-
حکومت پلیسی بوش در آمریکا
یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۴۵
نویسنده: جی ریموندو سایت عملیات روانی – در پاسخ به این سؤال که آیا حکومت آمریکا در حال تبدیل شدن به حکومتی پلیسی است، باید گفت که احتمال وقوع این امر در کشوری که مدام در حال جنگ است، چندان دور از ذهن نیست و درگیری در جنگهای مداوم، باعث به وجود آمدن نوعی دیکتاتوری در داخل این کشور شده است. اظهارات کارل روو، برجستهترین استراتژیست رییس جمهور آمریکا در سخنرانی خود در مؤسسه انترپرایز باعث تعجب مردم آمریکا شد. در واقع وی حقایقی را برای مردم آمریک
نویسنده: جی ریموندو سایت عملیات روانی – در پاسخ به این سؤال که آیا حکومت آمریکا در حال تبدیل شدن به حکومتی پلیسی است، باید گفت که احتمال وقوع این امر در کشوری که مدام در حال جنگ است، چندان دور از ذهن نیست و درگیری در جنگهای مداوم، باعث به وجود آمدن نوعی دیکتاتوری در داخل این کشور شده است. اظهارات کارل روو، برجستهترین استراتژیست رییس جمهور آمریکا در سخنرانی خود در مؤسسه انترپرایز باعث تعجب مردم آمریکا شد. در واقع وی حقایقی را برای مردم آمریکا بیان کرد که همواره از آنها پنهان نگاه داشته میشد. کارل روو در سخنرانی خود گفت هر چند بحران اقتصادی یکی از دغدغههای اساسی مردم آمریکا محسوب میشود، اما جنگ عراق هنوز بزرگترین نگرانی آنهاست. وی افزود جنگ عراق تمامی جنبههای زندگی مردم آمریکا را تحتالشعاع قرار داده است. بیان این واقعیتها از سوی مقامات دولتی که دروغگویی و پنهانکاری اساس سیاست آن را تشکیل میدهد، مایه شگفتی است. به عقیده کارل روو، جنگ عراق نوعی افسردگی و نگرانی شدید را بین مردم آمریکا شیوع داده است. وی میافزاید: شکی وجود ندارد که درگیری در جنگ عراق برای مردم آمریکا بسیار ناگوار است و مردم نمیتوانند با دیدن تصاویر دلخراش جنگ عراق نسبت به زندگی احساس رضایت و خوشبینی داشته باشند. هر چند باید گفت طبق اظهارات کارل روو، اندوه و بدبینی مردم آمریکا با دیدن تصاویر جنگ عراق امری طبیعی است، اما دیدن فجایع این جنگ تنها عامل ناراحتی مردم نیست. در واقع عوامل دیگری در بدبینی مردم نسبت به دولت کنونی آمریکا و به خصوص حزب دموکرات این کشور دخیل هستند. مردم آمریکا هرگز با دیدن تصاویر جنگ سال 1812 نسبت به دولت خود تا این حد بد بین نمیشدند و یا دیدن تصاویر جنگ جهانی دوم و شکست نیروهای آمریکا از سوی ژاپن هرگز باعث نمیشد مردم حمایت خود را از روزولت، رییس جمهور وقت آمریکا، دریغ کنند و چه بسا با مشاهده تصاویر جنگ و برای مقابله با نیروهای ژاپنی، بیش از پیش از دولت حمایت میکردند. مردم آمریکا در جنگ جهانی دوم میدانستند (و یا شاید فکری کردند که میدانند) چرا و برای رسیدن به چه هدفی میجنگند. اما آنها امروزه هیچ دلیلی برای جنگ عراق نمییابند و نمیدانند فجایع این جنگ برای رسیدن به چه هدفی در حال وقوع است. در جنگ جهانی دوم مردم آمریکا میپنداشتند برای حفظ جان و کشور خود میجنگند، اما اکنون چنین حسی را درباره جنگ عراق ندارند، چرا که هیچگونه خطری از سوی عراق متوجه آنها نبوده و نیست. اکثر مردم آمریکا نسبت به دلایل و اهداف دولت بوش برای آغاز جنگ عراق بدبین هستند. آنها به خوبی میدانند که ادعای بوش مبنی بر استقرار دموکراسی در عراق پوچ و تهی است. آنها با چشمان خود مشاهده میکنند که فرزندانشان فقط و فقط برای حفظ منافع امپریالیستی دولت کشته میشوند و نه برای استقرار دموکراسی. آنها میدانند که فرزندانشان تنها به منظور فرو نشاندن عطش بوش برای دستیابی به منافع نفتی و نیز برای تأمین منافع رژیم صهیونیستی در منطقه، جان خود را از دست میدهند. کارل روو به درستی اظهار میدارد که جنگ عراق تمامی جنبههای زندگی مردم آمریکا را تحتالشعاع قرار داده است. هزینه سرسامآور جنگ عراق که جز شکست دستاوردی برای آمریکا نداشته است، مردم این کشور را به شدت دچار بحران کرده است و این بحران حاصل شکست مفتحضانه سیاستهای دولت بوش میباشد. علاوه بر رقم نجومی خسارت مادی جنگ عراق، مردم آمریکا خسارات معنوی دیگری را نیز متحمل شدهاند که از آن میان میتوان به گسترش احساسات ضدآمریکایی در جهان و نابودی ارزشهای این کشور نام برد. دولت بوش نه تنها با مردم عراق، بلکه با مردم کشور خود نیز در حال جنگ است و قانون اساسی آمریکا قربانی اصلی جنگ بوش با مردم آمریکا میباشد. تجاوز به حریم خصوصی مردم، خواندن نامههای الکترونیکی آنها، دستیابی به مکالمات شخصی و به کارگیری پیشرفتهترین سیستمهای جاسوسی، حکومت آمریکا را به حکومتی پلیسی تبدیل و اصول دیکتاتوری را در این کشور شایع کرده است. دستیابی به مکالمات مردم آمریکا و اصحاب رسانهای آخرین اقدام بوش در زمینه نقض آزادیهای فردی و اجتماعی به شمار میرود که عدم اعتماد مردم نسبت به دولت را به دنبال داشته است. نتیجه درگیری مداوم در جنگ، بر سر کار آمدن حکومت پلیسی در آمریکاست و چنین حکومتی به بهانههای مختلف از جمله موقعیتهای اضطراری و جنگ با تروریسم به نقض قانون اساسی میپردازد. نقض قانون اساسی با روی کار آمدن دیکتاتوری برابر است. در واقع دولت با نقض قانون اساسی، به گسترش قدرت خود میپردازد که این امر با اصول دموکراسی و آزادیهای فردی در تضاد است. سیاستهای خارجی دولت بوش که بر مبنای اهداف امپریالیستی بنا نهاده شدهاند، تبعات داخلی بسیاری را به دنبال دارد که با اصول دموکراسی در تضاد هستند. پایهگذاران پیشین دولت آمریکا اصل حکومت را بر جمهوریت بنا نهادند و هرگونه تمایلات امپریالیستی را نفی کردند. آنها هرگز قصد نداشتند بر تمام جهان حکومت کنند. برای پیشگامان سیاسی آمریکا مسایل داخلی این کشور از اهمیت بیشتری برخوردار بود. اما اکنون دولت بوش بیتوجه به این مسایل، امور داخلی کشور خود را رها کرده و در راستای سیاستهای استعماری خود، سایه شوم جنگ را بر دیگر کشورها مستولی کرده است. گارت گرت، نویسنده کتاب ظهور امپریالیسم در کتاب خود مینویسد از نشانههای ظهور امپریالیسم تنزل شان و اهمیت مردم و خواستههای آنهاست. همانگونه که مشاهده میشود دولت بوش هم اکنون برای خواستههای مردم خود اهمیتی قایل نیست. از دیگر نشانههای حکومت امپریالیستی تفوق و تسلط قدرت رییس جمهور بر دیگر احزاب سیاسی است. همانگونه که مشاهده میشود نومحافظهکاران با تفویض اختیارات نامحدود به رییس جمهور، چنین القا کردهاند که بوش به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح به تنهایی قدرت تصمیمگیری و اجرا دارد. به این ترتیب است که نظامیگری در دولت بوش همگام با دیگر اصول دیکتاتوری پیش میرود. از دیگر نشانههای حکومت امپریالیستی که گرت از آن نام میبرد، تفوق سیاست خارجی دولت بر سیاستهای داخلی است و این مسأله در امپراطوریهای بزرگ همانند امپراطوری روم و انگلیس نیز وجود داشت. این مسأله اکنون در آمریکا و دولت بوش نیز مصداق دارد و دولت چنین القا میکند که در صورت شکست سیاستهای خارجی، آمریکا نابود خواهد شد. در واقع دولت بوش برای دستیابی به اهداف خود و اجرای سیاستهای خارجی، تمامی سیاستهای داخلی و حتّا آزادی مردم آمریکا را قربانی کرده است. دولت بوش با جنگ به اصطلاح ضدتروریسم خود که آن را جنگ جهانی مینامد، مردم کشور خود را قربانی اهداف شوم خود نموده است. به گفته وی، این جنگ برای مدتهای مدید به طول خواهد انجامید و با توجه به نقض آزادیهای فردی و اجتماعی مردم معلوم نیست از دموکراسی و جمهوری آمریکا چه چیزی باقی خواهد ماند. مردم آمریکا دلایل متعددی برای مخالفت با جنگ افروزی دولت خود دارند. علاوه بر کشتار انسانهای بیگناه، نابودی آزادی از مهمترین دلایل مردم برای مخالفت با جنگ است. دولت بوش باید بداند حاصل دخالت در امور دیگر کشورها، نابودی آزادی است. هر جنگی گسترش قدرت دولت را به دنبال دارد، تا جایی که قدرت دولت بر قانون اساسی فائق میآید. تفوق دولت به قانون اساسی نیز نابودی آزادی و تسلط ظلم و دیکتاتوری را به دنبال دارد. دیگر از مدینه فاضله آمریکا خبری نیست و برعکس این کشور به خرابآبادی تبدیل شده و مسأله این است که مردم این کشور برای مقابله با این فاجعه کی به پای خواهند خاست؟
مقاله
نام منبع: آنتی وار
شماره مطلب: 3690
دفعات دیده شده: ۱۹۹۳ | آخرین مشاهده: ۴۶ دقیقه پیش