-
واقعیتهای پنهان فلسطین
چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۴ ساعت ۴:۳۵
مصطفی برغوتی سایت عملیات روانی- در سرزمین فلسطین واقعاً چه میگذرد؟ آنچه که از سوی رژیم صهیونیستی ارایه و در رسانه های جهانی منعکس میشود، با واقعیات کاملاً تفاوت دارد. عقبنشینی اسراییلیها از غزه بیانگر آغاز روند صلح به شمار میرود و نشاندهنده تغییر مشی آریل شارون است. اما واقعیت این است که کشور فلسطین 27 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد که کرانه غربی 5860 کیلومتر از مساحت آن را تشکیل میدهد و غزه فقط 360 کیلومتر وسعت دارد که معادل 3/1 درصد از خ
مصطفی برغوتی سایت عملیات روانی- در سرزمین فلسطین واقعاً چه میگذرد؟ آنچه که از سوی رژیم صهیونیستی ارایه و در رسانه های جهانی منعکس میشود، با واقعیات کاملاً تفاوت دارد. عقبنشینی اسراییلیها از غزه بیانگر آغاز روند صلح به شمار میرود و نشاندهنده تغییر مشی آریل شارون است. اما واقعیت این است که کشور فلسطین 27 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد که کرانه غربی 5860 کیلومتر از مساحت آن را تشکیل میدهد و غزه فقط 360 کیلومتر وسعت دارد که معادل 3/1 درصد از خاک فلسطین است. بنابراین آریل شارون با عقبنشینی از غزه، تنها 8/5 درصد از سرزمینهای اشغالی را به مردم فلسطین باز گردانده است. اما صهیونیستها هنوز از غزه خارج نشدهاند. آنها با تصمیم دولت اسراییل برای عقبنشینی از غزه شدیداً مخالفت کردند. واضح است که برای صهیونیستها ترک منطقهای که آن را دزدیده و به مدت بیست سال به تصاحب خود درآوردهاند، کار آسانی نیست. اما حقیقت این است که آنها باید این شهر را به صاحبان اصلی آن بازگردانند. قبل از آزادسازی غزه بیش از 152 شهرک صهیونیستنشین در مناطق اشغالی وجود داشت: 101 شهرک در کرانه باختری، 30 شهرک در بیتالمقدس شرقی و 21 شهرک در غزه. این ارقام، شهرکهایی را که شارون و ارتش اسراییل به طور غیر رسمی در کرانه باختری ساخته اند، شامل نمیشود. با آزادسازی غزه و تخلیه شهرکهای آن و چهار شهرک کوچک دیگردر جنین در کرانه باختری، هماکنون 172 شهرک صهیونیستنشین در سرزمینهای اشغالی فلسطین وجود دارد. جمعیت این شهرکها که ساخت آنها طبق قوانین بینالمللی و حکم دیوان داوری لاهه غیرقانونی بوده و باید برچیده شوند، حدود 436 هزار نفر است. از این تعداد حدود 19 هزار نفر در بیتالمقدس و 264 هزار نفر در کرانه باختری زندگی میکنند. فقط 8475 نفر، یا 2 درصد از کل ساکنان غیرقانونی اراضی اشغالی، از غزه و جنین خارج شدهاند. با این وجود جمعیت شهرکهای کرانه باختری حدود 15800 نفر افزایش پیدا کرده است. حال باید پرسید که خروج ساکنان صهیونیست شهرکهای غزه با توجه به سکنای مجدد آنها در مناطق دیگر، به چه منظور صورت گرفت؟ دلیل اول این است که اسرائیل هیچگاه قصد نداشته صهیونیست های ساکن شهر غزه را برای همیشه در آن شهر نگه دارد چرا که تامین امنیت این عده با توجه به زیرسوال رفتن حضور ارتش اسراییل در غزه، کاری مشکل و پرهزینه بود. دلیل دوم مساله کمبود آب در غزه بود. رژیم صهیونیستی کلیه منابع آب زیرزمینی شهر را مورد بهرهبرداری قرارداده و با برداشت بیش از حد از این منابع، باعث نشت آب دریا به منابع آب شیرین شهر شده بود. از اینرو صهیونیستهای ساکن غزه به دلیل مصرف آب شور دچار بیماریهای کلیوی شده بودند. اسراییل با تخلیه شهرکهای خود در غزه، وانمود کرد که از این شهر عقبنشینی کرده است. اما باید گفت هماکنون غزه بیش از پیش در اشغال است و تنها چگونگی اشغال تغییر کرده است. اسراییل که از بار مسؤولیت حضور نظامی در غزه برای محافظت از ساکنان اسراییلی آن رهایی یافته است، اکنون با هزینه ای کمتر و بسیار راحتتر از قبل و با توسل به فنآوریهای نظامی خود این شهر را از دور تحت کنترل گرفته است. در حال حاضر ارتش اسراییل در شمال شهر مستقر شده و حدود یک کیلومتراز مرز شرقی آن را اشغال کرده و بدین ترتیب حریم هوایی، خط ساحلی و منابع آبی آن را تحت کنترل خود درآورده است. صهیونیستها به تمام ورودی و خروجیهای شهر نظارت دارند و اجازه خروج صدها بیمار که به مراقبتهای پزشکی نیاز فوری دارند، در دست آنها است. علیرغم توافقهایی که با حضور رایس، وزیر امور خارجه آمریکا برای آزادی عبور و مرور از گذرگاه مرزی غزه-مصر صورت گرفته است، اسراییل هنوز رفت و آمد فلسطینیها و ورود کالا به غزه را تحت کنترل دارد. در واقع شارون به منظور بهرهبرداری از موقعیت آتی غزه، تصمیم گرفت از این شهر عقبنشینی کند. ساخت دیوار به اصطلاح امنیتی و گسترش شهرکهای یهودینشین سرانجام بیش از 50 درصد از کرانه باختری، از جمله بیتالمقدس شرقی را به اشغال اسراییلیها درخواهد آورد و از شکلگیری دولت یکپارچه و قوی فلسطینی جلوگیری خواهد کرد. دیوار حائل حدود 35 کیلومتر در خاک کرانه باختری پیشروی کرده و باعث جدایی 5/9 درصد از این منطقه شده است. تصرف اراضی کرانه باختری برای ساخت شهرک، حدود هشت درصد و ساخت دیوار شرقی در دره اردن نیز 5/28 درصد به این میزان افزوده است. اسراییلیها بدون توجه به هشدارهای دادگاه بینالمللی و با سرعت تمام مشغول ساخت و تکمیل این دیوار هستند. آنها بیش از یک میلیون اصله درخت زیتون را در کرانه باختری ریشه کن کردهاند. دیوار در راستای مرزهای سال 1967 ساخته نمیشود، بلکه دقیقاً در اراضی اشغالی و نه برای جدایی فلسطینیها از اسراییلیها، بلکه به منظور جدایی مردم فلسطین از یکدیگر ساخته میشود. دیوار حایل در بیتالمقدس 250 هزار فلسطینی را از سایر نقاط فلسطین جدا میکند. حداقل بیش از 50 الی 70 هزار فلسطینی دیگر نیز وجود دارند که کارت شناسایی صادره از شهر بیتالمقدس دارند اما اسراییلیها به آنها اجازه وورد به این شهر را نمیدهند و از این رو آنها به مراقبتهای پزشکی و امکانات تحصیلی دسترسی ندارند. در واقع اسراییل سعی دارد با ساخت این دیوار هویت فلسطینیها را از آنها بگیرد و آنها را از بیتالمقدس، جایی که به آن تعلق دارند، بیرون کند. دیوار حایل در بعضی مناطق از میان خانهها گذشته است. همچنین 46 هزار نفر سکنه شهر قلقیلیا را محاصره کرده است. مردم این شهر برای عبور و مرور فقط یک خیابان با پهنای هشت متر و یک ورودی در اختیار دارند. عبور و مرور از این گذرگاه تحت کنترل سربازان اسراییلی است و آنها هر وقت که بخواهند، آن را مسدود میکنند. مردم برا ی عبور و مرور نیاز به مجوز دارند که به سختی صادر میشود. حتی در صورت صدور مجوز هم آنها باید برای عبور از ورودی شهر به سربازان توضیحات زیادی ارایه دهند. در منطقه جیوس عبور و مرور تنها از ساعت 40/7 الی 8 صبح، 14 الی 15/14 بعد از ظهر و 45/18 الی 19 بعدازظهر صورت میگیرد. یعنی مردم فقط 50 دقیقه در روز اجازه عبور و مرور دارند. گاهی اوقات سربازان «فراموش میکنند»! دروازههای شهر را باز کنند و دانشآموزان، معلمان، کشاورزان، بیماران و مردم عادی باید ساعتها منتظر بمانند. اگر طرح تقسیمبندی سال 1947 سازمان ملل به اجرا در میآمد اکنون دو کشور مستقل وجود داشت که شامل کشور فلسطین با 45 درصد و کشور اسراییل با 55 درصد از سرزمینهای تاریخی فلسطین بود. اما اسراییل در سال 1967 حدود 78 درصد از این اراضی را تصرف کرد و فقط کرانه باختری و غزه برای فلسطینیها باقی ماند و از این رو آنها در سال 1988 با راهحل پیشنهادی شورای ملی فلسطین مبنی بر تقسیم سرزمینها به دو کشور مستقل موافقت کردند. با این کار آنها نیمی از اراضی را که با تصویب سازمان ملل در اختیارشان قرار میگرفت، از دست دادند. آنچه که ایهود باراک در سال 2000 به عرفات پیشنهاد کرد، با نقشههای شارون تفاوت زیادی نداشت. او درخواست کرد دره اردن، بیتالمقدس و شهرکهای بزرگ یهودینشین، همچنان در اختیار اسراییل باشد. شارون با تضعیف وضعیت اقتصادی و تضییع حقوق طبیعی مردم فلسطین موقعیتی به وجود آورده است که میتواند روند هرگونه صلحی را در آینده به میل خود طراحی کند. نقشه شارون -اگر او ساخت دیوار را به اتمام برساند و اگر موفق شود راهحلی یک جانبه برای حل اختلافات اسراییل با فلسطین ارایه کند- که از سوی رهبران بعضی کشورهای جهان مورد تایید و تمجید واقع شده است، در صورت تحقق، کشور مستقل فلسطینیها را به کشور کوچک و روستا مانندی تبدیل میکند. در واقع ورای اهداف امنیتی، رژیم صهیونیستی به منظور ضمیمه کردن اراضی اشغالی به خاک خود و همچنین تحریف نتایج صلح در جهت اهداف خود به ساخت این دیوار مبادرت ورزیده است. ارتش اسراییل در کرانه باختری عبور و مرور مردم را محدود کرده است و وسایل نقلیه فلسطینیها، به جز وسایل نقلیه عمومی، اجازه عبور از خیابانهای شهر را ندارند و فقط ساکنان شهرکهای یهودینشین و ارتش صهیونیستی اجازه استفاده از خیابانهای شهر را دارند. این تبعیض حتی در دوران اوج تبعیض نژادی در آفریقای جنوب نیز سابقه نداشت. مردم عادی فلسطین نمیتوانند به محل کار خود بروند، زنان باردار نمیتوانند برای زایمان به بیمارستان بروند، بیماران کلیوی نیازمند دیالیز و بیمارانی که در اثر حمله قلبی نیاز فوری به مراقبتهای پزشکی دارند به دلیل محدودیتهای عبور و مرور در خانه جان میسپارند و اقتصاد فلسطین در رکود کامل به سر میبرد. با توجه به این مسائل و با توجه به امتناع شارون از به رسمیت شناختن کشور فلسطین و مخالفت وی با برقراری کنفرانس بینالمللی صلح، چگونه میتوان گفت در این کشور صلح برقرار است؟ شارون می گوید که درباره الحاق بیتالمقدس، دره اردن و شهرکهای یهودینشین به خاک این کشور جای هیچگونه بحثی وجود ندارد و او بدون مذاکره با مقامات بینالمللی و فلسطینی درباره آینده این کشور تصمیم خواهد گرفت. به گفته وی، هرگونه مذاکرهای فقط بین رهبران حزب راستگرای لیکود و جریان راستگرایافراطی دیگر به رهبری نتانیاهو و یا بین شارون و یهودیان منطقه صورت خواهد گرفت. مردم فلسطین میخواهند که اختلاف بین مسلمانان و یهودیها با تشکیل کنفرانس بینالمللی و با استناد به قوانین بینالملل و دادگاه بینالمللی لاهه حل و فصل شود. در کشور اشغالی فلسطین نظام تبعیض نژادی حکمفرماست. مردم فلسطین اجازه دارند فقط 109 متر مکعب (یک دهم) از 960 میلیون مترمکعب آب موجود در کرانه باختری را استفاده کنند. مقدار باقی مانده به صهیونیستها تعلق دراد. یک شهروند فلسطینی اجازه دارد سالانه 37 مترمکعب آب مصرف کند در حالی که مصرف سالانه هر اسراییلی حدود 2400 مترمکعب است. فلسطینیها اجازه ندارند از جادهها و خیابانهای خودشان استفاده کنند. آنها اجازه ندارند برای خودشان خانه بسازند و یا آزادانه رفتوآمد کنند. ارزش سرانه تولیدات ناخالص داخلی آنها کمتر از هزار دلار است در حالی که ارزش سرانه تولیدات داخلی اسراییلیها بیست هزار دلار است. آنها مجبورند مالیات پرداخت کنند و برای خرید اجناس مورد نیاز خود باید همان قیمتی را که اسراییلیها میپردازند، پرداخت کنند. این مسایل نشاندهنده توزیع ناعادلانه قدرت در این کشور است و این مشکل بدون حمایت و دخالت جوامع بینالملل، قابل حل نیست. یکی از راهحلهای این مشکل تحمیل تحریمهایی است که علیه آفریقای جنوبی با موفقیت به انجام رسید. جوامع بینالمللی باید برای نجات مردم فلسطین روابط نظامی خود را با اسراییل، که یکی از چهار صادرکننده نخست تسلیحات در دنیاست، قطع کنند. برای پایان دادن به محرومیتهای ملت فلسطین و توافقهای اقتصادی با اسراییل به راه حل و قوانین بینالمللی نیاز است. مردم فلسطین استحقاق رهایی از عذابی را که تسلط بیگانگان به مدت 600 سال به آنها تحمیل کردهاند و همچنین استحقاق رهایی از 58 سال محرومیت و 38 سال اشغال نظامی کشورشان را دارند. خود صهیونیستها نیز تا زمانی که به سرکوب فلسطینیها خاتمه ندهند، کاملاً آزاد نخواهند بود. در زندگی تمام انسانها زمانی فرا میرسد که دیگر قادر به تحمل بیعدالتی و ظلم و ستم نیستند. اکنون زمان آن برای فلسطینیها فرا رسیده است. آنها در آرزوی آزادی هستند و سرانجام به آزادی دست پیدا خواهند کرد.
گزارش
نام منبع: amin
شماره مطلب: 1282
دفعات دیده شده: ۱۷۶۷ | آخرین مشاهده: ۱ ساعت پیش