Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:

للأسف ، متصفحك قديم جدًا ولا يدعمه هذا الموقع ؛

الرجاء استخدام أحدث إصدار من المتصفحات الحديثة:



Chrome 96+ | Firefox 96+
عملیات روانی
  • تشدید تنش آمریکا با ایران، گواهی برنفوذ لابی صهیونیسم در دولت واشنگتن تشدید تنش آمریکا با ایران، گواهی برنفوذ لابی صهیونیسم در دولت واشنگتن
    پنج‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۱۳

    سایت عملیات روانی – یک ماه پس از انتشار مقاله‌ای تحت عنوان «لابی صهیونیسم» از سوی دو تن از مشهورترین متخصصان روابط بین‌الملل در آمریکا که اظهار داشته‌اند لابی صهیونیسم نفوذ گسترده‌ای در سیاست‌های دولت آمریکا دارد، می‌گذد. افزایش تنش واشنگتن با تهران به خوبی بیانگر صحت اظهارات پروفسور جان مرشیمر و پرفسور استفان والت مبنی بر نفوذ بی‌سابقه رژیم صهیونیستی در دولت آمریکا است. اساتید آمریکایی در مقاله خود لابی صهیونیسم را چنین تعریف می‌کنند: ائتلا

    سایت عملیات روانی – یک ماه پس از انتشار مقاله‌ای تحت عنوان «لابی صهیونیسم» از سوی دو تن از مشهورترین متخصصان روابط بین‌الملل در آمریکا که اظهار داشته‌اند لابی صهیونیسم نفوذ گسترده‌ای در سیاست‌های دولت آمریکا دارد، می‌گذد. افزایش تنش واشنگتن با تهران به خوبی بیانگر صحت اظهارات پروفسور جان مرشیمر و پرفسور استفان والت مبنی بر نفوذ بی‌سابقه رژیم صهیونیستی در دولت آمریکا است. اساتید آمریکایی در مقاله خود لابی صهیونیسم را چنین تعریف می‌کنند: ائتلافی گسترده و متشکل از افراد و سازمان‌های مختلف که بی‌وقفه در جهت شکل‌دهی سیاست‌های خارجی آمریکا طبق خواسته‌ها و منافع رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کنند. در واقع لابی صهیونیسم بیش از هر نهاد داخلی دیگر در آمریکا، کنگره و دولت بوش را به مقابله با ایران و ایجاد چالش با این کشور اسلامی وادار می‌کند. لابی صهیونیسم را گروهی از نومحافظه‌کاران (از جمله ریچارد پرل، رئیس سابق هیئت سیاست‌های دفاعی و جیمز و ولسی، رئیس سابق سازمان سیا تشکیل می‌دهند این افراد که مشوقان و حامیان اصلی حمله به عراق هستند از سال گذشته میلادی تمام توان خود را برای ایجاد چالش با ایران و حمله نظامی به این کشور به کار بسته‌اند کمیته امور عمومی آمریکا اسرائیل (AIPAC)، بزرگترین لابی صهیونیسم، سال گذشته با برپایی نمایشگاه چند رسانه‌ای پیرامون فعالیت‌های هسته‌ای ایران و چگونگی مقابله با این فعالیت‌ها فشار زیادی را برای تصویب لایحه‌ای مبنی بر لزوم حمله به ایران و تغییر دولت این کشور به کنگره وارد کرد. این گروه همچنین اعمال تحریم‌های سنگین علیه ایران و شرکت‌های خارجی طرف معامله با این کشور را خواستار شد. تریتا پارسی، متخصص امور خاورمیانه در دانشگاه جان هاپکینز در انتقاد از تصویب لایحه فوق در کنگره آمریکا اعلام کرد این لایحه تنها تحت نفوذ (AIPAC) به تصویب رسید و نفوذ لابی صهیونیسم در این لایحه کاملاً مشهود است. کمیته یهودیان آمریکایی (AJC) نیز هفته گذشته در اقدامی مشابه در روزنامه‌های آمریکایی تبلیغات گسترده‌ای را علیه ایران به راه انداخت. این کمیته با انتشار نقشه ایران مکان‌هایی را که می‌تواند مورد حمله اسراییل قرار بگیرد مشخص نمود. مرشیمر و والت در مقاله 81 صفحه‌ای خود می‌نویسند سیاست‌های دولت آمریکا در خاورمیانه به سیاست‌های رژیم صهیونیستی بسیار نزدیک است و آمریکا در جهت حفظ منافع خود در منطقه سیاست‌های خود را منطبق با سیاست‌های اسراییل طراحی می‌کند. آنها معتقدند که لابی صهیونیسم در فراهم آوردن امکانات مالی برای احزاب جمهوریخواه و دموکرات آمریکا و تشکیلات بنیادین سازمانی این کشور و همچنین با ضدیهودی نامیدن منتقدان خود به شدت در آمریکا نفوذ دارد. نگارنده معتقد است که لابی ذی نفوذ در ساختار سیاسی آمریکا هیچگاه سیاست خارجی این کشور (آمریکا) را برخلاف جهت منافع ملّی آن سوق نداده است، بعلاوه بطور همزمان سعی شده است تا آمریکاییان به این باور برسند که اسراییل و آمریکا منافع کاملاً مشترکی دارند. با این حال باید توجه داشت یا آنکه یهودیان اکثریت غالب این لابی را تشکیل می‌دهند اما در میان آنها مسیحیان پروتستان و نومحافظه‌کاران غیریهودی نظیر ولسی و ویلیام بنت نیز دیده می‌شوند. اعمال فشار از سوی اسراییل و لابی صهیونیستی در تصمیم دولت آمریکا برای حمله به عراق نقش مهمی داشت – البته این نقش تنها عامل مؤثر در این تصمیم‌گیری نبود – شواهد موجود حاکی است که رهبران اسراییلی و سردمداران بسیاری از سازمان‌های یهودی، پیش از جنگ چه رویکردی در این خصوص داشته‌اند، این در حالی است که شواهد مذکور نشان می‌دهد، اغلب یهودیان آمریکایی نسبت به شروع جنگ تردید داشته‌اند و از آن زمان به بعد نیز قویاً موضع ضدجنگ اتخاذ کرده‌اند. در این بین نومحافظه‌کاران که بیشتر به رویکرد حزب لیکود از جناح راست اسراییل گرایش دارند – چه در داخل و چه در خارج از تشکیلات دولت – نیز نقش نسبتاً مهمی در جلب حمایت و پشتیبانی لازم برای \\\\\"تغییر رژیم\\\\\" عراق ایفا کردند که طبق مفاد مندرج در مقالات موجود پیشینه‌ی آن به دهه 1990 باز می‌گردد. در دوران پیش از شروع جنگ عراق، رهبران اسراییلی و بویژه بنیامین بن الیزر که بعدها به سمت وزارت دفاع رسید و آریل شارون (نخست وزیر) ایران را تهدید جدّی‌تر و بزرگتری می‌دانستند و این ایده‌ای بود که بلافاصله بعد از سقوط رژیم بغداد، در لابی صهیونیستی که نومحافظه‌داران سکان‌دار آن بودند، نیز مطرح شد. در حقیقت آزادسازی عراق اولین نبرد بزرگ در چشم‌انداز خاورمیانه بود........... با اینحال جنگ بزرگ بعدی – که امیدواریم جنگی نظامی نباشد – با ایران خواهد بود. این عبارتی است که در اوایل ماه مه 2003، ویلیام کریستول، دبیر نومحافظه‌کار مجله ویکلی استاندارد نوشته بود. طولی نکشید که نومحافظه‌کاران و سایر جنگ‌طلبانی که رهبری آنها را دیک چنی (معاون رییس جمهور) بعهده داشت عملا ضمن قطع مذاکرات ایران آمریکا در مورد مسأله افغانستان و ایران، پیشنهاد تهران در خصوص شروع مذاکرات وسیعی که برجسته‌ترین و شاخص‌ترین اختلافات دو کشور را در بر می‌گرفت را نیز رد کردند. در واقع آنچه تضاد و اختلاف فزاینده با ایران را چنین محسوس و مهم می‌نمایاند، این است که لابی رژیم صهیونیستی ظاهراً تنها عامل سازمان یافته‌ای است که قویاً در جهت قرار دادن ایران در وضعیت بحران تلاش می‌کند. تحلیل‌گران عرصه‌ها و جریانات روز جهان و خصوصاً حامیان نظریه‌های کنترل تسلیحات که شدیداً طرفدار اعمال فشار علیه ایران و برنامه هسته‌ای این کشور هستند، نیز هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را پرمخاطره و حتّا غیر مؤثر برشمرده‌اند. با اینحال این تحلیل‌گران حتّا در بنیاد هریتج جناح راست نیز نسبت به این موضوع ابراز تردید کرده و آنرا قابل تأمل دانستند. جیمز کاریفانو از بنیاد هریتج، نیز ضمن اشاره به ظرفیت و توانمندی‌های ایران در اقدام علیه آمریکا در عراق، این موضوع را از نقطه نظر ژئوپولیتیکی چندان مهم نمی‌داند. عده‌ای از رهبران تشکل‌های مخالف ایران بر این باورند که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران ممکن است پیش از هر چیز منجر به تحکیم و تثبیت نظام حاکم بر ایران شود. از این گذشته بعید به نظر می‌رسد که کمپانی‌های نفتی آمریکا با اقدام نظامی علیه ایران موافق باشند، چون این شرکت‌ها از بروز خشونت و رخدادهایی که بی‌ثباتی و خطر سیاسی به همراه می‌آورند، به شدت بیم دارند. علیرغم تأکید محافل سیاسی مختلف بر نادرست بودن حمله نظامی به ایران، لابی صهیونیسم بر عقیده راسخ خود مبنی بر حمله نظامی به ایران در صورت ناکارآمد بودن راهکارهای دیپلماتیک و تحریم‌های اقتصادی پافشاری می‌کند. پاتریک کلاوسون، معاون مؤسسه پژوهشی سیاست‌های خاورمیانه، که از سوی ایپاک تأسیس شده اخیراً در گفتگوی خود با هرش اظهار داشته است در صورتی که بحران هسته‌ای ایران تشدید شود، آمریکا باید خود را برای مقابله با این بحران آماده بسازد. هرش سخنان این لابی صهیونیسم را تهدیدی از سوی آمریکا تلقی می‌کند و می‌نویسد ایران چاره‌ای به جز قبول درخواست آمریکا ندارد و در غیر این صورت باید با حمله نظامی این کشور مواجه شود. تحت تأثیر نفوذ این گونه افراد است که دیک چنی، معاون رییس جمهور آمریکا اعلام کرده است ایران در صورتی که فعالیت‌های هسته‌ای خود را متوقف نکند باید منتظر عواقب بسیار ناخوشایندی باشد. یکی از مقامات عالی رتبه آمریکا اعلام کرده است در تحریک دولت آمریکا علیه ایران و حمایت از حمله نظامی به این کشور تنها دست لابی صهیونیسم در کار است. البته این لابی صهیونیستی این بار نیز در تلاش خود برای تحریک غرب علیه ایران ناکام ماند.نویسنده : جیم لوب منبع: آنتی وار تاریخ: 12 آوریل 2006



    مقاله
    نام منبع: آنتی وار
    شماره مطلب: 2850
    دفعات دیده شده: ۲۵۱۴ | آخرین مشاهده: ۵۹ دقیقه پیش