-
ایدئولوژی محافظهکاری و چالش با دولت آمریکا
دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۴ ساعت ۴:۴۳
استفن کروکت سایت عملیات روانی –رواج این دیدگاه بین محافظهکاران آمریکا مبنی بر این که دولت نومحافظهکار جرج بوش در مسیری خارج از محافظهکاری سنتی حرکت میکند، موجب بروز شکاف و اختلافنظر در حزب جمهوریخواه آمریکا شده است. این که چنین شکافی میتواند باعث تغییرات واقعی در صحنه سیاسی آمریکا شود یا خیر، موضوعی است که باید منتظر ماند و دید. امروز کاملاً آشکار شده است که کشمکشی ایدئولوژیکی در درون جنبش مدرن محافظهکار بین حامیان افزایش قدرت دولت و ح
استفن کروکت سایت عملیات روانی –رواج این دیدگاه بین محافظهکاران آمریکا مبنی بر این که دولت نومحافظهکار جرج بوش در مسیری خارج از محافظهکاری سنتی حرکت میکند، موجب بروز شکاف و اختلافنظر در حزب جمهوریخواه آمریکا شده است. این که چنین شکافی میتواند باعث تغییرات واقعی در صحنه سیاسی آمریکا شود یا خیر، موضوعی است که باید منتظر ماند و دید. امروز کاملاً آشکار شده است که کشمکشی ایدئولوژیکی در درون جنبش مدرن محافظهکار بین حامیان افزایش قدرت دولت و حامیان محدود شدن دولت وجود دارد. این کشمکش جمهوریخواهان دولت بوش را در مواجهه با محافظهکاران سنتی قرار داده است. در حالی که هر دو دسته عنوان «محافظهکار» را یدک میکشند، ماهیتی کاملاً متفاوت از یکدیگر دارند. جمهوریخواهان بوش حامی رویکرد نومحافظهکاری در مورد قدرت دولت هستند که به اعتقاد منتقدان نوعی ایدئولوژی فاشیستی پنهان است که در قالب محافظهکاری نمود پیدا کرده است. زندانهای سرّی، شکنجه و بازداشت نامحدود افراد بدون محاکمه همگی نمونههایی از سیاستهایی است که این گروه از آن حمایت میکنند و ناقض اصول اولیه محافظهکاری و نیز آزادیهای مدنی است. محافظهکاران سنتی بر حاکمیت قانون به جای حاکمیت فردی یک رهبر قدرتمند یا گروه رهبری اعتقاد دارند. به نظر میرسد جمهوریخواهان بوش بر این باورند که هر آنچه دولت بوش مایل است باید مجاز به انجام آن باشد زیرا ادعا میکنند درستکاری آنها و عدم سوءاستفادهشان از قدرت باید مورد تایید همگان باشد. محافظهکاران سنتی اعتقاد دارند که نظام تعدیل اختیارات قوا باید چنان قدرتمند باشد که بتواند تحت حاکمیت رهبران خوب یا بد در کاخ سفید یا کنگره به حیات خود ادامه دهد. اما جمهوریخواهان دولت بوش ظاهراً نظام تعدیل اختیارات قوا را که مؤسسان اولیه آمریکا بنیانگذاری نمودند، همچون مانعی برای تحمیل دیدگاههایشان بر دولت و ملت تلقی میکنند. «قانون میهن پرستی» میبایست با مخالفت محافظهکاران سنتی مواجه میشد اما بسیاری از آنها تمایلی به مخالفت با دولت بوش در مورد این قانون نداشتند. محافظهکاران سنتی از دوران ریاست جمهوری ریگان حزب جمهوریخواه را به مثابه ابزاری برای در دست گرفتن کنترل دولت از سوی محافظهکاران میپنداشتهاند. آنها با نومحافظهکاران یا راستگرایان افراطی مسیحی و شرکتهای بزرگ متحد شدند تا به قدرت برسند. در دوران ریگان محافظهکاران سنتی گروه حاکم بر این ائتلاف بودند اما در دوران بوش به نحو بارزی دیگر در تصمیمگیریهای سیاسی نقشی نداشتند. محافظهکاران سنتی از بیم این که برچسب میانهرو یا لیبرال به آنها زده شود، سیاستهای جمهوریخواهان دولت بوش را به چالش نکشیدند. کسری عظیم بودجه و افزایش بدهیهای خارجی به همان اندازه برای محافظهکاران سنتی حزب جمهوریخواه نگران کننده است که برای لیبرالها، میانهروها و محافظهکاران حزب دموکرات میباشد. دموکراتهای محافظهکار در جلب حمایت محافظهکاران سنتی و سایر دموکراتها با نحلههای ایدئولوژیکی مختلف موفق عمل کردهاند. محافظهکاری مالی عاملی بسیار مهم در موفقیتهای دموکراتها در انتخابات بوده است. محدود شدن تجاوز به حریم شخصی مردم و لغو آزادیهای مصرّح در قانون عاملی دیگر در جذابیت بسیاری از کاندیداهای دموکرات نزد رایدهندگان محافظهکار سنتی بوده است. روشن است که محافظهکاری سنتی باید در زمان انتخابات برچسبهای دموکرات یا جمهوریخواه را کنار بگذارد. مسأله حایز اهمیت موضع سیاسی و اقدامات افراد است نه سخنان آنها. محافظهکاران سنتی باید به اعمال و عقاید جمهوریخواهان دولت بوش و نومحافظهکاران راستگرای افراطی که عنوان «محافظهکار» بر خود مینهند، توجه کنند.
خبر
نام منبع: Scientific - Research Quarterly on Psychological Operations
شماره مطلب: 1153
دفعات دیده شده: ۵۷۶ | آخرین مشاهده: ۴۳ دقیقه پیش