-
عملیات روانی و عملیات اطلاعاتی روسیه/تیموتی رال توماس /علی جامهبزرگ
سهشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۶:۵۱
یافتن نقاط مشترک رویکردهای روسیه و امریکا نسبت به عملیات روانی و اطلاعاتی کار چندان دشواری نیست. متخصصان هر دو کشور سیستمهای جنگ الکترونیکی و فرماندهی و کنترل دیگر کشورها را به دقت بررسی میکنند و بر اهمیت استفاده از کامپیوتر و مدیریت اطلاعات، به منظور آمادگی و اجرای عملیات جنگی مدرن تأکید دارند. کاربرد اطلاعات برای اجرای عملیات روانی نیز بخشی از عملیات جنگی مدرن محسوب میشود. اما با مطالعه دقیق رویکرد روسها در قبال اطلاعاتی که جنبهای از
یافتن نقاط مشترک رویکردهای روسیه و امریکا نسبت به عملیات روانی و اطلاعاتی کار چندان دشواری نیست. متخصصان هر دو کشور سیستمهای جنگ الکترونیکی و فرماندهی و کنترل دیگر کشورها را به دقت بررسی میکنند و بر اهمیت استفاده از کامپیوتر و مدیریت اطلاعات، به منظور آمادگی و اجرای عملیات جنگی مدرن تأکید دارند. کاربرد اطلاعات برای اجرای عملیات روانی نیز بخشی از عملیات جنگی مدرن محسوب میشود. اما با مطالعه دقیق رویکرد روسها در قبال اطلاعاتی که جنبهای از جنگ عملیات اطلاعاتی به شمار میرود، به عناصری چندبرمیخوریم که آن را منحصر به فرد و متمایز میسازد. سه دلیل عمده برای روش متمایز روسها وجود دارد: دلیل نخست به بافت کلی باز میگردد. کشور و جامعه روسیه دوره انتقالی را سپری میکنند و این امر به بیثباتی سازمانی و فلسفی منجر میشود. مطابق نظر دانشمندان برجسته و مقامات دولتی روس, آگاهی جمعی روسها در مقابل فریب به وسیله رقابتهای بازاریابی زیرکانه و سوءاستفاده از طریق وعدههای اقتصادی و رفاه اجتماعی در این دوره, آسیبپذیر است. پس رویکرد متخصصان روسی به تهدیدهای اطلاعاتی، بر فرایندهای روانی – اطلاعاتی , و نیز قانونهای کشوری تأکید عمده دارد تا بتواند امنیت اطلاعاتی افراد و جامعه را تضمین کنند. دلیل دوم برای عدم مشابهت در تأکید روسها این است که به علت ملاحظات جغرافیایی, تهدیدات نظامی متنوع, واقعیتهای اقتصادی که به وسیله پسزمینه ایدئولوژیکی تحمیل شده بود و توجهی که به مطالعه امور نظامی به عنوان یک علم میگشت, تفکر نظامی سنتی روسها، به شیوهای متفاوت از غرب بسط یافت. مطالعه روسها در مورد تأثیر استفاده از سلاحهای اطلاعاتی بر هنر نظامی، با ارزیابی غربیها (از لحاظ تأکید), متفاوت خواهد بود؛ چرا که آنها این قبیل عملیاتها را به مثابه انعکاسی از فرایندهای تفکر سنتی نظامی نگریسته و ارزیابی میکنند. و سرانجام باید گفت که رویکرد روسی به علت محدودیتهای مربوط به بودجه, فناوری و زیرساخت که قابلیتهای اطلاعاتی بر طبق آنها توسعه مییابند، منحصر به فرد بوده است. در مورد زیرساختها نیز باید گفت که زیرساختهای روسی در عصر اطلاعات از عهده بمباران پیشرفتهای فناوری برنمیآید, زیرا کارآمدی لازم را ندارند. مثلاٌ سیستم تلفن در روسیه بسیار قدیمی است و تعداد محدودی خطوط سیم تلفن حجم مکالمات تلفنی را جوابگو هستند. از نظر فناوری, سالها طول میکشد تا فیبرهای نوری به بعضی از شهرها برسند و فقط طی سالهای اخیر، شرکتهای کامپیوتری روسیه, شروع به ساخت قطعات کامپیوترهای روسی کردند. عدم توانایی در ساخت قطعات ریز، به شیوهای مدرن و آسان، بزرگترین نقطهضعف بوده و محدودیتهای بودجهای شدید نیز کوشش در جهت ایجاد تغییرات سریع در کشور را کاسته است. از این رو، متخصصان روسی در ابتدای کار نسبت به همتایان غربی خود وقت بیشتری را صرفنظریه عملیات اطلاعاتی کردهاند, در حالی که غربیها را به جای نظریه؛ بیشتر به کاربرد مشغول شدهاند. روسیه برای آنکه در دوره فناوری به پای غرب برسد به زمان زیادی نیاز دارد، اما هنگامی که دیگران به آزمون و خطای نسل اول اطلاعات میپردازند, کاستیها میتواند به نقطه قوت تبدیل شوند؛ البته این در شرایطی رخ میدهد که ثبات وجود داشته باشد و بتوان به برابری رسید. متخصصان روسی به این کمبودها واقفاند و میکوشند با این وجود کار کنند. هر چندظهور فناوریهای اطلاعاتی از اواخر دهه 70 به این سو همواره وجود داشته است اما در دهه 90 بود که سیستمهای به روز تولید شدند. در یک بحث مربوط به کیفیت اطلاعاتی نیروهای مسلح که نسبت کمیت ابزار مورد نیاز به ابزار موجود است, عنوان شد که در مقایسه با 25 هزار کامپیوتر موجود به 450 هزار کامپیوتر دیگر احتیاج است. این آمار نشانگر 18 از 100 است. اگر با همان ترتیب پیش رویم در حدود 50 تا 60 سال طول میکشد تا به کیفیت اطلاعاتی(IQ) در رقم 90 رسید. احتمالاٌ روسیه بسیار سریعتر به این رقم میرسد زیرا شروع به تولید انبوه کامپیوتر کرده است. اگر بودجه اجازه دهد 5 تا 8 سال طول نمیکشد که به این هدف نائل میشود. در این دوره بسیار دشوار خواهد بود که کیفیت اطلاعاتی (IQ) نظامی را از کیفیت اطلاعاتی (IQ) اجتماعی تفکیک کرد. علاوه بر سه دلیل مهم مذکور, باید به خاطر داشت که در مقایسه با صدها کارشناسی که در غرب در مورد عملیات اطلاعاتی قلمفرسایی میکنند، تنها تعداد انگشتشماری کارشناس در روسیه هستند که آشکارا در نشریات نظامی آن کشور در این خصوص مطلب مینویسند. از آنجا که هیچ قاعده در وزارت دفاع روسیه و نشریات آن وجود ندارد که به تعریف و ترسیم خطوط کلی مفهوم روسی جنگ اطلاعاتی بپردازد, غربیها باید به دیدگاههای ارائه شده به وسیله چندتن از افراد در حال خدمت یا بازنشسته اکتفا کنند که اینان دامنه گفتگو در این مورد را محدود کردهاند. جای خوشبختی است که بسیاری از آنها نه تنها در این حوزه متخصصاند، بلکه مسئول آموزش عملیات اطلاعاتی در دانشگاهها و موسسات روسیه نیز هستند. دیدگاههای آنان ارزش بررسی دقیق را داراست. این مولفهها، باید در بحث 10 عنصر کلیدی رویکرد روسها به جنگ اطلاعاتی که در زیر میآید مد نظر قرار گیرند. ولی به هر حال توصیف کوتاهی از دیدگاه روسها در مورد اصطلاحات امنیت اطلاعاتی و جنگ اطلاعاتی ارائه شده که نقش پایهای برای یادآوری بحث را دارند. این اصطلاحات به خودی خود بدیعاند زیرا تجربه روسها و فرایند تفکر منطقی آنها را نشان میدهند. تعریف امنیت اطلاعاتی مفهوم امنیت ملی روسیه و نیز برخی قوانین کشوری، به امنیت اطلاعاتی به عنوان یکی از منافع ملی روسیه اشاره دارند. یکی از نخستین کوششهای روسیه برای ایجاد پیشنویس قانونی در خصوص امنیت اطلاعاتی، به سال 1995 باز میگردد. در این باره سند معادلی در امریکا وجود ندارد. در این ارزیابی منحصر به فرد و جامع حوزههای خطر, موقعیت امنیت اطلاعاتی روسیه, خطرات احتمالی امنیت اطلاعاتی این کشور, شیوههای فراهم آوردن امنیت اطلاعاتی آن و ساختار سازمانی و اصول یک سیستم امنیت اطلاعاتی از نظر دفاعی مورد بحث قرار گرفتهاند. این سند حوزههای خطیر را به این شرح مورد بررسی قرار داد: • منابع اطلاعاتی وزارت دفاع, ستاد فرماندهی, افراد اصلی اجزای نیروهای مسلح, و تشکیلات علمی و تحقیقاتی؛ اطلاعات, حقایق و ارقام درباره آمادگی و اجرای طرحهای عملیاتی و استراتژیکی, استقرارها و بسیج نیروها؛ و ویژگی تاکتیکی و تکنیکی تجهیزات؛ • منابع اطلاعاتی، مجموعه نظامی صنعتی و نیز قابلیت صنعتی و کیفیت مواد خام موجود برای نیروها, اطلاعات در خصوص مسیر اصلی توسعه تجهیزات نظامی؛ • سیستم فرماندهی و کنترل کشوری افراد و سلاح، و پشتیبانی اطلاعاتی آنان؛ • وضعیت روانی و سیاسی نیرو؛ • زیرساخت اطلاعاتی (نقاط کنترل و اتصال, نقاط اعتماد, تبادلات اطلاعاتی ماهوارهای و نزدیک جو زمین) تا ارتباط با دیگر وزارتخانهها میسر شود. منابع تهدید خارجی عبارتند از: • فعالیتهای اطلاعاتی ـ جاسوسی؛ • فعالیتهای فناوریکی اطلاعاتی, مانند جنگ الکترونیکی و روشهای نفوذ در کامپیوتر؛ • عملیات روانی به وسیله دشمنان احتمالی که از طریق فعالیتهای خاص و یا وسایل ارتباط جمعی صورت میگیرد؛ • فعالیتهای سازمانهای سیاسی یا اقتصادی خارجی که علیه منافع روسیه و در حوزه دفاعی این کشور انجام میشود. منابع تهدید داخلی عبارتند از: • اخلال در ابزارهای ارتباطی سازمانیافته کارکنان و تشکیلات وزارت دفاع؛ • اشتباهات فردی از پیش برنامهریزی شده یا برنامهریزی نشده در سیستم اطلاعاتی مهم؛ و • فعالیتهای اطلاعاتی و تبلیغاتی سازمانها و افراد که به طور مستقیم علیه منافع دولت انجام و باعث کاهش وجهه و آمادگی جنگی نیروهای مسلح شود, در پیشنویس فوقالذکر آمده بود که این تهدیدات, به خصوص وقتی که موقعیت سیاسی و نظامی حاد است میتوانند بسیار مخاطرهآمیز باشند. پیشنویس امنیت اطلاعاتی روشهای ارتقا امنیت اطلاعاتی در حوزه دفاعی را به سه قسمت تقسیم نمود: نظری: سازمان دادن اهداف به منظور تامین امنیت در حوزه دفاعی یعنی هدفهایی که با برنامههای عملی یا مأموریتها سازگارند و یک ارزشیابی صحیح از تهدیدات و منابع آن؛ تکنیکی: شناخت ابزارهای حفظ منابع اطلاعاتی در برابر دسترسی غیرمجاز که این امر از طریق گسترش سیستمهای ایمنی فرماندهی و کنترل و افزایش قابلیت اطمینان منابع کامپیوتری انجام میشود؛ و سازمانی: تشکیل بهترین ساختار و ترکیب از اعضای عملکننده یک سیستم امنیت اطلاعاتی در حوزه اطلاعاتی و هماهنگ کردن همکاری مؤثر آنها, ارتقا شیوههای استراتژیکی و عملیاتی اطلاعات گمراه کننده, جمعآوری اطلاعات و جنگ اطلاعاتی و بهبود روش و ابزار فعال بر ضدتبلیغات اطلاعاتی و عملیات روانی یک دشمن محتمل. طبق اطلاعات موثق این پیشنویس هنوز به قانون تبدیل نشده است. به هر حال تعداد زیادی از قانونهای دیگر (پیشنویس و غیره), احکام و مقررات در خصوص عملیات اطلاعاتی از قبل وجود دارد. تبیین جنگ اطلاعاتی هیچ یک از تعاریف رسمی و نظامی عملیات اطلاعاتی (مربوط به وزارت دفاع, شورای امنیت یا شورای دفاع) تا به حال تایید نشده, با این وجود، چندتعریف غیررسمی از خلال سخنرانیها یا مقالات در دسترس است. آنچه تعریف این افراد را متمایز میسازد این است که آنان مراقبند تا از مفهوم امریکایی اصطلاح یاد شده تقلید نکنند. وی. آی. سیمبال تحلیلگر روس ابراز نموده است: که « بررسی صرف مفهوم جنگ اطلاعاتی، بیمعنی است, چرا که مفهوم جنگ اطلاعاتی وزارت دفاع، میبایست الزامات مربوط به قانون اساسی فدراسیون روسیه, قانونهای اصلی, مشخصههای موقعیت اقتصادی حاضر فدراسیون روسیه و مأموریتهای نیروهای مسلح ما را نیز در برگیرد.» سیمبال خاطرنشان میسازد که در فدراسیون روسیه سازمانهای امنیتی کشور آن با توجه به تعریف جامع، مسئول موفقیت هستند. قسمتی از این حقیقت، اخیراٌ با تلاش و کوششهای آژانس فدرال اطلاعات و ارتباطات دولتی تایید شد، زیرا دومای دولتی را تحت فشار گذاشت تا به این آژانس اجازه کنترل اینترنت در روسیه را بدهد. آژانس فدرال اطلاعات و ارتباطات دولتی, اداره کل ششم و شانزدهم سابق ک.گ. ب اعلام کرد که سیا در حال تولید سلاحهای اطلاعاتی و ویروسهای کامپیوتری جنگی است، بنابراین و نظارت آژانس بر فعالیتهای اطلاعاتی ضروری است.9 تا اینجا به نظر میرسد تعریف روسی جنگ اطلاعاتی که ما با آن برخورد کردیم, پایبندی به یک مضمون کلی است که با دیدگاههای امریکایی تفاوت دارد, بدین معنی که جنگ اطلاعاتی هم در دوران صلح و هم در زمان جنگ اجرا میشود. در زمان صلح، استفاده از این اصطلاح به امنیت اطلاعاتی جامعه و دولت بیش از هر چیز در جنبههای روانی, علمی, فرهنگی و تولیدی مربوط میشد. اصطلاح مذکور در زمان جنگ نیز به کسب برتری در استفاده از سیستمهای حفاظت اطلاعاتی و سرکوب اطلاعاتی اشاره داشت؛ بدین ترتیب جنگ اطلاعاتی، فرماندهی و کنترل, جنگ الکترونیکی و شناسایی را شامل میشود. دریاسالار بازنشسته، ولادیمیر پیرومف موفقترین فرد در توضیح این اصطلاح محسوب میشود. او که استاد سابق جنگ الکترونیکی بوده و در هر حال حاضر مشاور علمی رئیسجمهور روسیه میباشد، در توضیح جنگ اطلاعاتی میگوید: «جنگ اطلاعاتی شکل جدیدی از نبرد دو یا تعداد بیشتری از طرفهای درگیر است که استفاده هدفدار از ابزار و شیوههای خاص تأثیر بر منابع اطلاعاتی دشمن و نیز حفظ منابع اطلاعاتی خودی را مدنظر دارد میگردد تا اهداف تعیینشده تحقق یابند. به مجموع اطلاعات ذخیره شده در زمان گسترش علم, فعالیتهای کاربردی انسانی و عملیات سازمانها و ابزار خاصی که برای جمعآوری, پردازش و ارائه اطلاعات به صورت مغناطیسی یا هر شکل دیگری موجودند و کاربران را در حل مشکلات علمی, مدیریتی یا تولیدی در هر زمان و مکانی یاری میرسانند، منبع اطلاعاتی میگویند.» تعریف فوق، جنگ اطلاعاتی را فعالیتی معرفی میکند که در دوره جنگ و صلح قابل اجراست. پیرومف برای سناریوهای مشخص زمان جنگ, تعریفی از جنگ اطلاعاتی ارائه داد که براساس آن در عملیات نظامی ارائه این جنگ منظور کسب برتری اطلاعاتی صورت میگیرد: در جنگ اطلاعاتی در، عملیاتها (اقدامات جنگی) و کلیه اقدامات هماهنگ شده و اعمال نیروها، مطابق یک نقشه هدایت میشوند تا برتری اطلاعاتی را علیه دشمن در زمان تدارک یا اجرای عملیات (اقدامات جنگی) حفظ نمایند. در برتری اطلاعاتی چنین فرض میشود که نیروهای خودی و اجزای فرماندهی و کنترل سلاح تا حد زیادی بیش از دشمن تغذیه اطلاعاتی شدهاند, یعنی آنها اطلاعات کاملتر, با جزئیات بیشتر, دقیقتر و به هنگامتری را نسبت به دشمن در اختیار دارند. بنابراین شرایط و قابلیتهای سیستم فرماندهی و کنترل، امکان تحقق برتری اقدامات جنگی سربازان (نیروها) را دوچندان میکند. تعاریف روسی دیگری نیز از جنگ اطلاعاتی موجود است. وی. آی. سیمبال تحلیلگر غیرنظامی وزارت دفاع روسیه پیشتر نام وی ذکر شد، دو نوع تعریف از جنگ اطلاعاتی ارائه کرده است، تعریف جامع و تعریف محدود. «در معنای گسترده, جنگ اطلاعاتی به نوعی جنگ سرد محسوب میشود. یعنی اقدامات متقابل بین دو کشور که اکثراٌ در زمان صلح انجام میشود و چندان هم منحصر به نیروهای مسلح مربوط نمیشود، بلکه به همان میزان جمعیت غیرنظامی, آگاهی عمومی و اجتماعی مردم, سیستمهای اداره کشور, سیستمهای کنترل تولید, کنترل علمی و کنترل فرهنگی را نیز هدف قرار میدهد. با این مفهوم است که امنیت اطلاعاتی افراد, جامعه و کشور فهمیده میشود.» در تعریف محدود, جنگ اطلاعاتی یکی از انواع فعالیتهای نظامی, عملیاتی و اقدامات جنگی (یا تدارکات وابسته به آنان) به شمار میرود که دارای هدف کسب برتری در مقابل دشمن از لحاظ کافی, کامل و قابل اطمینان بودن اطلاعات به هنگام دریافت, برخورد و استفاده و برنامهریزی تصمیمات مؤثر و اجرای هدفمند آنها است, به طوری که بر این مبنا برتری جنگی (پیروزی) حاصل گردد. مبادرت به جنگ اطلاعاتی در محدوده تعریف محدود آن, در حوزه وظیفه وزرای دفاع کشورهای مدرن است. آخرین تعریف را سرهنگ اس. ای کامف( ) استاد دانشگاه و نامزد کمیته علوم تکنیکی ارائه کرده است. او جنگ اطلاعاتی را در یک مقاله که فقط به استفاده زمان جنگ آن میپردازد, تعریف کرد: «جنگ اطلاعاتی مجموعه پیچیدهای از پشتیبانی اطلاعاتی, اقدامات متقابل و اقدامات دفاعی - اطلاعاتی است که مطابق یک نقشه اتخاذ گردیده و هدف آن به دست آوردن و حفظ برتری اطلاعاتی نسبت به دشمن است و در همین زمان یک اقدام نظامی هم آغاز و هدایت میگردد. البته باید به پیوند جنگ اطلاعاتی و دیگر انواع پشتیبانی جنگی و عملیاتی و فعالیتهای تشکیل دهنده آن (مانند جاسوسی, جمعآوری اطلاعات، مخابرات) نیز توجه داشت. به اعتقاد کامف، در این تعریف چهار موضوع مهم است. اول مشخص کردن اقدامات لازم برای کسب اطلاعات از دشمن و شرایط درگیری (الکترونیکی, آب و هوا, مهندسی) تا اطلاعات درباره نیروهای خودی جمع شود و بین سایتها یا ردههای فرماندهی و کنترل پردازش و مبادله شود. دوم مشخص کردن اقداماتی برای مسدود نمودن فرایند جمعآوری اطلاعات به وسیله دیگران و تغذیه اطلاعات فریبدهنده در تمام مراحل, سوم, مشخص شدن اقدامات متقابل دوستانه و در نهایت به دست آوردن برتری اطلاعاتی بر دشمن. آیا این تعریف با تعریف امریکایی جنگ اطلاعاتی قابل مقایسه است؟ برابر با دستورالعمل اس-3600( ) وزارت دفاع امریکا که در نهم سپتامبر 1996 به تصویب رسید، جنگ اطلاعاتی که به این صورت تعریف شده است: «یک عملیات اطلاعاتی که در هنگام بحران یا درگیری اجرا میشود تا باعث دستیابی به هدف خاص یا موقعیت بهتر در مقابل دشمن یا دشمنان گردد.» عملیات اطلاعاتی نیز این چنین توصیف شده است: «اقدامات اتخاذ شدهای که در جهت تأثیرگذاری بر اطلاعات و سیستمهای دشمن, در حین دفاع از اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی خودی انجام میشوند.» با مقایسه تعاریف روسها و امریکاییها، متوجه نقاط مشابه و اختلافات آنها میشویم. هر دو در تعاریفی که ارائه دادهاند، به مفهوم دفاع از اطلاعات خود (در تعریف پیرومف, منابع اطلاعاتی) در حین تأثیرگذاری بر اطلاعات دشمن اشاره داشتهاند. امریکاییها علاوه بر اطلاعات در شکل خالص آن, سیستمهای اطلاعاتی را به عنوان بخشی که باید تحت تأثیر قرار گیرد یا از آن دفاع شود به حساب آوردهاند. تعاریف روسها جامعتر است و به ملاحظاتی در مورد امنیت اطلاعاتی جامعه در زمان صلح و نیز اشاره شده است؛ در حالی که تعریف امریکایی محدود به زمان بحران یا منازعه است. مباحث مربوط به عملیات اطلاعاتی بیانگر این مسئله است که: ما معمولاً تعریف اصطلاحات دو نوع زبان و رویکرد ذهنی متفاوت را بهکار میبریم. برای مثال اصطلاحات امریکایی، منبع اطلاعاتی یا برتری اطلاعاتی یا اصطلاحاتی که بعدها بهکار رفته، ظرفیت اطلاعاتی( ) را تعریف نمیکنند. روسها نیز در جایگزینی یک معادل دقیق روسی برای مفهوم جنگ اطلاعاتی مشکل دارند و از سه واژه برای توصیف آن استفاده میکنند. این واژگان عبارتند از: جنگ اطلاعاتی, کشمکش اطلاعاتی و رویارویی اطلاعاتی که همه آنها برای رساندن معنی جنگ اطلاعاتی بهکار میروند. ده عنصر اساسی رویکرد روسها در گذشته بعضی از ویژگیهای عمده مشخص کننده رویکرد روسها نسبت به مطالعه عملیات نظامی بود، از جمله: برداشت افسران از اصول جنگ (13 مورد روسیه در مقابل 9مورد امریکا)؛ ماهیت منازعه مسلحانه، میزان تأثیر سلاحهای هستهای، ارزیابی ظرفیت نظامی دشمن بالقوه، رابطه نیروهای دو طرف مخاصمه و مفاهیم کنترل سلاح از قبیل بازدارندگی( ) و برابری( ) که از بقیه موارد مذکور نیز مهمترند. مطالعه عملیات نظامی، بسیاری از این عناصر اساسی را به همراه یک گرایش که همان عملیات اطلاعاتی است، نشان میدهد. پیشتر در توضیح مفاهیم امنیت اطلاعاتی و جنگ اطلاعاتی بدین موضوع اشاره شد که با وجود عدم شباهت واضحی بین تفکر نظامی دچار سازگاری و تبدیل گردیده و منجر به اصطلاحاتی این چنین شده است: گسترش عملیات روانی و اطلاعاتی، مطالعه رابط کامپیوتری - اپراتوری،( ) تأثیر عملیات اطلاعاتی بر مسائل کنترل سلاح مانند برابری، مطالعه دقیق ظرفیت اطلاعاتی یک کشور، تأثیر عملیاتی اطلاعاتی بر هنر نظامی به ویژه فهمیدن دوره اولیه جنگ، استفاده از ویروسهای کامپیوتری به عنوان سلاح، توسعه کامپیوترهای نورونی( ) و حوزه اطلاعاتی،( ) و توانایی استفاده از فضا و منابع مبتنی بر اطلاعات جهت جستجو و کشتن نیروی دشمن با سرعت و دقت و به طور پنهانی.» نخستین ویژگی اساسی درباره رویکرد منحصر به فرد روسها در قبال جنگ اطلاعاتی چیزی است که تروریستها از آن تحت عنوان «قوانین طبیعی و اصول مربوط به جنگ اطلاعاتی،( ) یاد میکنند. کامف پی برده است که شناسایی قوانین ملموس و اصول جنگ اطلاعاتی، از مشکلات مهم راه توسعه فرضیه علمی جنگ اطلاعاتی به شمار میرود. پیرومف ادعا دارد که قبلاً این شناسایی را انجام داده است. به اعتقاد وی قوانین کلی جهانی و اصول نبرد مسلحانه، در نبرد اطلاعاتی مجاز و قابل استفاده باقی میمانند. با این وجود نبرد اطلاعاتی نیز جنبههای ذاتی خود را دارد. پیرومف الگوهای نبرد اطلاعاتی را که قانونمند میباشند (جهتها و به نحو پیشبینانه در یک مفهوم ریاضی) اینگونه فهرست میکند: 1- افزایش مداوم نقش جنگ اطلاعاتی طی اجرای مأموریتهای تعیینشده در عملیاتهای جنگی سربازان (نیروها). این موضوع اساساً با اطلاعاتی شدن بیشتر نیروهای مسلح و پیوسته توسط حجم زیادی از ابزار و نیروهایی که به منظور اطلاعاتی شدن وارد ارتش شدهاند، تحقق مییابد. شایان ذکر است که ظهور ابزار و شیوههای جدید جنگ اطلاعاتی با عدم پذیرش ابزارها، روشها و شکلهای سنتی نبرد مسلحانه همراه نیست بلکه بر روشهای انجام مأموریتهای مسلحانه به کمک ابزار سنتی تأثیر میگذارد و همچنین قابلیتهای ابزار سنتی و آثار استفاده جنگی از نیروها را تغییر میدهد. 2- جنگ اطلاعاتی، امروزه در هر دو موقعیت جنگ و صلح انجام میشود. برای مثال: در زمان جنگ ابزارهای جنگ اطلاعاتی به منظور تضعیف منبع اطلاعاتی دشمن، قبل از شروع اقدامات جنگی، به کار میروند. شایان ذکر است که اجرا و پیامدهای جنگ اطلاعاتی همواره بر طرفی که این اقدامات علیه او صورت میگیرد، آشکار نیست. 3- اثر فزاینده اطلاعاتی شدن( ) بر تمام سطوح و حوزههای مربوط به دولت و سیستمهای کنترل نظامی، ملاکی خاصی را برای شناسایی جنگ اطلاعاتی، به عنوان شکلی مستقل از نبرد مسلحانه فراهم میآورد. چرا که اغلب کشورهای توسعه یافته از ظرفیت اطلاعاتی بالایی برخوردارند که تحت شرایط خاص آن را متمرکز و استفاده میکنند تا به اهداف سیاسی خود نائل شوند. دو مألفه جاذبه بیشتری را به چنین رویکردی در حل منازعات سیاسی خارجی متوجه دو مؤلفه میشویم که رویکرد جنگ اطلاعاتی را جذابتر میکنند که عبارتند از: روند کنونی اجتناب از کاربرد نیروهای مسلح در کشمکشهای بینالمللی و دیگری فقدان معیارهای قانونی بینالمللی روشهای انجام جنگ اطلاعاتی. مطابق نظر پیرومف اصول بنیادین درگیر در سازماندهی و اجرای عملیات جنگ اطلاعاتی (اقدامات جنگی) عبارتند از: 1- در درجه دوم قرار دادن اهداف، مأموریتها و اقدامات جنگ اطلاعاتی در مقابل مأموریتهایی که نیروها طی عملیات نظامی انجام میدهند، البته با حصول اطمینان که عملیات اطلاعاتی چنان سازماندهی شدهاند که مناسب نقشه و قصه عملیاتی (اقدامات جنگی) هستند؛ 2- تقدم حل و فصل مأموریتهای جنگ اطلاعاتی، در مقایسه با مأموریتهای جنگی نیروها در اقدامات جنگی؛ 3- استفاده چندمنظوره از نیروها و ابزار جنگ اطلاعاتی در تدارک و اجرای اقدامات جنگی و نیز ترکیب نمودن معقولانه اقدامات جنگ اطلاعاتی با اقدامات نظامی، به منظور انهدام دشمن؛ 4- اجرای مداوم و مخفی جنگ اطلاعاتی در طول عملیات (اقدام جنگی)؛ و 5- اصل 1 سیستم مقابله مثل، مطابق این اصل نیروها و ابزار به خدمت گرفته شده برای اجرای جنگ اطلاعاتی، باید در یک سیستم کارکردی ادغام شوند تا از سیستمهای فرماندهی و کنترل دشمن به هیچ عنوان کمتر نباشد. لازم به ذکر است که قوانین و اصول مذکور ثابت نیستند، بلکه با تکامل شکلها و روشهای اجرای جنگ اطلاعاتی، مشخص شدهاند. تفاوت دوم، اهداف اصلی و روشهای اجرای مفاهیم جنگ اطلاعاتی است. بروز این اختلاف فاحش به علت تمایزی است که در مأموریتهای زمان صلح و جنگ وجود دارد. طبق نظر پیرومف در زمان، صلح جنگ اطلاعاتی به طور مخفیانه و از طریق وسایل جاسوسی، سیاسی و اقدامات روانی صورت میگیرد. اقدامات علیه نیروهای مسلح، جمعیت غیرنظامی و سیستمهای اداره تولید، تحقیق و فرهنگ انجام میشود. هرگاه یکی از طرفین بخواهد امنیت اطلاعاتی افراد، جامعه و کشور مخالف را تضعیف و در عین حال از امنیت اطلاعاتی کشور خود حفاظت نماید، بیتردید نقش اصلی بر دوش سازمانهای تبلیغاتی دولتی، جاسوسی خارجی، ضدجاسوسی و نیز سازمانهای مسئول حفظ اطلاعات خواهد بود. مهمترین واقعیت این است که تکنیکهای سخت و نرمافزاری که به طور خاصی برنامهریزی شدهاند، نقش روزافزونی را علیه منابع اطلاعاتی سیستمهای مهندسی دشمن ایفا میکنند که این اقدام همان جنگ ویروسی است. پیرومف میگوید: عملیات جنگ اطلاعاتی، در دوره جنگ بارزتر است. آنها به عنوان سیستم پشتیبان شکلها و شیوههای نبرد عمل میکنند. این عملیات اطلاعاتی همچنین از اطلاعات و فعالیتهای اطلاعاتی و جاسوسی و پنهانکاریهای عمده نیروهای دوست، برای تدارک و اجرای عملیاتها پشتیبانی میکنند. آنها که به یاری اقدامات غافلگیرانه میشتابند (به ویژه دوره تهدید مانند دوره آغاز جنگ)، میتوانند تا حد زیادی منابع اطلاعاتی نیروهای دشمن را محدود کنند و از قابلیت جنگی آنها بکاهند. در همین حال، اگر تجهیزات ضدپارازیت( ) گسترش یابد، عملیات اطلاعاتی میتواند از نیروهای خودی محافظت کند. راه و شیوه اصلی تحقق این امر، اخلال در سیستمهای فرماندهی، کنترل و سلاحهای دشمن و به موازات آن حفظ این سیستمها در طرف روسی است. پیرومف ادامه میدهد که روشها و ابزار عمدهای که میتوان به وسیله آنها سیستمهای اطلاعات نظامی را بهکار گرفت عبارتند از: 1- تخریب فیزیکی یا انجام اقداماتی برای جلوگیری از عملیات، مثل دستگیری افراد عملکننده و سایر اقدامات که از طریق گروههای حمله یا گروههای خاص، اجرای آتش بر سیستمها و اقدامات شناسایی گروهها یا ناتوان کردن سیستمها انجام میشوند. 2- اقدامات متقابل الکترونیکی علیه پستهای فرماندهی و امکانات الکترونیکی 3- استفاده از تکنیکهای نرمافزاری و سختافزاری برنامهریزی شده علیه منابع سیستمهای کنترل خودکار و یا تخریب غافلگیرانه و نیز مسدود نمودن منابع اطلاعاتی دشمنان بالقوه در آغاز اقدامات جنگی. 4- تحریف آن دسته از اطلاعاتی که برای ارزیابی موقعیت در حال گسترش یک عملیات استراتژیک و یا صرفاً برای تصمیمگیری، مورد نیاز دشمن است (عملیات روانی یا اثر فریب). 5- تأثیر روانی جنگ اطلاعاتی بر رهبران، افراد و امکانات سیستمهای فرماندهی و کنترل. بر اساس ارزیابی پیرومف، اشکال اصلی جنگ اطلاعاتی - الکترونیکی و نیز اجزای اصلی آن موارد زیر است: 1- عملیاتی خاص برای اخلال در فرماندهی و کنترل دشمن؛ 2- حملات جنگ الکترونیکی؛ 3- محاصره اطلاعاتی( ) (مثلاً از طریق محاصره الکترونیکی)؛ و 4- اقدامات نظاممند نیروها و منابعی که در اهداف جنگ اطلاعاتی استفاده میشوند. مطابق نظر پیرومف جنگ اطلاعاتی در سه سطح صورت میگیرد: 1- کشور؛ 2- علمی و فناوری؛ و 3- فناوری و سیستمهای اسلحه. در سطح کشوری، هدف جنگ اطلاعاتی کاستن ظرفیت اطلاعاتی دشمنان احتمالی و در همان حال پشتیبانی از امنیت اطلاعاتی کشور خود است. در سطح علمی و فناوریکی، هدف برتری فناوریکی است تا به واسطه اطلاعات پیشرفته و منابع فناوریکی برابری یا برتری در نیروی نظامی فراهم شود. این منابع باید توانایی ایستادگی در مقابل تأثیر الکترونیکی یا اقدامات متقابل دشمن را داشته باشند، البته منابع خودی نیز باید حفظ شوند. اما در سطح فناوری و سیستمهای اسلحه( ) هدف این است که اقداماتی علیه منابع تهدیدهای اطلاعاتی اجرا شود تا اثر آنها را از بین ببرد، مانع تأثیر شده و یا باعث کاهش آن گردد. اقداماتی نیز باید انجام گیرد تا عناصر فرماندهی و کنترل خود حفظ شوند. مورد سوم و شاید اصلیترین تفاوت بین رویکرد روسی و غربی، توجه روسها به اثر اطلاعات بر اعضای جامعه آنان است. در امریکا این جنبه روانی و اطلاعاتی از جنگ اطلاعاتی تا این حد برجسته نیست. در این کشور جنگ الکترونیکی، ساز و کارهای دفاعی و هجومی و دیجیتالی کردن برتری نیرو و اطلاعات، از کانون توجه تلقی میشوند. جامعه امریکایی، حداقل در حال حاضر، از ثباتی نسبی برخوردار است و در مقایسه با جامعه روسها، تأثیر نفوذ خارجی بر اذهان و روان آنها ناچیز شمرده میشود. از این رو، تأکید روسها بر جامعه قابل درک است. زیرا به هنگام تجزیه شوروی، عامل پیونددهنده جامعه که همان ایدئولوژی کمونیسم بود، از دست رفت. چنانکه بسیاری از جامعهشناسان و دانشمندان معتقدند که فقط کنترل بر جنبه اطلاعات روانی میتواند ثبات ذهنی را برای کشوری که به شدت محتاج آن است به ارمغان آورد تا بدین وسیله این جامعه همپای اصلاحات آینده به پیش رفته و بر شایعات و اطلاعات گمراهکننده خط بطلان کشد. کاندیدای ریاست جمهوری و رئیس حزب کمونیست، گنادی زوگانف( ) معتقد است که در جریان انتخابات ریاست جمهوری ژوئن تا جولای 1996، قربانی حمله اطلاعاتی روانی مبارزه انتخاباتی یلتسین شده است طی مصاحبهای بر اهمیت اطلاعات در جامعه روسیه تأکید کرد و اذعان داشت: «لازم است که علامت نقل قول را از اطراف مفهوم مطبوعات برداریم و به طور قانونی، حکومت رسانههای جمعی الکترونیکی – اطلاعات – را شاخهای مستقل از قدرت در کنار شعب مقننه، مجریه و قضائیه اعلام کنیم.» این تأکید زوگانف با اهمیتی که ارتش روسیه به طور سنتی برای مؤلفه روحی و روانی قائل است همخوانی دارد، زیرا این مؤلفه یکی از 13 اصل جنگ تلقی میشود. مورد چهارم که به طور تنگاتنگی با ویژگی روانی اطلاعات مربوط میشود تلاش شدیدی است که روسها انجام میدهند تا انرژی تولید شده افراد( ) را مهار کنند. به اصطلاح در مشکل امنیتی کاربر کامپیوتر( ) در یک مورد، مربوط به چندرشته است که به اعتقاد دانشمندان روس، با تلاشهای منسجم حوزههای مختلف علم، از جمله: فیزیک، زیستشناسی، روانشناسی، سیبرنتیک، فلسفه و مذهب ارتباط دارد. از این دیدگاه، انسان سیستمی تلقی میشود که از طریق کاربرد مواد، انرژی و جریانهای اطلاعاتی قابلیت ارتباط با محیط را دارد. از این رو امکان آن هست که او را با استفاده از تابش( ) (الکترومغناطیسی، اکوستیک( ) و غیره) تحت تأثیر قرار داده و تغییراتی را در روان و شرایط روانی ساختار وی به بار آورد. علاوه بر منابع انرژی، اگر اطلاعات هم به خوبی بستهبندی شوند، میتوانند به تنهایی بر فرایندهای حیاتی شخص اثرگذار باشند. ظاهراً این فرضیه مورد توجه برخی دانشمندان روسی همچون ویکتور سولنتسف( ) و ولادیمیر پیرومف واقع شده که اغلب درباره عملیات اطلاعاتی مطالبی مینویسند. برای مثال سولناسف معتقد است دنیا همانند اشکال مجزایی از امواج اطلاعاتی در نظر مردم ظاهر میشود و هر فرد این موجها را به گونهای متفاوت پردازش میکند. طبق نظر این دانشمند، اشکال خاصی از میدان تابش اطلاعاتی میتوانند باعث بروز، بیماریهای لثه و سیستمهای یک عضو، تغییر رفتار، ممانعت از تفکر، فریب دادن ادراک شخص و تخریب شخصیت در میان دیگر عوارض شود. به عنوان مثال: در روسیه، رابط کامپیوتری- اپراتوری در مواردی منجر مرگ شده که در زیر به آنها اشاره میشود. روز 13 آگوست 1994 در شهر ورونژ،( ) یک کاربر کامپیوتر شخصی، ظرف20 دقیقه از هوش رفت. دوست او هم که برنامهریز کامپیوتر است، دارای احساس عجیبی بود… گویا سردرد داشت و صدایی خفیف میشنید. از بین بردن احساس او تقریباً غیرممکن بود، گویی یک نوع هیپنوتیزم بود. خوشبختانه وی توانست کامپیوتر را خاموش کند. دوست او مرده هوشیاری خود را باز نیافت. پزشکان علت مرگ را خونریزی مغزی تشخیص دادند. عامل مرگ یک ویروس کامپیوتری بود که آنرا 666 نامیدند. به گفته کارشناسان این ویروس بر صفحه نمایشگر کامپیوتر یک فریم( ) 25 ام با ترکیب خاصی از رنگ، شخص را در نوعی خلسه هیپنوتیزمی فرو میبرد. هر 25 فریم تصویر عوض میشود و درک ناخودآگاه از الگوی جدید، منجر به اختلال ضربان قلب میشود. فشارخون به سرعت بالا میرود و بلافاصله پایین میآید؛ در نتیجه مویرگهای مغزی نمیتوانند این ضربانها را تحمل کنند. بعدها 50 مورد مشابه از مرگ ناگهانی ثبت شد. تاکنون روسها آشکارا درباره استفاده خود از تصاویر تبدیلی که با کامپیوتر تولید میشود، صحبت نکردهاند. اما آنها بیش از یکبار به استفاده امریکا از تصاویر سهبعدی که به روش لیزری( ) گرفته میشود، در عملیات توفان صحرا و سومالی اشاره کردهاند. علاوه بر اینها، اولویتهای کمیته علم و فناوری( ) روسیه نشان میدهد که تحقیق در این حوزه انجام خواهد شد. قابل ملاحظهترین موارد در فهرست کمیته، سیستمهای شناسایی و ترکیب کلام، متن و تصویر( ) بود که در حال مطالعهاند و نیز هوش مصنوعی( ) و سیستمهای تصاویر مجازی( ) نیز در فهرست جای داشتند. بعضی از دانشمندان روسی بر این باورند که اهداف تکنیکی، هشیاری فردی و گروهی یک اجتماع را میتوان از طریق رابط کامپیوتری ـ اپراتوری تحت تأثیر قرار داد. دیگران در حال مطالعه رابط اپراتور مفهومی ـ ماشینی( ) هستند. پنجم، روسیه توسعه عملیات اطلاعاتی را مسئلهای تلقی میکند که نه فقط از نظر تاکتیکی و عملیاتی بلکه از لحاظ ژئواستراتژیکی نیز دارای اهمیت قابل ملاحظه است. برای مثال ارتقاء فناوریهای اطلاعاتی میتواند باعث بیاثر شدن یک رمزگذاری هستهای یا شیوه دستور پرتاب گردد. این امر باعث از بین رفتن روزافزون ملاکهای برابری در اعداد و مگاتن( ) میشود زیرا فناوری اطلاعاتی، بیشتر قابلیت ناتوان ساختن این سیستمها و غیرقابل اعتماد و بلااستفاده کردن آنها را پیدا میکنند. به اعتقاد، روسها جنگ اطلاعاتی (شامل اطلاعات و جاسوسی و جمعآوری اطلاعات) این کار را با بر هم زدن قواعد موجود هستهای و اتمی برابری که به طور عمده بر پایه اعداد و کیفیت استوار است، انجام میدهند. اطلاعات، فرماندهی و کنترل، هشدار زودهنگام، مخابرات جنگ الکترونیکی، تأثیرات مهندسی نرمافزار خاص( ) و اطلاعات گمراهکننده مواردی است که به برتری در میدانهای جنگ (به شیوهای متفاوت از قبل) کمک میکند و رابطه متداول نیروها را برهم میزند. میتوان آنها را به عنوان شکلی پنهانی از فشار نظامی و سیاسی بهکار برد. روسیه عملیات اطلاعاتی را به عنوان عنصر کلیدی ژئواستراتژیکی در نظر میگیرد که قابلیت بر هم زدن وضع موجود را داراست. برای مثال: عملیات اطلاعاتی میتوانند در بسیاری از مناطق نتایج فاجعهباری داشته باشند. از آن جمله حمله اطلاعاتی به یک پایگاه فرماندهی و کنترل استراتژیک میباشد که باعث از بین رفتن کنترل بر منابع گردد. یک حمله اطلاعاتی به شبکه برق ملی میتواند منجر به نابودی سختافزار گردد – یا حمله اطلاعاتی به سیستمهای کنترل یک نیروگاه هستهای که امکان دارد به ذوب آن منتهی شود. موارد مذکور از حملات اطلاعاتی زمان جنگ و یا حتی از حملات پنهانی زمان صلح مستثنی نیستند. ششم، روسیه ظرفیت اطلاعاتی یک کشور را مقداری از قدرت نظامی آن کشور میداند که بر پایه اطلاعات قرار دارد. اجزای ظرفیت اطلاعاتی اصولاً در دو قسمت واقعاند. مورد اول، منابع اطلاعاتی است که طبق تعریف پیرومف عبارت است از: اطلاعات جمعآوری و ذخیره شده در زمان گسترش علم، فعالیتهای کاربردی انسانی و عملیات سازمانها و ابزار خاصی که برای جمعآوری، پردازش و ارائه اطلاعاتی که به صورتی مغناطیسی یا هر شکل دیگری موجودند؛ این نحوه ارائه، انتقال آن را در هر زمان و مکان به کاربرانش جهت حل مشکلات علمی، مدیریتی یا تولیدی ممکن میسازد. قسمت دوم ابزار اطلاعاتی است یعنی منابعی که در آغاز و هدایت یک عملیات، اجرای مأموریتها را عهده دارند. طبقهبندی دیگر، ظرفیت اطلاعاتی یک سلاح است و درجهای است که به نسبت آن، یک سلاح اطلاعاتی شده است. یعنی درجهای که اجزای داخلی سلاح تا آن حد، به اطلاعات یا عملکردهای کامپیوتری اتکا دارند تا حداکثر تأثیر را داشته باشند. البته رابطه دیگری نیز بین ظرفیت اجتماعی اقتصادی و کشور و ظرفیت اطلاعاتی نظامی وجود دارد. هفتم در نگاه متخصصان نظامی روسی، عملیات اطلاعاتی بر مطالعه هنر نظامی( ) بسیار مؤثر است. آنها این عملیات را به نوعی جدا و خودکفا از درگیری در نظر دارند؛ به عنوان عملیاتی که مرحله ابتدایی جنگ را بسیار نامعلوم میسازد (مشخص نیست که چه تدارکاتی به وسیله دشمن بالقوه (در زمان صلح) آماده شدند یا میشوند تا تأثیر سلاحها یا درک استراتژیکی موقعیت حاضر را تغییر دهند و این بدان معناست که دوره اولیه جنگ ممکن است آغاز شده باشد.) دیگر اینکه از نگاه متخصصان روسی، عملیات اطلاعاتی سرعت جنگ را زیاد میکند و با تمرکز بر تکرار حملههای طرحریزی شده، دشمن را به وسیله تخریب قابلیتهای عملیات اطلاعاتی و کسب برتری اطلاعاتی کور میکند. اگر شکل رویارویی به واسطه اطلاعاتی شدن و کامپیوتری شدن تغییر میکند، پس تغییراتی هم در هنر نظامی رخ میدهد. به اعتقاد پیرومف، هنر نظامی در سه مورد تحت تأثیر قرار گرفته است. گسترش سریع امکانات ارتباطی و همراه با آن ظهور سیستمهای کنترل خودکار و تعدد امکانات جنگی که زمینه اتحاد و هماهنگی اقدامات جنگی نیروهای نامتقارن و تعاملات آتش آنها را بدون تمرکز فضایی (امکان ایدههای عملیاتی جدید مثل نوع هوا به زمین اقدامات جنگی) فراهم سازد. دوم، کامپیوتری شدن اجازه داد تا معایب امکانات و ابزار شناسایی در عمق( ) را ببینیم و بدین وسیله دقت تخریب امکانات دشمن را بالا ببریم. بنابراین مفهوم نبرد رده دوم( ) فرصتهایی را برای حملات با دقت انتخابی علیه منابع در حال گسترش دشمن، امکانات عقبه او و غیره در اختیار میگذارد. سوم، عملیاتها دیگر به طور چرخشی هدایت نمیشوند و حتی عملیات شدید نیز با وقفه همراه نیستند، بلکه به طور مداوم اجرا میشوند، بنابراین کشته شدن دشمن به محض شناسایی، اهمیت مییابد. این به آن معنی است که جنگ به شناسایی-کشتن( ) ارتقا پیدا میکند و مفهوم اکتشاف- حمله- گرفتار کردن( ) اجتنابناپذیر خواهد بود. طرفی تسلط قطعی به دست میآورد که کنترل و فرماندهی بیدرنگ داشته باشد و این مسئله سطح جدیدی از کامپیوتری شدن( ) نیروهای مسلح را ضروری میسازد. پیروز شدن جنگ اثیری پیروزی در جنگ است. از نظر سیمبال اجرای جنگ اطلاعاتی در تمام سه سطح نوعی هنر نظامی محسوس میشود: سطح استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی. او اشاره کرد که در زمان صلح هدف این است که اطلاعات در مورد دشمن جمع شود و در همان حال سلاحهای جنگ اطلاعاتی خودی توسعه یافته و آزمایش شوند. بلافاصله قبل از اقدام نظامی و در هنگام آن سیستمهای جنگ اطلاعاتی فعالیت میکنند تا اول سیستمهای فرماندهی و کنترل دشمن و هر نوع سیستم اطلاعاتی دشمن را که گیرنده، ذخیرهکننده یا پردازشگر اطلاعات با اهمیت نظامی است، نابود کنند. و یا یک عملیات جنگ اطلاعاتی مستقیماً و مقدم بر آغاز اقدامات متعارف نظامی، انجام میگیرد. شاید مهمترین اهداف شناسایی شده از طریق مطالعه هنر نظامی سیستمهای میدان جنگ باشند که همزمان با هم کار میکنند تا اول هدف را شناسایی کنند و بعد آن را منهدم سازند: یعنی مجموعههای اکتشاف - حمله( ) و اکتشاف - سلاح( ) باید سریع و با دقت ارزیابی کنیم تا واقعاً موفق شده و با هر کوشش فریبهکارانه مواجه شویم. هنگامی که از یک دانشمند روسی سؤال شد تا رابطه فرایندهایی که منجر به شناسایی تا کشتن به روش ریاضی میشود را توضیح دهد او چنین جواب داد: قابلیت تخریب مساوی با در معرض قرار گرفتن یک هدف است (از طریق ماهواره یا عامل اکتشافی) ضربدر دقت منبع و سرعت اجزای آن. (دقت منبع و سرعت اجزای آن * در معرض قرار گرفتن هدف = قابلیت تخریب) تمام این منابع (اکتشاف، هدفیابی، کنترل، دقت و غیره) با هم مرتبطاند و به وسیله حوزه اطلاعاتی (عنصر کلیدی شماره10) کنترل میشوند. البته باید این آخری را برنامههایی برای پردازش، ذخیره و ایجاد دادهها در نظر گرفت. ماهواره تعیین محل میکند، سلاح دقیق هدایت شونده از طریق دادههای ارسالی ماهواره و اجزاء اطلاعاتی اسلحه، سرعت را بر حسب کیلو بایت و دقت آن را تعیین میکند. به دست آوردن و حفظ نیرو در وضع سازگار با این خط تعقل اولویتی است که در کنار سایر موارد، مورد توافق تفکر روسی و غربی واقع شده است. حتی یک نگاه اجمالی به نوشتههای نظامی روس، در اهمیتی که آنها برای به دست آوردن مکان دشمن به وسیله نیروی نظامی و زمینگیر کردن نیروی دشمن قائل هستند، جای تردیدی باقی نمیگذارد. بر اساس نوشتههای یکی از تحلیلگران: افزایش قابلیت آتش نیروها، ظهور سلاحهای دقیق و ازدیاد انواع مختلف موشکهای هدایتشونده، به نحو ملموسی نقش اکتشاف و سیستمهای کنترل و فرماندهی را افزایش میدهد. در شرایطی که امکان زدن هدف با اولین شلیک یا گلولهباران 1 است، سرعت واکنش یک مولفه بسیار مهم میشود. اهداف اصلی اکتشاف میدان نبرد، توپخانه دشمن و تجهیزات زرهی او هستند. مباحث جدی نشریه نظامی روسیه، تفکر نظامی،( ) از سال 1994 تا 1996 کمتر از 8 مقاله نبود. این مقالات درگیری مؤثر هدف( )، یعنی چگونگی شناسایی و نابودی اهداف دشمن را مورد بحث قرار میداد. مباحث مذکور با مطرح نمودن جنبههای مختلفی همچون موارد زیر به پایان رسید: آیا درگیری مؤثر هدف متوجه منطقه یا هدف است (ناحیهای یا نقطهای) چگونه باید آن را در معیار سلاحهای ترکیبی اقدام موفق جنگی گنجانید. در یک مقاله عنوان شد که موفقیت درگیری مؤثر هدف تا حد زیادی منوط به سرعتی است که جریانهای اطلاعاتی از آژانسهای اکتشافی، به اثرات فرماندهی و کنترل بر منابع درگیری مؤثر هدف تبدیل میشوند. لازم به ذکر است که این امر فرایندی اتفاقی است که نتیجه آن را فقط درجه خاصی از احتمال در نظر میگیرند. این تأکید بر شناسایی هدف با تغییراتی که پیرومف در هنر جنگ پیشبینی کرد نیز مطابقت دارد. سرهنگ ان. ام. دیمیدیوک( ) فرمانده کل نیروهای موشکی و توپخانه نیروهای زمینی روسیه، موضوع درگیری مؤثر هدف را در نشریه تفکر نظامی به پایان برد. او خواستار به هم پیوستن بیشتر منابع شد و ابراز داشت که در شرایط فعلی نمیتوان درگیری مؤثر هدف را از جنگ الکترونیکی، سرکوب فرماندهی و کنترل دشمن، اطلاعات، شبکه و سیستمهای اکتشافی جدا کرد. این امر طی مواردی، به ظهور درگیری مؤثر هدف منتهی شد: به عنوان مؤلفه قاطع تعیین دوره و نتیجه یک عملیات جنگی و دورههای جنگ به عنوان یک کل، استفاده از منابع درگیری مؤثر هدف برای اخلال در نیروها و سیستمهای فرماندهی و کنترل سلاح در بدو شروع یک حمله، تحمیل شکست قطعی بر نیروهای اصلی دشمن و تاسیسات لجستیکی، قبضهکردن و حفظ برتری آتش از طریق استفاده هماهنگ و انبوه آن و در عین حال حفظ غافلگیری. این هماهنگی ایجاب میکند که: مهمترین کار ……… هماهنگی نقشه درگیری مؤثر هدف با اهداف عملیات، مفهوم و طرح است که لازمه دستیابی به آن، اجرای طرح درگیری مؤثر هدف به وسیله یک ستاد فرماندهی عملیاتی (نیروهای ترکیبی) و آژانس کنترل میباشد. یعنی نقشه درگیری مؤثر هدف و گروه هماهنگی … . این مسئله باعث میشود که مرکز ثقل نقشه درگیری مؤثر هدف به سمت سطح عملیاتی باشد. دیمی دیوک بعد از ایراد این سخنان چنین نتیجهگیری میکند: در ارزیابی درگیری مؤثر هدف، بهتر است یک نشانگر تک( ) را به کار برد که دارای توضیح فیزیکی گرافیکی است و به آسانی در معیار عملیاتی استفاده شده و در نقشه عملیات ادغام میگردد: مقدار مورد انتظار ناتوان ساختن نیرو. باید این مقدار به طور عینی نمایشگر حمله، شناسایی، مانور و دیگر قابلیتهای نیروهای مورد بحث باشد که قدرت کوبندگی آنها را در یک هجوم و ثبات عملیاتی آنها را دفاع نشان میدهد. در پایان باید اذعان کرد که تا کنون در خصوص اثبات رابطه ضروری نیروهای دو طرف در عملیات گوناگون و درجات مختلف، آن هم زمانی که امکانات جنگی نیروها از طریق توان جنگی آنها ابراز میشود، کار زیادی انجام نشده است. با توجه به اهداف چندتایی یک نوع (متقارن)، میزان درگیری مؤثر هدف بر قابلیت جنگی هدف را به وسیله تعداد (نسبت) هدفهای منفردی که قرار است درگیر شوند تعریف میکنند. در حالی که در اهدافی چندنوعی (نامتقارن)، میزان تأثیر به وسیله ترکیب آنها محاسبه میشود. با اینکه میتوان چندنوع ترکیب داشت اما معتقدند اگر حداقل یک هدف خارج از ترکیب، به طور مؤثری درگیر نباشد، در واقع هدف قابلیت جنگی خود را حفظ کرده و در شرایط اجرای وظیفه خود است. هشتم، تحقیق کامپیوتری و فرایند پیشرفت، نتایج غیرمنتظرهای را در تجربه روسها به بار آورده است. یکی از آنها کامپیوتر عصبی است که به علت مؤثر بودن و سرعت آن انتظار میرود جایگزین تراشه پنتیوم( ) گردد. دیگر مواردی که به وسیله کمیته دولتی علم و فناوری( ) به عنوان دستورالعملهای اولویتهای فناوری در سطح فدرال در حوزههای مربوط به اطلاعات تعیین گردیدند، عبارتند از: کامپیوترهایی با ساختار موازی و دارای چندپردازنده،( ) سیستمهای کامپیوتری مبتنی بر کامپیوترهای نئوزنت، ترنسپیوترها( ) (منتقلکنندهها) و کامپیوترهای نوری،( ) سیستمهای سازنده و شناسایی کلام، متن و تصویر، سیستمهای هوش مصنوعی و واقعیت مجازی، سیستمهای اطلاعرسانی و تبادل اطلا
مقالات مجله
نام منبع: Scientific - Research Quarterly on Psychological Operations
شماره مطلب: 10585
دفعات دیده شده: ۱۸۹۶ | آخرین مشاهده: ۲ ماه پیش