیه جنگی از بستر آموزهها و آییننامهها رشد و توسعه، پیدا میکند. آییننامههای نظامی ارتشها از سطوح دسته، گروهان و گردان شروع و به سطح لشکرها، سپاه (قرارگاه) و ارتشها (سه قرارگاه عملیاتی و یک قرارگاه لجستیکی، ارتش یکم را تشکیل میدهند) منتهی میشود. مشقهای نظامی، سان و رژه، یونیفورمهای نظامی، تجدید نمایشهای سمبلیک نظامی، مراسم مختلف نظامی، پرچمهای سمبلیک و نشانهای نظامی لشکرها و تیپهای مستقل، اسامی خاص اسطورههای جنگ دوران باستان و از این قبیل در قالب دستورالعملها و آییننامههای نظامی به همراه آموزههای دینی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و ملی، میتواند انرژی روحیه جنگی را قدرتمند سازد. از سوی دیگر، روحیه انسانی جنگی صرفاً به آموزهها و آییننامهها محدود نیست بلکه از قدرت بدنی و آمادگی جسمانی نشئت میگیرد. شعار عقل سالم در بدن سالم از نظر استراتژیکی در برنامهریزی دفاعی کشورها مهم است. به عبارت دیگر روحیه قوی با جسم قوی ارتباط تنگاتنگی دارد همانگونه که روح ضعیف نمیتواند جسم قوی را همراهی کند. امروز در دوایر منابع انسانی نظامی آمادگی جسمانی با پرورش و آموزش روحیه جنگی دنبال میشود. آسیبشناسی قدرت بدنی و مقابله با آفتهای روحیه جنگی از الویتهای مهم معاونتهای طرح و برنامهریزی نظامی است. انرژی اعتماد و اطمینانسازی در گستره پهناور بوروکراسی ارتشها در دو سطح ستاد و صف، دارای رشتههای مادی شامل تسلیحات، تجهیزات، ادوات و پشتیبانی و رشتههای معنوی شامل روح همکاری، اعتماد، فداکاری و از این قبیل است. آموزش، ایمان، انضباط فرماندهی و فرمانبرداری، سلسله مراتب نظامی، روح فداکاری و همکاری و مهمتر از همه، حمایت بیشائبه از نیروها تحت هر شرایط زمانی و مکانی، میتواند انرژی روحیه جنگی را در کالبد قدرتمند آمادگی جسمانی ذخیره کند. بنابراین کالبد جسمانی قوی ارتشها با سلسله اعصاب روحیه جنگی و بعد سلحشوری جنگی هدایت و رهبری میشود. جراحات فیزیکی وارد شده بر کالبد فیزیکی ارتشها و عملیات روانی علیه روحیه جنگی آن، میتواند ارتشها را از پای در آورد. امروز تخریب روحی و روانی ارتشهای هدف، همردیف با انهدام قدرت رزمی شامل تسلیحات و نفرات است و بیشتر عمق استراتژیک دارد. امروز در کنار تحول و انقلاب در امور سختافزاری و نرمافزاری نظامی، قدرت فوقالعاده بدنی و روحیه عالی جنگی نیز برای افزایش آمادگی رزمی، مهم است. برخی ارتشها به دنبال تولید آنند و برخی دیگر با تقلید از گذشتگان و عقبه تاریخی، به رشد و نمو آن میپردازند. نتیجه هر دوی آنها کسب آمادگی رزمی در شرایط نوین بینالمللی به ویژه پس از جنگ سرد و پس از 11 سپتامبر است. ریشه فرسودگی( ) نبردها در تسلیحات، قدرت بدنی و روحیه جنگی و بعد سلحشوری جنگی است که جنگهای عراق و افغانستان شواهدی بر این مدعاست. تصویر شماره 2 ارتشهای مدرن سعی دارند تا از طریق رسانههای گروهی و فنآوریهای ارتباطات، اطلاعات و شبکهای، صداهای روحی و روحیه جنگی صفوف نظامیان خود را از غرش تانکها، توپها و هواپیماها رساتر سازند. امروز برخورد مستقیم بین نظامیان متخاصم صورت نمیگیرد بلکه روحیه جنگی طرف مقابل از طریق فنآوریهای متحول نرمافزار نظامی در امور عملیات روانی، تخریب میشود و یکی از اضلاع عمق استراتژیک مثلث آمادگی رزمی طرف مقابل فرو میریزد و اصطلاحاً فرسودگی نبرد رخ میدهد. عمق استراتژیک روحیه انسانی جنگی در عصر فنآوریهای مدرن نظامی لجمن (لبه جلویی منطقه نبرد) را مجازی ساخته است. فنآوریهای مجازی به سهولت میتوانند دیوارهای روحیه جنگی را به لرزه درآورند. بدیهی است که مهندسی روحیه جنگی میتواند لرزشهای ناشی از امواج مجازی عملیات روانی را پشت سر بگذارد.7 تصویر شماره 3روحیه جنگی در پرتو انقلاب در امور نرمافزاری نظامی: انقلاب شبکهای نظامی، روحیه انسانافزاری جنگی و روحیه سیستمی موسوم به جنگجویان جدید انقلاب در امور سختافزاری و نرمافزاری نظامی،( ) استعداد پرسنلی شامل مدرنیزهکردن تسلیحات و لجستیک، قدرت بدنی و روحیه جنگی را تحتالشعاع قرار داده است. اصطلاح جنگجویان جدید( ) در پروژه گذار ارتش امریکا برای قرن 21 بیشتر به روحیه انسانافزار جنگی و سیستمهای جدید جنگی( ) در پرتو انقلاب شبکهای نظامی معطوف است. به عبارت دیگر با تحولات سریع و بنیادین در فرآیند انقلاب شبکهای نظامی ایده جنگجویان جدید توانمند به استفاده از فنآوریهای مدرن نظامی، در محافل فکری و مراکز اجرایی نظامی کشورها از نظر استراتژیکی توانمندی زیادی پیدا کرده است. مخاطبان نظامی انقلاب شبکهای، در فضای شبکهای ارتباطات و اطلاعات الگوهای تازهای از جنگها را میبینند. عبارت انقلاب شبکهای نظامی و روحیه جنگی به مکانیسم روحیهسازی جنگی در پرتو انقلاب شبکهای نظامی معطوف است و به روحیه جنگی کارکنان نیروهای مسلح در کنار سیستمهای جدید جنگی در استفاده از فرآوردههای انقلاب شبکهای، ارتباطی و اطلاعاتی نظامی نیز مربوط است. در واقع نسل جدید از روحیه انسانی و سیستمی جنگی،( ) توانایی به کارگیری فرآوردههای انقلاب شبکهای نظامی را دارند. 1ـ روحیه انسانافزاری جنگی و روحیه سیستمی جنگی روحیه انسانافزاری جنگی یا روحیه جنگی نوین بیشتر به دانش، ظرفیت استفاده و به کارگیری دادههای انقلاب شبکهای نظامی و تبدیل آنها به اطلاعات مورد نیاز و انتقال سریع و فراگیر آنها اشاره دارد. دادهها برای ردههای بالاتر نظامی، به اطلاعات مفید تبدیل میشوند. بنابراین دانش جدید توانمندی تبدیل دادهها را امکانپذیر میکند. روحیه انسانافزاری جنگی اصطلاح رایجتری برای شناسایی نسل جدید از روحیه جنگی در پرتو موج جدید فنآوریهای مدرن شبکهای نظامی است. تصویر شماره 4 نسل جدید روحیه جنگی باید از دانش جدید و طراحی نرمافزارهای جدید در به کارگیری دادهها و اطلاعات شبکهای نظامی استفاده کند. پروژه گذار ارتش امریکا در قرن 21 درصدد بوده است تا همواره پیشرفت توأم بین فنآوری نظامی و نسل جدید از روحیه انسانی و سیستمی جنگی با عنوان جنگجویان جدید را به وجود آورد. در این پروژه عنصر تصمیمگیری شرط لازم و کافی برای ورود به جنگهای قرن 21 و نیز نقطه اتصال بین فنآوری مدرن نظامی (انقلاب شبکهای نظامی) و منابع انسانی متخصص در کنار بعد سیستمی جنگی، در نظر گرفته شده است. تصویر شماره 5برابر جدولهای اول و دوم، جنگجویان جدید باید روحیه جنگی مبتنی بر دانش و نیز نرمافزارهای جدید را به منظور توانایی در انتقال فراگیر دادهها به اطلاعات داشته باشند. دادههای انقلاب شبکهای نظامی از طریق فنآوریهای مدرن ارتباطی، اطلاعاتی و شبکهای بر اساس توزیع اطلاعات( ) به جنگجویان جدید منتقل و سپس به اطلاعات تبدیل میشود و آنگاه انتقال فراگیر یا اعمال و اقدامات دیگر صورت میگیرد. بدیهی است که باید بین انقلاب شبکهای نظامی و روحیه انسانافزاری جنگی و سیستمی جنگی، حرکت متوازن تکاملی برای پویایی اطلاعات وجود داشته باشد. تصویر شماره 6پویایی اطلاعات در جنگهای نوین نیازمند روحیه انسانافزاری جنگی متأثر از دانش جدید برای محاسبات پیچیده و حساس نظامی، ذخیرهسازی اطلاعات، سهولت انتقال و شبکهسازی برای در دسترس بودن فراگیر اطلاعات و مکانیسمهای بهینه تصمیمگیری و تصمیمسازی از طریق هوش مصنوعی و مهندسی دانش است. بنابراین انسانافزار نقطه واسطه انسان ـ سیستم( ) و انسان ـ فنآوریهای شبکهای نظامی یا فنآوریهای نرمافزاری نظامی مشتمل بر فنآوریهای ارتباطی، مخابراتی، شبکهای و اطلاعاتی است: تصویر شماره 7بنابراین انسانافزار جنگی به کمک دانش جدید، نرمافزارهای جدید سیستمهای جدید جنگی و فرآوردههای فنآوریهای شبکهای نظامی به تصمیمگیری قاطعتر و پویایی اطلاعات دست خواهد یافت. البته تصمیمگیری قاطع و تعیینکننده جنگجویان جدید به فنآوریهای هوش مصنوعی و مهندسی دانش توجه دارد. این دسته از فنآوریها با روششناسیهای شبیهسازی، مدلسازی، تحلیل مدلی و پیشبینی، تصمیمگیری قاطع را تسریع و بهینهسازی میکنند. بنابراین دانش و فنآوری جنگجویان جدید به همراه نرمافزارهای جدید با قابلیت تجزیه و تحلیل، مدلسازی، شبیهسازی و پیشبینی با نرمافزارهای مدارهای شبکهای تصمیمگیر و نیز نرمافزارهای عیبیابی شبکهای برای تولید تصمیمگیری قاطع و مؤثر ارتباط تنگاتنگی دارند. این ارتباط حاصل پیشرفت دانش نظامی و تحول نوین نرمافزاری برای به کارگیری بهینه فنآوریهای انقلاب شبکهای نظامی است. از پیشرفت توأم دانش نظامی معطوف به انسانافزار و نرمافزارهای نوین (مربوط به سیستمافزار) جنگجویان جدید شامل سیستمهای جدید جنگی و انسانافزارهای برتر (دارنده دانش پیچیده نظامی) به وجود میآید. بنابراین هر چه سرعت فنآوریهای زیرساخت مخابراتی و ارتباطی از طریق کانالهای انتقالی شامل فیبر نوری، کابلهای هممحور و خطوط مختلف ارتباطی با سیم، بیسیم، سوئیچینگ، ماهوارهای، موبایل، تلفن ماهوارهای و از این قبیل افزایش پیدا کند، آنگاه باید دانش و فنآوری به ترتیب آگاهی نظامی و نرمافزارهای نظامی نیز در راستای مدیریت شبکهای برای دسترسی فراگیر به اطلاعات، سرعت بیشتری پیدا کند. همانگونه که اشاره شد امروز جنگجویان جدید شامل منابع انسانی متخصص و دارنده دانش برتر نظامی و نیز هوش مصنوعی رباطهای جنگی موسوم به سیستمهای جدید جنگی( ) است، که با یکدیگر، کنش شبکهای دارند. جنگجویان جدید معطوف به سیستمهای جدید جنگی با فنآوریهای تأثیرپذیر از مهندسی عملکرد انسانی و شبکهای به تعامل بین سیستم و انسان( ) برای پردازش دادهها و تبدیل آنها به اطلاعات و نیز انتقال آنها میپردازند. بدین ترتیب نوعی ارتباط بهینه بین روحیه انسانافزاری جنگی و روحیه سیستمی جنگی مبنی بر تعامل بین انسان و سیستم تحت عنوان بیوسایبرنتیک( ) چندرسانهای چندبعدی دینامیک با عملکرد طبیعی و واقعیتهای مجازی برای توسعه محیطهای همکاری انسان و سیستم به وجود میآید. دانش جدید نظامی در کارآیی و بهرهوری فنآوریهای شبکهای در خصوص امور فنی، سازمانی، مدیریتی، جمعآوری، ذخیرهسازی، استفاده و بازیابی، طراحی، ساخت برنامهها و پایگاههای دادهها، تولید و اجرای برنامههای کاربرد شبکهای، روشهای طراحی و تولید روشهای جدید و مهمتر از همه در ابداع، طراحی و معماری شبکهها برای تصمیمگیری انسانی - سیستمی و شبکهای جنگهای نوین قرن 21 تأثیر مهمی دارد. دانش جدید جنگی انسانافزار اکنون با فنآوری برتر و متحول شبکه شبکهها( ) سر و کار دارد. انسانهایی که از دانش جدید نظامی بهره میگیرند، در شاهراه اطلاعرسانی نظامی در سطوح منطقهای، فرامنطقهای و حتی جهانی به فعالیت مشغولاند. وزارت دفاع امریکا در دهه 60 م مبتکر طرح اینترنت بود. به اعتقاد نظریهپردازان دفاعی یک شبکه با مدیریت متمرکز در برابر حملات تصور نشدنی و ناشناخته، بسیار آسیبپذیر خواهند بود. این پروژه را پنتاگون از سال 1969 با عنوان شبکه آژانس پروژه تحقیقاتی پیشرفته یا آرپانت دنبال میکرد. اکنون نیز بعد دانش نظامی انسانی و نرمافزاری نوین سیستمهای جدید جنگی در پیوند با دستاوردهای نوین پروژه یاد شده، نسل جدید از جنگجویان انسانی - سیستمی را تولید میکنند.8 تصویر شماره 8 و 9 و 102- نتایج و یافتهها طرح جامع فنآوری و دانش نظامی وزارت دفاع امریکا( ) با هدف گذار ارتش امریکا به قرن 21 با فرمول نیروی جاری به سوی نیروی آینده(CF to oFF) مترصد اتصال تیپهای استریکر مبتنی بر روحیهسازی سلحشوری انسانی با حلقه انسانی سایبر مبتنی بر روحیه علمی جنگی انسانی با حلقه روحیه سیستمی جنگی یا سیستمهای جدید جنگی است. هدف استراتژیک اتصالات یاد شده، ایجاد عمق استراتژیک بین احساسات جنگی، دانش و فنآوری جنگی برای استفاده بهینه از فرآوردههای شبکهای نظامی در شرایط متحول امنیتی بینالمللی قرن 21 است. برای رسیدن به این هدف ظرفیتهای امنیتی انسانی و تواناییهای نظامی در دو حوزه کیفی و کمی نظام باید با هم ادغام شوند، تا جایی که ظرفیتهای انسانی از تحولات توانمندیهای نوین نظامی شناخت دقیقتری به دست آورند. تصویر شماره 11 برابر این دیاگرام، یگانهای استریکر با بهرهگیری از حلقههای سیستم سیستمها و بیوسایبر در فضای فنآوری متحول شبکهای نظامی به جنگجویان جدید تبدل میشوند. برپایی جنگجویان جدید نیازمند حمایت مالی و پولی طراحان سیاست دفاعی کشور به شرط موفقیت آنها ـ در صورت داشتن فرماندهی و کنترل ـ در صحنههای نبرد واقعی و مجازی است. منابع: 1. برای مطالعه بیشتر در ابن باره مراجعه شود به: The Collins Center update, volume G, lssue.3, April – June.2004, pp.1, and; Beth Asch and James Hoser, “US. Commanders Neecl Flexible Ways to Manage Personal”, RAND Review, Fall.2004, pp.1-5. 2. Commander, Control, Computer, Communication, Intelliyence, Information, Surveillance and Reconnaissance. 3. Stryker Brigades * ریشه تاریخی تیپهای استریکر به واحدهای نخبه رزمی جنگجویان یونانی تحت فرماندهی آشیل، پاریس، هکتور و هرکول برمیگردد. در متون تاریخی معطوف به جنگهای دوران باستان بین ایرانیان عصر کوروش و داریوش هخامنشی شکست سهمگینی به تیپهای استریکر یونانی وارد شد. ارتشهای هخامنشی با داشتن تکاروان (Takavaran) و سوارهنظامهای سلحشور (Warrior Cavalries) به این موفقیتها دست یافتند. آثار به جا مانده تاریخی در تخت جمشید تندیس غولپیکر تکاوران و سوارهنظامهای سلحشور را در خود جای داده است. ارتشهای صفوی در جنگهای عثمانی از سوارهنظامهای سلحشور استفاده میکردند. ارتش ایران نیز در سال 1970 تکاوران دریایی (Navy Commandos) و رنجرهای نیروی زمینی و هوانیروز (Rangers - Airborne) را در دستور کار نظامی عالیترین ستاد قرار داد. 4. برای مطالعه بیشتر در این باره به سایت الکترونیکی سنتکام و ترادوک و نیز سایت الکترونیکی Army - Magazine و Marine.Corps مراجعه فرمایید. 5. برای مطالعه بیشتر در این باره مراجعه شود به: Statement of Colonel Douglas Macgregor, PhD, USA (Ret), Testifying before the House Armed Services Committee on July 15, 2004 in 2118 of the Rayburn House office Building, Colonel Richard Hooker, USA, Former Special Assistant in the office of the Secretary of the Army, clayton M.christensen,” The Innovator’s Dilemma: When new Technologies cause Great firms to Fail (Boston: Harrard Business school press, 1997), Louis caldera, Secretary of Army, and G.Ericr - Shinseki , Army Chief of Staff, united states Army Irans formation Compaign plan, Aug.1, 2005, and; TRADOC Pamphlet 525-3-90/ Operational and Organizational plan for Maneuver unit of Action , July, 22,2002. 6. حمید هادیان؛ "ارتش دوپینگی عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران؛ همشهری دیپلماتیک، شماره ـ 22، مهر 1383. 7. برای مطالعه بیشتر در اینباره مراجعه شود به: ام. اف. ریچاردسون، روحیه جنگی و عوامل روانی در جنگ، ترجمه: پیروز ایزدی، (تهران: معاونت پژوهش دانشگاه امام حسین(ع)، 1365)؛ آندره بوفر، استراتژی اقدام، ترجمه: مسعود محمدی، (تهران؛ دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، 1369) و آندره بوفر، مقدمهای بر استراتژی، ترجمه مسعود کشاورز، (تهران؛ دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، 1369). Karen O.Dunivin, lieutenant Colonel, USA. F, “Military Culture, A paradigm shift?” Air war college, Maxwell paper, NO.10, Feb. 1997, “Introduce new plan to Increase size of the Army: The US. Army Manpower Crisis”, Press Release , office of the senator Jack Reed, march. 4.2004, reed. Senate.gov/press, and; Army personal Transformation Achieving parallel Evolution Briefing to the HASC, Don Vandergriff, magor US. Army 10 march. 2004. 8. Advanced Research Progect Agency Network (ARPANet) 1 ـ برای مطالعه بیشتر پیرامون فنآوری اطلاعات و اینترنت و وزارت دفاع امریکا مراجعه کنید به: لپیتر موریس، مدیریت پروژهها، ترجمه مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی، مرکز مطالعات و برنامهریزی استراتژیک زمستان 1370. “DoD’s Qngoing Efforts to Important Capabilities – Based planning”, sep. 2004, Manuely. Carrillo, Hugh G. Massey and Joseph G. Bolton, Policy and Methodology to Incorporate Wartime Plans in to Totalus. 2 ـ نتایج و یافتهها: Air Force Manpower Requirements, (RAND Press, 2004) , Elham Chashghai, communications networks to support lntegrated lntelligence, surveillance, Reconnaissance and stri.... Operations, (RAND Press, 2004), and; Capabilities – Baseed Defense planning: Building a 21 Century force, Center for Contemporary Conflict (CCC) , NAVY war College, sep .21, 2004.
مقالات مجله
نام منبع: Anti War
شماره مطلب: 10771
دفعات دیده شده: ۴۱۸۵ | آخرین مشاهده: ۳ ماه پیش