-
عملیات روانی ضدشورشگری سپاه در کُردستان (دهه 60)دکترمحمدحسین الیاسی
سهشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۶:۴۴
چکیده بسیاری از محققان و نویسندگان، شورش کُردستان ایران را از جمله شورشهای طولانی و منحصربهفرد قرن بیستم میلادی میدانند، زیرا: 1-: چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز و به مدت یک دهه استمرار یافت. 2-: آن شورش از شهرهای کردنشین آغاز و به مناطق روستایی و کوهستانی کشیده شد (از همین روی هم یک نبرد پارتیزانی و ضدپارتیزانی شهری تلقی میشود و هم یک نبرد شورشگری و ضدشورشگری روستایی). 3-: در آن نبرد طولانی هزاران نفر از نیروهای شورشگر و ضدشورشگر کشت
چکیده بسیاری از محققان و نویسندگان، شورش کُردستان ایران را از جمله شورشهای طولانی و منحصربهفرد قرن بیستم میلادی میدانند، زیرا: 1-: چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز و به مدت یک دهه استمرار یافت. 2-: آن شورش از شهرهای کردنشین آغاز و به مناطق روستایی و کوهستانی کشیده شد (از همین روی هم یک نبرد پارتیزانی و ضدپارتیزانی شهری تلقی میشود و هم یک نبرد شورشگری و ضدشورشگری روستایی). 3-: در آن نبرد طولانی هزاران نفر از نیروهای شورشگر و ضدشورشگر کشته، مجروح و معلول شدند. 4-: در آن نبرد نیروهای ضدشورشگر، برخلاف رویههای مرسوم مقابله با شورشهای شهری و روستایی، تمام تلاش و توان خود را به کار بستند تا از آسیبرساندن به تودههای مردم و تخریب اماکن مسکونی جلوگیری نمایند. با پایان یافتن آن شورش طولانی، کتب و مقالات متنوعی پیرامون ابعاد و ماهیت آن به رشته تحریر درآمد، لیکن ابعاد روانشناختی به ویژه کارکرد و کاربرد عملیات روانی در آن، تاکنون مورد کاوش و برررسی نظاممند و علمی قرار نگرفته است. از این رو مقاله حاضر را میتوان نخستین نوشتار در خصوص عملیات روانی ضدشورشگری در شورش کُردستان تلقی کرد. راقم این سطور (الیاسی 1382) در نوشتاری دیگر برخی از ابعاد عملیات روانی شورشگری شورش کُردستان را مورد تحلیل و کاوش قرار داده است. در این نوشتار اهداف، سیاستها، روشها، ابزار و اثرات عملیات روانی ضدشورشگری سپاه در شورش کُردستان مورد تحلیل قرار گرفتهاند. واژگان کلیدی: عملیات روانی ضدشورشگری، تبلیغات، فریب، تسلیم، بحران، پیشمرگ، شورشگری، شایعه، نامگذاری. مروری بر پیشینه موضوع اسکات( ) (1998) طی یک بررسی جامع، ادبیات عملیات روانی ضدشورشگری را مورد بحث قرار داده است. او با کنکاش منظم در چند عملیات شورشگری و ضدشورشگری در کشورهای مختلف دنیا نشان داده است که بدون بهرهگیری دقیق و مدون از عملیات روانی، نمیتوان همه اهداف نبرد ضدشورشگری را محقق ساخت. به اعتقاد او ارتشهای دیگر باید در عملیات ضدشورشگری با اقدامات تبلیغی و روانی خویش به تودههای مردم نشان دهند که از یک سو در پی افزایش احساس امنیت عمومی آنان هستند و از سوی دیگر قصد گسترش دامنه خدمترسانی به آنان را دارند. از آن گذشته، او تأکید میکند که «اگرچه در جنگهای پارتیزانی و نبردهای نامنظم و شورشگری، گروههای شورشگر بیش از نیروهای ضدشورشگر قادرند از فنون و روشهای عملیات روانی بهره گیرند، اما ضدشورشگر نیز میتواند از تاکتیکهای تبلیغی و عملیات روانی وسیعی بهره گیرد که هر یک از آنها، در صورتی که به شکل برنامهریزی شدهای به کار گرفته شوند، قادرند شورشگر را در ادامه نبرد و یارگیری از توده مردم، با مشکل روبهرو سازد.» (ص7). اسکات تأکید میکند که ضدشورشگر بیش از شورشگر قادر است از رسانههای جمعی، به منظور تخریب روحیه نیروهای حریف و افزایش مقبولیت مردمی خویش، بهره گیرد. مرور ادبیات ضدشورشگری نشان میدهد که نیروهای ضدشورشگر نبردهای مختلف، از برخی فنون و روشهای عملیات روانی بیش از سایر روشها بهره گرفتهاند که در ذیل به برخی از این روشها اشاره میشود: 1. استفاده از عوامل: نیروهای ضدشورشگر از همان آغاز فعالیت نظامی و تبلیغاتی، برای افزایش مقبولیت و محبوبیت خود، از افراد محلی بهره میگیرند؛ چه متخصصان متقاعدسازی (برای مثال میرز، 2000) نشان دادهاند که شباهت تبلیغاتچی با مخاطب بر میزان مقبولیت و محبوبیت عامل متقاعدسازی میافزاید. 2. خلع سلاح روانی شورشگر: شورشگر اغلب در تبلیغات خود بر نابرابریها، فقر، کمبود امکانات و تسهیلات رفاهی مردم و مانند آن تأکید میورزد و رژیم را مسئول آن معرفی میکند. ناگفته آشکار است که رفع این کاستیها، نقصانها و محرومیتها، شورشگر را خلع سلاح کرده و او را به بهرهگیری از روشهای کمتر اثرگذار سوق میدهد. 3. اعترافگیری: در هر کشمکش و نبرد شورشگری، گروهی از رهبران و کادرهای بالای گروههای شورشگر به اسارت نیروهای ضدشورشگر درمیآیند و یا تحت فشار و شرایط دشوار تسلیم میشوند. نیروهای ضدشورشگر اغلب با بهرهگیری از روشهایی همچون محرومیت حسی، متقاعدسازی، بمباران اطلاعاتی و … آنان را منحرف میکنند. اینگونه اعترافات، چنانچه مبتنی بر اصول اساسی نفوذ اجتماعی( ) باشد هم تودههای مردم را نسبت به شورشگران و آرمانهای آنان بدبین ساخته و موجب تخریب روحیه اعضای گروههای شورشگر میشوند. (آلتر،( ) 1997) 4. رفتار گزینشی: حسینی (1377) به نقل از تامپسون( ) پیرامون رفتار گزینشی مینویسد: نیروی ضدشورش ممکن است هرگونه منفعتی را مانند اجرای قانون و نظام، اقتصاد کم و بیش دایر، ارائه فعالیتها و خدمات عمومی و غیره از مردم دریغ دارد؛ سپس به عنوان پاداش همکاری با مردم، آنها را برگرداند. (ص286) الیاسی (1382) نیز بهترین روشهای مورد استفاده شورشگر و ضدشورشگر در بحرانهای شهری را بدین شرح ذکر نموده است: (1) شایعه: او معتقد است که یک شایعه، اگر به درستی ساخته و پرداخته شود، میتواند موجب راهاندازی یک شورش و یا بازداری آن شود.(2) تحریک عاطفی: شورشگران و ضدشورشگران در عملیات روانی خویش اغلب مبادرت به نشر پیامهایی میکنند که مملو از هیجان و عاطفه است. مثلاً مونتاژ تصویر خشونت شورشگر، یا ضدشورشگر و یا عکسی که بیانگر تجاوز به یک کودک است، میتواند هزاران نفر را برای انجام کنشهای اعتراضی برانگیزد.(3) انسانیت زدایی: هر یک از نیروهای شورشگر یا ضدشورشگر در عملیات روانی خویش میکوشند تا تصویری غیرانسانی از حریف مقابل ارائه دهند. به تصور آنها، این اقدام هم از مشروعیت آن میکاهد و هم اعمال خشن و تند خود علیه نیروهای او را توجیه میکند. خلاصه آنکه در نبرد شورشگری و ضدشورشگری هر یک از طرفین میکوشد تا هم نیروهای حریف را تحت تأثیر قرار دهد و هم بر نگرشها و گرایشات تودههای مردم ساکن مناطق نبرد تأثیر بگذارد. سؤالات اساسی این تحقیق قصد دارد تا به سؤالات اساسی زیر پاسخ دهد: 1- عملیات روانی ضدشورشگری سپاه در بحران کُردستان، در پی تحقق چه اهدافی بود؟ 2- عملیات روانی ضدشورشگری سپاه در کُردستان از چه اصولی پیروی میکرد؟ 3- عملیات روانی ضدشورشگری سپاه در بحران کُردستان معطوف چه آماجهایی (مخاطبانی) بود؟ 4- سپاه در عملیات روانی ضدشورشگری خود در بحران کُردستان، از چه ساختار تشکیلاتی استفاده میکرد؟ 5- سپاه در عملیات روانی خود در بحران کُردستان از چه ابزارها (رسانهها) یی استفاده میکرد؟ 6- سپاه در عملیات روانی ضدشورشگری خود در بحران کُردستان از چه روشها و تکنیکهایی بهره میگرفت؟ 7- میزان اثربخشی عملیات روانی ضدشورشگری سپاه در بحران کُردستان چقدر بود؟ روش این تحقیق در وهله اول یک تحقیق تاریخی است. از این رو محقق، برای یافتن پاسخ سؤالات ابتدا با تعدادی از مدیران و کارشناسان تبلیغاتی سپاه در بحران کُردستان مصاحبه نمود سپس به مطالعه اسناد و مدارک (اعلامیهها، بیانیهها، تصاویر و …) پرداخت. محقق که خود در تمام سالهای بحران شاهد عملیات روانی ضدشورشگری سپاه بوده، برای پاسخگویی به سؤالات مذکور، در صدد است تا از منابع دست اول استفاده کند. او در پاسخ به سؤال آخر تحقیق، از یک زمینهیابی نیز بهره جسته است. این زمینهیابی با پخش پرسشنامهای شش سؤالی، بین 33 نفر از صاحبنظران کُرد و مدیران تبلیغاتی سپاه در بحران کُردستان اجرا شد. یافتهها در سطوری که در پی میآید یافتههای تحقیق به تفکیک سؤالات اساسی گزارش میشود. الف) اهداف عملیات روانی ضدشورشگری سپاه با تحلیل منابع موجود و کنکاش در نظرات مدیران فرهنگی و تبلیغاتی سپاه در بحران کُردستان، درمییابیم که سپاه پاسداران طی یک دهه عملیات روانی ضدشورشگری خود در پی دستیابی به هدف اساسی بوده است. نخستین و بهترین هدف عملیات روانی ضدشورشگری سپاه را میتوان سلب حمایت مردم کُرد از گروههای شورشگر دانست. زیرا سپاه بر این باور بود که با حمایت تودههای مردم کُرد از گروههای شورشگر، امکان استقرار نیروهای نظام در سراسر مناطق کردنشین و انجام اقدامات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در آن مناطق ناممکن است. از سوی دیگر، به تعبیر یکی از مدیران فرهنگی سپاه در مناطق کردنشین: سپاه از همان آغاز عملیات آزادسازی مناطق کردنشین از گروههای شورشگر، دریافته بود که در صورت سلب حمایت تودههای کُرد از شورشگران آنان قادر به مقاومت طولانی در برابر خیل عظیم نیروهای نظام نخواهند بود و در طی زمان ناگزیر به ترک مخاصمه خواهند شد.»( ) این مدیر فرهنگی، تأکید میکند که سلب حمایت مردمی از گروههای شورشگر از آن رو درخور اهمیت بود که سپاه در آزادسازی مناطق کردنشین نه تنها در پی ایجاد سرزمین سوخته نبود بلکه خود را حامی و خدمتگزار مردم کُرد میدانست؛ در نتیجه تمام امید خود را به جلب حمایت آنان از نظام، و انقطاع پشتیبانی آنان از گروههای شورشگر، دوخته بود. دومین هدف عملیات روانی سپاه در عملیات شورشگری خود ابطال آرمان تبلیغی گروههای شورشگر بود. حزب دموکرات (یکی از گروههای شورشگر کُردستان) در مرامنامه خویش، دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کُردستان را مهمترین آرمان خویش برای خلق کُرد معرفی کرده بود.( ) سازمان انقلابی زحمتکشان کُردستان (کومهله) نیز شعار جامعه برابر و رفع ستم طبقاتی از خلق زحمتکش کرد( ) را به عنوان آرمان نهایی خویش در بین تودههای کُرد رواج داد. سایر گروههای شورشگر (نظیر سپاه رزگاری، چریکهای فدایی خلق (شاخه اقلیت)، خه بات و …) نیز رفع ستم ملی، طبقاتی و اجتماعی از خلق کُرد را به عنوان آرمان مطلوب خویش تبلیغ نمودند. به عبارت دیگر، در زمان شورش کُردستان، همه گروههای شورشگر کسب خودمختاری و رفع ستم چندگانه از خلق کُرد را به عنوان آرمان و شعار تبلیغاتی و ایدهآل خویش مطرح نمودند. از این رو، سپاه طی عملیات روانی خویش تلاش عمدة خود را در جهت ابطال این آرمان مبذول داشت. البته با آگاهی از این واقعیت که خودمختارطلبی کُردان آرمانی قدیمی است و ریشه در تلاشها و مبارزات رهبران کاریزماتیکی همچون قاضی محمد (پیشوا)، شیخ محمد پیران و ملامصطفی بارزانی دارد. در تاریخ یک صدساله کردان هر از چندگاهی (به ویژه در دورانهای انتقال) در کشورهایی که بخشی از جمعیت آنها را کردها تشکیل دادهاند، بهانه شکلگیری قیامها، شورشها و جنبشهایی مشهود بوده که در نهایت نظم مستقر را به چالش کشیده است. به تعبیر کریس کوچرا، محققی که تمام قیام و شورشهای کُردها را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است، آرمان خودمختاری همواره برای کُردها جذّاب و مطلوب بوده، چنانکه دستآوزیر شورشهای طولانی و خونین گشته است. نصیری (یکی از مدیران و برنامهریزان فرهنگی سپاه به هنگام آغاز عملیات مقابله با گروههای شورشگر) در این خصوص اذعان داشت: سپاه میدانست که اولاً: آرمان خودمختارطلبی برای بسیاری از کردها دارای جذابیت ویژه است. ثانیاً: از این واقعیت نیز آگاه بود که بسیاری از گروههای شورشگر و رهبران آنها نه اعتقادی به این آرمان دارند و نه اساساً در ایدئولوژی مورد تبلیغ آنان خودمختاری قومیتها، و به ویژه کُردها، جایی دارد. به ویژه گروههای کمونیستی (نظیر کومهله، پیکار و فدائیان خلق) اساساً هیچ ارزش و اهمیتی برای حقوق اقلیتهای قومی و محلی قائل نبودند، بلکه خودمختاری تنها دستآویزی بود برای فریب تودهها. ثالثاً: فرماندهان سپاه و اساساً متولیان کشور، به درستی میدانستند که بسیاری از تودههای کُرد از ماهیت و ابعاد خودمختاری آگاه نیستند، بلکه با برداشتی مبهم و کلی تصور میکنند که با دستیابی به خودمختاری، اجحاف و ستمی که در طول دهههای متمادی به آنان وارد شده، از میان خواهد رفت. رابعاً: فرماندهان سپاه یقین داشتند که با اعاده حاکمیت جمهوری اسلامی بر مناطق کُردنشین، کُردها به منافع، حقوق و خواستههایی دست مییابند که بسیار فراتر از شعار خودمختاری است. به گفته یکی از فرماندهان فرهنگی سپاه: به نتیجه رسیده بودیم که صرف بیان این واقعیت موجب رویگردانی مردم کُرد از آرمان خودمختاری میشود. به ویژه آنکه، ما میدانستیم مردم کُرد باورهای مذهبی عمیقی دارند و با هر آرمان و شعاری که با مبانی اعتقادی و ارزشی آنها منافات داشته باشد، به مقابله برمیخیزند. ادعای این مدیر فرهنگی سپاه مورد تأیید علیزاده (یکی دیگر از مدیران فرهنگی سپاه که چند سال مدیریت تبلیغات و انتشارات سپاه کُردستان را بر عهده داشته است) نیز هست. علیزاده، در تحقیقی که پیرامون اقدامات فرهنگی، تبلیغاتی و مردمیاری سپاه در بحران کُردستان به عمل آورده، بیان میکند که سپاه برای ابطال شعارهای آرمانی گروههای شورشگر در تلاشهای فرهنگی و تبلیغاتی خود، چند اصل اساسی را مبنای عمل خویش قرار داد: (1) عدم مخالفت با ارزشهای دینی و مذهبی مردم کرد؛ (2) تأکید بر باورهای مشترک شیعه و سنی، (3) عدم مخالفت با هنجارها، اصول رفتاری و آداب و رسوم پسندیده و دیرینه مردم کرد؛ (4) تلاش برای افزایش تراز دانایی و آگاهی تودههای مردم کرد؛ و (5) افشای ماهیت واقعی گروهها و احزاب مدعی خودمختارطلبی. سومین هدف تبلیغات و عملیات روانی سپاه در بحران کُردستان، خنثی نمودن اثرات ناشی از عملیات روانی گروههای شورشگر بود. گروههای شورشگر در ماهها و سالهای حضور در شهرها و روستاهای کردنشین با استفاده از ابزارهای متعددی (نظیر رادیو، اعلامیه، تشکیل میتینگ، بروشور، نشریات، روزنامه و …) عملیات روانی وسیعی را علیه نظام جمهوری اسلامی، رهبری آن، نیروهای سپاه و کردهای طرفدار جمهوری اسلامی راه انداختند. آنها در عملیات روانی خود: - نظام جمهوری اسلامی را به عنوان نظامی که ستم و اجحاف علیه کردها را مباح میداند، به مردم کُرد معرفی میکردند؛ - نیروهای سپاه را افرادی خشن، شکنجهگر و قسیالقلب میدانستند؛ - از کُردهای طرفدار نظام، به عنوان افرادی مزدور و وابسته (جاش) و ضدخلق کُرد به تودههای کُرد یاد میکردند؛ - علیه حکومت ایران، تحت عنوان نظامی شیعی که حتی حداقل حقوق اهل سنت و نیز ادیان و مذاهب دیگر را به رسمیت نمیشناسد، تبلیغ میکردند. بررسیهای اولیه سپاه و مشاهدات محسوس و نامحسوس آن نشان داد که عملیات روانی گروههای شورشگر، بر نظرات و نگرشهای گروههایی از مردم کُرد به ویژه نوجوانان و جوانان، تأثیر نهاده است. سبحانی، یکی از کارشناسان مسائل کُردستان نیز در تأیید اثربخشی عملیات روانی گروههای شورشگر میگوید: تعداد قابل توجهی از مردم کُرد، به ویژه آنانی که تعامل چندانی با سایر ایرانیان نداشتند، باورشان شده بود که پاسداران با ورود به مناطق کُردنشین، حمام خون راه خواهند انداخت و به زن و کودک و پیر و جوان رحم نخواهند کرد». از این رو، سپاه در سناریوی عملیات روانی و در مجموعه اقدامات فرهنگی خویش به سازوکارهایی میاندیشید که طی مدت زمانی نه چندان طولانی، بتواند این اثرات مخرب را از میان ببرد؛ و البته در این زمینه بر این واقعیت نیز آگاه بود که دو صد گفته به نیم کردار نیارزد. چهارمین هدف عملیات روانی سپاه در کُردستان جذب تودههای کُرد بود. نیروهای شورشگر در عملیات روانی خود تلاش میکردند تا چنین القاء کنند که شورش کُردستان نبرد بین خلق کُرد و دشمنان آن و یا به تعبیری جنگ بین تودههای زجر کشیده کُرد و دشمنان قسم خورده این خلق است. ( ) به همین سبب سپاه در تبلیغات خود تلاش کُرد تا این انگاره را فروشکند و به همگان بقبولاند که جنگ کُردستان، جنگ بین اسلام و کفر است، نه جنگ علیه کُردها. زیرا، میدانست که با این تلقی به تدریج نگرش کردها را به خود و نظام تغییر داده و آنها را جهت پیوستن به صفوف خویش ترغیب میکردند. کاهش تلفات انسانی جنگ و تقلیل هزینههای مادی آن پنجمین هدف عملیات روانی سپاه در بحران کُردستان بوده است. سپاه در نبرد ضدشورشگری خود در وهله اول در پی آن بود که تعداد شهدای خود را به حداقل ممکن برساند و در وهله دوم معتقد بود در صورت امکان باید نیروهای شورشگر را وادار به تسلیم کُرد و از کشته شدن آنها جلوگیری نمود. زیرا، سپاه معتقد بود: اغلب کسانی که به گروههای شورشگر پیوستهاند، تحت تأثیر شعارهای اغواگرانه و فریبآمیز آنها قرار گرفتهاند و از پیامدهای رفتار خویش آگاه نیستند. از سوی دیگر، فرماندهان سپاه میدانستند که با کشته شدن هر یک از افراد شورشگر برخی از بستگان وی از نظام نوپای جمهوری اسلامی دوری میگزینند. افزون بر آن، سپاه با تحمیل خسارت مادی بر مردم کُرد و بهرهگیری از جنگافزارهای پیشرفته نظامی یا بمباران اماکن و مناطق مسکونی، مخالف بود و طولانیشدن مدت نبرد را نامطلوب میدانست. بر اساس آنچه ذکر شد، فرماندهان و مدیران فرهنگی سپاه در پی آن بودند تا با بهرهگیری از فنون و روشهای تبلیغاتی، فرهنگی و عملیات روانی: - گروههای شورشگر را از ادامه مقاومت بازدارند؛ - اعضای سازمانهای چریکی و شورشگر را ترغیب به تسلیم نمایند؛ و - نبرد را به مناطق خارج از شهرها و روستاها سوق دهند. آنها یقین داشتند که از این طریق تلفات انسانی جنگ را کاهش داده و اموال عمومی و منازل و املاک مردم کُرد را از آسیب مصون میدارند و مهمتر آنکه از طولانی شدن نبرد جلوگیری کنند. اصول عملیات روانی ضدشورشگری سپاه تحلیل اسناد و مدارک تبلیغاتی سپاه در بحران کُردستان و مصاحبه با مدیران فرهنگی این ارگان نشان داد که آن نیرو در عملیات روانی ضدشورشگری سپاه از چند اصل اساسی پیروی کرده است. 1- اجتناب از به چالش کشیدن باورهای مذهبی، هنجارهای قومی و نگرشهای پایه مردم:گروههای شورشگر همواره در تبلیغات و عملیات روانی خویش تلاش میکردند تا به مردم کُرد القاء کنند که پاسداران مساجد و تکایای آنان را به آتش میکشند، از برگزاری مراسم مذهبی و محلی و سنتی آنان جلوگیری میکنند، با رسوم دیرینه آنان مخالفت کرد. و در عزا و عروسی آنان مداخله خواهند نمود. سپاه برای بیاثر ساختن این تبلیغات فراگیر، از تمامی عناصر و عوامل تبلیغاتی خود درخواست کُرد تا از انتشار هر نوع نوشتهای، ایراد هر نوع سخنی و انجام هر نوع فعل و عملی که «موجب جریحهدار شدن احساسات مردم کُرد میشود» و یا ارتکاب هر کنشی که استهزای هنجارها و آداب و رسوم آنان را به دنبال دارد، اجتناب ورزند. 2- تأکید بر اشتراکات فکری، عقیدتی و ملی: گروههای شورشگر در تمام مدت حضور خود در مناطق کردنشین، میکوشیدند تا چنین به مردم کُرد القا کنند که «ایدئولوژی پاسداران و عقاید عوامل نظام جمهوری اسلامی تضادی آشکار و اختلافی غیرقابل انکار با عقاید و باورهای خلق کُرد دارد»( ) حتی گروههای شورشگری که هیچ اعتقادی به باورهای مذهبی نداشتند (نظیر سازمان کومهله)، در اقدامات تبلیغاتی خود جمهوری اسلامی را «حکومتی در ستیز با اهل سنت» معرفی میکردند. به همین سبب، سپاه برای مخالفت با این ادعاهای غیرواقعی و فریبآمیز از تمامی سخنرانان و خطیبان اعزامی به مناطق مختلف خواست تا «هرگز سخنی به زبان نیاورند که از آن بوی تفرقه بین فرق اسلامی به مشام رسد». در عوض به آنان توصیه شد که بر صدها وجه اشتراک شیعه و سنی و باورها و آیینهای مشترک ملی تأکید ورزند. 3- بهرهگیری از افراد آگاه، مقبول، خوشنام و اثرگذار: مدیران فرهنگی سپاه از این واقعیت آگاه بودند که در فرآیند تبلیغات و متقاعدسازی تنها کسانی قادرند بر مخاطبان تأثیر بگذارند که الف: در قلمرو مباحث مطروحه از دانش و آگاهی بسنده برخوردار باشند؛ ب: خوشنام و مقبول؛ ج: ماهر و سخنور و دً: با فرهنگ و آداب و رسوم مردم کُرد بیگانه نباشند. از همین روی، از همان آغاز فعالیت تبلیغاتی سپاه، کسانی به میان جمعیتهای کردها اعزام میشدند که واجد این ویژگیها بودند. 4- اجتناب از نشر اکاذیب و فریب تودههای مردم کرد: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خود را حامل و متولی نشر ارزشهای انقلابی و باورهای دینی تلقی میکرد. از این رو، بیان اکاذیب برای فریب تودههای مردم کُرد را مغایر با نظام باورهای خود میدانست و بر این باور بود که «ذکر حقایق و بیان واقعیتها، بیش از هر نوع پیام فریبآمیز و اغواگرانهای قادر است تودههای مردم را متقاعد سازد». سپاه در چارچوب این اصل اساسی به تمامی مبلغان خود توصیه میکرد: - صادق باشید، - واقعیات را با مردم در میان بگذارید، - آنها را فریب ندهید و - عقاید و باورهای واقعی خود را ابراز دارید. 5- سرلوحه عمل قراردادن توصیهها و بیانات رهبری انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) در تبلیغات. مدیران و عوامل فرهنگی و تبلیغاتی سپاه، خود را تابع و پیرو رهبر کبیر انقلاب میدانستند. آنها بر این باور بودند که در هر شرایطی نباید از فرامین و دستورات ایشان تخطی نمایند. امام (ره) نیز در بیانات خود، بر «احقاق حقوق مردم کرد»، «رعایت برادری و رفع بیعدالتیهای گذشته»، «وحدت استراتژیک شیعه و سنی»، «الزام همدلی و همکاری در مقابله با ضدانقلاب» و «تکریم علما و بزرگان کرد» به کرات تأکید مینمودند. سپاه در تبلیغات و عملیات روانی خود تلاش میکرد تا از «کلام نافذ امام(ره)» و «بیانات ایشان در مورد مسلمانان کرد»، برای افزایش دامنه اثربخشی اقدامات خویش بهره گیرد. برای مثال، بسیاری از اعلامیههای تبلیغاتی سپاه، با جملاتی از امام پیرامون مردم کُرد و رعایت حقوق آنان شروع میشد. 6- بهرهگیری از عناصر و نیروهای بومی: سپاه پاسداران بر این باور بود که تنها با بهرهگیری از نیروهای بومی قادر است «امنیت پایدار» را با حداقل تلفات و خسارات در مناطق کردنشین برقرار نماید. بر این اساس، جذب کردهای هوادار و سمپات نظام را به عنوان «یک اصل کلیدی» سرلوحه عمل خویش قرار داد. از آنجایی که سپاه بدین مسئله واقف بود که «قدرت و توان متقاعدکنندگی نیروهای بومی بسی بیش از دیگران است»، با بررسیهای مختلف بیش از دو سوم عناصر فعال در مراکز و هستههای تبلیغاتی و فرهنگی سپاه را از کردهای مخالف گروههای شورشگر تشکیل داد. آماجهای عملیات روانی ضدشورشگری سپاه بررسیهای مختلف نشان داد که عملیات روانی سپاه در بحران کُردستان، معطوف گروههای زیر بوده است: 1- روشنفکران کرد: گروههایی نظیر فعالان سیاسی، دانشگاهیان، نویسندگان، ژورنالیستها و فرهنگیان. 2- تودههای مردم کرد: بخش عمده عملیات روانی سپاه معطوف تودههای کُرد بود. یعنی کارگران، کشاورزان، زنان، بازاریان، دانشآموزان و اصناف مختلف. 3- اعضای عادی گروههای شورشگر: سومین گروه آماج عملیات روانی سپاه، اعضای عادی سازمان چریکی و شورشی بودند که از آنها تحت عنوان پیشمرگ یاد میشد. 4- رهبران (لیدرهای) گروههای شورشگر: رهبران عالی و میانی حزب دموکرات، سازمان کومهله، گروه خهبات، پیکار، چریکهای فدایی و سپاه رزگاری، چهارمین گروه آماج عملیات روانی سپاه محسوب میشدند. 5- حامیان نظام: کردهای هوادار نظام یکی دیگر از گروههای آماج تبلیغات و عملیات روانی سپاه بودند. 6- نیروهای ضدشورشگر: یا نیروهای عملکننده، آخرین گروهی که بخشی از تبلیغات و عملیات روانی سپاه به آنان معطوف میشد. پر واضح است که سپاه در عملیات روانی خود برای هر یک از گروههای آماج اهداف متفاوتی را تعقیب میکرد. سپاه در عملیات روانی خود با روشنفکران کرد، اولاً: در پی آن بود تا آنان را مجاب سازد که در عملیات نظامی ضدشورشگری خود «درصدد قطع امید دشمنان استراتژیک ایران در شکلگیری اسرائیل جدید است».( ) ثانیاً: درصدد بود تا بطلان ایدئولوژی گروههای شورشگر را نمایان ساخته و مقاصد فریبآمیز و دروغین آنان را فاش کند. اما، بخش عمده عملیات روانی سپاه معطوف به تودههای مردم کُرد بود. تأمل در بیانیههای 1 تا 5 سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد (یک تشکیلات شبهنظامی متشکل از کردهای هوادار نظام که در اواخر پاییز 1358 با حمایت مستقیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کرمانشاه شکل گرفت و در آزادسازی مناطق کردنشین و مقابله با گروههای شورشگر نقش بیبدیلی ایفا نمود) بیانگر که امر است که نیروهای ضدشورشگر، بیش از هر چیز در پی جذب تودههای کُرد بودهاند. مفاد آن بیانیهها (و نیز بیانیههایی که توسط سپاه پاسداران منتشر شدهاند) نشان میدهد که سپاه در عملیات روانی خود کوشیده است تا تودههای کُرد را مجاب سازد که «کومهله و دموکرات و سایر نیروهای ضدانقلاب، سر درآخور اربابان خود دارند. آنان مزدورانی هستند که برای رضایت استکبار جهانی حاضرند دست به هر جنایتی بزنند.» . با توجه به آنچه ذکر شد، عملیات روانی سپاه برای تودههای مردم کُرد و در راستای تحقق اهدافی نظیر: اثبات وابستگی رهبران گروههای شورشگر، ایجاد انزجار در مردم کُرد نسبت به گروههای شورشگر و ممانعت از گرایش کردها به طرف گروههای شورشگر، انجام شده است. افزون بر آن، بخشی از عملیات روانی سپاه معطوف به «تسلیم اعضای عادی» گروههای شورشگر بوده است. سپاه معتقد بود «اکثر افرادی که به گروههای ضدانقلاب پیوستهاند، به سبب عدم آگاهی از مقاصد شوم رهبران ضدانقلاب و بر اثر تبلیغات سوئی که علیه نظام جمهوری اسلامی صورت گرفته، به آن گروهها ملحق شدهاند.»( ). از این رو، سپاه تلاش میکرد تا با بهرهگیری از تبلیغات و عملیات، اعضای آن گروهها را ترغیب به تسلیم نماید. از سوی دیگر، در عملیات روانی خود نیز سعی داشت روحیه رهبران گروههای شورشگر را تخریب و آنان را از ادامه مقاومت بازدارد. گذشته از آن، سپاه مترصد بود تا از اختلافات ایدئولوژیکی گروههای شورشگر، جهت برانگیختن بیشتر آنان علیه یکدیگر بهره گیرد. اما، عملیات روانی و اقدامات تبلیغی و فرهنگی سپاه، برای حامیان نظام اهداف دیگری را تعقیب میکرد. سپاه درصدد بود تا اعتماد به نفس آنان را افزایش دهد، روحیه آنها را تعالی بخشد، میزان پیوستگی و انسجام آنان با نظام را تقویت کند و بر شجاعت ورزی آنان بیفزاید. تبلیغات سپاه برای نیروهای عملکننده (به ویژه پاسداران، پیشمرگان مسلمان کُرد و نیروهای داوطلب بسیجی)، بیشتر با هدف تقویت روحیه، افزایش وحدت، رفع آثار عملیات روانی شورشگران، تقویت بنیه دینی و افزایش مقاومت روزافزون آن نیروها انجام میشد. ساختار تشکیلاتی عملیات روانی سپاه عملیات روانی سپاه، ابتدا از طریق واحد روابط عمومی و سپس از سوی «واحد تبلیغات و انتشارات» به نتیجه میرسید. واحد تبلیغات و انتشارات، متولی کلیه فعالیتهای فرهنگی، تبلیغاتی، انتشاراتی، دیداری و شنیداری و … این ارگان بود. به همین سبب، معمولاً عناصر فرهیخته، علاقهمند و پرانگیزه سپاه در آن واحد فعالیت میکردند. از همان آغاز فعالیت ضدشورشگری سپاه در کُردستان، اهمیت این واحد برای آن نیرو مبرهن بود، زیرا 1- بسیاری از تصمیمات کلیدی و برنامهریزیهای عملیاتی و فرهنگی شهر در آن واحد صورت میگرفت. 2- همه نهادها و مؤسسات شهری (اعم از فرمانداریها، ادارات کل، سازمانهای اجتماعی و اقتصادی …) موظف بودند فعالیتهای خود را با آن هماهنگ سازند (بر این اساس، مسئول واحد تبلیغات و انتشارات سپاه هر شهرستان، از نظر مردم رئیسجمهور آن شهرستان تلقی میشد!) 3- بسیاری از جلسات شورای سپاه و جلسات اداری شهر، در واحد تبلیغات (روابط عمومی) تشکیل میشد. ساختار کلی واحد تبلیغات و انتشارات هر شهرستان، که متولی عملیات روانی و تبلیغات سپاه در آن شهر بود، کمابیش شبیه ساختار مندرج در تصویر 1 بود: تصویر 1: شمای ساختار تبلیغاتی و عملیات روانی سپاه در بحران کُردستان (تصویر در صفحهآرایی ترسیم خواهد شد) همانگونه که تصویر 1 نشان میدهد، سپاه فعالیتهای تبلیغاتی و فرهنگی خویش را از مجرای چند مدیریت و بخش به سامان میرساند. هر یک از آن مدیریتها و بخشها، در قلمروهای معینی فعالاند. برای مثال، دفتر هماهنگی گروههای فرهنگی، متولی تبلیغات سپاه در روستاهای منطقه بود. آن دفتر در هر دهستان یک دفتر فرهنگی افتتاح کرده بود که در چند روستای اطراف آن دهستان فعالیت میکرد. برای مثال، تبلیغات و انتشارات سپاه مریوان، دارای ده دفتر فرهنگی روستایی بود که در 286 روستای آن شهرستان فعالیت میکردند. همچنین، ستاد وحدت، که فعالیت خود را از سال 1360 در شهرهای مختلف مناطق کردنشین آغاز کرد، متولی برگزاری راهپیماییها، گردهماییهای شهری بود که در عین حال کاروانهای مختلف مردمی را از کُردستان به سایر مناطق ایران اعزام میکرد. دفتر امور شوراها نیز متولی فعالیتهایی نظیر تشکیل شوراهای مردمی شهر و روستا و انجام فعالیتهای فرهنگی در محلات مختلف بود. تشکیل تعاونیهای محلی (شهر و روستا) و توزیع ارزاق عمومی نیز از جمله فعالیتهای دیگر این بخش بود. واحد صدا و سیما نیز مسئول تهیه برنامههای رادیویی و تلویزیونی بود، به ویژه به هنگام انجام عملیاتهای آزادسازی. بخش عمده برنامههای صدا و سیمای سنندج، رادیوی مرکز مریوان، مرکز مهاباد، صدا و سیمای ارومیه و بخشی از برنامههای صدا و سیمای مرکز کرمانشاه توسط این واحد تهیه و پخش میشد. واحد انتشارات نیز متولی تهیه و انتشار کلیه متون چاپی، اعم از کتاب، جزوه، اعلامیه، بیانیه و جز آن بود. افزون بر آن، نشریات محلی و سراسری سپاه در منطقه توسط این واحد و به کمک هیئت تحریریه، تهیه و منتشر میشدند. راهاندازی و اداره کتابخانهها و کتابفروشیهای شهری و روستایی نیز بر عهده این بخش بود. واحد ارشاد نیز متولی کلیه فعالیتهای مربوط به دانشآموزان بود. این واحد با تشکیل انجمنهای اسلامی، گروهها و تشکلهای حزبالله در مدارس، دانشآموزان (به ویژه مقطع دبیرستان) را تحت پوشش فعالیتهای مختلف قرار میداد. ابزار و رسانهها سپاه در عملیات روانی خود از ابزار و رسانههای مختلفی بهره میگرفت. برخی از آن رسانهها بدین شرحاند: 1) اعلامیهها: سپاه اعلامیههای رسمی خود را با نام روابط عمومی سپاه و اعلامیههای نیمهرسمی را از طریق سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد و اعلامیة غیررسمی را با عناوین مختلفی (نظیر انجمنهای اسلامی، گروههای حزبالله، جوانان کُرد و جز آن) منتشر میساخت. 2) رادیو: رادیو مریوان(با دو گویش سورانی و هورامی)، رادیو سنندج (با گویشهای فارسی و کردی سورانی)، رادیو کرمانشاه (با سورانی، کرمانشاهی و فارسی)، رادیو مهاباد (با گویش سورانی) و رادیو ارومیه (با گویشهای ترکی، کردی و فارسی) از جمله ایستگاههای رادیویی بودند که سپاه عملیات روانی خود را از طریق آنها انجام میداد. 3) هلیکوپتر: سپاه از هلیکوپتر برای پخش اعلامیههای تسلیم بر روی گروههای شورشگر، به ویژه در زمان انجام عملیاتهای نظامی ضدشورشگری، استفاده میکرد. 4) شعارنویسی بر در و دیوار: یکی از روشهای مورد استفاده سپاه در عملیات ضدشورشگری، دیوارنویسی بود. بلافاصله پس از آزادسازی هر منطقه، اعم از شهر یا روستا، گروه دیوارنویسی تبلیغات وارد منطقه شده و بر دیوارهای بلند معابر عمومی و اماکن دولتی و خصوصی مبادرت به نوشتن آیات قرآن، احادیث نبوی و جملات رهبر انقلاب در خصوص برادری با ملت کُرد و اهل تسنن ایران مینمودند. 5) پوستر و کاریکاتور: سپاه از همان آغاز عملیات ضدشورشگری، اقدام به تهیه دهها پوستر از عکس شهدا (شهدای بومی منطقه)، آیات قرآن و اشعار مطروحه در جریان انقلاب اسلامی نمود و آنها را در اماکن مختلف نصب و یا تحویل شهروندان و روستاییان میداد. به ویژه در آغاز پاکسازی مناطق کردنشین پوستری از عکس شهدای معروف کُرد (نظیر برادران نمکی، برادران شبلی، آزادی و شهدای 23 تیر 58 مریوان) بیش از سایر پوسترها چاپ و منتشر میشد. طی سالهای بعد، تصاویری از حدود 50 روحانی کُرد سنی که به دست گروههای شورشگر به شهادت رسیده بودند، با تیراژ بالایی در منطقه توزیع شد. همچنین، کاریکاتور رهبران گروههای شورشگر نیز تهیه و در مناطق کردنشین توزیع گردید. 6) تلویزیون: سپاه بخشی از پیامهای تبلیغاتی خود را ظرف چند ساعت، در خلال برنامه شبکههای تلویزیونی سنندج، کرمانشاه و ارومیه، برای مخاطبان ارسال میکرد. افزون بر آن، از سال 1364 به مدت چند سال برخی پیامهای تبلیغاتی از طریق شبکه تلویزیونی سراسری (که ظهرهای جمعه به مدت 2 ساعت به زبان کردی برنامه پخش میکرد) برای مردم این خطه ارسال میشد. برنامه تلویزیونی مناطق کردنشین اغلب حاوی سرودهای کردی، ارشاد مذهبی، اعترافگیری از اسرای شورشگر و تسلیمیها و گزارش و خبر، پیرامون پیروزی نیروهای ضدشورشگر و شکست نیروهای شورشی بود. 7) روزنامه و نشریات محلی: سپاه و سازمان پیشمرگان مسلمان کرد، نشریات مختلفی همچون: اصحاب انقلاب، یاوران کُرد و پیشمرگان مسلمان به صورت ماهنامه و هفتهنامه تهیه و در مناطق کردنشین توزیع میکردند. در این نشریات، پیامهای امام(ره) برای مردم کرد، بیانیههای سپاه، اخبار و اطلاعات مربوط به منطقه، افشاگری پیرامون گروههای شورشگر، زندگینامه شهدای کُرد و مطالبی پیرامون فرهنگ و هنر و ادب کردی منتشر میشد. هر یک از این نشریات، اغلب از نویسندگان کُرد حامی نظام و چهرههای سرشناس مذهبی و فرهنگی اهل سنت و کُرد منطقه، برای تدوین مقالات و گزارشها استفاده میکردند. برای مثال: در نشریه اصحاب انقلاب (نشریه سپاه پاسداران ویژه مناطق کردنشین ایران)، که حدود 50 شماره آن منتشر گردید، اغلب از شخصیتها و نویسندگان نامدار کرد، نظیر ههژار، هیمن، ماموستاربیعی، ماموستا حقیقی، دکتر هورامانی، استاد ابراهیمی (شرپول) و ماموستا توکلی، استفاده میکرد. افزون بر آن، در سالهایی که گروههای شورشگر سعی داشتند تا از سپاه چهرهای ضدکردی ترسیم نمایند، این ارگان، به کمک چند نویسنده و شخصیت تراز اول کرد، یک نشریه کردی به نام سروه منتشر نمود که طی مدت کوتاهی، مخاطبان جهانی پیدا کرد. 8) تریبونهای نمازجمعه: با آزادسازی هر شهر و روستا، بلافاصله اداره نمازجمعه آن به تبلیغات و انتشارات سپاه سپرده میشد. سپاه نیز با روشهایی نظیر سخنرانی، پخش سرود و آهنگ انقلابی، طرح شعارهای ضدشورشگری، قرائت زندگینامه شهدای خود از این تریبون، به منظور تبلیغات و عملیات روانی استفاده میکرد. تأثیر این تریبون آنچنان زیاد بود که کردهای شورشگر از طریق رسانههای تبلیغی خود (نظیر رادیو دموکرات و رادیو کومهله) ائمه جمعه، سخنرانان و شرکتکنندگان در مراسم نمازجمعه شهرهای مختلف را به مرگ تهدید میکردند. 9) تریبونهای مدارس: مراسم صبحگاه مدارس اغلب توسط عناصر بومی سپاه برگزار میشد. از این رو، سپاه بسیاری از پیامهای دانشآموزی خود را از این طریق به اطلاع مخاطبان کودک و نوجوان میرساند. 10) کتاب: یکی دیگر از ابزارهای تبلیغاتی سپاه، کتاب بود. این ارگان از همان آغاز، با بهرهگیری از نویسندگان کُرد مبادرت به ترجمه برخی کتب دکتر شریعتی، استاد مطهری و سیدقطب به زبان کردی نمود و آنها را در تیراژ وسیع چاپ و منتشر کرد. افزون بر آن، سپاه و سازمان پیشمرگان چند جلد کتاب با عناوینی نظیر کُردستان، افشاگری پیرامون رهبران ضدانقلاب و زندگینامه روحانیون شهید کُرد را چاپ و در مناطق کردنشین منتشر ساخت. راهاندازی نمایشگاههای کتاب و کتابفروشیها نیز از دیگر اقدامات تبلیغاتی سپاه بود. سپاه پاسداران، با راهاندازی کتابفروشی بزرگی تحت عنوان کتابفروشی قطب در سنندج، در همان ماههای آغازین آزادسازی این شهر، توانست بسیاری از اهل فرهنگ و هنر و ادب کُرد را جذب فعالیتهای فرهنگی خویش نماید. 11) نوار کاست: سپاه با آگاهی از گرایش مردم کُرد به طنز شنیداری، از برخی طنزپردازان کُرد دعوت شد تا نوارهای طنز و هنری، پیرامون گروههای شورشگر و عملکرد و خودمختاری طلبی آنان تهیه نمایند. هر یک از این نوارها، در تیراژ چندهزاری تکثیر و در مناطق کردنشین توزیع شد. 12) تهیه و نمایش فیلمهای سینمایی: ساختن فیلمهای سینمایی نظیر چتهها (راهزنان) و دولهتو از جمله اقداماتی بود که سپاه در عملیات روانی خود علیه گروههای شورشگر از آن استفاده میکرد. افزون بر آن، گروههای تبلیغاتی سپاه مبادرت به مصاحبه تلویزیونی و ویدئویی با سران تسلیمی گروههای شورشگر نموده و آن را در مناطق مختلف شهری و روستایی به نمایش درمیآوردند. روشهای عملیات روانی مورد استفاده سپاه در شورش کُردستان براساس بررسیها به عمل آمده، سپاه در عملیات ضدشورشگری خود در کُردستان، از روشهای متعدد و متنوعی بهره گرفته است. که به برخی از آن روشها اشاره میشود: 1- نامگذاری: یکی از نخستین روشهای عملیات روانی مورد استفاده سپاه در نبرد کُردستان، نامگذاری بود. بدین منظور، سپاه از همان آغاز گروههای شورشگر که خود را پیشمهرگه (پیشمرگ) مردم معرفی میکردند، چهته (راهزن و گردنهگیر) نام نهاد. چهته از نظر مردم کرد، یک فرد یاغی است که مال و جان و ناموس مردم بیگناه را مورد تعرض قرار میدهد و به هیچ یک از اصول اخلاقی و انسانی پایبند نیست. همچنین، سپاه نیروهای مسلح بومی را، که گروههای شورشگر آنها را جاش (مزدور و خودفروش) مینامیدند، «پیشمرگ مسلمان»، «رولهی وه تهن» (فرزند وطن) و برار موسلمان (برادر مسلمان) نام نهاد. هر یک از این واژهها احساس مطلوبی را در مردم کُرد پدید میآورد. افزون بر آن، گروهی که نیروهای بومی در آن زیرنظر سپاه فعالیت میکردند، به سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد معروف شدند و آیه «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» را برای آرم و طرح آن برگزید. از دیگر اقدامات سپاه، تغییر نام برخی از روستاهای مناطق کردنشین بود. برای مثال، جانوره به اسلام دشت، گرگهای به ابراهیم آباد (نام یکی از شهدای بومی)، ترخان آباد به اسلام آباد و بیه کره به حزب الله تغییر نام یافتند. 2- دعوت به تسلیم: سپاه حداقل پنج نوع اعلامیه تسلیم تهیه نمود و با بهرهگیری از هلیکوپتر یا افراد محلی، آنها را در مناطق تحت نفوذ گروههای شورشگر توزیع کرد. در این اعلامیهها که در آغاز، ممهور به مهر سپاه منطقه 7 (سپاه مناطق غرب کشور) بود، خطاب به افراد گروههای شورشگر نوشته شده بود: «با تسلیم شدن به نیروهای اسلام از نعمت زندگی در کنار خانواده خود و در زیر سایه جمهوری اسلامی برخوردار شوید»، «خودمختاری، فریبی بیش نیست، دیگر فریب نخورید و به رزمندگان اسلام بپیوندید». همچنین، پیامهای امام خطاب به مردم کُرد در مناطق مختلف کردنشین، در تیراژ وسیعی تهیه و توزیع میشد. امام در پیامهای خود تأکید کرده بودند که ما با برادران مسلمان کُرد خود خصومتی نداریم، همه ما برادریم و در کنار هم با دشمنان اسلام و مسلمین میجنگیم. همچنین، امام(ره) نیز پیشمرگان مسلمان کُرد را لشکر اسلام خطاب میکرد و پیوسته از آنان به خاطر مجاهدتهایشان تقدیر مینمود. بررسیهای آماری نشان داد که اعلامیههای تسلیم، تأثیر زیادی در به تسلیم کشاندن اعضای گروههای شورشگر کُردستان داشته است به طوری که طی یک دهه شورش کُردستان، حدود 10 هزار نفر از پیشمرگهای کومهله، دموکرات، رزگاری، ضربات و فداییان خلق خود را تسلیم نیروهای سپاه نمودند. برخورد نیروهای سپاه با افراد تسلیمی گروههای شورشگر بسیار محبتآمیز و توأم با پذیرش بوده است. زیرا هر یک از افراد تسلیمی پس از تسلیم شدن نه تنها مورد تعقیب و آزاد قرار نمیگرفت (آنگونه که گروههای شورشگر تبلیغ میکردند)، بلکه به هر یک از آنان امکانات و پاداشهای مادی زیادی (نظیر پول، فرش، موادغذایی و …) نیز تحویل داده میشد. به همین سبب، تعدادی از افراد تسلیمی مدتی پس از تسلیم شدن، به سپاه و سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد میپیوستند و به مقابله و مبارزه با گروههای شورشگر میپرداختند (برخی از سرداران و فرماندهان پاسدار شهید کُرد نظیر: عثمان فرشته و محمدامین رحمانی کلاته) که شجاعتورزیهای آنها در مقابله با گروههای شورشگر زبانزد همگان است، از جمله افرادی بودند که طی سالهای آغاز شورش کُردستان، خود را به نیروهای سپاه تسلیم نمودند). 3- خلع سلاح روانی گروههای شورشگر و ابطال آرمان تبلیغی آنان: گروههای شورشگر در عملیات روانی گسترده خود، جمهوری اسلامی را ضدکرد و مخالف زبان کردی و دشمن اهل سنت معرفی میکردند. سپاه برای ابطال این انگاره، از همان آغاز مبادرت به انجام اقدامات فرهنگی و تبلیغی گستردهای نمود. که موارد ذیل، از آن جملهاند: - راهاندازی و گسترش برنامه کردی شبکههای رادیویی و تلویزیونی استانهای کردنشین؛ - ترجمه کتب مختلف علمی و مذهبی به زبان کردی؛ - برگزاری همایشهای مختلف در تجلیل از نامآوران زبان و ادب کردی (برگزاری همایش بینالمللی مولوی تاوهگوزی (مولوی کرد) در شهر سقز، که در آن صدها محقق، نویسنده و کردشناس ایرانی و خارجی شرکت داشتند از جمله اقداماتی بود که انگاره دشمنستیزی جمهوری اسلامی را به کل از ذهنها زدود). - انتصاب افراد کُرد به مناصب محلی. نخستین استاندار کُردستان بعد از آزادسازی سنندج (مهندس مهرآسا) و بسیاری از فرمانداران شهرها و بخشداران مناطق کردنشین کُردستان، کُرد بودند). - انتشار نشریات کردی (نظیر اصحاب انقلاب، سروه، بیان، ئامانج و …)؛ - تشکیل گروههای سرود و آهنگ کردی. 4- برجستهسازی (آگراندیسمان) اقدامات ضدمردمی گروههای شورشگر: گروههای شورشگر طی سالهای شورش مبادرت به انجام چند اقدام نظامی علیه شهروندان و روستاییان کُرد نمودند. برخی از آن اقدامات بدین شرحاند: - حمله به نخستین سپاه متشکل از جوانان کُرد و قتلعام افراد آن سپاه. نخستین سپاه بومی کُردستان در اوایل تیرماه 1358، تشکیل شد که متشکل از 20 نفر از جوانان مبارز مریوانی (نظیر عبدالله طرطوسی، عبدالله خضری، ناهیدی، دارا کهنهپوشی و …) بود. با گذشت قدمتی کمتر از یک ماه از تشکیل این سپاه، گروههای چپ در یک راهپیمایی نظامی (که به بهانه اعتراض به سانسور در رادیو و تلویزیون تشکیل شده بود) از پاسداران مریوانی درخواست نمودند که خود را تسلیم آنان نمایند. لیکن، وقتی با مخالفت آنان روبهرو شدند، در یک نبرد نابرابر (حدود 500 فرد مسلح چپ، در برابر 20 نفر پاسدار) 8 نفر از آنان را شهید و بقیه را مجروح و اسیر نمودند. - حمله به محله حاجیآباد سنندج: در سال 1360، کومله، محله حاجیآباد سنندج را شبانه مورد حمله قرار داده و امام جماعت، اعضای شورای اسلامی محله و تعدادی دیگر از ساکنان آن را به جرم شرکت در راهپیمایی به نفع جمهوری اسلامی، به قتل رساندند. - به شهادت رساندن حدود 30 روحانی اهل سنت کرد: گروههای شورشگر (به ویژه کومله) طی یک دهه شورش کُردستان بالغ بر 30 تن از روحانیون برجسته کُردستان، نظیر ملاحیدر فهیم (یک مرجع عالی فقهی)، ملا محمد ذبیحی (امام جمعه کامیاران) و ماموستا ملامصطفی مردوخی را به جرم تبلیغ اسلام به شهادت رساندند. - گلولهباران شهر پاوه: حزب دموکرات در اردیبهشت 1359، در پی ناکامی از تصرف شهر پاوه، مبادرت به گلولهباران این شهر نمود و دهها تن از ساکنان بیگناه آن را به خاک و خون کشیدند. سپاه با بهرهگیری از رسانههای مختلف (نظیر رادیو، تلویزیون، روزنامههای محلی و …) هر یک از این حوادث و اقدامات را برجسته نمود و مردم مناطق مختلف کُردستان را از ابعاد آن آگاه ساخت. مدیران تبلیغی و فرهنگی سپاه بر این باور بودند که اینگونه تبلیغات و عملیات روانی موجب نفرت و انزجار مردم کُرد از گروههای شورشگر خواهد شد. 5-افشای وابستگی سران گروههای شورشگر به رژیم شاه و کشورهای بیگانه: سپاه، با انتشار اسناد محرمانه به دست آمده از رژیم گذشته، نشان داد که شیخ عزالدین حسینی امام جمعه مهاباد، که گروههای شورشگر به ویژه کومله سعی داشتند تا او را به عنوان رهبر شورش کُردستان معرفی نمایند، عبدالرحمان قاسملو (رهبر وقت حزب دموکرات)، عبدالله مهتدی (رهبر سازمان کومله)، جلال حسینی (رهبر خهبات) و دکتر مادع نقشبندی (رهبر سپاه رزگاری) همگی ساواکی بوده و با کشورهای بیگانه سر و سرّی داشتهاند. 6- اعترافگیری از افراد دستگیر شده و تسلیمیها: اعترافگیری پر استفادهترین روش عملیات روانی ضدشورشگری سپاه بود. سپاه بلافاصله پس از دستگیری اعضای گروههای شورشگر، به ویژه رهبران آنان در رادیو و تلویزیونهای محلی و نیز در محافل عمومی (نظیر نمازجمعه) از اعمال گذشته خود احساس ندامت ن
مقالات مجله
نام منبع: Scientific - Research Quarterly on Psychological Operations
شماره مطلب: 10582
دفعات دیده شده: ۲۴۳۲ | آخرین مشاهده: ۲ ماه پیش