-
مرگ سیاسی شارون: ضربه ای برای سیاست خاورمیانه ای دولت آمریکا
یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۳۶
نویسنده : لئون هادر سایت عملیات روانی – سکته مغزی آریل شارون، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، ضربه مخرب دیگری برای سیاست دولت آمریکا در خاورمیانه به شمار میرود. بازگشت دوباره شارون به صحنه سیاست نیز بعید به نظر میرسد. در واقع بیماری شارون، بوش، رییس جمهور آمریکا و مشاوران او را برای رسیدن به اهداف خود در خاورمیانه از جمله برقراری ثبات و دموکراسی در عراق، اصلاح نظام سیاسی و اقتصادی کشورهای عربی، کمک به تأسیس دولت مستقل فلسطینی و برقراری صلح میان
نویسنده : لئون هادر سایت عملیات روانی – سکته مغزی آریل شارون، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، ضربه مخرب دیگری برای سیاست دولت آمریکا در خاورمیانه به شمار میرود. بازگشت دوباره شارون به صحنه سیاست نیز بعید به نظر میرسد. در واقع بیماری شارون، بوش، رییس جمهور آمریکا و مشاوران او را برای رسیدن به اهداف خود در خاورمیانه از جمله برقراری ثبات و دموکراسی در عراق، اصلاح نظام سیاسی و اقتصادی کشورهای عربی، کمک به تأسیس دولت مستقل فلسطینی و برقراری صلح میان اسراییل و فلسطین، با مشکلات اساسی مواجه ساخته است. واضح است که نمیتوان شارون، عامل اصلی ساخت شهرکهای یهودینشین در اراضی اشغالی فلسطین را «مرد صلح» نامید. او که پیش از تصدی پست نخست وزیری، رهبر حزب ناسیونالیست لیکود بود، پس از شروع انتفاضه دوم به مقام نخست وزیری رژیم صهیونیستی انتخاب شد و مبارزه سرکوبگرانه ای را علیه فلسطینیها آغاز کرد. وی با هدف سرکوب فلسطینیان، آنها را بیرحمانه در کرانه باختری و غزه به خاک و خون کشید. او و دستیارانش همچنین به اجرای طرح صلح «نقشه راه» که از سوی گروه چهار جانبه خاورمیانه (سازمان ملل، آمریکا، اتحادیه اروپا و روسیه) ارائه شده بود، تمایلی نشان نمیدادند. شارون با عقبنشینی یک جانبه از غزه و خارج کردن ساکنان شهرکهای اسرائیلی از این شهر سعی داشت خود را فردی صلحطلب معرفی کند. او بخاطر صلح با فلسطینیان از غزه عقبنشینی نکرد بلکه منافع سیاسی و مادی دولت صهیونیستی و هزینه کلانی که حفاظت از شهرکهای یهودینشین در غزه به دنبال داشت وی را به عقبنشینی وادار کرد. هر چند اکثر اسرائیلیها از این سیاست شارون حمایت کردند اما برخی از ساکنان آشوبطلب و متعصب شهرکها و رهبران و فعالان حزب لیکود که خواستار کنترل کامل سرزمینهای اشغالی از سوی رژیم صهیونیستی هستند، مخالف عقبنشینی از غزه بودند. جدا شدن شارون از حزب لیکود بر شخصیتهای برجسته این حزب و نظام سیاسی رژیم صهیونیستی شوک بزرگی وارد کرد. شارون پس از کنارهگیری از حزب مذکور، حزب جدیدی به نام کادیما تاسیس کرد و تعدادی از شخصیتهای برجسته احزاب دیگر، از جمله شیمون پرز، رهبر سابق حزب کارگر، جذب حزب کادیما شدند. حزب جدید که خط مشی سیاسی میانهرویی را در پیشگرفته و خواستار برقراری دولت مستقل فلسطینی است، در حیطه سیاست اسرائیل به قدرت اصلی تبدیل شده است. نظرسنجیهای انجام شده حاکی از آن است که این حزب در انتخابات آینده مجلس به موفقیت بالایی دست خواهد یافت و با ایجاد ائتلاف با حزب کارگر، کنترل مجلس را در دست خواهد گرفت. حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو، مخالف سرسخت شارون و کسی که علیه عقبنشینی از غزه مبارزه میکرد، احتمال میرود تنها به ده کرسی مجلس دست یابد. دولت بوش با حمایت از عقبنشینی رژیم صهیونیستی از غزه و ساخت دیوار حائل برای جداسازی اراضی فلسطینیها از اسرائیل، بر لزوم ادامه مذاکرات بین اسرائیل و دولت فلسطین به رهبری محمود عباس، پافشاری کرده است. این سیاستها میتوانست به برقراری صلح بین دو طرف و استقرار دولت مستقل فلسطینی منجر شود. عواملی چون شهرکهای یهودینشین کرانه باختری، پناهندگان فلسطینی و سرنوشت بیتالمقدس موانع اصلی ایجاد صلح و توافق بین اسرائیل و فلسطینی به شمار میروند. محمود عباس و جنبش میانه روی فتح به تدریج محبوبیت خود را میان فلسطینیان از دست دادهاند و مردم فلسطین از جنبش حماس که در برابر اسرائیل مقاومت میکند، حمایت می کنند. به نظر میرسد جنبش حماس در انتخابات آینده مجلس در کرانه باختری و غزه اکثریت آراء را به خود اختصاص دهد. در واقع دولت بوش برای پیشبرد روند صلح در منطقه هیچ اقدامی صورت نداد و اگر شارون در راس قدرت باقی میماند بوش و مشاوران وی حتی زحمت برپایی نمایش برقراری صلح میان اسرائیل و فلسطینیان را نیز به خود نمیدادند. ادعای دولت آمریکا برای برقراری نظم و اتحاد در عراق با معضلات اساسی مواجه است و به دنبال آن عقبنشینی اسرائیل از غزه این تصور غلط را در اذهان پدید آورده که آمریکا میتواند میان اسرائیل و اعراب صلح برقرار کند. با توجه به مسائل فوق، نگرانی که بیماری شارون برای دولت بوش به همراه آورده است، عجیب نمیباشد. با وجود این که اکثر مردم اسرائیل از سیاستهای شارون مبنی بر عقبنشینی از سرزمینهای اشغالی حمایت میکنند (نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که 50 درصد مردم اسرائیل با استقرار پایتخت فلسطینیها در بیتالمقدس موافق هستند)، نمیتوان پیشبینی کرد آیا حزب کادیما خواهد توانست بدون حضور شارون اتحاد خود را حفظ کند. نگرانی مقامات آمریکا درباره وضعیت شارون، بیثباتی سیاسی و خشونت در میان فلسطینیها به نفع حزب لیکود و نتانیاهو میباشد. در واقع در حالی که شارون با مرگ دست و پنجه نرم میکند، نتانیاهو و برخی از حامیان نومحافظهکار او در آمریکا امیدوارند که با مرگ شارون، نتانیاهو دوباره در راس قدرت قرار بگیرد. بار اول نیست که مرگ یک سیاستمدار اسرائیلی به نفع نتانیاهو تمام میشود و موقعیت سیاستمداران میانهروی اسرائیلی را تضعیف میکند. ترور اسحاق را بین، نخست وزیر اسرائیل، به دست یک تروریست یهودی در سال 1955 نیز شرایط را برای نخست وزیری نتانیاهو و نقض کامل معاهده اسلو و از بین رفتن روند صلح مهیا کرد. با توجه به بیثباتی در اردوگاههای فلسطینی و شهرکهای یهودینشین، آمریکائیها برای از سرگیری روند صلح میان دو طرف جنگ هیچ امیدی ندارند. وضعیت اسفبار و آشفتگیهای موجود در عراق، به بنبست رسیدن مذاکرات پیرامون انرژی هستهای ایران و به تاخیر افتادن روند صلح در سرزمین مقدس فلسطین به خوبی نشان میدهد که دولت بوش در دستیابی به اهداف بلند مدت خود در خاورمیانه شکست خورده است.
خبر
نام منبع: antiwar
شماره مطلب: 1524
دفعات دیده شده: ۸۰۱ | آخرین مشاهده: ۱ ساعت پیش