-
اشاعه ترس از تروریسم، حربه ای برای عوام فریبی
سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۴۱
نویسنده: پال رابرتز سایت عملیات روانی – دولت نومحافظهکار بوش با عوام فریبی، از حملات 11 سپتامبر به عنوان حربهای برای فریفتن مردم آمریکا و اشاعه ترس از تروریسم در میان آنها استفاده کرده و به این ترتیب چشمان مردم کشورش را به روی سیاستهای شرمآور و ننگین خود بسته است. ترس از تروریسم باعث شده تا مردم آمریکا نسبت به سیاستهای غیرقانونی دولت بوش و نقض قانون اساسی از سوی این دولت بیتوجه باقی بمانند. مردم آمریکا تسلیم سیاستهای ننگآور دولت بوش از
نویسنده: پال رابرتز سایت عملیات روانی – دولت نومحافظهکار بوش با عوام فریبی، از حملات 11 سپتامبر به عنوان حربهای برای فریفتن مردم آمریکا و اشاعه ترس از تروریسم در میان آنها استفاده کرده و به این ترتیب چشمان مردم کشورش را به روی سیاستهای شرمآور و ننگین خود بسته است. ترس از تروریسم باعث شده تا مردم آمریکا نسبت به سیاستهای غیرقانونی دولت بوش و نقض قانون اساسی از سوی این دولت بیتوجه باقی بمانند. مردم آمریکا تسلیم سیاستهای ننگآور دولت بوش از جمله نقض آزادیهای فردی، نقض حقوق بشر، جدایی قدرتها و قوانین کیفری غیرانسانی در این کشور شدهاند. تسلیم و بیاعتنایی مردم آمریکا به این دلیل است که دولت بوش به بهانه مقابله با تروریسم، آنها را شستشوی مغزی داده و چنین القا کرده است که برای حفظ امنیت کشور، توسل به سیاستهای غیرقانونی، لازم است. دولت نومحافظهکار بوش با برتری دادن جنگ به اصطلاح ضدتروریسم خود بر قانون اساسی این کشور، به تهدیدی بزرگ علیه آمریکا تبدیل شده است. در واقع خطر قانون شکنیهای دولت بوش برای مردم آمریکا از خطر تروریستها بیشتر و جدیتر است. می توان گفت نقض قانون اساسی از سوی دولت بوش فقط و فقط برای گسترش و توسعه اختیارات رییس جمهور آمریکا و در راستای قدرتطلبی او صورت میگیرد. بنا به عقیده تیموتی لینچ و جین هیلی، دو تن از محققان قانون اساسی آمریکا، بوش در انجام مهمترین وظیفه خود که همانا اجرا، محافظت و دفاع از قانون اساسی میباشد، شکست خورده است. به این ترتیب میتوان گفت وی به قسم ریاست جمهوری خود پای بند نبوده است. لینج و هیلی عقیده دارند تلاش بیوقفه دولت بوش برای توسعه قدرت و اختیارات خود کاملاً غیرقانونی است چرا که دادگاه ها و کنگره آمریکا هیچ کنترلی و نظارتی بر این قدرتطلبی نداشتهاند. تمامی سیاستهای بوش از جمله جنگ افروزی، احضار زندانیان به دادگاه، قوانین آزادی بیان و شنودهای غیرقانونی، برای آمریکا و قانون اساسی این کشور ننگی بزرگ به شمار میرود. ننگ نقض قانون اساسی در تمامی کشورهای جهان میتواند مردم را نسبت به سیاستمداران کشورها کاملاً بدبین و حمایت آنها را سلب کند. اما به نظر میرسد این واقعیت در مورد مردم آمریکا صدق نمیکند چرا که آنها در اثر عوامفریبی دولت باور کردهاند که تمامی این اقدامات غیرقانونی و سیاستهای دیکتاتوری بوش در راستای حفظ امنیت و مبارزه با تروریسم صورت میگیرد. این باور کاملاً ساده لوحانه و احمقانه است، چرا که باور چنین امری بدان معناست که بگوییم آزادی تمامی مردم آمریکا در گرو تأمین اهداف و منافع کاخ سفید است. در واقع مردم آمریکا به دلیل ترس از تروریسم، اقدامات غیرقانونی دولت بوش را مورد اغماض قرار دادهاند. اکنون باید از آنها پرسید چرا بنیانگذاران قانون اساسی آمریکا زحمت تدوین آن را به خود هموار کردهاند؟ اگر قرار بود در صورت بروز تهدیداتی چون حملات تروریستی، دولت از قدرت و اختیارات نامحدود برخوردار باشد، فایده قانون اساسی چیست؟ اگر قرار بود رییس جمهور به بهانهها امنیتی، خودسرانه به طرح سیاستهای خود محور بپردازد، فایده برپایی انتخابات چیست؟ اگر قرار بود در مواقع بحرانی قانون اساسی نقض شود، چرا یک دیکتاتور و یا یک پادشاه برای کنترل امور کشور انتخاب نمیشود؟ مردم آمریکا در رسوایی و ننگ به وجود آمده دخیل هستند، چرا که نتیجه اهمیت ندادن به قانون اساسی، ننگ و رسوایی است. در آمریکا قانون اساسی حدود قدرت و اختیارات را تعریف میکند و این کشور بردن قانون اساسی وجود خارجی ندارد. نقض قانون اساسی از سوی دولت بوش، توهینی است به ماهیت مردم این کشور خطر این ننگ از خدا تروریستها بیشتر است. مردم آمریکا باید از خود بپرسند آیا بدون قانون اساسی ماهیت خارجی دارند؟ در واقع مردم این کشور بدون قانون اساسی هیچ فرقی با انسانهای بیگناهی که به اردوگاههای مرگ شوروی سابق و آلمان فرستاده میشدند، ندارند. این قانون اساسی است که در قبال دیکتاتوری و ظلم و ستم از حقوق مردم آمریکا حمایت میکند و بدون وجود قانون اساسی مردم این کشور هیچ حق و حقوقی ندارند. و این است که انسانی که فاقد حق و حقوق باشد، ماهیت انسانی ندارد. گزارشهای متعددی منتشر شده است که نشان میدهد دولت آمریکا برای ساخت اردوگاههای کار اجباری در آمریکا حدود 385 میلیون دلار هزینه کرده است. مسلماً از این اردوگاهها برای نگهداری مظنونین تروریست استفاده نمیشود چرا که دولت آمریکا این افراد را به زندانهای خود در خارج از کشور میفرستد تا بتواند بدون پیگرد قانونی، آنها را تحت شکنجه قرار دهد. پس این اردوگاهها برای نگهداری چه کسانی ساخته میشود؟ اردوگاههای کار اجباری آمریکا، وحشت و اعمال غیرانسانی استالین و هیتلر را به یاد میآورد. دولت بوش در داخل خاک این کشور اردوگاههای کار اجباری میسازد؟ جنگ به اصطلاح ضدتروریسم دولت بوش یاد آور واقعه آتش سوزی عمارت رایش استاگ (پارلمان آلمان) است که در سال 1933 هیتلر با مستمسک قرار دادن آن و اعلام وضعیت فوق العاده، رئیس جمهور وقت (پال ون هیندنبرگ) را به امضای حکمی موسوم به آتش سوزی رایش استاگ ملزم کرد، که در نتیجه ی آن بخش های از حقوق اولیه مندرج در مفاد قانون اساسی کشور مورد اغماض قرار گرفت. این اردوگاهها در واقع برای انحراف افکار عمومی و عدم توجه مردم به ننگ واقعی دولت آمریکاست. طبق ادعای بوش، تروریستها به دلیل مخالفت با آزادی مردم آمریکا، این کشور را مورد حمله قرار میدهند. اما همانگونه که لینچ و هیلی متذکر شدهاند، آنچه آزادی مردم آمریکا را به خطر انداخته است نقض قانون اساسی و آزادیهای فردی آنها از سوی دولت بوش است که برای تأمین اهداف و منافع این دولت صورت میگیرد.
مقاله
نام منبع: آنتی وار
شماره مطلب: 3577
دفعات دیده شده: ۲۲۸۳ | آخرین مشاهده: ۵۸ دقیقه پیش