Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:

للأسف ، متصفحك قديم جدًا ولا يدعمه هذا الموقع ؛

الرجاء استخدام أحدث إصدار من المتصفحات الحديثة:



Chrome 96+ | Firefox 96+
عملیات روانی
  • دلایل و اهداف طرح جدید رایس برای مذاکره با تهران
    پنج‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۴۸

    سایت عملیات روانی _دولت آمریکا تحت فشارهای فزاینده داخلی و خارجی اعلام کرد که برای مذاکره مستقیم با تهران آماده است. کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا که از اواخر هفته گذشته مشاوران ارشد خود را برای تبادل نظر درباره مذاکره با تهران فرا خوانده بود ، روز چهارشنبه در یک بیانیه رسمی تایید کرد که واشنگتن خواهان پیوستن به جمع کشورهای مذاکره‌کننده رو در رو با تهران است. وی در عین حال گفت که ایران باید ابتدا غنی‌سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد.

    سایت عملیات روانی _دولت آمریکا تحت فشارهای فزاینده داخلی و خارجی اعلام کرد که برای مذاکره مستقیم با تهران آماده است. کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا که از اواخر هفته گذشته مشاوران ارشد خود را برای تبادل نظر درباره مذاکره با تهران فرا خوانده بود ، روز چهارشنبه در یک بیانیه رسمی تایید کرد که واشنگتن خواهان پیوستن به جمع کشورهای مذاکره‌کننده رو در رو با تهران است. وی در عین حال گفت که ایران باید ابتدا غنی‌سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد. رایس این اظهارات را ساعاتی قبل از حرکت به سمت وین پایتخت اتریش برای شرکت در نشست وزیران خارجه پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت و آلمان مطرح کرد. این نشست آن طور که از قبل اعلام شده ، قرار است پنجشنبه آغاز شود. اما اکنون این پرسش مطرح است که چرا آمریکا زمان کنونی را برای شکستن طلسم ‪۲۷‬ساله مذاکره رو در رو با تهران برگزیده و چه اهداف آشکار و پنهانی را در این موضوع دنبال می‌کند. پاسخ به این پرسش از دو بعد شرایط داخلی آمریکا و وضعیت بین‌المللی این کشور قابل تجزیه و تحلیل است. * وضعیت بین‌المللی آمریکا تشدید سیاست تهاجمی آمریکا برپایه دکترین `حمله پیشگیرانه` جرج بوش پس از حملات تروریستی ‪ ۲۰‬شهریور ‪، ۱۳۸۰‬نه تنها ایالات متحده را در موقعیتی برتر قرار نداده بلکه گام به گام این کشور را در عرصه جهانی منزوی‌تر و نگاه کشورها نسبت به اهدف و امیال مقامهای کاخ سفید را بدبینانه‌تر کرده است. در چارچوب پیگیری این سیاست ، واشنگتن گام به گام متحدین سابق سنتی خود را نیز از دست داده و حتی باعث سرنگونی رهبران برخی کشورهای متحد خود بویژه در اروپا شده و دست کم یکی دیگر از متحدانش را هم‌اکنون تا لبه پرتگاه سقوط پیش برده است. خوزه اسنار در اسپانیا و سیلویو برلوسکونی در ایتالیا در حقیقت قربانیان همراهی با سیاست حملات پیشگیرانه بوش بوده‌اند و اکنون شمارش معکوس برای پایان دوران تونی بلر در انگلیس نیز فرا رسیده است. بلر چنان از وضعیت کنونی برآشفته است که در سفرش به واشنگتن حتی حاضر نشد `نشان افتخار` یکی از دانشگاههای آمریکا را به خاطر همراهی لندن با سیاستهای تهاجمی بوش دریافت کند چرا که از آن بیم داشت که شیب سقوط او را افزایش دهد. اما در خصوص مساله ایران ، عمده بازیگران عرصه بین‌المللی دریافته‌اند که ریشه شکست تمامی مذاکرات و تلاش‌ها ، دوری گزیدن واشنگتن از مذاکرات و در عین حال تحت فشار قراردادن کشورهای طرف مذاکره با تهران ،برای پیشبرد سیاستهای فزون‌خواهانه واشنگتن بوده‌است. بازیگران عرصه بین‌المللی بویژه در اروپا، در چنین وضعیتی شاید اندکی دیرهنگام ، دریافتند که نتیجه تداوم چنین روندی، تنها تبدیل اروپا به بازیگری درجه چندم است. به عبارتی اروپا از نقشی که آمریکا برای آن تعریف کرده بود خسته و درمانده شد. سه کشور اروپایی در مذاکراتی شرکت کردند که عملا هیچ اختیار تصمیم‌گیری نداشتند و در کوچکترین مورد نیز باید ابتدا از واشنگتن کسب تکلیف می‌کردند. ایران نیز در این فرایند ، با توقف سه ساله غنی‌سازی در روند مذاکرات ،عملا عزم راسخ خود را برای اعتمادسازی و دادن اطمینان این موضوع که به عنوان یک عضو دیرینه آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای ، تنها می خواهد از حق خود برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای استفاده کند، اثبات کرده بود. با این روند ، رفته رفته اروپایی‌ها سکوت را شکستند و آمریکا را تحت فشار قرار دادند تا به جای وارد آوردن فشار و ناکام گذاشتن مذاکرات طولانی و خسته‌کننده ، خود وارد جریان مذاکرات شود. آمریکا در چنین شرایطی برای کاستن از فشارها و حفظ به اصطلاح ائتلاف برخی کشورهای اروپایی همسو با واشنگتن، دست به بازی جدید خود زد. رایس در بیانیه و نطق خود اعلام کرد که آماده شرکت در مذاکرات رودررو با ایران است مشروط به اینکه تهران از غنی‌سازی اورانیوم دست بردارد و آن را تعلیق کند. وزیر خارجه آمریکا در حقیقت می‌داند که اساسا چرا چنین مذاکراتی شروع شده و سررشته بحث چیست. به عبارتی این مذاکرات از آن جهت آغاز و ادامه یافته که ایران به عنوان یک عضو معاهده ان پی تی ، مایل است از حق خود در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای آن هم در چارچوب این معاهده بین‌المللی بهره گیرد که یکی از مفاد همین معاهده، کشورهای عضو را مجاز می‌داند غنی‌سازی اورانیوم داشته باشند و حتی دیگر اعضا را مکلف می‌کند که به این کشورها در رسیدن به خواسته‌های قانونی و منطقی ، یاری دهند. اگر بنا بر کنار گذاشتن غنی‌سازی و دست شستن از یک حق طبیعی بود که دیگر مذاکره‌ای لازم نبود که آمریکا نیز در آن شرکت داشته باشد یا نداشته باشد. طرفهای مذاکره‌کننده اروپایی احتمالا برخلاف آنچه که رایس فکر می‌کند، این نکته را کاملا در جریان مذاکرات دست کم سه ساله خود با ایران دریافته‌اند. بی‌تردید خواندن برگ جدید رایس ، آنچنان کار دشواری نیست. او احتمالا با نادیده گرفتن فهم و درک طرفهای اروپایی مذاکره‌کننده ، به گمان خود خواسته است تا تنها فشارها را از روی واشنگتن برداشته و به اصطلاح توپ را در زمین ایران بیاندازد. رایس شاید بر این باور بوده که ایران با توجه به اینکه درحفظ حق خود اصرار دارد ، پیش شرط واشنگتن را به طور طبیعی نپذیرد و در چنین شرایطی آمریکا می‌تواند با بهبود وجهه خود به شرکای اروپایی بگوید که ما خواهان مذاکره بودیم اما ایران آن را نپذیرفت و چنین مساله‌ای نشان می‌دهد که تهران اهداف دیگری را دنبال می‌کند! بی‌تردید رایس در آستانه نشست وین، امیدوار است با پیش کشیدن و بزرگ نمایی مساله درخواست مذاکره و درعین حال گنجاندن یک شرط کاملا غیرمنطقی، به اصطلاح خود ائتلاف را نجات داده و در عین حال فشارها را بر ایران تشدید کند. او اکنون منتظر خواهد بود تا واکنش اروپا و ایران را مشاهده کند. اما وضعیت داخلی آمریکا چگونه است که رایس را واداشته تا پس از مشورتهای طولانی با مشاورانش ، چنین برگی را رو کند. *وضعیت داخلی آمریکا اعلام آمادگی کاندولیزا رایس برای مذاکره مستقیم با تهران ، در بعد داخلی آمریکا نیز قابل تجزیه و تحلیل است. دولت بوش در داخل آمریکا در تمامی عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تحت فشار شدید قرار دارد به گونه‌ای که اکنون زمزمه‌های ضرورت استعفای بوش به فریاد در تظاهرات اعتراض‌آمیز و حتی به صفحات روزنامه‌ها کشیده شده است. در بعد اقتصادی ، افزایش قیمت‌ها تاب تحمل را از آمریکایی‌ها گرفته است . باوجود برخی آمارهای رسمی ، دامنه بیکاری در آمریکا افزایش یافته و خروج صاحبان شرکت‌ها از این کشور به طور نگران‌کننده‌ای برای مقامهای دولتی ، شتاب گرفته است. رقم قروض ملی این کشور به بالاترین حد خود در تاریخ آمریکا یعنی به رقم هشت هزار و ‪ ۳۰۰‬میلیارد دلار رسیده و هر آمریکایی هم اکنون عملا ‪۲۸‬ هزار دلار بدهکار است. پرداخت بیمه‌های اجتماعی و بیمه پزشکی سالمندان و نیازمندان در کنار شکسته شدن رکورد کسری بودجه ، با مشکل مواجه شده است . مالیات‌دهندگان آمریکایی زیر فشار مالیات‌های سنگین قرار گرفته‌اند و عملا با تداوم اشغال عراق ، شاهد این هستند که مالیات‌های پرداختی آنان بدون اینکه صرف بهبود وضعیت این کشور شود ، در قالب بمب و موشک بر سر زنان و کودکان عراقی و افغانی فرود می‌آید. نتایج مطالعات دانشگاه‌های هاروارد و کلمبیا آمریکا نیز آشکار کرد که هزینه اشغال عراق و تداوم آن می‌تواند بالغ بر دو هزار میلیارد ( تریلیون) دلار شده باشد. دولت آمریکا تا پیش از این تحقیق، پیش بینی کرده بود مجموع هزینه جنگ در عراق تا پایان سال ‪ ۲۰۰۶‬میلادی حدود ‪ ۵۰۰‬میلیارد دلار خواهد بود. جان مورتا یکی از نمایندگان با نفوذ کنگره آمریکا اخیرا گفت که تداوم اشغال عراق برای آمریکا ماهانه ‪ ۹‬میلیارد دلار هزینه دارد که عمدتا از مالیات‌دهندگان آمریکایی دریافت می‌شود. در کنار این مسایل هر بار که بوش صحبت از درگیری تازه می‌کند ، چند دلار بر بهای هر بشکه نفت می‌افزاید و بالابودن بهای سوخت عملا آمریکایی ها را در آستانه فصل سفر ، خانه‌نشین کرده است . اما وضعیت اجتماعی آمریکا نیز در دوران حاکمیت بوش بهتر از وضعیت اقتصادی این کشور نبوده است. به هر صورت وضعیت اقتصادی ناهنجار تاثیر مستقیم و غیرمستقیم خود را روی مسایل اجتماعی نیز برجای گذاشته و صدای اعتراض همگان را در آورده است. رسوایی‌های مالی و زد و بندهای پشت‌های پرده مقامهای دولتی ، فضایی از بی اعتمادی را نسبت به دولت بوش ایجاد کرده و باعث شده تا او اکنون دست کم در یک عرصه نسبت به سلف خود رکورددار باشد و آن عدم محبوبیت نزد مردم است. او برای بهبود چهره‌اش در هفته‌های اخیر به تغییر برخی مقامهای سیاسی ، امنیتی و اقتصادی تیم همراهش دست زده است که تازه‌ترین این موارد پذیرش استعفای جان اسنو وزیر خزانه داری بود. بوش هم‌اکنون در حالی حاضر به کناره‌گیری از قدرت نیست که ریچارد نیکسون - سلف او - پس از آنکه محبوبیتش به زیر ‪ ۲۹‬درصد سقوط کرد ، از مسوولیت خود استعفا نمود. نظرسنجی‌های رسمی در آمریکا نشان می‌دهد که بوش هم‌اکنون حتی رکورد نیکسون در این عرصه را نیز شکسته است. برخی تحلیلگران مستقل بر این باورند که رقم واقعی محبوبیت بوش ، بسیار پایین‌تر از رقمی است که اکنون به طور رسمی اعلام می‌شود. تمامی این وضعیت ناهنجار اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی باعث گردیده تا جمهوری خواهان خود را برای شکستی سهمگین در انتخابات آبان ماه کنگره آماده کنند. جمهوریخواهان در چنین فضایی در روزها و هفته‌های اخیر شدیدا بوش را برای آغاز گفت و گوهایی با تهران تحت فشار گذاشته بودند. آنان امیدوارند تا دست کم با پاسخ دادن به یک خواسته افکار عمومی مردم آمریکا ، خود را از شکستی قطعی نجات دهند. تقریبا تمامی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد دمکرات‌ها بدون هیچ طرح و برنامه مشخصی و صرفا به دلیل عملکرد منفی جمهوریخواهان ، در انتخابات پیش رو در صدر قرار گرفته‌اند. شروع مذاکرات با تهران به اعتقاد برخی از جمهوریخواهان ، می‌تواند موضع آنان را در قبال رقیبان بدون برنامه دمکرات خود ، مستحکم سازد و حتی به اقتصاد آمریکا هم جان تازه‌ای بخشد. شاید بی‌دلیل نباشد که تنها دقایقی پس از آنکه رایس اعلام کرد آماده مذاکره با تهران است ، بهای نفت در بازار نیویورک ‪ ۲‬دلار کاهش یافت و ارزش سهام در بازار بورس شدیدا رو به افزایش گذاشت. دیوید کاتز، رییس بخش سرمایه‌گذاری موسسه `متریکس است ادوایزر` می گوید اظهارات رایس با واکنش مثبت بازار مواجه شده که افزایش ارزش سهام و کاهش بهای نفت نشانه آن است. اکنون رایس در بعد داخلی نیز آن هم در روزهایی حساس ، با پیش کشیدن بحث آمادگی مذاکره با تهران ، اولا ائتلاف جمهوری خواهان را که به معنای واقعی در حال پاشیده شدن بود، حفظ ، و مواضع آنان را در مقابل دمکرات‌ها بهبود بخشید و از شدت فشارها بردولت بوش کاست. این وضعیت همچنین دست کم تا روزها و زمانی که پاسخ رسمی ایران به چنین درخواستی اعلام شود، نگاه آمریکایی‌ها را از وضعیت غمبار سربازان آمریکایی در عراق منحرف می‌کند و به دولت بوش فرصت می‌دهد تا راهکار مناسبی را برای `فرار آبرومندانه از عراق` طراحی کند. تشدید درگیری‌ها در عراق و افزایش شمار سربازان اشغالگر آمریکایی قربانی سیاستهای فزون خواهانه بوش، دولت جمهوریخواه را در روزهای اخیر در چنان تنگنایی قرار داده بود که برخی تحلیلگران پیش بینی می‌کردند اگر شمار کشته‌شدگان آمریکایی در عراق و افغانستان ، حتی با روند کنونی ادامه یابد، سقوط دولت تقریبا حتمی است. اکنون بحث مذاکره با تهران ، تمامی فشارهای داخلی روی دولت بوش را تا حدی زیادی کاهش و اساسا نگاه‌ها را از روی چنین مسایلی دور می‌سازد و این همان چیزی است که اکنون بوش به آن نیاز دارد.



    گزارش
    نام منبع: ایرنا
    شماره مطلب: 3892
    دفعات دیده شده: ۱۴۴۲ | آخرین مشاهده: ۴۴ دقیقه پیش