-
گزارش سومین همایش عملیات روانی معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه تدوین و تنظیم: حمید نیکرو
سهشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۷:۱۰
بسمه تعالی سومین دوره همایش عملیات روانی طی فراخوان سراسری از تاریخ 14/12 تا 16/12/1384 در مجتمع فرهنگی الغدیر در تهران برگزار شد. این همایش که با هدف بررسی ابعاد مختلف عملیات روانی نظام سلطه برگزار گردید اهداف دیگری را نیز مدنظر داشت که میتوان به انسجامبخشی سازمانی، آموزش و توجیه مسئولان، مدیران، کارشناسان فرهنگی و عملیات روانی کشور؛ همچنین فضاسازی برای مقابله با تهدیدات اشاره کرد. محور کلی این همایش بررسی و تبیین عملیات روانی نظام سلطه علیه ج
بسمه تعالی سومین دوره همایش عملیات روانی طی فراخوان سراسری از تاریخ 14/12 تا 16/12/1384 در مجتمع فرهنگی الغدیر در تهران برگزار شد. این همایش که با هدف بررسی ابعاد مختلف عملیات روانی نظام سلطه برگزار گردید اهداف دیگری را نیز مدنظر داشت که میتوان به انسجامبخشی سازمانی، آموزش و توجیه مسئولان، مدیران، کارشناسان فرهنگی و عملیات روانی کشور؛ همچنین فضاسازی برای مقابله با تهدیدات اشاره کرد. محور کلی این همایش بررسی و تبیین عملیات روانی نظام سلطه علیه جهان اسلام و انقلاب اسلامی بود که به شعار همایش نیز تبدیل شد. بر این اساس، مباحث تحقیقی و تخصصی سخنرانان در طی سه روز برگزاری همایش ارائه گردید که اشارهای اجمالی به آن میشود. بررسی فرصتها و تهدیدات در رویارویی با نظام سلطه؛ توسط حضرت حجهالاسلام والمسلمین حسین طائب معاون محترم فرهنگی ستاد مشترک. 1- بررسی و تبیین طرح امریکایی- صهیونیستی خاورمیانه بزرگ و ابعاد عملیات روانی نظام سلطه؛ توسط دکتر اصغر افتخاری (از اساتید دانشگاه). 2- ابعاد عملیات روانی در اسلام و تطابق آن با مباحث روز؛ توسط حجهالاسلام والمسلمین مهدی طائب از اساتید حوزه علمیه قم. 3- ابزارهای مدرن عملیات روانی با تأکید بر اقدامات امریکا در جنگ علیه عراق؛ توسط جناب آقای دکتر حجتا… مرادی از اساتید دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع). 4- مرزها و سنگرهای فرهنگی با بیان مباحث کلان و زیربنایی آن؛ توسط حجهالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا از اساتید دانشگاه. 5- متغیرهای دهه اخیر و بایستههای سپاه توسط حجهالاسلام والمسلمین جناب آقای سعیدی نماینده محترم ولی فقیه در سپاه. 6- نظام سلطه گذشته، حال و آینده؛ توسط جناب آقای رضا سراج رئیس اداره عملیات روانی و مقابله با تهدیدات نرم. 7- اغتشاشات در غرب، با تأکید بر مسائل فرانسه و مقایسه آن با مسائل داخلی و راهکارهای پیش رو در خصوص بحرانهای اجتماعی؛ توسط سردار شبانی قائممقام فرماندهی ناحیه انتظامی تهران بزرگ. 8- کارکردهای شایعه و ارتباط در جامعه و مطالعات موردی؛ توسط دکتر حسیننژاد از اساتید دانشگاه. 9- ساختار و وظایف عملیات روانی در نیروهای مسلح؛ توسط سردار افشار معاون محترم فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح. 10- بررسی فنآوری صلحآمیز هستهای و عملیات روانی نظام سلطه؛ توسط جناب آقای دکتر رحمانی فضلی قائم مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی. 11- توسط جناب آقای دکتر شاه حسینی از مدرسان سینما و رئیس محترم گروه فرهنگ و معارف شبکه یک سیما رسانههای دیداری ابزاری برای نظام سلطه؛ روز نخست پس از برنامه افتتاحیه همایش، جناب حجهالاسلام و المسلمین حسین طائب، معاون فرهنگی ستاد مشترک سپاه، نخستین سخنران همایش بودند که به ارائه بحثی تحت عنوان بررسی فرصتها و تهدیدات عملیات روانی پرداختند و سخنان خود را چنین آغاز کردند. امریکا با تعیین تیمی 60 نفره به تبیین استراتژی این کشور در 25 سال اول قرن 21 پرداخته است. این تیم از وزرای بازنشسته، نخبگان، سناتورهای امریکایی تشکیل شده است. اعضای این تیم با بررسی شرایط موجود وضعیت داخلی و نظام بینالمللی به تبیین استراتژی 20 ساله امریکا پرداخته و به این نتیجه رسیدهاند که امریکا برای رسیدن به اهداف خود در منطقه فرصت زیادی ندارد و نباید زمان را از دست بدهد، زیرا در صورت گذشت زمان، این کشور با بحران درونی روبهرو خواهد شد و فرصت همراه کردن دیگر کشورها را برای حمله به دشمنان خود نخواهد داشت. برآورد این تیم برای اقتصاد امریکا در ربع اول قرن 21 رشد اقتصادی سالانه به میزان 3 درصد است، یعنی دو برابر سال 2000 و امریکا برای رسیدن به این هدف باید امنیت داخلی را به بحث سیاست خارجی خود گره بزند و کار دشمنانشان را یکسره کند. همیچنین پیشبینی این تیم در خصوص امنیت داخلی مبنی بر تقویت و حتی بازگشت نیروهای امنیتی از سایر کشورها برای تأمین امنیت داخلی است. سپس ایشان به آسیبهای درونی، بحرانهای نژادی و نسلی طی 25 سال آینده اشاره کرد و گفت این وضعیت به گونهای خواهد شد که مسئولان امریکا تمام توان خود را صرف معضلات داخل خواهند کرد. وی در خصوص مشکلات اقتصادی امریکا چنین عنوان کرد که اگر رشد اقتصادی این کشور به زیر 2% برسد بنابر نظر تیم 60 نفره، یک فاجعه و بحران اقتصادی در امریکا به وجود خواهد آمد و تنها راه نجات امریکا رشد اقتصادی 3 درصدی است و این هم در صورتی اتفاق خواهد افتاد که هیچ بحران طبیعی و غیرطبیعی برای امریکا به وجود نیاید. این تیم در خصوص مسائل اجتماعی به رشد میزان اقلیتها از 25% به 35% در سال 2025 اشاره داشته و به بحران کودکان محروم از پدر و مادر که در سال 1970، 21% بوده و در سال 2021؟ و در آستانه برنامه 25 ساله آنها به 25% خواهد رسید در حالی که 50% این کودکان از نظر اقتصادی در وضعیت بدی قرار دارند و 80% کودکان بیسرپرست از اقلیتهای واگرا و مخالف حکومت مرکزی امریکا میباشند. وضع نامناسب دانشگاههای امریکا نیز از مشکلات دیگر این کشور است که 30% کرسیهای دکترای علوم تجربی و مهندسی مربوط به متولدین خارج از امریکاست. در آینده نیز بیشتر کرسیهای دانشگاهها در اختیار نخبگان مهاجر خواهد بود. وی افزود امریکاییها در محاسبه سود و هزینه فعالیتهایشان دچار اشتباه شدند در حالی که اصلاً فکر نمیکردند با چنین هزینههای سیاسی و اقتصادی مواجه شوند. دولت امریکا مردم خود را به درونگرایی و انزواگرایی بیشتری فرو برده است، به طوریکه مشارکت در انتخابات این کشور به رقم 27% رسیده است . همچنین 54 تا 60 درصد مردم امریکا طبق نظرسنجیهای مختلف مخالف سیاستهای بوش هستند. 59% بوش را قادر به انجام وظایف در دولت نمیدانند.55% جنگ امریکا در عراق را اشتباه و 57% سیاستهای دولت بوش را در جهت تخریب منافع اقتصادی کشورشان میدانند. سپس ایشان به وضعیت سربازان امریکا در عراق اشاره نموده و گفت از هر سه نفر سربازی که به امریکا برمیگردد 1 نفر به مشاوره روانی نیاز دارد و این غیراز تلفات سربازان امریکایی در عراق است و هم اکنون شکست را پذیرفته و در صدد فرصتی برای عقبنشینی از این کشور است. وی حربههایی همچون حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و حذف سلاحهای نامتعارف را از مقولات عملیات روانی امریکا دانسته و افزود بحث هستهای نیز بهانهای برای جلوگیری از دستیابی کشورهای اسلامی و جهان سوم به منافع اقتصادی درازمدت و کوتاهمدت است. وی ایجاد اختلاف بین ادیان و مذاهب را حربه عملیات روانی دشمن یاد نمود و چاپ کاریکاتورهای اهانتآمیز به مقدسات اسلام را نتیجه ناکامی دشمن در جنگ ادیان بیان کرد. ضمن اینکه برآورد امریکا نسبت به جهان اسلام و شرایط منطقه را غیرواقعی دانست اما نسبت به برآورد تهدیدات دشمن و حفظ هوشیاری در مقابل تهدیدات آن تاکید و نمود. ایشان بیداری اسلامی و همگرایی درون حاکمیت را برای تحقق اهداف انقلاب و دیگر فرصتهای پیش روی انقلاب اسلامی مهم برشمرد. وی در پایان، به وضعیت نامناسب سربازان و ارتش رژیم صهیونیستی اشاره و تاکید کرد که در چنین موقعیتی که قلم، سیاست، ماهواره و کتاب به عنوان ابزار عملیات روانی جای اسلحه را گرفته باید بیش از پیش به این امر توجه نمود و در خنثیسازی اقدامات دشمن جدی عمل کرد. جناب آقای دکتر اصغر افتخاری، استاد دانشگاه امام صادق (ع)، دومین سخنران نخستین روز همایش بودند. بحث مورد نظر ایشان بررسی طرح خاورمیانه بزرگ بود که امریکا آن را در راستای استفادههای عملیات روانی به منظور رسیدن به منافع نامشروع خود مطرح کرده است. ایشان ابتدا به تحلیل تاریخی نظام سلطه در حوزه نظم بینالمللی پرداختند. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این سؤال در ذهن متفکران به وجود آمد که نظام جهانی بدون حضور ابرقدرتی به نام شوروی چه مشکلی خواهد داشت. نظم نوین جهانی که جرج بوش پدر آن را مطرح کرد و بوش پسر نیز آن را در سال 2000 تکرار کرد براساس قدرت هژمونیک امریکا در جهان طراحی و ارائه شده بود. این تفکر، نشئت گرفته از آرای نومحافظهکاران امریکاست که مناصب مهم این کشور را در اختیار دارند. آنان در فکر دستیابی به قدرت بلامنازعیاند که کسی تاکنون به دست نیاورده است. بنابراین مخالفتها در جهان با این طرز تفکر آغاز گردیده و اروپا از جمله این مخالفان است. هر چند خود اروپاییها هم معتقد به یک قدرت و نظام هژمونیکاند اما تفاوت آنها با امریکا در سادگی و بسیط بودن آن است. یعنی معتقدند نباید یک قدرت آن را به دست گیرد بلکه باید به صورت مرکب بین چند عضو توزیع شود. بدین معنا که امریکا، اروپا و سازمانملل اطلاع این هندسه قدرت باشند که قدرت نظامی این هژمونی به عهده امریکا، فعالیتهای دیپلماتیک بر عهده اروپا و فعالیتهای حقوقی بر عهده سازمان ملل تقسیم شود. دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که البته ایران نیز؛ این دیدگاه موافق است و آن اینکه نظام هژمونی نظام مطلوبی نیست وکارکرد مناسبی ندارد و باید نظامی متشکل از کشورهای مختلف ایجاد شود. ایشان به دوره سکوت که از سال 1991 تا 2001 بر جهان حاکم بود اشاره کرد و گفت در این دوره هیچ کدام از سه رویکرد فوق اجرا نشد اما با بروز حادثه 11 سپتامبر 2001، با صرفنظر از عامل وقوع آن، امریکاییها از شوک امنیتی این حادثه استفاده کردند و در سایه آن توانستند الگوی هژمونیک خود را به دنیا القا کنند. لذا امریکا به سراغ مسائلی رفت که هیچ کس نتوانسته بود تا به حال آن را حل و فصل کند. یعنی بوش برخورد با طالبان، تغییر حکومت عراق و حل و فصل منازعات اعراب با صهیونیستها را در دستور کار خود قرار داد، اما چون رقبای امریکا بهاندازه امریکا قدرت نداشتند و امریکا را زیر سؤال میبردند طرحی ریخت تا از دشمن کوچک خود یک بازیگر مجازی با ابعادی بسیار بزرگ و همتا با خود ترسیم کند و این کار را با دو ابزار «رسانهها- عملیات روانی» تحقق بخشید. به وسیله ابزارهای رسانهای دشمن خود را به درون نظام بینالملل کشاند و سر زبانها انداخت از جمله به بحث القاعده را به یک موضوع جهانی تبدیل کرد. در گام بعدی پس از اقدامات رسانهای به سوی اجرای عملیات روانی جدید رفت که وظیفه آن تولید تصویر مجازی بود. لازم نبود این تصویر مجازی با حقیقت ارتباط داشته باشد. علت اینکه به این برنامه عملیات روانی جدید میگویم به دلیل تفاوت آن با شیوههای عملیات روانی قبلی و سنتی است که در آنها معمولاً دشمن کوچکتر از میزان واقعیاش نمایش داده میشود. ایشان از القاعده به عنوان لطایف قرن 21 یاد کرد، زیرا القاعده چقدر باید قدرت داشته باشد که بتواند یک عملیات تروریستی را با این حجم بر سر برجهای دو قلو او کند. بنابراین، بزرگ شدن القاعده تا حد دشمن درجه یک امریکا محصول عملیات روانی است. البته تحلیلگران ما هم این تصویر مجازی را از القاعده پذیرفتهاند و این گروه تروریستی متوسط را خطر جدی برای خود میدانند. ایشان در ادامه، به همکاری فراوان دانشگاهها و مراکز پژوهشی امریکا با دولت بوش در زمینه تهدید نامتقارن اشاره نموده و گفتند: این درس بسیار مهم برای دانشگاههای ما میباشد. وی تاکید کرد که تهدید نامتقارن پیشینه تاریخی ندارد و زاییده تفکرات و بررسیهای دانشگاهیان امریکا طی سالهای اخیراست . وی با اشاره به آثار عملیات روانی دراذهان متفکرین عنوان کرد 85 درصد مستنداتی که در مورد افغانستان به کار گرفته شد و 60 درصد از مستندات علیه عراق از لحاظ مکانی زاییده متفکرین امریکا بود. ایشان با اعلام اینکه نباید مقهور جنگ روانی شد، وظیفه مهم امروز را شناخت ماهیت عملیات روانی دشمنی دانست. شناخت دشمن به نام امریکا صرفاً بحث نظری نیست بلکه بحث استراتژیک است و اوج فعالیت متفکرین و نخبگان عملیات روانی است که باید تا حد امکان به سمت مدیریت متمرکزی برای عملیات روانی حرکت کنند. ایشان در بخش پایانی سخنان خود به چکیده فعالیتهای کارشناسی نخبگان و دولتمردان امریکا که بر محور خاورمیانه برای امنیت اسرائیل و سرکوب ملت فلسطین استوار است پرداخت و گفت امریکا میداند که با دشمن قدرتمندی روبه روست و تأثیرات قدرت نرم ایران در تحولات بینالمللی برای او قابل درک است. لذا ما باید در شرایط کنونی با شناخت عملیات روانی دشمن و مدیریت صحیح برای مقابله با آن به موفقیت دست پیدا کنیم. سومین سخنران همایش جناب حجهالاسلام والمسلمین حاج مهدی طائب از اساتید حوزه و دانشگاه بودند. موضوع بحث ایشان «عملیات روانی در اسلام و تطابق آن با مباحث روز» بود. ایشان در آغاز سخن به وجود آیات فراوان در قرآن کریم در خصوص عملیات روانی اشاره و فرمود: برابر آیات قرآن بزرگترین اشتباه در باب عملیات روانی دشمن این است که جواب عملیات روانی با عملیات فیزیکی داده شود. همانگونه که شیطان از طریق روان و نفس، انسان را به انحراف میکشاند پیروان شیطان نیز از همین طریق وارد عرصه میشدند. این اصحاب زمانی یزید و معاویه هستند و زمانی بوش، بلر، و… . وی در خصوص اهمیت عملیات روانی، ذکر این نکته را کافی دانست که تمام ضرباتی که از شیطان و اصحاب او در طول تاریخ خوردهایم؛ به واسطه غفلت از تأثیرات حملاتی است که جنبه روانی دارد. قرآن در صدد بیان این نکته است که دشمن در 90 درصد حملات خود به دنبال اجرای عملیات روانی است و فقط در 10 درصد به دنبال عملیات فیزیکی میباشد. دشمن در اجرای عملیات روانی درصدد ایجاد ترس، فقر و سوق دادن به سوی فحشاء است و این نشان از آن دارد که ترس منشاء گناهان است. گناهانی مانند: دزدی، غیبت، تهمت، دروغ، فرار از جنگ و سایر گناهان. قرآن زمانی نازل شد که پیامبر دارای کمترین قدرت بود و هرجا قرآن از دشمن صحبت کرده از ضعف آن صحبت کرده نه از قدرت. اما بعضاً در رسانههای ما بر عکس عمل میشود هر وقت از دشمن صحبت میشود از قدرت اوست به گونهای که مردم را مقهور میکند، همانگونه که در حمله به عراق بخش اعظمی از اقداماتش عملیات روانی بود و از این طریق جنگ را پیش برد در حالی که در بعضی از شهرهای عراق گلولهای از تفنگ امریکاییها خارج نشد، اما شهرهای دیگر عراق فکر کردند شهرهای مذکور زیر آتش سنگین امریکاست. باید واقعیت ورود امریکا به عراق را در اختیار مردم قرار دهیم. وی سپس به عظمت ایستادگی در مقابل دشمن در لبنان اشاره کرد که به عقبنشینی صهیونیستها منجر شد. وی در ادامه بحث خود، به دستگیری تکاوران انگلیسی مهاجم به آبهای ایران در سالهای گذشته اشاره و اعلام کرد رنجرهای انگلیسی در زمره بهترین نیروهای تکاور دنیا هستند و در بعضی موارد گفته میشود از نیروهای امریکایی قویترند ولی همین رنجرها توسط نیروهای سپاه در آبهای جنوب به اسارت درآمده و نقل میکنند وقتی به سمت این رنجرهای انگلیسی که با دست بسته روی زمین نشسته بودند رفتم. یکی از من پرسید «ما را کی میخورید» به ما گفتهاند اگر توسط پاسداران اسیر شوید آنها شما را میخورند.» وی به عدم وجود ستاد مشترک عملیات روانی در کشور اشاره و عنوان کرد: مقام معظم رهبری وزیر امور خارجه امریکا را با یک عملیات روانی عوض کرد. حال با توجه به اینکه عملیات روانی بسیار با اهمیت است باید از طریق دولت، رسانهها، سازمانها و دیگر نهادها پشتیبانی شود و همه هماهنگ باشند نه اینکه رهبر موضعی ضد امریکایی بگیرد ولی صدا و سیما فیلم امریکایی پخش کند. از جمله ضعفهای عملیات روانی در داخل عملکرد صدا و سیما است زیرا که هر وقت اعلام میشد فلان منطقه عراق توسط امریکا تسخیر شده صدا و سیمای جمهوری اسلامی تصاویری از بلند شدن مقتدرانه هواپیماهای امریکایی از ناو هواپیمابر را نشان میداد. صدا و سیما هیچ وقت به تبیین دقیق عملیات روانی امریکا نپرداخته است و این در حالی است که امریکا قدرت و توانایی حمله به ایران را ندارد زیرا امریکا به دنبال ایجاد امنیت برای رژیم صهیونیستی است و با کوچکترین حمله امریکا به ایران امنیت رژیم صهیونیستی به خطر میافتد. وی در پایان اعلام کرد: با استدلال میتوان ثابت کرد که امریکا در منطقه فقط با عملیات روانی زنده است و خودش هم میداند اگر وارد منطقه شود پروژه نابودی خود را کلید زده است. جناب اقای دکتر حجتالله مرادی استاد دانشگاه امام حسین (ع) آخرین سخنران روز نخست همایش بود. ایشان بحث خود را تحت عنوان ابزارهای مدرن عملیات روانی با تأکید بر اقدامات امریکا در جنگ علیه عراق ارائه نمود. ایشان در ابتدا به تشریح مفاهیم عملیات روانی و تاریخچه آن پرداخت. سن تزو در جنگهایش از مهارت عملیات روانی بهرهبرداری کرده است و در خصوص درسهایی مطیع و مقهور ساختن دشمن به عنوان حرکتی روانی دارد. ناپلئون معتقد است که در دنیا دو نوع قدرت وجود دارد قدرت شمشیر و قدرت ذهن که در طول تاریخ همیشه قدرت ذهن غلبه نموده است. دین با بیان آموزههایی از لیدل هارت، اعلام کرد عملیات روانی سلسله فعالیتهایی روانشناسانهای را شامل میشود که در زمان صلح، بحران و جنگ برای تأثیرگذاری بر نگرشها و رفتار مخاطبان خودی، بیطرف و دشمن طرحریزی میشود. در عملیات روانی هزینه متقاعدسازی یک نفر کمتر از حذف فیزیکی اوست و پیروزی در جنگهای نوین لزوماً نیاز به برتری نظامی ندارد که نمونه بارز آن را پدیده جنگ امریکا علیه عراق دانست. عراقیها از ترس تجهیزات نظامی امریکا که با عملیات روانی و رسانهای معرفی شدند و کارکرد واقعی نداشتند، در برابر امریکا تسلیم شدند. اینترنت، موبایل و پیامهای جدید که فرکانس آنها از آستانه شنوایی کمتر است به منزله جدیدترین ابزارهای عملیات روانیاند و پیامها مخاطب را به نیازی که ندارند مجاب میکنند و نوع تجاری آن که در فروشگاهها همراه موزیک پخش میشود، افراد را به خرید کالا وادار میکند. از جمله احساس خطر در خصوص تحریکات زیرآستانهای میتوان به دکترین عملیات نظامی روسها اشاره نمود. پوتین به تیمهای عملیات خود دستور بررسی مقابله با این نوع عملیات روانی را داده است و در ایران نیز مقابله با این نوع ابزار در دستور کار قرار دارد. ایشان در ادامه شرایط موفقیت عملیات روانی را در مواقع ضروری برشمرد، مواردی همچون کمبود غذا و مسکن و پوشاک، فساد مالی و اخلاقی مدیران، کمبود نیروی انسانی در سازمانهای نظامی، تورم و نابرابری، عدم اتحاد سیاسی، ناتوانی دولت برای تأمین نیاز مردم، از بین رفتن ارتباطات رسانهای داخلی، نقصان سیستم حمل و نقل و افزایش حمایت بینالمللی از کشور مهاجم. در خصوص عوامل روانی سقوط صدام میتوان به مواردی چون از هم گسیختگی فرماندهی و کنترل، انزوای مردم، گرسنگی، خستگی از جنگ، ضعف غرور ملی، آسیبپذیری تجهیزات، فقدان اعتماد در ساختار فرماندهی، خوابآلودگی نیروها، شک و تردید نسبت به برخوردهای فرماندهان، ضعف اقتصاد کشور و مردم، ترس از مرگ، ساختار پلیسی حکومت صدام، عدم اعتماد به نفس فنسالاران، تخریب روحیه و بزرگنمایی دشمن، طرحهای نامشخص، نبود رسانههای قوی که بتوانند اطلاعرسانی کنند و تخریب رسانههای موجود در ابتدای نبرد اشاره کرد. ایشان به تأسیس رادیو تکریت توسط امریکا که شش ماه پیش از حمله به عراق در 29 اسفند سال 1381 تأسیس شده بود، اشاره کرد. طی شش ماه این رادیو خبرهای مناسب حکومت عراق پخش کرد و صدام روی آن هیچگونه پارازیتی ایجاد نکرد. این رادیو روز تولد صدام و حمله به ایران را جشن گرفت و با این تدبیر توجه مردم را به خود جلب شد چند روز قبل از حمله امریکا به عراق، این رادیو 180 درجه تغییر موضع داد و صدام موقعی متوجه این حیله شد که دیگر کاری نمیتوانست بکند. امریکا با اجرای مجموعهای از اقدامات روانی باعث شد تا مردم عراق مقهور تجهیزات نظامی آن شوند که هیچوقت به کار برده نشد بلکه تنها ترس ایجاد کرد و این درسی برای همه دنیا در زمینه اهمیت عملیات روانی و کارکردهای آن میباشد. روز دوم همایش: حجهالاسلام والمسلمین پارسانیا نخستین سخنران روز دوم بودند و مبحث خود را تحت عنوان مرزها و سنگرهای فرهنگی ارائه نمودند. ایشان در آغاز، درخصوص ضرورت درک عمیق مسائل و تفکرات زیربنایی تأکید نمودند. وی صفبندیهای نظامی و سیاسی را نتیجه صفبندیهای دیگر و پیشزمینههای سیاسی عنوان نمودند و همه صفبندیها را برگرفته از فرهنگ دانست و اعلام کرد فرهنگها سطح و لایههای مختلفی دارند و عمیقترین لایههای فرهنگی بخشی است که زندگی، مرگ یا جهانبینی انسان را مشخص میکند. اهداف و استراتژیهای سیاسی و نظامی تمدنها مطابق با روح و جان فرهنگ، تعریف میشود. ایشان به تسخیر جامعه توسط فرهنگ با دو ابزار تحتالشعاع قرار دادن مفاهیم کلیدی فرهنگ قبلی و به وجود آوردن فرهنگ جدید اشاره کرد و گفت: فرهنگ اسلام با تحتالشعاع قراردادن عناصر فرهنگی پیشین اعراب از جمله بت، خون، قبیله و جنگآوری این عناصر را حذف کرد و مفاهیم خود را وارد فرهنگ آن زمان کرد. فرهنگ برای ورود به سرزمینها نیازی به اجازه عبور از مرزها را ندارد هر چند در قدیم برای جلوگیری از ورود فرهنگها به ضرب و جرح و عملیات نظامی میپرداختند که البته نتیجهای در جلوگیری از پیشروی لایههای فرهنگ را نداشت و فقط به تسخیر جسم انسانها منجر میشد. تجربه گسترش فرهنگ اسلامی در سرزمینها اندرزهای فراوانی برای ما دارد. اسلام در سالهای آغازین بعثت پیامبر (ص) فرهنگ عصبیت جاهلی را از عرصه خارج کرد و مفاهیم توحیدی را جایگزین نمود. همچنین شکست نظامی ایران در مقابل مغول نیز نتوانست فرهنگ مغول را به مردم ایران تحمیل کند زیرا مغول نتوانست سنگرهای کلیدی و فرهنگی اسلام را بگیرد به همین دلیل، از همین ناحیه مغلوب شد. تهاجم فرهنگی غرب به دنیای اسلام از راه حذف مفاهیم فرهنگ اسلامی و وارد کردن عناصر کلیدی فرهنگ غربی است. غرب با توجه به نیاز اقتصادی خود، نیازمند توسعه و تجاوز به دیگر مناطق است و در این راه، فرهنگ اسلامی را مخالف جدی خود میداند بنابراین تهاجم خود را از حالت نظامی و سیاسی به سمت تهاجم فرهنگی سوق داده است. ایشان بهترین وجه تهاجم فرهنگی را مخفیترین آن برشمرد و گفت در عمل زمانی موفقیت به دست میآید که اقدامات، مخفیانه و تحت پوشش انجام شود و از آب گلآلود و فضای مبهم استفاده کرد در این فضا دوست و دشمن قابل تشخیص نیست. غرب در پشت الفاظ مقدس فرهنگ اسلامی، مفاهیم خود را وارد میکند همانند دشمنی که وارد سنگر خودی میشود و از تیربار آن علیه ما استفاده میکند. از جمله مفاهیم مقدس، ملت است، که در فرهنگ اسلامی و در زبان عربی به مجموعه مردمی گفته میشود که صرف نظر از نژاد، رنگ، قوم و کشور به واسطه اعتقادات مشترک زیر یک پرچم قرار میگیرند. غرب سعی دارد در مقابل مفهوم ملت، مفهوم نیشن را به کار گیرد و ترجمه ملیگرایی را از مفهوم ناسیونالیسم وارد زبان فارسی کند این مفهوم با ترجمه ملیگرایی وارد فرهنگ ما شد و به یک امر مقدس تبدیل شد. اما واقعیت این است که مفهوم نیشن به مفهوم نحله است و نحله محدود به افراد یک کشور میباشد. ایشان در پایان، پیرامون تکاپوی غرب برای حمله فرهنگی به نکته مهمی اشاره و عنوان کردند به لطف خدا سنگرهای دشمن بیش از پیش متزلزل است و هیچگرایی، پوچگرایی و شکاکیت ارکان تفکر غربی را فراگرفته است. وی در پایان توجه به معنویت در متفکران غربی را برشمرد و شرایط کنونی را فرصتی دانست که ظرفیتهایی را برای ما فراهم نموده و ما را موظف میکند که نحوه ورود فرهنگ اسلامی به غرب را بررسی کنیم. دومین سخنران همایش حضرت حجهالاسلام والمسلمین جناب آقا سعیدی، نماینده ولی محترم فقیه در سپاه بودند. ایشان فرمودند: موضوعی که در دستور کار قرار دارد، حائز اهمیت و بسیار مهم و کاربردی است. اما موضوعی که در این فرصت محدود ارائه میکنم بحث متغیرهای پیش رو و بایستههای سپاه است که به نوعی به موضوع بحث مربوط میشود، اما ارتباطش بیشتر با ماهیت کار فرهنگی است، تا به جنگ روانی و عملیات روانی. در دهة اخیر ما شاهد متغیرهای مهمی در سطح منطقه و نوع جهتگیری استکبار جهانی در قبال نظام اسلامی ایران بودهایم. در این میان، به دو متغیر اشاره میشود. متغیر نخستین که شاهدش بودیم تغییر اساسی در استراتژی استکبار جهانی به سرکردگی امریکا بود که بر مبنای تهاجم و با هدف براندازی از بیرون بود، اما به دلیل اینکه این استراتژی جواب نداد و از طریق تهاجم از بیرون مرزها نتوانستند به نظام اسلامی ضربهای وارد کنند، استراتژی آنها تغییر کرد و به براندازی از درون تبدیل شد. روش و تاکتیک آنها بر مبنای این استراتژی جدید بهرهگیری از دموکراسی برای براندازی بود. تا دیروز براندازی با تأکید بر تهاجم نظامی و پیدا کردن یک قدرت یا ابزار منطقهای همچون صدام در عراق بود که هشت سال جنگ تحمیلی را در پی داشت و چون تأثیری بر انقلاب اسلامی و نظام نداشت به براندازی از درون، یعنی استفادة از دموکراسی برای براندازی تغییر یافت و تغییر استراتژی و بهرهگیری از دموکراسی برای براندازی، با تأکید بر چهار تاکتیک اجرا میشود: 1) تهاجم گستردة فرهنگی که با هر نوع ابزار و وسیلهای برای گسترش تهاجم فرهنگی استفاده میکنند. 2) جریانسازی، با ایجاد تشکلهای سیاسی و جریانهای فرهنگی، سیاسی و همچنین انواع و اقسام دیگر جریانسازی که در دستور کار آنها قرار دارد. 3) مهندسی افکار عمومی در راستای اهداف مورد نظر؛ میکوشند ذائقه و ذهن مردم را در راستای اهداف موردنظرشان سازمان دهی کنند. اقدام به تغییر در ذائقهی مردم جنگ روانی را وارد عرصه میکند، یعنی جنگ روانی همه جانبهای را برای انطباق افکار عمومی و مهندسی افکار عمومی در راستای اهداف خود، سازماندهی میکنند. 4) حمایت از عناصر و جریانهای موجه سکولار. از جریانها و عناصر موجه سکولار برای نفوذ در جامعه ما حمایت کردند و به چهرهسازی و شخصیتپردازی آنها پرداختند، در خیلی جاها هم باید با چراغ خاموش حرکت میکردند که همین کار را هم کردند. این استراتژی متغیراول بود. متغیردوم که ما در دهههای اخیر شاهدش بودیم در راستای متغیراول، تغییر اساسی در عرصه ترکیب قدرت بود یعنی به موازات تغییر استراتژی و تحقق تاکتیک استکبار جهانی، زمینه برای تغییر در ترکیب قدرت فراهم شد و با تمهیداتی که انجام داده بودند زمینه بروز و ظهور جریانهای افراطی سکولار در عرصه قوه مقننه و قوه مجریه فراهم شد. این اقدامات، در واقع مکمل آن مقدمهای بود که نتیجه آن در این چند سال مشخص شد. هماهنگی با استراتژی استکبار یعنی نوع چیدمان ارکان قدرت در درون دولت بخشی از خواستههای آنها را فراهم کرده بود. پس از انتخابات نهم، فشار بر روی جمهوری اسلامی ایران، بسیار علنی و متمرکز شد که مهمترین دلیلش آن بود که آنها انتظار داشتند بعد از اصلاحطلبان یک جریان رادیکالتر و سکولارتر سرکار بیایند. لذا یک ماه مانده بود به انتخابات، معاون یکی از وزراء خارجه این سه کشور اروپایی با یکی از مسئولین ما ملاقاتی داشت و آنجا گفته بود که قضیه هستهای را باید پس از انتخابات تصمیمگیری کنید و الآن فرصت نیست. مسئول ایرانی گفته بود در مسئله .هستهای رئیس جمهور نقش زیادی ندارد، راهبرد نظام در یک برنامه و مشورت جمعی تصمیمگیری میشود. طرف اروپایی در پاسخ میگوید، «ما هم قبول داریم ولی رویکرد مردم برای ما مؤثر است. نوع نگاه مردم برای ما مؤثر است.» یعنی انتظار میکشیدند که با نوع حرکت اصلاحطلبان در طول مدت این هشت سال، دور بعد در اختیار عناصر تندتر و رادیکالتر قرار گیرد .تصورشان این بود که جامعه و افکار عمومی به سمت دلخواه آنها میرود. هرچند با نوع چرخش گرایش مردم در شوراها و انتخابات مجلس تا اندازهای نگران این مسئله شده بودند، اما همچنان ته ذهنشان امیدوار بودند. و سرانجام همه آن چه را که بافته بودند پنبه شد. از دیگر سخنرانان روز دوم همایش، برادر رضا سراج، رئیس اداره عملیات روانی معاونت فرهنگی، بودند که بحث خود را پیرامون روند نظام سلطه “گذشته، حال، آینده” و نقش عملیات روانی در آن ایراد نمودند. نظام سلطه دو فاز و مرحله را پشت سر گذاشته و در حال عبور از فاز سوم است و با عملیات روانی زمینهسازی برای ورود به فاز چهارم را آغاز کرده است. فاز اول: از سال 1940 تا 1980، یعنی پایان جنگ جهانی تا ظهور تئوریهای جهانی (شکلگیری و تحکیم نظام سلطه). فاز دوم: سال 1985 تا 2000 و حرکت امریکا برای ایجاد جهانشمولی امریکایی (پایهگذاری نظام نوین سلطه با قدرت نرم). فاز سوم: از سال 2000 تا 2006 “عملیاتی کردن نظام نوین سلطه با اعمال قدرت سخت و ایجاد هژمونی (برتری توأم با مشروعیت) امریکا”. فاز چهارم: 2006 تا … فاز اول: هدف دکترین توسعه ایجاد محیط مناسب برای فراگیر کردن سیستم امریکا و شکلگیری و تحکیم نظام سلطه. فاز دوم: هدف تئوریهای جهانی 1) سازماندهی نظام نوین جهانی سلطه به رهبری امریکا و ایجاد جهانشمولی امریکا. 2) مهار بحرانها و چالشهای فرا روی امریکا با جهانیسازی. 3) کنترل و مهار بیداری اسلامی. فاز سوم: چالشهای امریکا - عدم موفقیت در دولتسازی و ایجاد دیوانسالاری مطلوب در افغانستان و عراق. - عدم موفقیت در اقدامات نرم در منطقه و ایجاد تنفر و انزجار نسبت به امریکا در منطقه. - فعال شدن گسل اروپا نسبت به امریکا. - پیروزی حماس در فلسطین، ظهور اخوانالمسلمین در مصر و… - عدم توانایی تداوم فاز سخت (نظامی) به دلیل کسری بودجه و برآورد غلط هزینهها در عراق. - آسیبپذیری سیستم نظامی امریکا. - درگیر شدن دو سوم توان نظامی امریکا در عراق. - افزایش هر 10 دلار به قیمت نفت ایران 5% رشد اقتصادی اروپا را کاهش میدهد (فعال شدن بیشتر و سریعتر گسل اروپا). - عدم اجماع جهانی و مشروعیت برای تداوم فاز سخت (نظامی). - یکپارچگی در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با استقرار اصولگرایان. فاز چهارم: خروج امریکا از فاز سخت و ورود به فاز نیمهسخت و نرم - فرصتسازی و بسترسازی برای ورود به این مرحله. - عملیات روانی فرصتسازی و بسترسازی لازم را فراهم میکند. تولید پیام: - نگاه مجدد به درون برای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران با اختصاص بودجه 75 میلیون دلاری. - توهین به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) و تقابل اسلام و مسیحیت. برای مقابله و عبور از این مرحله چه باید کرد؟: - عدم بزرگنمایی. - به نمایش درآوردن نقاط ضعف و چالشهای امریکا با عملیات روانی آفندی. - عملیات روانی تحکیمی. بحران اغتشاشات در غرب به ویژه در فرانسه بحثی بود که توسط سردار شبانی به صورت کلاس کارگاهی ارائه شد. حوادث فرانسه پس از مسابقات ورزشی در یکی از محلههای شهر پاریس با تعقیب دو نوجوان توسط پلیس و برقگرفتگی و کشته شدن آنها آغاز گردید، بهانهای برای بروز نارضایتیها توسط اقلیتها علیه دولت فرانسه شد. ایشان با ارائه فرضیههای مختلف در خصوص بروز آشوب، ابعاد و عوامل آن عنوان کرد که شاید دولت فرانسه به جهت تخلیه هیجانات دست به چنین اقدامی زده و شاهد مثال خود را حادثه 11 سپتامبر عنوان کرد که توسط نومحافظهکاران امریکا به وجود آمد تا مشکلات خود را با مباحث جهانی حل کنند. در فرضیه دوم، ایشان بروز حوادث فرانسه را به امریکا نسبت دادند. فرانسه به دلیل عدم همراهی امریکا در جنگ علیه عراق مستوجب مجازات بود. شواهد این فرضیه، اظهارات سه ماه قبل بوش است که در قضیه 11 سپتامبر و مبارزه با تروریسم گفت: فرانسه به خاطر عدم همراهی با ما باید تنبیه شود و همچنین اظهارات رایس در این خصوص نیز قابل توجه است. ایشان فرضیه سوم را وجود بحران هویت، مشکل بیکاری و اشتغال، مشکلات اقتصادی و سیاسی و در مجموع محدودیت نسبی که اقلیتها دچار آن هستند، دانست. این حوادث به گونهای در حال پیشرفت بود که هر آن میتوانست به نابودی کشوری با سابقه پنج هزار ساله منجر شود. ایشان به سخنان روژه گارودی اشاره کرد که گفته بود «مسلمانان طی چند دهه آینده یک دوم جمعیت جهان را تشکیل خواهند داد و 35 تا 40 درصد جوانان جهان را آنان تشکیل میدهند.» ایشان در ادامه به شرایط امروز فرانسه و جوانان دو رگه که در حال قدرت گرفتن هستند پرداخت و بیان داشت که، مشکلاتی از قبیل نابرابری، توزیع نامناسب امکانات، وجود شهروند درجه یک و دو، بیکاری 10 درصدی، گسترش بزهکاری، کاهش رشد اقتصادی، رفتار نامناسب با اقلیتها و… باعث بروز آشوب در فرانسه شد. ایشان عدم توجه دولت مردان فرانسه به کرامت انسانی، نگاه نادرست به اقلیتها، عدم اطلاعرسانی مناسب و… را عوامل گسترش آشوب دانست و آرام شدن فرانسه در آشوبها را صبوری پلیس فرانسه دانست؛ زیرا آنان اجازه به آتش کشیدن 9800 اتومبیل را دادند درحالی که حتی در این بین یک نفر هم کشته نشد. وی در ادامه، توجه حاضران را به درسهایی که میتوان از چنین حوادثی گرفت جلب نموده و گفت: با چنین حوادثی نمیتوان با رفتار سلبی برخورد کرد زیرا حضور در این حوادث از سر نافرمانی مدنی است نه از روی عناد و مخالفت؛ با حل شدن مشکلات، شورشیان نیز آرام خواهند شد زیرا خیلی از اینها با صحبت قانع میشوند. باید توجه داشت که جوانان دشمن نیستند، بلکه فرزندان ملت و کشور هستند که به برخی مسائل اعتراض دارند. در این میان باید با کسانی برخورد نمود که عامل دشمن بوده و از بیرون دستور میگیرند. ایشان به نمونه اغتشاشات در 18 تیر اشاره کردند که دشمنان دنبال کشته گرفتن بودند و نیروهای نظامی و انتظامی نهایت هوشمندی و درایت را در حادثه به کار بردند. با مقایسه برخی از وجوه تشابه ایشان اینگونه حوادث، مشکلات صنفی را از علل اصلی به وجود آمدن اغتشاشات برشمردند و توصیه فرمودند که باید با ریشههای مشکلات برخورد کرد و با پدیدههای اجتماعی حساب شده مواجه شد چرا که بسیاری از حوادث و مباحث اجتماعی ریشههایی در بیرون از جامعه دارند که باید آنها را شناخت و با مهرههای اصلی آنها برخورد کرد. سردار علیرضا افشار، معاون محترم تبلیغات دفاعی و فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، نخستین سخنران سومین روز همایش بودند، ایشان تبیین سه محور اصلی در مقایسه با عملیات روانی دشمن گفتند: افشای حقایق در خصوص وضعیت داخلی امریکا که از مسائلی همچون فقر، بیکاری، شکنجه در زندانها، نگاه ابزاری به زن، وضعیت وخیم حقوق بشر، نابرابری و… رنج میبرد، نخستین محور سخنان ایشان بود. وضعیت بسیار نامناسب اقتصادی امریکا پشت یک چهره قدرتمند مخفی شده است. بنابراین بخش زیادی از تبلیغات تهدیدآمیز امریکا در حد بلوفها سیاسی است. محور دوم، افشای توطئههای امریکا در خاورمیانه و جهان اسلام است که باید مسلمانان نسبت به آن آگاهی یافته و برای خنثیسازی این توطئهها به وحدت قابل ملاحظهای در مقابل امریکا برسند که الآن چنین تصوری وجود دارد. وی در بیان محور سوم مقابله با عملیات روانی دشمن، به اقدامات جمهوری اسلامی در خصوص بهانه ندادن به دست دشمن و اقدامات حساب شده مسئولین در داخل و خارج از کشور اشاره نموده و گفت: باید به صورت حساب شده عمل کرد که در راستای منافع کشور باشد. البته نباید به دلیل بهانه ندادن به دشمن مسیر انقلابی کشور منحرف شود. وی به اهمیت اطلاعات و عملیات در ایجاد عملیات روانی پرداخت و عنوان کرد مسئله اطلاعات و عملیات در ایجاد جنگروانی آنقدر اهمیت دارد که بعضی فکر میکنند حوزه اطلاعات و عملیات، مسئولیت عملیات روانی را به عهده بگیرد. وی سپس به مراحل عملیات روانی پرداخته و آن را به چهار مرحله صلح، تهدید، بحران و جنگ تقسیم نموده و گفت: هر مرحله طراحی خاصی را میطلبد وی از وحدت، جلوگیری از تفرقه و واگراییهای قومی و مذهبی و جلوگیری از اختلافات در احزاب به عنوان عوامل بازدارنده در مقابل دشمن نام برد. جناب آقای دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی، قائم مقام محترم دبیر شورای عالی امنیت ملی، دومین سخنران روز سوم بودند که درباره عملیات روانی غرب در پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران به ایراد سخن پرداختند. عملیات روانی غرب علیه ایران در خصوص بحث هستهای و تروریسم است. پس از 11 سپتامبر مردم امریکا هراس زیادی نسبت به این مسئله داشتند و امریکا توانست با سوء استفاده از این هراس، دشمنان خود را به عنوان محورهای شر و تروریسم معرفی کند. واشنگتن برای اینکه بتواند چهره ایران را به عنوان یک تهدید تخریب کند، این کشور را به عنوان تهدیدی جهانی معرفی میکند، این تهدید را هر زمان و با اصطلاحات مختلفی از جمله تهدید برای صلح جهانی و تهدید برای حقوق بشر و غیره به کار میبرد. وی با اعلام اینکه پشت اهداف ظاهری امریکا اهداف دیگری وجود دارد، بیان کرد: اگر از مردم ایران بپرسید چرا امریکا به منطقه آمده است، به شما میگویند برای دستیابی به منابع نفت. این را نظرسنجیهای مختلف نشان میدهد اما موضوع فراتر از این است و ریشههای آن به قرن 18 باز میگردد. واقعیت این است که غرب به دنبال جهانی شدن و یکسانسازی رفتار کلی دنیا متناسب با اندیشههای غربی است. هر چند مصداقهای عدم موفقیت امریکا طی سالهای اخیر فراوانند. بنابر منابع رسمی دولت امریکا این کشور بر اساس آنچه برای دستاوردهای خود طراحی کرده، توانسته است به 50 تا 60 درصد اهداف خود دست پیدا کند اما در عراق تنها 40 درصد موفق بوده است. 70 تا 80 درصد افکار عمومی منطقه، امریکا را به خاطر فعالیتهای ناصحیح متجاوز میدانند و خواستار خروج امریکا از منطقه هستند. در این میان امریکا نتوانسته کشورهایی چون چین و روسیه را با خود همراه کند. وی با بیان اینکه با فروپاشی شوروی، امریکا خود را برای تبدیل شدن به قدرت بلامنازع، بیرقیب میدید، عنوان کرد: اسلام با مطرح شدن در جهان به عنوان یک ایدئولوژی قوی، توانسته است، بزرگترین ضربه را به مفهوم جهانیسازی از منظر غربیها بزند. اکنون مبارزه با اسلام خط اول پنهان امریکا شده است که در یک مورد و در اظهارات بوش بعد از 11 سپتامبر این مسئله جنبه علنی به خود گرفت، بوش گفت که جنگ ما یک جنگ صلیبی است که به سرعت اظهارات وی را لاپوشانی کردند تا اهداف پنهانی و اولیه برای جهان اسلام افشا نشود. استراتژیستهای امریکا، فاکتورهایی چون امکان گردش آزاد سرمایه، امکان تجارت آزاد، امکان برقرار کردن صلح و امنیت و منابع انرژی را برای هر منطقه در نظر میگیرند و با توجه به هرکدام از فاکتورها به آن منطقه امتیاز میدهند. در این میان خاورمیانه بالاترین امتیاز را دارد و در مرکز آن ایران قرار دارد. این که امریکا اهداف خود را از مبارزه با اسلام پشت مقابله با ایران در بحث هستهای یا بحث تروریسم مخفی میکند، دلیلش این است که نمیخواهند دنیای اسلام را علیه خود بشورانند. وی با اشاره به اقدامات عملیات روانی در بحث هستهای گفت: ابتدا گفتند ما حق ایران را در برخورداری از انرژی هستهای قبول داریم، ولی آن را دچار انحراف میدانیم. در یک جمله دو عملیات روانی انجام گرفته است؛ اول فریب است چرا که حق ایران حقی است که قانون آن را به این کشور داده و قبول یا عدم قبول غرب تأثیری در آن ندارد. حربه دوم نیز استفاده از ترس افکار عمومی جهان از انحراف مسئله هستهای است؛ چرا که آنها حادثه هیروشیما را به خاطر دارند. ایران در این راستا به اعتمادسازی پرداخت و دو سال و نیم فعالیتهای خود را تعلیق کرد، اما هر چه بیشتر پیش رفت، جسارت آنها هم بیشتر شد. برای نمونه، در سعدآباد که امتیازات ویژهای به آنها داده شد، اعلام کردند که ما میوه عراق را در ایران چیدیم و ایران مرعوب حمله امریکا به عراق شده است. اما ایران در این برهه به این نتیجه رسید که قصد غرب، سوء استفاده از حسن نیت تهران از اعتمادسازی است؛ بنابراین، ایران فعالیت هستهای را شروع کرد؛ هرچند آنها از طریق رسانهها فضا را ملتهب کردند اما مجبور به قبول شروع فعالیت UCF شدند. وی افزود: غربیها این همه که در رسانههای خود فضا را متشنج میکنند و خود را پیروز نشان میدهند، در جلسات حقوقی که با ما دارند، چیز زیادی برای ارائه ندارند؛ چون نمیتوانند همان چیزهایی را که به رسانهها میگویند، در یک سازمان حقوقی و یا مذاکره حقوقی نیز ادعا کنند. وی با اشاره به تأثیر تبلیغات رسانههای غربی در جوسازی و کتمان حقیقت، خاطرنشان کرد: زمانی که طالبان در افغانستان چند تیر به مجسمههای بودا زدند، رسانههای غربی چنان شلوغ کردند که گویی خود بودا اعدام شده است، ولی وقتی هزاران عراقی و افغانی توسط هواپیماها بمباران میشدند، سکوت خبری محض حاکم بود. ایشان با بیان اینکه راه مقابله با عملیات روانی، آگاهی بخشی به جامعه است، اظهار داشت: باید اطلاعات درست و شفاف در اختیار افکار عمومی داخلی و دنیا قرار گیرد. باید به افکار عمومی یادآور شد که ایران دو سال و نیم، ضررهای تعلیق را برخود پذیرفت تا به همه نشان دهد قصدش از انرژی هستهای، استفاده صلحآمیز است. مردم باید بدانند که چه دستاوردهایی در مسئله هستهای در انتظارشان است. مردم کشور ما باید اطلاع داشته باشند که دست غرب در مواجهه با ایران از مسیر حقوقی بسته است. وی گفت: به ما میگویند نمیشود شما مردم خود را کنترل کنید تا هر روز به خیابانها نریزند و شعار انرژی هستهای حق مسلم ماست سر ندهند؟ تأثیر تظاهرات عظیم 22 بهمن سال 1384 را ما طی مذاکرات با آنها میبینیم. به ما میگویند چرا با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، بورس شما سقوط نکرده است؟ شما مردم عجیبی دارید؟ وی با اشاره به دستاوردهای مهم فعالیت هستهای ایران در طول یک ماه و نیم پس از شکست تعلیق، اظهار داشت: این روند سریع پیشرفت که با همت ستودنی فرزندان مملکت در حال انجام است، غرب را به تعجب وا داشته است. وی در پایان با ابراز قدردانی از مردم ایران در پایداری و مقاومت در برابر هجمه تبلیغات منفی اظهار داشت: ایران با دستیابی به انرژی هستهای به دو هدف خواهد رسید: نخست آنکه استقامت و پایداری ایران در برابر تهدیدها مثالزدنی است و دوم اینکه ایران با تبدیل شدن به قدرت هستهای به دستاوردهای اقتصادی و سیاسی بزرگی میرسد. جناب آقای دکتر شاهحسینی، مدرس سینما و مدیر گروه فرهنگ و معارف شبکه یک سیما، آخرین سخنران همایش بودند. ایشان بحث خود را تحت عنوان رسانههای دیداری، ابزاری برای نظام سلطه، به صورت کارگاهی با نمایش بخشهایی از فیلمهای مختلف ارائه نمود. در چند دهه اول فیلمها اشارات غیرمستقیم داشتهاند و به عقیده کارشناسان اشارات غیرمستقیم تأثیر بیشتری بر مخاطب دارد، زیرا القائات غیرمستقیم در ذهن ناآگاه مخاطب جای گرفته و سالها بعد در یک اتفاق خاص، مخاطب براساس دریافت خود از ذهن ناخودآگاه تصمیمگیری میکند. ایشان تغییر شگفتآور روند سینمای امریکا از سال 1999 و 2000 را یادآور شد. از 1999 به این سو، چند گروه فیلم در ژانرهای تاریخی، اسطورهای، جادوگری و جنگی ساخته شده است که در این بین فیلمهای جنگی امریکا از سال 1999 تغییر عمدهای یافته و تصویر جدیدی از سرباز امریکایی ارائه میکنند. شخصیت سرباز امریکایی در فیلمهای کلاسیک جنگی امریکا به این گونه بود که عده کمی از سربازان امریکایی به تعداد زیادی از دشمن حمله نموده و همه آنان را نابود میکنند. این نوع فیلمها با هدف تقویت غرور ملی ساخته شد اما با شکست امریکا در ویتنام رویکرد سیاه به جنگ شکل گرفته. در فیلمها سرباز امریکایی موجودی بیپناه است که به تنهایی باید مصائب جنگ را تحمل کند و برای زنده ماندن بکشد تا کشته نشود. سرباز امریکایی در این فیلمها شخصیتی ناامید، بد دهن، هتاک و بعضاً مخالف حقوق زن و کودک است. از دهه 80 به بعد موج دیگری از سینمای جنگی به وجود آمد که نخستین و مهمترین آن اولین خون بود که سعی در به فراموش سپردن خاطره تلخ جنگ ویتنام را داشت. رمبو به عنوان سمبل این فیلمها به نمایش درآمد که غولی نجیب و سربازی بیپناه و بازگشته از جنگ ویتنام است که مورد بیمهری مردم امریکا قرار میگیرد. کلیدیترین جمله فیلم زمانی است که رمبو میگوید من جنگ را آغاز نکردم آنها اولین خون را ریختند از این به بعد این جمله به یک جمله کلیدی تبدیل شد و در ذهن مردم امریکا چنین نقش بست که ویتنام جنگ را شروع کرد. وی در ادامه چنین گفت، فیلمهای دهه 90 سعی میکند دوباره به طری
مقالات مجله
نام منبع: Scientific - Research Quarterly on Psychological Operations
شماره مطلب: 10590
دفعات دیده شده: ۲۲۴۰ | آخرین مشاهده: ۱ ساعت پیش