-
مقایسه فشارهای روانی و عملی امریکا بر برنامههای صلحآمیز هستهای جمهوری اسلامی با کشورهای هستهای منطقه:عبدالرضا همدانی
پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۴۳
چکیده ایالات متحده از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی ایران به اجرای انواع فشارهای روانی، اقتصادی، سیاسی و نظامی علیه جمهوری اسلامی مبادرت کرده است تا به هر نحو ممکن این کشور را همچون گذشته به تبعیت از خویش وادارد و منافع خویش را در ایران و منطقه خلیجفارس و خاورمیانه به شکل بهتری تأمین کند. آخرین حربه دولتمردان امریکایی، بحرانسازی و ایجاد جوّی آکنده از رعب و وحشت در خصوص دستیابی جمهوری اسلامی به فناوری صلحآمیز هستهای است. این در حالی است که متحدان
چکیده ایالات متحده از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی ایران به اجرای انواع فشارهای روانی، اقتصادی، سیاسی و نظامی علیه جمهوری اسلامی مبادرت کرده است تا به هر نحو ممکن این کشور را همچون گذشته به تبعیت از خویش وادارد و منافع خویش را در ایران و منطقه خلیجفارس و خاورمیانه به شکل بهتری تأمین کند. آخرین حربه دولتمردان امریکایی، بحرانسازی و ایجاد جوّی آکنده از رعب و وحشت در خصوص دستیابی جمهوری اسلامی به فناوری صلحآمیز هستهای است. این در حالی است که متحدان و پیروان امریکا در منطقه همچون رژیم صهیونیستی و پاکستان نه تنها به فناوری هستهای دست یافتهاند بلکه به ساخت و آزمایش سلاحهای اتمی خود نیز اقدام کردهاند. مقاله حاضر در صدد است تا با مقایسه فشارهای ایالات متحده بر جمهوری اسلامی و نرمش در برابر کشورهای اتمی همجوار به تبیین این فشارها در چارچوب نظریه فشارهای تعارضی بپردازد. واژهگان کلیدی: ایالات متحده امریکا، ایران، پاکستان، رژیم صهیونیستی، فناوری هستهای، موشک بالستیک، فشارهای تعارضی. مقدمه ساختار کنونی نظام بینالملل که بر مبنای قدرت بالفعل واحدهای سیاسی شکل یافته است، پیوندی ناگسستنی میان توانمندی هر بازیگر در عرصه داخلی و بینالمللی دارد. به عبارت دیگر هر واحد سیاسی که بتواند بر توانمندیهای خود در سطح ملی، منطقهای و جهانی بیافزاید و از امکانات درونی و ذاتی خود برای تقویت حضور خویش در عرصه بینالملل به بهترین نحو استفاده کند، در ساختار هرمی شکل نظام بینالملل، جایگاه برتری خواهد داشت. بدیهی است که هر دولتی که بتواند در این ساختار به رأس هرم نزدیکتر شود میتواند به اشاعه هنجارها و ارزشهای موردنظر خود بپردازد و با حاکم کردن این هنجارها و ارزشها در راه تحقق اهداف و منافع خویش دست یابد. در مقابل، هر گاه دولتی با مشکلاتی در داخل و معضلاتی در سطح بینالمللی مواجه شود، آنگاه جایگاه خود را در ساختار نظام بینالملل ناپایدار خواهد دید و در نهایت اگر نتواند به حل و فصل مسائل داخلی و بینالمللی خویش بپردازد، آن جایگاه را از دست خواهد داد. نمونه آشکار در این زمینه، کشور روسیه است که در نظام دوقطبی منعطف و دوران جنگ سرد، هماورد ایالات متحده امریکا بود اما به محض فروپاشی بنیانهای سست ایدئولوژیک، زیرساختهای اقتصادی و در نهایت تجزیه اتحاد جماهیر شوروی، فاصله روسیه با ایالات متحده امریکا در ساختار جدید نظام بینالملل به حدی رسید که دیگر به روسیه، بیش از آنکه به عنوان یک ابرقدرت نگریسته شود، به مثابه دولتی درگیر مسائل و معضلات لاینحل داخلی نگاه میشود. مثال فوق نشاندهنده صحت نظریه فشارهای تعارضی( ) است. بر اساس این نظریه هر گاه عامل یا عواملی باعث شود تا سیاستمداران نتوانند به درستی تصمیمی را اتخاذ نمایند و در تصمیمگیری دچار مشکل شوند به طوری که ریسک هر گونه تصمیمی بالا رود و یا اینکه تعللی در میان تصمیمگیرندگان ایجاد شود و مدت زمان تصمیمگیری را کاهش دهد، آنگاه هر نوع تصمیمگیری به مشکلی بزرگ تبدیل میشود که مانع از به دست آوردن اهداف مدنظر خواهد شد. به عبارت دیگر نوعی فلج سیاسی در این سطح پدید میآید که تصمیمگیری را با محدودیتهای جدی مواجه خواهد کرد و باعث بروز اختلاف در تصمیمگیری نظام حاکم میشود که در نتیجه تشتّت و بیثباتی در افکار عمومی، و بروز شکاف در روابط دولت و ملت را در پی خواهد داشت.1 به نظر میرسد پس از پیروزی انقلاب اسلامی که نخستین ثمره آن استقلال دولت جمهوری اسلامی در تصمیمگیری و وابسته نبودن به قدرتهای بزرگ در تنظیم مناسبات و اتخاذ راهکارهای متناسب با منافع ملی در سیاست خارجی بود، تمامی دولتهایی که در ایالات متحده به قدرت رسیدند، سعی کردند تا همزمان فشارهای داخلی و خارجی بر نظام سیاسی ایران را، افزایش دهند. از این دیدگاه میتوان به تنشها و بحرانهایی که در طول حیات جمهوری اسلامی با هدایت و برنامهریزی ایالات متحده به وجود آمده است، نظیر جنگ تحمیلی، تحریمهای اقتصادی، سیاست مهار دوجانبه و بالاخره محور شرارت دانستن ایران توسط جرج بوش به عنوان فشارهایی نگریست که درصدد بوده تا ایران را دچار فشار تعارضی کند و در سطح داخلی و بینالمللی با چالش مواجه سازد و نیز جایگاه ایرانیان را در سلسله مراتب ساختار نظام بینالملل متزلزل سازد تا بدین ترتیب از تأثیر انقلاب اسلامی و اصول و ارزشهایی که در نتیجه این انقلاب در سطح منطقه مطرح شده و مورد پذیرش بسیاری از ملتها قرار گرفته است، بکاهد. ایالات متحده امریکا برای تحکیم جایگاه خود در رأس ساختار نظام بینالملل، از تاکتیکهای متفاوتی استفاده میکند و بیشک منطقه خاورمیانه بهترین نقطه جغرافیایی برای مشاهده و ملاحظه این نوع تاکتیکها است. واشنگتن برای تغییر وضع موجود در کابل و بغداد از خشنترین روش یعنی بهرهگیری از نیروی نظامی سود جست تا نظم مورد علاقه خویش را بر این دو سرزمین حاکم سازد. در سوریه، عربستان سعودی، لیبی و سودان به ایجاد بحران و تنش دست زد و مصر و اردن را وادار به اجرای برخی از طرحها و برنامههای خویش وادار کرد تا اهداف موردنظر خود را در سطح منطقه به پیش برد. فشارهای امریکا بر دولت جمهوری اسلامی برای متوقف ساختن برنامههای صلحآمیز هستهای خود نیز یکی از شیوههای واشنگتن برای تضعیف نظام سیاسی ایران و استمرار بخشیدن به تفوّق و برتری خود در منطقه خاورمیانه است. این در حالی است که کشورهای همجوار ایران نظیر پاکستان و رژیم صهیونیستی نه تنها سلاح هستهای دارند بلکه از حمایتهای سیاسی و اقتصادی امریکا نیز بهرهمنداند. این مقاله درصدد آن است که با مقایسه توان نظامی - هستهای دو کشور پاکستان و رژیم صهیونیستی به عنوان کشورهای خاورمیانهای و هممرز یا نزدیک به مرزهای ایران با برنامههای صلحآمیز جمهوری اسلامی و همکاریهای دولت ایران با آژانس بینالمللی انرژی هستهای، به تبیین عملکرد متناقض و برخورد دوگانه واشنگتن با این مسئله بپردازد و علل چنین رویکرد ایالات متحده را تشریح نماید. توان نظامی - هستهای پاکستان گردآوری دادهها و اطلاعات در خصوص تعداد سلاحهای هستهای پاکستان و رژیم صهیونیستی به دلیل آنکه این دو کشور پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را امضا نکردهاند، بسیار دشوار است. در کنار این مسئله، هنوز میزان قدرت سلاحهای هستهای پاکستان مشخص نشده است و تنها اطلاعات در دسترس، این است که دولت پاکستان در آزمایشگاههای عبدالقادر خان در کاهوتا از فناوری سانتریفیوژ برای متمرکز ساختن اورانیوم لازم برای تولید سلاح هستهای استفاده کرده است. در فوریه 2000 دولت نظامی پاکستان اعلام کرد که برای اداره قدرت هستهای کشور به تأسیس فرماندهی ملی مبادرت کرده است.1 پاکستان در اغلب سلاحهای هستهای خود از اورانیوم غنی شده استفاده میکند. تخمین زده میشود که پاکستان حدود پنجاه سلاح هستهای در اختیار دارد، اما اطلاعاتی در دسترس است که بیانگر آن است که پاکستان در صدد استفاده از پلوتونیوم در سلاحهای جدید هستهای خود است. نیروگاههای آب سنگینی که در بهار سال 1998 با قدرت پنجاه مگاوات در پنجاب پاکستان آغاز به کارکرد، قادراند سالانه پانزده کیلوگرم پلوتونیوم برای استفاده در ساخت سلاحهای اتمی تولید کنند.2 به رغم آنکه جامعه بینالمللی و آژانس بینالمللی انرژی هستهای از فعالیت نیروگاههای پنجاب آگاهی کاملی دارند، اما پاکستان هرگز با فشار بینالمللی و انواع چالشها و تهدیدات برای متوقف ساختن فعالیت نیروگاههای آب سنگین خود مواجه نشد. این درحالی است که با اعلام تکمیل آب سنگین در نزدیکی اراک در روزهای پایانی سال 2002 هیاهوی تبلیغاتی شدیدی در سطح رسانههای مهم بینالمللی، علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت. با آنکه غلامرضا آقازاده، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در چهل و ششمین کنفرانس آژانس بینالمللی انرژی هستهای که در 16 سپتامبر 2002 در وین برگزار شد، اظهار داشت که جمهوری اسلامی ایران در نظر دارد تا طی 20 سال آینده با ساخت نیروگاههای هستهای، شش هزار مگاوات برق تولید کند و با وجود اینکه بر اساس ماده چهار معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، همه کشورها حق استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی را دارند، اما واکنش غرب و ایالات متحده به این تصریحات و به ویژه به سخنان رئیسجمهوری ایران، سیدمحمد خاتمی در فوریه 2003 که اعلام کرد ایران قصد دارد چرخه کامل سوخت هستهای را در اختیار گیرد، به گونهای بود که گویی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست یافته و به تهدیدی جهانی تبدیل شده است.3 ابعاد تهاجم روانی، سیاسی - تبلیغاتی به جمهوری اسلامی تنها محصور به تهدیدات نظامی احتمالی ایران نبود بلکه پس از آنکه افکار عمومی جهان اطمینان یافت که برنامههای هستهای ایران صلحآمیز است، رسانههای گروهی امریکا غیراقتصادی بودن ساخت این نیروگاهها را برای ایران، با توجه به نفت و گاز کشور، مطرح ساختند و از این طریق توقف برنامههای هستهای ایران را خواستار شدند.4 فشارهای روانی و تبلیغاتی گسترده رسانهها و برخی از کشورهای اروپایی بر ایران در حالی صورت میگرفت که همسایه شرقی ایران، آزادانه و به دور از هر گونه صدای اعتراض بینالمللی سرگرم آزمایش موشکهای بالستیک و اتمی خود بود. ماه اکتبر 2003 را میتوان ماه آزمایشهای اتمی پاکستان نام نهاد زیرا در سوم اکتبر نخستین آزمایش موشک بالستیک غزنوی( ) انجام شد. به دنبال آن، در هشتم اکتبر پرتاب آزمایشی موشک شاهین یک( ) به اجرا گذاشته شد. این موشک در مارس 2003 به طور رسمی به ارتش پاکستان ملحق شد و در همان زمان اعلام شد که این موشک قابل تبدیل شدن به یک موشک اتمی است. این موشک همانند موشک بالستیک غزنوی از سکوهای پرتاب متحرک استفاده میکند. این احتمال وجود دارد که موشک بالستیک شاهین دارای سوخت جامد و در واقع نسخهای شبیه به موشکهای چینی 9M- و 11M- باشد که در دهه نود میلادی از این کشور خریداری شد.5 موشک بالستیک غوری یک( ) سومین موشکی بود که در 14 اکتبر 2002 پاکستان آن را آزمایش کرد. موشکهای غوری یک و غوری دو در اواخر سال 2002 تولید شدند و در ژانویه 2003 به ارتش پاکستان تحویل داده شدند. فناوری ساخت این موشکها متعلق به کرهشمالی است و هماکنون تولید موشک غوری سه با برد سه هزار کیلومتر در آزمایشگاههای عبدالقادرخان در کاهوتا در دستور کار قرار گرفته است.6 جدول شماره یک، توان هستهای پاکستان را تا ژانویه 2004، دی ماه 1382، نشان میدهد. جالب اینجاست که در اکتبر 2003، مهر و آبان 1382، یکی از حساسترین و پرکارترین ماهها برای دیپلماسی ایران بود. آژانس بینالمللی انرژی هستهای در قطعنامه ماه سپتامبر، شهریور 1382، خود از جمهوری اسلامی ایران خواسته بود تا ضمن همکاری کامل با آژانس، پیش از پایان ماه اکتبر 2003 درهای تمامی تأسیسات خویش را به روی تیم اعزامی آژانس بگشاید و به آن تیم اجازه هر گونه نمونهبرداری دهد، گزارش کاملی از واردات تمامی موادی را که در برنامه غنیسازی قابل استفاده است، ارائه کند و همچنین گزارش کاملی از آزمایشهایی را که در رابطه با اورانیوم انجام شده است، ارائه نماید.7 بمباران تبلیغاتی و روانی رسانههای بینالمللی علیه ایران در این مدت به نحوی بود که بسیاری از کارشناسان و ناظران سیاسی ضمن کمسابقه دانستن چنین برخوردی، این نوع عملکرد رسانههای غربی و به ویژه امریکایی را تمهیدی برای ارجاع پرونده هستهای جمهوری اسلامی از آژانس بینالمللی انرژی هستهای به شورای امنیت سازمان ملل متحد میدانستند.9 هرچند به دنبال مذاکرات تهران در مهرماه 1382 و صدور بیانیه مشترک ایران و سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و انگلستان که در آن جمهوری اسلامی تعلیق خودمختارانه فعالیتهای غنیسازی اورانیوم را اعلام کرده بود و در مقابل کشورهای اروپایی بر حق ایران در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای طبق مفاد معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای تأکید کرده بودند، اما باز هم ایالات متحده خواستار اعمال حداکثر فشار بر جمهوری اسلامی ایران بود.10 دیپلماسی امریکا در این زمینه به گونهای بود که در نخستین جلسه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای که در 26 نوامبر 2003، پنجم آذرماه 1382، تشکیل شد کالین پاول، وزیر امور خارجه سابق امریکا، شخصاً به گفتگو با 35 نماینده این شورا اقدام کرد تا اقدامات جدیتری علیه ایران صورت گیرد و پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شود. فقط سه کشور ژاپن، استرالیا و کانادا از تلاشهای پاول حمایت کردند و نه تنها بسیاری از کشورهای اروپایی، برخلاف تمایل ایالات متحده، در مورد امکان امضای موافقتنامه همکاری و تجارت میان ایران و اتحادیه اروپا، سخن به میان آوردند بلکه شورای حکام نیز از پاسخ مثبت ایران به خواستههای آژانس بینالمللی انرژی هستهای استقبال کرد.11 شکست سیاست امریکا در اعمال فشار بر ایران و ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت نه تنها نشاندهنده آن است که خطمشی اروپا در مذاکره و تفاهم با جمهوری اسلامی مثمر ثمر است، بلکه حاکی از آن است که جمهوری اسلامی میتواند با اتخاذ راهکارهای مناسب با منافع ملی خود، تهدیدات بالقوه ایالات متحده را به خوبی خنثی نماید. توان هستهای رژیم صهیونیستی به رغم آنکه ثابت شده است رژیم صهیونیستی یک دولت اتمی است، اما هرگز دستیابی به سلاح هستهای را اعلام نکرده و همواره نوع سلاحهای هستهای را که در اختیار دارد در هالهای از ابهام قرار داده است. گفته میشود این رژیم که فعالیتهای خود را برای ساخت سلاح هستهای از دهه هفتم قرن گذشته میلادی آغاز کرده است، هماکنون بیش از دویست بمب اتمی در اختیار دارد. این امر به معنای آن است که رژیم صهیونیستی حتی بیشتر از انگلستان که جزء پنج کشور اتمی جهان است که از آنها در معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای نام برده شده است، بمب اتم دارد.12 ضمن آنکه این رژیم که در تولید سلاحهای متعارف نیز توانمند است به ساخت سلاحهای هستهای غیر استراتژیک مثل مینهای هستهای و توپهای هستهای نیز مبادرت کرده است. ارتش این کشور نیز در پارهای از موارد به ایجاد تغییراتی بر روی موشکهایی که از ایالات متحده خریداری میکند، اقدام کرده و آنها را به کلاهکهای هستهای مجهز کرده است.13 اغلب بمبهای هستهای رژیم صهیونیستی در منطقه ایلابی در نزدیکی مرز سوریه انبار میشود، ضمن آنکه پایگاه اصلی پرتاب موشکهای بالستیک این رژیم در کفار زافاریا واقع است.14 در تأسیسات هستهای دیمونا نیز کلاهکهای نوترونی سبکی که بتواند بیشترین تلفات بر نیروی انسانی دشمن و کمترین خسارت مادی و ساختمانی را بر جای بگذارد، تولید شده است.15 اهمیت یکهتاز بودن رژیم صهیونیستی در داشتن سلاح هستهای در منطقه خاورمیانه برای سران این رژیم به قدری است که بنیامین نتانیاهو در تاریخ 26 ژانویه 1996، 7 بهمن 1374، طی گفتگویی با رادیو رژیم صهیونیستی گفت: «حتی اگر سوریه، ایران، عراق و لیبی آماده باشند در مقابل کنار گذاشتن تسلیحات غیرمتعارفمان، نظیر سلاحهای هستهای، شیمیایی و میکروبی، موافقتنامه صلح را امضا کنند، من با امضای چنین معاهدهای مخالفت خواهم کرد.»16 جدول شماره 2 توان هستهای رژیم صهیونیستی را نشان میدهد. رژیم صهیونیستی به عنوان بزرگترین قدرت هستهای خاورمیانه تاکنون بی آنکه با هر گونه فشار بینالمللی مواجه باشد، معاهده انپیتی( ) را امضا نکرده است و خود را هرگز به محدودیتهایی که این معاهده بر اعضای آن اعمال میکند، متعهد نکرده است. برخلاف جمهوری اسلامی ایران که حتی به عنوان عضو معاهده انپیتی در دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای با انواع و اقسام فشارهای منطقهای و بینالمللی مواجه شده است. رژیم صهیونیستی با برخورداری از حمایتهای همهجانبه ایالات متحده در گسترش زرّادخانه هستهای و تسلیحات کشتارجمعی کاملاً آزاد است و تاکنون نه تنها با هیچگونه فشار و یا تنبیهی مواجه نبوده بلکه به راحتی همسایگان خود را مورد تهدید قرار میدهد. حمله جنگندههای این رژیم به تأسیسات هستهای عراق در سال 1982 و بیتفاوتی دولتها و رسانههای بینالمللی نسبت به این حادثه میتواند به عنوان چراغ سبزی تعبیر شود تا باز هم ارتش این رژیم به تجاوز نظامی به مراکز نظامی و یا تأسیسات هستهای دیگر کشورهای منطقه مبادرت کند و از هر گونه پاسخگویی مصون بماند. جالب اینجاست که با وجود اینگونه اقدامات رژیم صهیونیستی و تهدیداتی که این رژیم نسبت به کل منطقه ایجاد میکند، وزیر امور خارجه امریکا ایران را کشوری خطرناک برای منطقه قلمداد مینماید. کاندولیزا رایس با اظهار اینکه دولت متبوعش هر کاری برای ممانعت از تبدیل شدن ایران به کشوری که تسلیحات هستهای دارد، انجام خواهد داد، مدعی است که ایران خارج از گامهایی است که در منطقه برداشته میشود.17 ایالات متحده در سالهای اخیر همواره تبلیغ کرده است که ایران تهدیدی علیه امنیت جهانی است و در صدد است تا به سلاح هستهای دست یابد. به رغم آنکه جمهوری اسلامی ایران ضمن تأکید بر حق مشروع خویش برای دستیابی و استفاده از انرژی هستهای وجود هر گونه برنامهای برای ساخت سلاح هستهای را بارها تکذیب کرده است و در کنار همکاری همهجانبه با آژانس بینالمللی انرژی هستهای و بازرسان آن، مذاکرات متعددی با کشورهای اروپایی برای اعتمادسازی به اجرا گذاشته است، اما ایالات متحده هرگز از تهدیدات و ادعاهای خود دست بر نداشته است. به نظر میرسد علت اصلی مخالفتهای امریکا بیش از آنکه ناشی از خودکفایی ایران در دستیابی به فناوری هستهای باشد، به دلیل انگیزههای سیاسی و اختلافات دیرینه دو کشور در نتیجه پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی است که موجب شد تا واشنگتن یکی از مهمترین پایگاههای منطقهای خود در خلیجفارس را برای همیشه از دست بدهد. مذاکرات ایران و کشورهای اروپایی که در نخستین هفته از خرداد ماه 1384 برگزار شد، نشانگر آن بود که اتحادیه اروپا برای حل و فصل پرونده هستهای ایران به راهی غیر از راهکارهای ایالات متحده معتقد است و به دنبال آن است تا با ابهامزدایی از برنامههای هستهای ایران، به سطح قابل قبولی از اعتماد دو طرف دست یابد. پذیرش تعلیق عملیات غنیسازی به مدت دو ماه دیگر از سوی جمهوری اسلامی و در مقابل، پذیرش آغاز مذاکرات پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی از کشورهای عضو این سازمان که با اصرار کشورهای اروپایی همراه بود، نشانه آن است که هر دو طرف مذاکرهکننده برای استمرار مذاکرات و رسیدن به توافق نهایی مصمماند و فقط آنچه که در این زمینه حائز اهمیت است توان چانهزنی سیاسی جمهوری اسلامی در این راه و هوشیاری در مقابل سنگاندازیهای امریکا است.19 نتیجه بیشک نخستین تأثیر جهانی دستیابی جمهوری اسلامی ایران به سیکل کامل سوخت هستهای و استفاده از فناوری صلحآمیز انرژی هستهای، تقویت جایگاه این کشور در ساختار نظام بینالملل است. در واقع، جمهوری اسلامی ایران با دستیابی به این فناوری پراهمیت و حساس نه تنها در عرصه مناسبات بینالملل توانمندتر خواهد شد، بلکه اثبات خواهد کرد که کشورهای در حال توسعه نیز میتوانند بیاتکا و توسل به غرب و به ویژه ایالات متحده امریکا راه خویش را برای رشد و توسعه بهتر به پیش ببرند. از این روست که امریکا میخواهد تا به هر روش ممکن از اعتبار جهانی جمهوری اسلامی ایران بکاهد و بالاخره در صورت موفقیت، نظام دیگری را بر این کشورها حاکم نماید. بنابراین باید به تاکتیکهای مختلفی که ایالات متحده در برهههای زمانی مختلف علیه ایران به کار میگیرد، در چارچوب این استراتژی نگریست که هدف نهایی امریکا فراتر از بازداشتن ایران از دستیابی به چرخه سوخت هستهای و یا هر گونه پیشرفت اقتصادی و یا علمی دیگری است. این نکته بدیهی است که فشارهای تعارضی، دامن زدن به مسائل و مشکلات داخلی، تخریب چهره بینالمللی و عملیات روانی مختلفی که در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی امریکا صورت میگیرد، هرگز با توقف کامل چرخه غنیسازی اورانیوم ایران متوقف نخواهد شد. فشارهای این کشور بر مسئله توانایی استفاده صلحآمیز ایران از فناوری هستهای نیز تاکتیکی برای محقق ساختن هدف اصلی، یعنی از میان برداشتن جمهوری اسلامی ایران است. مطمئناً حتی اگر پرونده هستهای ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شکلی که مطلوب واشنگتن باشد، بسته شود، باز هم دولت ایالات متحده معضل و بحران دیگری را علیه جمهوری اسلامی ایران طراحی و هدایت خواهد کرد. ایران به عنوان یک کشور امضاکننده معاهده ان.پی.تی مجاز است که با ارائه جزئیات برنامه فعالیتهای هستهای خود به آژانس انرژی بینالمللی اتمی، به سیکل کامل سوخت هستهای دست یابد. بنابراین آنچه که هماکنون در پسزمینه ذهنی ایالات متحده مطرح است، این است که دستیابی ایران به چنین فناوری پیشرفتهای هم ساختار حاکم بر نظام بینالملل و هم ماهیت توزیع قدرت در این نظام را به چالش خواهد کشاند و باعث میشود تا متحد منطقهای امریکا (رژیم صهیونیستی) نیز احساس تهدید و نگرانی کند. در پرونده هستهای ایران، برای نخستینبار بود که مسئلهای میان یک سازمان بینالمللی و دولت جمهوری اسلامی ایران به قدری ادامه مییابد که دولتهای ثالث (سه کشور اروپایی) به مداخله مستقیم اقدام و به نوعی به نمایندگی از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی باب مذاکره و گفتگو را با جمهوری اسلامی ایران باز میکنند. این امر موجب شد تا دیپلماسی ایران با سه کشور مهم اروپایی و نیز با آژانس بینالمللی انرژی اتمی وارد تعامل شود. روند این مذاکرات، با توجه به اینکه تجربه تازهای برای دستگاه دیپلماسی ایران بود، تاکنون به نحوی بوده است که جمهوری اسلامی ایران موفق شده است ضمن ایجاد اعتماد در میان شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای و سه کشور اروپایی، تهدیدات بالقوهای را که با آن مواجه بود. مثل ارجاع پرونده، به شورای امنیت، خنثی سازد. اما در عین حال به نظر میرسد میان حداقل امتیازی که دیپلماسی ایران مایل به کسب آن است یعنی استفاده مشروع و قانونی از چرخه غنیسازی و حداکثر امتیازی که طرف اروپایی مایل به اعطای آن است، یعنی بعضی از امتیازات اقتصادی و سیاسی، شکاف عمیقی وجود دارد. با توجه به تحولات اخیر در مورد این پرونده، به نظر میرسد اگر دستگاه دیپلماسی کشور بتواند با اقتدار مذاکرات خود را با آژانس و کشورهای اروپایی به پیش ببرد همچنین با برگزاری کنفرانسها، میزگردها و مصاحبههای مطبوعاتی، ابعاد فنی، فناوری و فواید استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی را تشریح کند، حقوق و تکالیف دولت را در قبال پیوستن به معاهده انپیتی، مشخص سازد و به اعتمادسازی بینالمللی در زمینههای مختلف مبادرت نماید، آنگاه دستیابی به تمامی حقوق مشروع و قانونی در امر استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و رهایی از تهدیدات و فشارهای واشنگتن در این خصوص، مقدور خواهد بود. یادداشت 1- بررسی کنش و واکنش سیاسی از دیدگاه نظریه فشارهای تعارضی روزنامه عصر، شماره 1001، 28/6/78، صفحه 12. 2- الکتاب السنوی، التسلح و نزع السلاح و الأمن الدولی، معهد ستوکهولم لأبحات الاسلام الدولی، 2004، ص 900. 3- همان، ص 901. 4- http://www.iaea.org/About/Policy/GC/GC 46/iran.pdf. 5- P. Slevin and J.Warrick, “U.S. Wary of Iranian nuclear aims,” Washington Post (Internet ed.), 10/2/2003. 6- http://www.cia.gav/cia/publications/bian/bian-apr-2003.htm. 7- www. Pakistani Defence. Com/ un official Internet site of the Pakistani armed Forces. 8- مأخذ 2، ص 900. 9- برای مثال بنگرید به: G. Dinmare and M.Turnes, “Iran Demands a Trade off between Nuclean Power Gools and Inspections” Financial Times, 29/9/2003. J. Daalder and M.Levi, “How to Counter the Iranian Threat” Financial Times, 24/9/2003. 10- http://news.bbc. co.uk/1/hi/world/middle-east/321057 4.htm 11- http://www.nytimes. com/2003/11/20 international/ middle east/ 20 IRAN. html 12- این پنج کشور عبارتند از: ایالات متحده امریکا، روسیه، فرانسه، چین و انگلستان. 13- www.Los Angeles Times. Com. 12/10/2003. 14- محمود عزمی؛ تواناییهای نظامی اسرائیل؛ ترجمه عبدالرضا همدانی، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال هشتم، شماره 3، پاییز 1380، صص 174-135. 15- بمبهای نوترونی، بمبهای هیدروژنی کوچکیاند که به جای شکسته شدن هسته اتم در آنها، نوعی ترکیب هستههای اتمی در آنها پدید میآید. این بمبها پس از انفجار، هشتاد درصد از انرژی خود را به شکل نوترونهای فعال درمیآورند که از جرم اشیا همچون تانکها، ساختمانها و ... عبور میکند، بیست درصد باقی مانده نیز نیروی انفجار را تشکیل میدهد. اگر در ارتفاع چهارصد و پنجاه متری سطح زمین این بمب منفجر شود، فقط نوترون باقی میماند و اشعه متصاعد شده از آن، خاک منطقه خارج از محدوده انفجار را آلوده نخواهد کرد. این کلاهکها در مدت پنج دقیقه پس از انفجار افراد را فلج میکنند و طی 24 ساعت از بین میبرند. افرادی که در شعاع 15 کیلومتری انفجار نوترونی قرار گرفته باشند، خود یا فرزندانشان دچار بیماریهای صعبالعلاج میشوند. 16- محمود عزمی، همان، ص 167. 17- روزنامه شرق، 8/3/1384، ص 5. 18- مأخذ 2، ص 903. 19- www.shargh newspopen. com/ Political/ 08/03/1384. نوع برد (کیلومتر) وزن (کیلوگرم) وضعیت هواپیما F-16 A/B 1600 4500 32 هواپیما مستقر در سه تیپ که بیشتر آنها قابلیت حمل سلاح هستهای را دارند موشکهای بالستیک Ghaznavi (Hatf-3) 280 500 در 3 اکتبر 2003 آزمایش شد. در سال 2004 به ارتش پاکستان تحویل داده شد Shaheen I (Hatf-4) 600-800 750-1000 در مارس 2003 به ارتش پاکستان تحویل داده شد Ghauri I (Hatf-5) 1300-1500 700-1000 در ژانویه 2003 به ارتش پاکستان تحویل داده شد Ghauri II (Hatf-5A) 1600-1800 1500 در ژانویه 2003 به ارتش پاکستان تحویل داده شد جدول 1: توان هستهای پاکستان، ژانویه 2004(8) نوع برد (کیلومتر) وزن (کیلوگرم)جنگندهها F-16 A/B/C/D/I Falcon 600/1 400/5 205 جنگنده که تعدادی از آنها قادر به حمل سلاحهای اتمیاند F-151 Thunder 500/3 000/11 25 هواپیما، تعدادی از آنها قادر به حمل سلاحهای اتمی دوربرداند موشک بالستیک Jericho I 500 450-650 50-100 موشک که نخستینبار در 1973 مورد استفاده قرار گرفت Jericho II 1500-1800 750-1000 50 موشک که در 27 ژوئیه 2001 آزمایش شد زیردریایی Dolphinگفته میشود که مجهز به موشکهای هستهایاند جدول 2: توان هستهای رژیم صهیونیستی، ژانویه 2004 18
مقالات مجله
نام منبع: Anti War
شماره مطلب: 10575
دفعات دیده شده: ۱۹۸۶ | آخرین مشاهده: ۲ ماه پیش