-
رسانه های آمریکا و جنبش ضد جنگ
سهشنبه ۵ مهر ۱۳۸۴ ساعت ۵:۲۰
نورمن سالومون سایت عملیات روانی – بنا بر تخمین ها بیش از دویست هزار نفر در راهپیمایی ضد جنگ روز شنبه در شهرهای واشینگتن، لسآنجلس، سانفرانسیسکو و سایر شهرهای آمریکا شرکت کردند. اما انعکاس این جنبش در رسانههای مکتوب و غیر مکتوب آمریکا بسیار اندک بود. البته توفان ریتا در این امر بی تاثیر نبود اما حتا در غیاب فجایع طبیعی نیز رسانههای خبری آمریکا آماده و مایل به کوچک نمایی اخبار مربوط به جنگ – و جنبش ضد جنگ – به دلایل متعدد هستند. منطق حاکم بر ک
نورمن سالومون سایت عملیات روانی – بنا بر تخمین ها بیش از دویست هزار نفر در راهپیمایی ضد جنگ روز شنبه در شهرهای واشینگتن، لسآنجلس، سانفرانسیسکو و سایر شهرهای آمریکا شرکت کردند. اما انعکاس این جنبش در رسانههای مکتوب و غیر مکتوب آمریکا بسیار اندک بود. البته توفان ریتا در این امر بی تاثیر نبود اما حتا در غیاب فجایع طبیعی نیز رسانههای خبری آمریکا آماده و مایل به کوچک نمایی اخبار مربوط به جنگ – و جنبش ضد جنگ – به دلایل متعدد هستند. منطق حاکم بر کنگره یا اتاق های خبر میتواند پوشش رسانهای یک جنبش رو به رشد را در نطفه خفه کند. آنچه اهمیت دارد این است که این جنبش اجازه ندهد رفتار رسانهها قدرت آن را مختل کند. اگر «روزنامه نگاری نخستین پیش نویس تاریخ محسوب میشود»، روزنامه نگاری رسانههای تجاری معمولاً نگرشی مختصر و مفید از تاریخ است که از نقطه مسلط بر جنبش رسانههای تحول خواه بیان میشود. گذشته ازتفاوت های فناوریک و سبکهای رسانهای آنچه ما هم اکنون از رسانههای اصلی آمریکا می بینیم، چندان تفاوتی با پوشش رسانهای جنگ ویتنام ندارد. کلیشه دایمی که گفته میشود این است که رسانههای خبری آمریکا در جنگ ویتنام از موضع خصومت آمیز و انعطاف ناپذیر عمل میکردند در حالی که در مورد جنبش ضد جنگ، آن را تقویت و تشدید میکنند. و این روزها بسیاری از مردم اعتقاد دارند که رسانههای خبری به سمت حمایت از جنگ افروزان واشینگتن پیش میروند. جنگ ویتنام نخستین جنگی بود که به خبرنگاران اجازه داده شد همراه نیروهای نظامی عازم صحنه جنگ شوند و در عین حال سانسوری نیز بر تولیدات خبرنگاران اعمال نمی شد زیرا تصور می رفت که همراهی رسانه ها با نظام سیاسی لغو کنترل مستقیم دولت بر رسانهها را تضمین می کند. اما برخی روزنامهنگاران به تدریج به سوی استقلال در کار پیش رفتند و این موضوعی مهم بود. در سال 1963 همزمان با از هم گسیختگی سیاست دولت در قبال ویتنام، رسانه ها تصویری از جنگ برای مخاطبانشان منعکس می کردند که در تضاد آشکار با آن چیزی بود که مقامات سعی در انتشار آن داشتند. به رغم تغییر و تحول فراوان رسانهها از زمان جنگ ویتنام تاکنون سیستم سانسور همچنان امری حیاتی باقی مانده است. فشارهای شدید اقتصادی که با فشارهای دیگر از سوی مراجع قدرتمند برای هماهنگی رسانه ها با دولت در زمان جنگ صورت میگیرد نیز عواملی حائز اهمیت می باشند. به گفته مایکل دلیکاپرینی، تحلیلگر رسانه: « حتا اگر روزنامه نگاران، سر دبیران و تهیه کنندگان را افرادی میهن دوست ندانیم،آنها به خوبی می دانند که فعالیت خلاف منافع ملی از دیدگاه بسیاری از مخاطبان و حامیان مالی آنها عملی مطلوب به شمار نمی رود. ترس از بیگانگی و جدایی از مردم و حامیان مالی بخصوص در زمان جنگ، به عنوان مانعی واقعی و اغلب ناگفته عمل میکند که رسانه ها را مطیع منطق غالب نگه میدارد.» روزنامهنگاران آمریکایی تمایلی ندارند که جدا بیفتند و هدف قرار گیرند و این ترس مستعد سوق دادن خبرنگاران به سمت کسب تایید حرفهای، امنیت مالی و پیشرفت حرفه ای است. بنابراین روزنامهنگاران به این نکته توجه میکنند که نخبگان سیاسی چه میگویند و این دقیقاً همان چیزی است که دستور کار آنان را تعیین میکند. حال جریان غالب حاکم بر گفتمان نخبگان سیاسی واشینگتن را در نظر بگیرید: به جز چند استثناء همگی سخن از ادامه اشغال عراق بر زبان می آورند و مقامات و سیاستمداران بلند پایه واشینگتن فعلاً قصد تغییر این موضع را ندارند. از این رو روزنامه نگاران نیز موضع خود را تغییر نمیدهند. اما جنبش ضد جنگ میتواند و باید آن را تغییر دهد.
گزارش
نام منبع: آلترنت
شماره مطلب: 990
دفعات دیده شده: ۱۳۳۲ | آخرین مشاهده: ۴۹ دقیقه پیش