Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:

للأسف ، متصفحك قديم جدًا ولا يدعمه هذا الموقع ؛

الرجاء استخدام أحدث إصدار من المتصفحات الحديثة:



Chrome 96+ | Firefox 96+
عملیات روانی
  • عملیات روانی و نبرد سیاستها در طراحی بلندمدت استراتژیک فرماندهی نیروهای مخصوص ارتش امریکا (سوکام)حمید هادیان
    سه‌شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۶:۴۷

    مقدمه فرماندهی نیروهای مخصوص ارتش امریکا( ) پس از جنگ کویت, یکی از ماموریتهای محوله یعنی عملیات روانی و نبرد سیاستها را در طراحی بلندمدت استراتژیک خود جای داده است. دستاورد برنامه‌ریزیهای مذکور، طی جنگهای اخیر افغانستان و عراق به کار گرفته شد. در زمان صلح وزیر دفاع امریکا استراتژی امنیت ملی را به استراتژی نظامی تبدیل می‌کند. اجرای استراتژی به صورت مستمر مشتمل بر اطلاعات است و بعد روانی در آن نقش زیادی دارد. در زمان جنگ رئیس جمهور به عنوان فرمانده

    مقدمه فرماندهی نیروهای مخصوص ارتش امریکا( ) پس از جنگ کویت, یکی از ماموریتهای محوله یعنی عملیات روانی و نبرد سیاستها را در طراحی بلندمدت استراتژیک خود جای داده است. دستاورد برنامه‌ریزیهای مذکور، طی جنگهای اخیر افغانستان و عراق به کار گرفته شد. در زمان صلح وزیر دفاع امریکا استراتژی امنیت ملی را به استراتژی نظامی تبدیل می‌کند. اجرای استراتژی به صورت مستمر مشتمل بر اطلاعات است و بعد روانی در آن نقش زیادی دارد. در زمان جنگ رئیس جمهور به عنوان فرمانده کل قوا از طریق وزیر دفاع و آن هم از طریق رئیس ستاد مشترک سیاستها را تدوین و به فرماندهان عملیاتی ابلاغ می‌کند. این فرماندهان در حوزه فعالیت خود مسئول طراحی و اجرای عملیات روانی هستند. از آنجایی که عملیات روانی در سه سطح شامل استراتژی، تاکتیک و عملیات گونه‌شناسی می‌شود، فرماندهی نیروهای مخصوص ارتش، برای تدوین و توسعه استراتژی عملیات روانی و نبرد سیاستها، در سطوح عالی تصمیم‌گیری سیاست نظامی امریکا نقشی حیاتی ایفاء می‌کند. به عبارت دیگر، سوکام در راستای مأموریت محوله مسئول طراحی بلندمدت استراتژیک عملیات روانی و نبرد سیاستهاست. این مقاله در نظر دارد تا به بعد استراتژی عملیات روانی و نبرد سیاستها در فرماندهی نیروهای مخصوص ارتش امریکا اشاره داشته باشد، بدون آنکه به مسئولیتهای سازمانی در زمینه جنگ اطلاعاتی و عملیات روانی، فرماندهی عملیات روانی، مراحل تصویب و موافقت با محتوای عملیات، جایگاه عملیات روانی در طیف گسترده عملیات نظامی، امکانات و توانمندیهای عملیات روانی، ساختار تشکیلاتی و چارت سازمانی فرماندهی سوکام و روابط فرماندهی آن با سایر فرماندهان نظامی و منطقه‌ای ارتش امریکا بپردازد. بعد استراتژی عملیات روانی و نبرد سیاستها در سوکام، به امنیت و جایگاه این فرماندهی در عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری سیاست نظامی امریکا به ویژه شورای امنیت ملی اشاره دارد؛ همچنین به مهم بودن طراحی عملیات روانی و نبرد سیاستها در مجموعه پیچیده سیاستهای امنیت ملی امریکا به خصوص پس از ‏یازدهم سپتامبر نیز توجه می‌کند. چنانکه ذکر شد، نوشتار حاضر صرفاً بعد استراتژی عملیات روانی و نبرد سیاستها را مورد بحث قرار می‌دهد و از پردازش به اهمیت و جایگاه سوکام در سطوح عالی تصمیم‌گیری نظامی امریکا صرف‌نظر می‌کند. این مقاله تهدیدات پیش‌روی عملیات روانی و نبرد سیاستهای پس از ‏یازدهم سپتامبر را تعریف و گونه‌شناسی می‌کند و در صدد کالبدشکافی عملیات روانی - شبکه‌ای است. البته بدون آنکه به فناوریهای مدرن ارتباطی، اطلاعاتی و شبکه‌ای بپردازد، سعی دارد به آثار و پیامدهای عملیات روانی شبکه‌ای بر تهدیدات نامبرده اشاره کند. 1- تعریف عملیات روانی و نبرد سیاستها عملیات روانی، اقداماتی از پیش تعیین شده برای انتقال اطلاعات و شواهد معین به مخاطبین با هدف تأثیرگذاری بر احساسات، انگیزه‌ها، اهداف و نیز تأثیر بر رفتار دولتها، سازمانها، گروهها و افراد خارجی است. عملیات روانی بخش مهمی از اقدامات گسترده دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی دولتها می‌باشد.1 منظور از نبرد سیاستها، به کارگیری عملیات روانی علیه تهدیدات استراتژیک است. این تهدیدات سیاستهای متخاصمی هستند که منافع حیاتی امریکا و متحدین واشنگتن را هدف قرار می‌دهند. عملیات روانی لجمن( ) نبرد سیاستها محسوب می‌شود. بدیهی است که نبرد سیاستها در محافل فکری و مراکز استراتژیک و مخازن مشهور فکرسازی، تدوین و توسعه پیدا می‌کند و سوکام نیز یکی از مراکز فکری، اجرایی، فرماندهی نظامی و تدوین این دسته مأموریتها است.2 نقطه کلیدی در ارتباط تنگاتنگ بین عملیات روانی و نبرد سیاستها، تبادل سریع اطلاعات برای تصمیم‌گیری عقلایی سیاست‌گذاری است. سیاستمداران، طراحان و استراتژیستها با داشتن اطلاعات دقیق و انتقال سریع آنها می‌توانند تصمیمهای حساس را در مواقع ضروری اتخاذ کنند؛ چرا که عملیات روانی نتیجه اقدامات از پیش تعیین شده برای تأثیرگذاریهای هدفمند است. امروزه عملیات روانی و نبرد سیاستها، طی زمانهای صلح و جنگ کاربرد عمیق استراتژیک دارد. بنابراین طراحی بلندمدت استراتژیک عملیات روانی و نبرد سیاستها ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. برای مثال سوکام در سطوح عالی تصمیم‌گیری سیاست نظامی امریکا، به تدوین و توسعه عملیات روانی و نبرد سیاستها، طی منازعات افغانستان و عراق پرداخته است. فرماندهی نیروهای مخصوص و آژانس روابط عمومی و اطلاع‌رسانی امریکا( ) با جهت‌دهی اخبار رسانه‌ها در تدوین و توسعه عملیات روانی و نبرد سیاستها در جنگهای اخیر موفق بوده‌اند. شبکه‌های مشهور خبری امریکا از جمله ای.بی.سی،( ) سی.بی.اس،( ) ای.بی.سی،( ) سی.ان.ان( ) و فاکس‌نیوز( ) با سخنگویان فرماندهی سوکام، ستاد مشترک و وزارت دفاع مشارکت داشته‌اند. به نظر می‌رسد که انقلاب شبکه‌ای نظامی، ارتباطات و اطلاعات در پیشبرد موفقیت‌آمیز مأموریت عملیات روانی و نبرد سیاستها مؤثر بوده‌اند. امروزه ماهیت تهدیدات از حالت سنتی متقارن به نامتقارن مبدل شده و شبکه نظامی( )، از قابلیت اجرای مأموریتهای مدرن عملیات روانی و نبرد سیاستها برخوردار است. لازم به ذکر است که حضور فرماندهی نیروهای مخصوص، محدود به مناطق عملیات نیست، بلکه در سفارتخانه‌ها با نام دیپلماتهای جنگجو( ) و در مراکز و محافل اطلاع‌رسانی با نام سخنگویان( ) و در تأسیسات شبکه‌ای نظامی با نام جنگجویان شبکه‌ای( ) دیده می‌شوند. برای نمونه طرح استراتژیک رسانه‌ای امریکا و غرب در جنگ نرم با اتحاد شوروی و اروپای شرقی سابق، با همکاری نیروهای کلاه‌سبز، متخصصین امور عملیات روانی سازمان سیا و کارشناسان وزارت خارجه انجام شد که احداث رادیو آزادی یا رادیو اروپای آزاد از جملة آنها بود.3 با عنایت به سوابق عملیات روانی و نبرد سیاستها، در طراحی سیاست‌گذاری امنیت ملی امریکا از دروان جنگ سرد تا کنون، این نکته کلیدی و حساس قابل ملاحظه است که طراحی بلندمدت استراتژیک عملیات روانی و نبرد سیاستها در بوروکراسی امنیت ملی امریکا نهادینه شده است. هدف نهفته در این طراحی بکارگیری انقلاب شبکه‌ای نظامی، ارتباطات و اطلاعات برای نفوذ و تأثیرگذاری در اراده و رفتار مخاطبین است. سوکام از طریق ابزارهای سیاسی، نظامی، ایدئولوژیک، اقتصادی، تجاری و غیره، در نیات ادراکات و رفتار مخاطبین تأثیرگذار خواهد بود. نهادینه شدن مأموریت عملیات روانی و نبرد سیاستها، در عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری سیاست امنیت ملی امریکا، به منزله تبدیل شدن مأموریت مذکور به عنوان چتر وسیع فرهنگی ـ روانی سیاستهای کلان امریکا (به ویژه پس از ‏یازدهم سپتامبر) است.4 2- کارویژه عملیات روانی و نبرد سیاستها کارویژه عملیات روانی و نبرد سیاستها در طراحی بلندمدت استراتژی سوکام تضعیف، سردرگمی و آشفتگی در فرایند تصمیم‌گیری حریف است. الگوی القای رفتاری در بستر تضعیف، سردرگمی و آشفتگی، الگوی شرطی محرک - پاسخ( ) است. این الگو به دنبال نهادینه‌سازی رفتار شرطی اصرار و انکار است. به این ترتیب که در اثر تکرار یک رفتار محرک‌آمیز هدفمند، به تدریج پاسخ شرطی دریافت می‌شود. تداوم این وضعیت موجب بروز رفتار متقابل اصرار و انکار خواهد بود. به عنوان مثال: فرماندهی نظامی امریکا در منطقه خاورمیانه (سنتکوم)، طی جنگ 2003 عراق، با اتخاذ یک رفتار محرک‌آمیز هدفمند از طریق پوشش رسانه‌ای به دنبال القای اشغال کامل عراق بود ولی سخنگوی دولت سرنگون شده صدام حسین منکر این وضعیت می‌شد تا جایی که فرودگاه سابق صدام به دست نیروهای امریکایی افتاده بود اما وی همچنان اشغال واقعی را انکار می‌کرد.5 ملاحظه جدی در القای الگوی رفتاری اصرار و انکار، پیشبرد عملیات قریب‌الوقوع نظامی است. به عبارت دیگر هرچه شدت سیکل سینوسی الگوی رفتاری اصرار و انکار افزایش یابد، انتظار می‌رود که یک حمله نظامی قریب‌الوقوع و کم‌شدت، همه‌جانبه، فراگیر و تاکتیکی رخ دهد. ------------- رسم نمودار ------------- برابر دیافگرام افزایش دامنه ( ) سیکل سینوسی با وقوع هریک از حملات نظامی شامل حملات کم‌شدت، همه‌جانبه، و فراگیر و تاکتیکی رابطه تنگاتنگی دارد. برای نمونه، در سیکل A بین دامنه سیکل الگوی رفتاری اصرار و انکار و حملات نظامی فراگیر و همه‌جانبه رابطه مستقیمی وجود دارد. همچنین این رابطه در سیکلهای B و C نیز به چشم می‌خورد. با توجه به آشنایی مخاطبین از تعریف، تیپولوژی، مشخصات و مختصات این سه دسته حملات نظامی می‌توان به القای الگوی رفتاری اصرار و انکار پی برد. این مقاله در نظر ندارد تا به مشخصات و مختصات هر یک از الگوهای رفتاری اصرار ـ انکار در هر یک از سه وضعیت حمله نظامی بپردازد. ولی ذکر چند نکته کلیدی ضروری است: 1- تشدید القای الگوی رفتاری اصرار ـ انکار بی‌شک حمله نظامی را به دنبال دارد. نمونة این الگو از سوی فرماندهی سنتکو در جنگهای افغانستان و عراق اجرا شد؛ 2- وقوع هر یک از سه وضعیت مذکور حمله نظامی، با افزایش یا کاهش دامنه سیکل سینوسی الگوی القای رفتاری اصرار و انکار ارتباط دارد؛ 3- امکان فریب حریف نیز وجود دارد. برای نمونه، وقوع حملات کم‌شدت می‌تواند با دامنه وسیع سیکل سینوسی القای الگوی رفتاری اصرار و انکار همراه باشد. برای نمونه حملات شدت کم نظامی امریکا در دوره کلینتون به سومالی با حداکثر تبلیغات رسانه‌ای آن کشور علیه دولت ورشکسته فرح عدید در سومالی و القای شدید الگوی رفتاری اصرار ـ انکار همراه بود.6 بدیهی است که تضعیف، سردرگمی و آشفتگی در فرایند تصمیم‌گیری حریف می‌تواند به یکپارچه‌سازی اطلاعات، موفقیت عملیات مشترک و حداکثر توفیق را با حداقل هزینه، برای عملیات نظامی مورد نظر همراه داشته باشد. سوکام در طراحی بلندمدت استراتژیک عملیات روانی و نبرد سیاستها کارویژه تضعیف، سردرگمی و آشفتگی را نه فقط علیه فرماندهی نیروهای حریف، بلکه علیه منظومه سیاسی قدرت کشور هدف به کار می‌گیرد. مهم‌ترین هدف استراتژیک سوکام در عملیات روانی و نبرد سیاستها، تبلیغاتی کردن سیاستهای متخذه کشور هدف است تا جایی که کشور مذکور نیز قربانی سیاستهای تبلیغاتی خود شود. پر واضح است که کشور هدف نیز برای پاتک عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام، به سیاستهای برنامه‌ریزی شده عملیات روانی می‌پردازد ولی سوکام با ابتکارعمل کارویژه تضعیف، سردرگمی و آشفتگی را در فرایند تصمیم‌گیری کشور هدف تزریق می‌کند تا جایی که یک فضای تبلیغاتی جنجال‌برانگیز بر فرایند تصمیم‌گیری کشور هدف غالب شده و به تدریج کشور هدف قربانی تبلیغات می‌شود و این همان اثرگذاری کارویژه تضعیف، سردرگمی و آشفتگی است.7 چنانکه رژیم سابق عراق مدعی انقلاب در امور موشکی و تسلیحات استراتژیک بود. با افزایش حساسیت بین‌المللی نسبت به خطرات تسلیحات کشتارجمعی و به ویژه هسته‌ای رژیم سرنگون شده، صدام حسین به فکر تعامل و همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی افتاد ولی چون فرایند تصمیم‌گیری آن رژیم با تضعیف، سردرگمی و آشفتگی همراه بود، به تدریج قربانی تبلیغات میلیتاریستی خود شد و به مخالفت با بازرسان ویژه خلع سلاح سازمان ملل پرداخت که نتیجه آن را همگان می‌دانند؟! یادآوری این نکته ضروری است که طراحان برنامه بلندمدت استراتژیک کارویژه تضعیف، سردرگمی و آشفتگی در پیشبرد عملیات روانی و نبرد سیاستها صرفاً به دنبال انجام عملیات نظامی نیستند بلکه آنها از این کارویژه برای خاتمه تاکتیکی (آتش بس) یا پایان رسمی جنگ با کشور هدف استفاده می‌کنند. مهم‌ترین هدف بکارگیری این کارویژه در پایان جنگ (اعم از خاتمه تاکتیکی یا رسمی) به هم‌ریختن سیستم فکری کشور یا گروههای حریف برای کاهش هرچه بیشتر مطالبات آنها در میز مذاکرات دیپلماتیک است. در اصطلاح نظامی به این بخش از کارویژه عملیات روانی و نبرد سیاستها جنگ ایده‌ها( ) نیز گفته می‌شود. منظور از جنگ ایده‌ها کاهش قدرت چانه‌زنی دیپلماتیک حریف در میز مذاکرات صلح و آتش‌بس است. این اصطلاح پس از ‏یازدهم سپتامبر به جنگ ایالات متحده علیه تروریسم، تحت عنوان جنگ ایده‌ها تعریف شد.8 در خاتمه می‌توان گفت که کارویژه تضعیف، سردرگمی و آشفتگی در القای الگوی رفتاری اصرار - انکار در سه مقطع شامل دوران جنگ، صلح و مواقع بحرانی کاربرد دارد. مدیریت القای الگوی رفتاری مذکور در هر یک از مقاطع نامبرد، زمینه‌های موفقیت عملیات نظامی، دیپلماسی و مدیریت بحران را به همراه دارد. به نظر می‌رسد که ابعاد بکارگیری این کارویژه با یک برنامه‌ریزی بلندمدت استراتژیک موسوم به طرح کلان( ) همراه باشد. 3- تروریسم کانون تمرکز عملیات روانی و نبرد سیاستها صرف نظر از جایگاه فرماندهی نیروهای مخصوص، همچون دارا بودن تاکتیک‌های جنگی، استعداد پرسنلی و نظامی به ویژه فناوری مدرن نظامی در مواجهه با اشکال منازعه شامل جنگ شهری و چریکی، جنگ در عمق و نیز جنگهای ضدتروریستی، این بخش بیشتر به ریشه‌های تمرکز عملیات روانی و نبرد سیاستها علیه تروریسم می‌پردازد. با دگرگون شدن ماهیت تهدیدات از سنتی به نامتقارن و با رخداد حوادث ‏یازدهم سپتامبر و همچنین افزایش روزافزون خطرات شبکه‌های به‌هم پیوسته( )، القاعده کانون تمرکز عملیات روانی و نبرد سیاستها بیشتر متوجه تروریسم و اشکال مختلف آن یعنی تروریسم دولتی، تروریسم کشتارجمعی و تروریسم هسته‌ای است. در اسناد و مدارک غیر طبقه‌بندی دولت امریکا، دستیابی القاعده به فناوریهای حساس دو منظوره شامل موشکی، تسلیحات کشتارجمعی و بمبهای کثیف( ) به ویژه از سوی دولتها تهدیدی جدی علیه منافع حیاتی امریکا و متحدین واشنگتن شمرده شده است. به عنوان مثال: رژیم سابق طالبان در همکاری با القاعده، به تروریسم دولتی و رژیم سابق عراق در همکاری با القاعده، به تروریسم کشتارجمعی متهم شده بودند. (این مقاله در صدد بحث و بررسی درباره صحت و سقم این مباحث نیست).9 در کالبدشکافی علل تمرکز عملیات روانی و نبرد سیاستها علیه تروریسم چنین استنباط می‌شود که سوکام تروریسم را یک استراتژی، تفکر، جریان پویای برنامه‌ریزی و چیزهایی از این قبیل می‌پندارد که توسط اقدامات مخرب تروریستی از جمله حملات انتحاری، انفجار، اشاعه رعب و وحشت همگانی و بکارگیری احتمالی تسلیحات کشتارجمعی و فناوری حساس … سعی در کسب دست‌آوردهای سیاسی دارد. استنباط مذکور می‌افزاید که تروریسم با برنامه‌ریزی استراتژیک در بکارگیری تسلیحات مخرب همگانی، به دنبال اکسیژن سیاسی یا تبلیغات است. بنابراین هرچه رعب و وحشت همگانی گسترش و تعمیق یابد آنگاه اکسیژن سیاسی بیشتری برای فعالیتهای تروریسم فراهم می‌شود. پر واضح است که ابعاد بیشتر رعب و وحشت همگانی با گستره وسیع اقدامات مخرب تروریستی همراه است.10 این بخش از مقاله در صدد کالبدشکافی ریشه‌های فکری، فلسفی، عقیدتی، ایدئولوژیک استراتژی تروریسم نیست، بلکه صرفاً به بازنگری بیشتر علل تمرکز عملیات روانی و نبرد سیاستها علیه تروریسم می‌پردازد. چنانکه ذکر شد، یکی از علل آن تلقی از تروریسم به عنوان یک تفکر دینامیسم و استراتژی بودن آن است. یکی دیگر از علل تمرکز عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام علیه تروریسم به لحاظ ساختار سازمانی، شرح وظایف و پیچیدگی عملیات تروریستی شبکه‌های به هم پیوسته القاعده است. به عبارت دیگر ماهیت سازمانی و پیچیدگی عملیات القاعده تمرکز بیشتر عملیات روانی و نبرد سیاستها را علیه آن موجب شده است. (البته این مقاله در صدد کالبدشکافی طراحی و مکانیسم اقدامات تروریستی نیست) بلکه بیشتر به جدی بودن فعالیتهای مخرب سازمان‌یافته شبکه‌های به هم پیوسته القاعده اشاره دارد. منظور از فعالیتهای مخرب سازمان‌یافته شبکه‌های به هم پیوسته القاعده، توانایی رهبری سازمانی القاعده در طراحی و هدایت اقدامات، فراهم‌سازی لجستیک و انتخاب دقیق داوطلبین حملات تروریستی است. به عبارت دیگر منظور از فعالیتهای یاد شده، بیشتر به توانایی رهبری سازمانی القاعده در بسیج منابع مادی و معنوی برای اجرای حملات است. بنابراین دینامیسم رهبری سازمانی القاعده موجب شده تا تروریسم در کانون استراتژی عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام (پس از ‏یازدهم سپتامبر) قرار گیرد.11 اگرچه روان‌شناختی تروریسم، ریشه‌های عقیدتی، فلسفی و ایدئولوژیک و نیز رهبری سازمان‌ القاعده در بسیج منابع از ضرورتهای ریشه‌یابی علل توجه عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام به آن است ولی همان طوری که اشاره شد، این مقاله بیشتر علل توجه عملیات روانی و نبرد سیاستها را از نظر دینامیسم سیاسی رهبری سازمانی، ساختار تشکیلاتی، مکانیسم عملیاتی، فراهم‌سازی لجستیک و انتخاب داوطلبین (بسیج منابع مادی و معنوی) مورد مطالعه قرار می‌دهد. منظور از دینامیسم سیاسی، انگیزه‌های تروریستی شبکه‌های به هم پیوسته القاعده است. در واقع انگیزه‌های( ) سیاسی زیربنا و موتور مولد ساختار تشکیلاتی و رهبری سازمانی القاعده در امور بسیج منابع است که در کنار اعتقاد، تفکرات و مبانی ایدئولوژیک، القاعده را کانون توجه عملیات روانی و نبرد سیاستها قرار داده است. پرواضح است، اهداف و انگیزه‌های سیاسی القاعده قبل و بعد از ‏یازدهم سپتامبر انهدام منابع بالقوه و بالفعل منافع حیاتی و استراتژیک امریکا و متحدین واشنگتن در مناطق حساس جهانی، به ویژه خاورمیانه است. جنگهای افغانستان، عراق و تداوم حضور نیروهای امریکایی و ائتلاف در عراق و افغانستان با هدف نبرد با تروریسم، نشانگر عمق استراتژیک انگیزه‌های سیاسی القاعده است.12 در بازنگری( ) این بخش، چنین آمده است: کانون توجه عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام به لحاظ استراتژی، القاعده است. ابعاد استراتژی القاعده نیز با دیاگرام زیر مشخص می‌شود: لازم به ذکر است که ریشه‌های عقیدتی و ایدئولوژیک القاعده به سلفی‌گری معطوف است که در این مقاله به آن اشاره نمی‌شود. توانایی رهبری سازمانی القاعده نیز به طراحی، هدایت و فراهم‌سازی لجستیک (بسیج منابع مادی و معنوی) اقدامات تروریستی‌اش که بحث ما به آن مربوط نمی‌شود. انگیزه‌های سیاسی در واقع اهداف اصلی و منافع موردنظر القاعده در انهدام منافع حیاتی و استراتژیک امریکا و متحدین واشنگتن در منطقه خاورمیانه است. در حقیقت دینامیسم بودن هر یک از ابعاد نامبرده شده، موجب توجه شدید طراحی استراتژیک عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام به تروریسم القاعده (استراتژی تروریسم) پس از ‏یازدهم سپتامبر شده است. مقاله حاضر درصدد پردازش تضادهای موجود سیاسی و نیز مقایسه تفکرات سیاسی غرب به ویژه امریکا و القاعده نیست، بلکه بیشتر به رفتارهای القاعده در پوشش انگیزه‌های سیاسی در انهدام منافع امریکا و متحدین واشنگتن اشاره کرده است. بنابراین انگیزه‌های سیاسی القاعده و رفتارهای مخرب تروریستی آن سازمان و شبکه‌های متصل به آن عمق نگرانی سوکام است. به عبارت دیگر، انگیزه‌های سیاسی القاعده موجب تشدید نگرانی از تروریسم در عمل، شده است. منظور از تروریسم در عمل تراژدی ارعاب و وحشت همگانی است. تراژدی مذکور با بمب‌گذاری، حملات انتحاری، آدم‌ربایی و از این قبیل همراه است. در واقع هر یک از اقدامات مذکور تروریستی ابزاری برای استراتژی تروریسم القاعده در حصول به اهداف سیاسی است. بدیهی است که اهداف سیاسی شبکه‌های به هم پیوسته تروریستی القاعده نیز تابع انگیزه‌های سیاسی است. هر چه انگیزه‌های سیاسی القاعده شدیدتر باشد، اهداف مهم سیاسی غرب، امریکا و متحدین واشنگتن، بیشتر هدف حملات مخرب شبکه‌های به هم پیوسته تروریستی القاعده قرار می‌گیرند.13 4- مکانیسم عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام علیه القاعده در بخشهای گذشته به مکانیسم عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام علیه دولتها اشاره شد. اینک به جنبه‌های دیگر طراحی بلندمدت استراتژیک عملیات روانی و نبرد سیاستها علیه القاعده می‌پردازیم. منظور از جنبه‌های دیگر طراحی یاد شده، اشاره به برداشت سوکام از القاعده، به عنوان یک گروه چریکی است. شبکه‌های به هم پیوسته القاعده با سازمان‌دهی چریکی به اقدامات تروریستی متوسل می‌شوند. این اقدامات در قالب جنگهای نامتقارن بروز می‌کند. در رده‌بندی جنگها، اقدامات تروریستی جزو جنگهای چریکی و نامنظم محسوب می‌شوند؛. با این تفاوت که شبکه‌های القاعده با شیوه جنگهای نامتقارن به اهداف مورد نظر دست پیدا می‌کنند.14 بنابراین اشاره به جنبه‌های دیگر طراحی بلندمدت استراتژیک عملیات روانی و نبرد سیاستها علیه جنگهای نامتقارن شبکه‌های چریکی القاعده شامل موارد ذیل است: 1. ارتقای روحیه جنگی پرسنل نظامی درگیر پیکار، با گروههای القاعده؛ 2. انطباق هر چه بیشتر با سیاستها و استراتژی امنیت ملی امریکا پس از ‏یازدهم سپتامبر؛ 3- القای فکری به آنکه پیکار با به اصطلاح تروریسم به منزله تداوم حیات تاریخ و فرهنگ غرب و امریکاست. به تعبیر دیگر اشاعه رویکرد جنگ ایده‌ها بین دموکراسی و تبهکاری؛ 4. انعکاس جهانی رعب و وحشت همگانی، ناشی از اقدامات مخرب سازمان‌یافته تروریستی با هدف به‌کارگیری متدها، ابزارها و شیوه‌های نوین پیکار با تروریسم.15 تجارب جنگهای اخیر افغانستان و عراق، حاکی از آن است که ایالات متحده پیکار با تروریسم را در رأس سند جدید امنیت ملی پس از ‏یازدهم سپتامبر بیان می‌کند. تداوم حضور امریکا در منطقه، در امتداد پیکار با به اصطلاح تروریسم در گسترة وسیع جغرافیایی ذکر می‌شود. عملیات نظامی برای تعاقب مظنونین و نیز انهدام منابع بالقوه و بالفعل تروریسم با شیوه‌ها، تاکتیکها و فناوری‌های مدرن نظامی انجام می‌شود. برنامه‌ریزی عملیات روانی و نبرد سیاستها پوشش سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی مناسبی را برای اقدامات مورد نظر امریکا فراهم می‌کند. طراحی بلندمدت استراتژیک عملیات روانی و نبرد سیاستها علیه گروه‌های چریکی القاعده، بخشی از استراتژی کلان امنیت ملی امریکا در پیکار به اصطلاح با تروریسم پس از ‏یازدهم سپتامبر است. طراحی مذکور در نظر دارد تا با استفاده از استراتژی ‌کاربرد عملیات روانی، به تخریب روحیه، جسارت، شهامت، شجاعت و برتری و نفوذ گروههای چریکی بپردازد و از نبرد سیاستها برای سردرگمی و آشفتگی در فرایند تصمیم‌گیری رهبران و طراحان جنگ چریکی بهره‌برداری کند. در واقع این طراحی در نظر دارد تا قبل از اجرای عملیات ضد چریکی، نیت و اراده گروههای چریکی تروریستی را شناسایی و با کم‌ترین هزینه، بیشترین دستاورد سیاسی - نظامی را کسب کند. بنابراین طراحی بلندمدت استراتژی عملیات روانی و نبرد سیاستها علیه گروههای چریکی تروریستی القاعده، در وهله نخست، استراتژی سیاست‌گذاری امنیت ملی برای تأمین منافع حیاتی و بلندمدت ایالات متحده و در وهله دوم استراتژی سیاست‌گذاری دفاعی با توسل به عملیات روانی برای درهم کوبیدن اراده، شناسایی نیت و استراتژی و سپس انهدام منابع بالقوه و بالفعل آن (گروههای چریکی تروریستی القاعده) است. قدرت و تاریخچه عملیات روانی و نبرد سیاستها به اندازه جنگها است. استراتژیستهای باستان از جمله سن‌تز و بهترین استراتژی جنگی را کشف فکر و نیت حریف ذکر می‌کنند. امروزه نیز بدون درنظر گرفتن نیت، فکر، اراده و نقشه حریف، حمله نظامی به آن ریسک‌پذیر است. عملیات روانی و نبرد سیاستها با علم به نیت و استراتژی حریف، فرایند تصمیم‌گیری و توانمندی آن را فلج می‌کند.16 برای نمونه، عملیات روانی و نبرد سیاستها، گروههای چریکی القاعده را وزنه‌بردار سنگین‌وزنی تصور می‌کند که به دنبال اختلال در سیستم فکری و عصبی در وضعیتی قرار می‌گیرد هیکل و جثه سنگین وزنه‌بردار برای خود او نیز سنگینی می‌کند که پس از آن نمی‌توان انتظار داشت که توانایی بالا بردن وزنه را داشته باشد. به عبارت دیگر عملیات روانی و نبرد سیاستها گروههای چریکی تروریستی القاعده را به دو بخش شامل سر (سیستم فکر) و بدن (سیستم اجرایی) تصور می‌کند. مهم‌ترین هدف آن است که با آگاهی از فکر و نیت حریف، سیستم فکر آن را دچار اختلال کرد تا سیستم اجرایی حریف ناکارامد شد؛ بنابراین از این پس که عملیات ضد چریکی برای انهدام منابع بالقوه و بالفعل صورت می‌گیرد. مراحل تکاملی عملیات روانی و نبرد سیاستها به دنبال اختلال در سیستم فکری، طراحی، استراتژی و برنامه‌ریزی گروههای چریکی تروریستی القاعده است بدون آنکه با آن به نبرد مستقیم بپردازد. بدین منظور، سوکام از طریق فناوریهای نوین انقلاب ارتباطات، اطلاعات و شبکه‌ای نظامی و نیز با بهره‌گیری از ابعاد کاربردی سایر علوم به دنبال شناسایی کامل مادی و معنوی گروههای چریکی القاعده بهتر از رهبران آن است. بدیهی است که C4I2SR به ویژه نظارت، مراقبت، اکتشاف و جاسوسی می‌تواند مراحل تکاملی عملیات روانی و نبرد سیاستها را پیش ببرد. به نظر می‌رسد که عمق استراتژیک مراحل تکاملی یاد شده، گروههای چریکی تروریستی القاعده را به عنوان جنگجویان منگول (به لحاظ اختلال در سیستم فکری، طراحی و استراتژی) معرفی می‌کند. برای انعکاس نمایان‌سازی مذکور لازم است که ادراک سیاسی و طراحی گروههای چریکی تروریستی القاعده را از کار انداخت یا آن را دچار اختلال و سردرگمی کرد که در این صورت می‌توان شاهد رفتارهای ناکام تروریستی آنها بود. هرچه رفتارهای یاد شده کور و بی‌هدف باشد، آنگاه ناکامی طراحان و فرماندهان گروههای چریکی بیشتر خواهد بود، بنابراین از هم پاشیدگی و آشفتگی سازمانی، طراحی، عملیاتی و لجستیک دور از ذهن نخواهد بود.17 عمق نگرانی مراحل تکاملی عملیات روانی و نبرد سیاستها، دستیابی احتمالی گروههای چریکی تروریستی القاعده به فناوریهای حساس دومنظوره، تسلیحات کشتار جمعی و بمبهای آلوده برای اجرای جنگهای نامتقارن است. فرماندهی نیروهای مخصوص ارتش امریکا در تدوین و توسعه اسناد مطالعاتی خاطرنشان می‌ساخت که ما در عصر هسته‌ای زندگی می‌کنیم و منافع حیاتی ایالات متحده تحت‌الشعاع ابعاد روانی ترس ناشی از وقوع احتمالی حمله غافلگیرانه هسته‌ای است و گروههای چریکی تروریستی القاعده، نسبت به برخی دولتها (منظور برخی دولتهای مخالف واشنگتن) مستعدتر هستند. در حالی که آن دسته دولتها نسبت به سرزمین، مردم و جامعه جهانی مسئولیت حس می‌کنند و گروههای چریکی تروریستی القاعده مسئولیت جهانی ندارند.18 بی‌جهت نیست که استراتژی امنیت ملی امریکا در پیکار با تروریسم پس از ‏یازدهم سپتامبر حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد و گستره جهانی را عرصه جغرافیایی نبرد با تروریسم ذکر می‌کند. مقامات ارشد دولت بوش بارها تأکید کرده‌اند که جنگ با تروریسم با جنگهای گذشته امریکا فرق می‌کند.19 در خاتمه، عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام سیستم اجرایی گروههای چریکی تروریستی القاعده را مشتمل بر موارد ذیل می‌داند: 1. گروههای چریکی تروریستی القاعده می‌توانند از طریق تسلیح بومیان، به شورشهای مسلحانه متوسل شوند؛ 2. این گروهها می‌توانند از طریق به آدم‌ربایی، هواپیماربایی، تخریب زیرساختهای ملی به جنگهای سیاسی توسل جویند و هدف آنها ناامن و ناآرام‌سازی فضای مورد نظر برای عموم است؛ 3. گروههای مذکور می‌توانند با قتلهای سیاسی و آن هم قتلهای انتخابی سیاسی، بر شدت تبلیغات خود بیافزایند. قتلهای انتخابی سیاسی نیز با هدف برهم زدن ائتلاف و اتحاد نیروها، سازمانها و کشورهای متحد در پیکار با تروریسم انجام می‌گیرد؛ 4. ترورهای برنامه‌ریزی شده( ) موجب افزایش قتل‌عامها و تخریب می‌شود و هدف آن نیز گسترش و تعمیق تبلیغات یا اکسیژن سیاسی است. افزایش سطوح قتل‌عامها و تخریب می‌تواند طیف وسیعی از مردم را از همکاری با نیروها، سازمانها و کشورهای متحد در پیکار با تروریسم باز دارد؛ 5. انعکاس کوچک‌ترین و بزرگ‌ترین نقض حقوق انسانی و حقوق بشر چریکهای در بند در رسانه‌ها برای بهره‌برداریهای سیاسی با هدف تخریب سیاستهای طرف مقابل و کسب مشروعیت برای ادامه جنگهای چریکی این بخش از تحرکات گروههای چریکی جنگ سیاسی و تبلیغاتی نامیده می‌شود.20 5- نتایج و یافته‌ها: عملیات روانی - شبکه‌ای هدف عملیات روانی و نبرد سیاستها، در طراحی بلندمدت استراتژیک سوکام، تضعیف، سردرگمی، آشفتگی در فرایند تصمیم‌گیری حریف و نیز یکپارچه‌سازی اطلاعات و موفقیت عملیات مشترک نظامی خودی و ائتلاف است. مدیریت عملیات روانی و نبرد سیاستها حریف را شامل کشورهای هدف و شبکه‌های به هم پیوسته تروریستی القاعده (گروههای چریکی و تروریستی) تعریف و گونه‌شناسی می‌کند. این مدیریت به دنبال تبلیغاتی کردن و القای الگوی رفتاری محرک - پاسخ کشورهای هدف و گروههای چریکی تروریستی القاعده برای فقدان تشخیص پدیده‌های واقعی از مجازی است. فقدان این تشخیص، موجب شکل‌دهی داده‌ها بر اساس باورهای مورد انتظار می‌شود؛ باورهایی که موجب قربانی شدن حریف در تبلیغات خودساخته می‌شوند. طراحی بلندمدت عملیات روانی و نبرد سیاستها، اقدامات تروریستی پس از ‏یازدهم سپتامبر را ناشی از استراتژی تروریسم می‌داند و دستیابی آن به فناوریهای حساس دو منظوره و تسلیحات غیرمتعارف [به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق کشورهای هدف] را تهدیدی جدی علیه منافع حیاتی امریکا و متحدین واشنگتن محسوب می‌کند. طراحی مذکور از طریق مکانیسمهای تخصصی سعی در ایجاد اختلال و سردرگمی در برنامه‌ریزی سیاسی - سازمانی گروههای چریکی تروریستی القاعده و پیشبرد عملیات نظامی متعاقب و پاکسازی آنها دارد. یقیناً مدیریت عملیات روانی و نبرد سیاستهای سوکام، زیرمجموعه نهادینه استراتژی امنیت ملی امریکا پس از ‏یازدهم سپتامبر است. سوکام طراحی بلندمدت استراتژیک عملیات روانی را در بستر انقلاب شبکه‌ای نظامی و فناوری‌های مدرن ارتباطی، اطلاعاتی و همکاری سازمانی با سایر واحدهای مشابه در فرماندهی‌های نظامی و منطقه‌ای ارتش امریکا و حتی نیروهای نظامی متحدین عملیات چند ملیتی،( ) در قالب عملیات مشترک روانی( ) پیش خواهد برد. مدیریت عملیات روانی به دنبال تحمیل شرایط هدفمند و بهره‌گیری از ابزارهای مدرن، جهت پیشبرد نفوذ سیاسی می‌باشد. نفوذ سیاسی با مدیریت سیاست انفورماتیک همراه است و انتظار می‌رود که عملیات روانی - شبکه‌ای به نفوذ بیشتر سیاسی بیانجامد. سوکام با بهره‌گیری از استراتژی عملیات روانی - شبکه‌ای به نفوذ سیاستهای مورد نظر در زمان صلح و جنگ می‌پردازد. استراتژی عملیات روانی - شبکه‌ای در صدد به مخاطره انداختن امنیت روانی و ارتباطی - اطلاعاتی حریف است. عملیات روانی - شبکه‌ای، استراتژی تروریسم را مهلک‌ترین تهدید محسوب می‌کنند که تحقق آن به دو صورت متصور است: الف) استراتژی تروریسم مدرن ب) استراتژی تروریسم سنتی عملیات روانی - شبکه‌ای با تخریب سیستم تحلیل شبکه‌ای، ارتباطی و انفورماتیک عملاً فرایند تصمیم‌گیری استراتژی تروریسم مدرن را مختل می‌کند. تروریسم ارتباطی یا تروریسم سایبر( ) در این راه قرار می‌گیرد. همچنین عملیات روانی - شبکه‌ای با اختلال، سردرگمی و تضعیف فرایند تصمیم‌گیری استراتژی تروریسم سنتی و به اعمال ابتکار عملیات و اجرای تبلیغات سیاه( ) به اهداف خود نائل می‌شود. به عبارت دیگر عملیات روانی - شبکه‌ای از برتری شبکه‌ای در پیکار با استراتژی تروریسم مدرن و از برتری مهارتهای روانی در پیکار با استراتژی تروریسم سنتی استفاده می‌کند.21 عملیات روانی - شبکه‌ای سوکام در جنگ 2003 عراق به خوبی محسوس بود. واحد 193 عملیات روانی - شبکه‌ای سوکام، با قطع ارتباطات ماهواره‌ای، مخابراتی، انفورماتیک و رادیویی و نیز شبکه‌ای نظامی رژیم سابق عراق، تماس آن کشور را با جهان قطع کرد و متعاقباً با نصب ایستگاههای ثابت و متحرک رادیویی و ماهواره‌ای، عملیات روانی - شبکه‌ای را علیه آن رژیم به‌کار گرفت. رژیم سابق عراق نیز قربانی تبلیغات خود شده بود و داده‌های خبری و تحلیلی را بر اساس باورهای خویش شکل می‌داد. برای نمونه، فرودگاه سابق صدام حسین توسط نیروهای امریکایی تسخیر شده بود ولی وزیر سابق اطلاع‌رسانی منکر آن می‌شد! عملیات روانی - شبکه‌ای در راستای جنگ سیاسی واقع می‌شود. فناوریهای پیشرفته شبکه‌ای و منابع انسانی و فناوریهای جاسوسی جنگ سیاسی را پیش می‌برند. عملیات جنگی ابتدا و انتهایی دارد ولی جنگ سیاسی همواره تداوم دارد. جنگ سیاسی یا عملیات روانی، عنصر انسانی و جنگ شبکه‌ای سیستم اطلاع‌رسانی و ارتباطی را هدف قرار می‌دهد. از کار افتادن اراده عنصر انسانی و ارتباط‌دهی سیستم شبکه‌ای عمق استراتژیک عملیات روانی - شبکه‌ای است. چنانچه اراده عنصر انسانی با سیستم شبکه‌ای گره خورده باشد، آنگاه تراژدی تصمیم‌گیری حریف رخ خواهد داد. هرچه میزان وابستگی تکنیکی حریف به فناوریهای خارجی ارتباطی، انفورماتیک و شبکه‌ای بیشتر باشد، انتظار می‌رود تراژدی تصمیم‌گیری آن تحقق یابد. برعکس هرچه میزان خودکفایی در تولید و تکثیر فناوریهای بومی ارتباطی و شبکه ای بیشتر باشد، آنگاه ریسک‌گریزی از تراژدی تصمیم‌گیری افزایش می‌یابد. بنابراین فناوریها، روشها، رسانه‌ها، خطوط مدرن ارتباطی، سیستمهای دیجیتال و …، در برد و باخت عملیات روانی ـ شبکه‌ای قابل محاسبه هستند.22 امروزه عملیات روانی ـ شبکه‌ای در بستر سیاست ارتباطی، اطلاع‌رسانی و شبکه‌ای( ) شکل پیدا می‌کنند. فناوری‌ بالا( ) زیرساخت سیاست مذکور و نیز عملیات روانی ـ شبکه‌ای محسوب می‌شود. مهارتها و تخصصها می‌توانند از این روشها به خوبی استفاده کند.23 منابع 1. Wyn Q. Bowen, "The Dimensions of Asymmetrical Warfare", The Changing Face of Military Power, Edited by Anderw Dorman and Milce Smith, (US, Palgrave, 2002), pp. 20-22. 2. Ibid, pp. 28-30, and; Robert Powell, "The Shadow of Power" (princeton University Press, 1999), pp. 40-42. 3. David Baldwin, "The Sanctions Debate and the Logic Choice", International Security, VOL. 26, No. 3, 2003, pp. 80-87. 4. "Bush Administration, Pentagon and Secretary of State", RAND, 0-3330-2247-6, MR- 1657- A, 2003, pp. 1-5, and; G, Henry H. Shelton, "The National Military Strategy Joint Vision 2020 (US, National Defense University Press, 2002- 2003), pp. 30-35. 5. Joseph T. Jockel, "Four US. Military Commanders", IRPP Working Paper Series, No. 3, 2003, pp. 20-23, David Ochmanek, Military Operations against Terrorist Groups Abroad, (US, Rand Press, 2003), pp. 60-61. 6. Andrew Koch, "US., Uk to Consider Supersonic Cruise Missiles", Janes` Defence, May. 7, 2002, pp. 18-22, and; Ellen Tausher, "Countering the New Asymmetrical Threats", DLS.Com, 2004, pp. 4-6. 7. Heimes, y., Risk Modeling, Assessment and Management (New York: John Wiley Press, 1998), pp. 20-22, and; National Research Council: Committee on Risk Character, Linderstanding Risk: Information Decision in a Democratic Society (Washington DC, National Academy Press, 1996), pp. 85-88. 8. Audrey Cronin, "RethinRing Sovereign American Strategy in the Age of Terrorism", Survival, Vol. 43, No. 1, 2001, pp. 8-11, and; Christopher Demuth, "Guns, Butter and the Waron Terror", AEI, May 2004, pp. 1-2. 9. Robert Nolan, "A New Era of Proliferation", In Focus, FPA, Feb. 12, 2004, pp. 1-4, Baker Spring, "Principles for Combating WMD, and Nuclear Proliferation", Heritage Lecture, 783, April, 30, 2003, pp. 1-2, and; Jay Davis, "The Grand Challenges of Counter - Terrorism", Center for Global Security Research, 16/6/2004, pp. 1-8. 10. Tom Z. Collina, "Nuclear Terrorism and Warhead Control in Russia", Survival, Vol. 44, No 2, Summer 2002, pp. 110-114, and; Rudiger Ludeking, "Nuclear Terrorism and Nuclear Arms Control", Nuclear Terrorism by UNIDIR, 2003, pp. 8-10. 11. Bruce Nardulli, The Global War on Terrorism: An Early Look at Implication for the US. Army (US., RAND Press, 2003), pp. 16-18, and James Jay Carafano, "Dealing With Dirty Bombs, Heritage Lecture; No. 1723, Jan. 27, 2004, pp. 1-2. 12. Tim Young, "The Camping against International Terrorism: Prospects after the Fall of the Taliban, Research Paper, No. 01-112, Dec. 11, 2001, pp. 4-8, and; Operation Enduring Freedom and the Conflict in Afghanistan, Research Paper, No. 01-81, House of Commons Library, Oct. 31, 2001, pp. 104-106. 13. Jason Burke, Al-Qaeeda: Casting a Shadow of Terror, (New York: I.B. Tauris, Co. Ltd, 2003), pp. 41-44, and; Martha Crenshaw, The Logic of Terrorism, (The Washington Woodrow Wilson Center Press, 2001), pp. 49-53. 14. Bonnie Cordes, A Conceptual Framework for Analysis Terrorist Groups, (US, RAND Press, 2002), pp. 220-240, and; Jason Burke, "A Think Al-Qaeeda: It Is a Global Terrorist Organisation, FP, May. 2004, pp. 3-5. 15. 2020 Vision: The ME to 20/20, Document: ME Future, ME Quarterly, Winter. 2004, pp. 5-7, and; Kerstin Uignard, Nuclear Terrorism, (US, Institute for Disarmament Research, 2003), pp. 53-55. 16. Dary Henderson, Cohersion: Th Human Element in Combat (National Defense University Press, 2000), pp. 14-16, Caronlyn Coper, The Relation between Group Cohersion and performance: An Integration", Psychological Bulletin, V.L. 115, 1994, pp. 92-99. 17. Michael Ward, The Retension of High Quality Personel in the US. Armed Forces, R-3117: RAND Document, 1999, 2002, pp. 80-89, and; John Warner, A Theory of Military Compensation and Personel Policy (US. RAND Press, 2003), pp. 4-10. 18. C. Conetta, "9/11 and the Meaning of Military Trans", PDA, Feb. 6, 2003, pp. 1-5, and; Thomas Barnet, The Pentagon New Map: War and Peace in the 21 Century (US, Putnam, 2004), pp. 41-46. 19. Sidney D. Dreil, The Gravest Danyer (Hoover Institute Press, 2003), pp. 63-69. 20. Department of Defense, Report of the QDR, May. 2004, pp. 1-8, National Intelligence Council, Global Trends, 2000-2025, No V. 2000, pp. 18-23, and; Efrain Kam, The ME Strategic Balance 2002-2003, (Israel Jess Center, 2003), pp. 16-23. 21. "Psychological Warfare Operations", Terrorism Project, CDI, No V. 22, 2002, pp. 1-3. 22. Ibid 23. Political Warfare Executive, The Meaning, Techniques and Methods of Political War, The Document is the Property of his Britannic Majesty"s Government, Copy No. 40, 2003, pp. 1-12. Information Psychological War", Computer Crime Research Center, May. 11, 2004, pp. 1-3.



    مقالات مجله
    نام منبع: Scientific - Research Quarterly on Psychological Operations
    شماره مطلب: 10584
    دفعات دیده شده: ۱۷۵۱ | آخرین مشاهده: ۲ روز پیش