Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:

للأسف ، متصفحك قديم جدًا ولا يدعمه هذا الموقع ؛

الرجاء استخدام أحدث إصدار من المتصفحات الحديثة:



Chrome 96+ | Firefox 96+
عملیات روانی
  • اهداف روانی - امنیتی طرح خاورمیانه بزرگ:آرمین امینی
    پنج‌شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۰۹

    چکیده بیش از سه سال از مطرح شدن طرح خاورمیانه بزرگ توسط ایالات متحده امریکا، می‌گذرد، به تعبیر دولتمردان امریکا، سابقه طرح خاورمیانه بزرگ به گزارش توسعه انسانی سازمان‌ملل‌متحد درباره کشورهای عربی (22 کشور عضو اتحادیه عرب) بازمی‌گردد که عده‌ای از نویسندگان عرب به سفارش برنامه توسعه ملل متحد( )، آن را در سالهای 2002 و 2003 تهیه نمودند. کالین پاول وزیرخارجه پیشین ایالات متحده امریکا نیز در چارچوب دمکراسی‌سازی امریکایی برای منطقه خاورمیانه بر گسترش د

    چکیده بیش از سه سال از مطرح شدن طرح خاورمیانه بزرگ توسط ایالات متحده امریکا، می‌گذرد، به تعبیر دولتمردان امریکا، سابقه طرح خاورمیانه بزرگ به گزارش توسعه انسانی سازمان‌ملل‌متحد درباره کشورهای عربی (22 کشور عضو اتحادیه عرب) بازمی‌گردد که عده‌ای از نویسندگان عرب به سفارش برنامه توسعه ملل متحد( )، آن را در سالهای 2002 و 2003 تهیه نمودند. کالین پاول وزیرخارجه پیشین ایالات متحده امریکا نیز در چارچوب دمکراسی‌سازی امریکایی برای منطقه خاورمیانه بر گسترش دمکراسی، ایجاد جامعه مدنی و گسترش فرصتهای اقتصادی و اصلاحات آموزشی و بهبود حقوق زنان تأکید نمود. آنچه با توجه به روندهای جاری امنیتی - راهبردی به چشم می‌خورد، طرح مزبور ابهامات بسیاری دارد و از منظری امریکایی به منطقه خاورمیانه می‌نگرد. بر این اساس نوشتار حاضر می‌کوشد تا اهداف روانی - امنیتی طرح خاورمیانه بزرگ از سوی ایالات متحده را مورد بررسی و امعان نظر قرار دهد. واژگان کلیدی: طرح خاورمیانه بزرگ، گزارش توسعه انسانی ملل متحد، چارچوب دمکراسی سازی امریکایی، یکجانبه گرایی، قدرت نرم، شکل‌دهی افکار عمومی، متقاعد سازی، مهندسی افکار عمومی. مقدمه رویداد یازدهم سپتامبر 2001، به منزله نقطه عطف و فرصتی دگرگون کننده( )، موجب شد تا جرج واکر بوش، پس از رقابت انتخاباتی ابهام‌انگیز خود، با ال‌گور برسر ریاست جمهوری، در محیط ادراکی - روان‌شناختی خاص جامعه ایالات متحده امریکا، بر بسیاری از مشکلات داخلی امریکا چیره شود و در این راستا بوش توانست با کمک مشاوران نومحافظه‌کار خود، سیاست خارجی تهاجمی نوینی را با هدف ایجاد تغییرات گسترده هدفمند به جای جنگ صرف بر ضدتروریسم، آغاز کند.1 در ادامه، دکترین امنیتی کابینه بوش دچار دگرگونیهای خاصی شد و در مقطعی نیز بحث تغییر دادن کنش کشورهای یاغی،( ) مدنظر در کابینه دمکرات بیل کلینتون به مقوله سخت‌افزاری تغییر رژیمهای یاغی( ) تبدیل شد. توجیه و مشروعیت بخشیدن به روند دکترین امنیتی صورت گرفته، بزرگ‌ترین مشکل راهبردی کابینه بوش در عرصه نظام بین‌الملل محسوب می‌شد، مسئله‌ای که در زمینه اقدام نظامی امریکا در 19 مارس 2003، دامنگیر دستگاه اطلاع رسانی - تبلیغاتی امریکا بود؛ در این زمینه، دولت بوش کوشید تا با مطرح نمودن مقوله‌هایی همچون وجود تسلیحات کشتارجمعی( ) در عراق و نیز نقض حقوق بشر و وجود رژیم سرکوبگر و غیرانسانی بعث عراق، به اهداف خود مشروعیت( ) بخشد.2 در این راستا، دولت بوش با طرح روند دمکراسی سازی( ) در منطقه چالش برانگیز خاورمیانه و استناد به گزارش توسعه انسانی سازمان‌ملل‌متحد درباره کشورهای عربی (مجموعه 22 کشور عضو اتحادیه عرب) که تعدادی از پژوهشگران عرب به سفارش برنامه توسعه ملل متحد در سالهای 2002 و 2003 انجام دادند و در آن بر مشکلات ساختاری و واقعیتهای توسعه انسانی در خاورمیانه عربی تأکید کردند، کوشید تا با همسو نمودن مقامهای سیاسی کشورهای صنعتی، طرح موسوم به خاورمیانه بزرگ( ) (شامل نه تنها کشورهای جهان عرب بلکه کشورهای افغانستان، ایران، رژیم صهیونیستی، پاکستان و ترکیه) را ارائه نماید. این طرح که به دگرگونیهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در خاورمیانه می‌پردازد و به مثابه مکمل حیاتی و ضروری برای مبارزه با تروریسم نیز در نظر گرفته شده است.3 در این راستا، نوشتار حاضر می‌کوشد تا به این مسئله بپردازد که اهداف روانی - امنیتی طرح خاورمیانه بزرگ چگونه است؟ بر این اساس، با تحلیل محتوایی( ) و گفتمانی( ) مقامات کاخ سفید و بررسی توصیفی تحلیلی مقوله یاد شده، مسئله موردنظر مطالعه می‌شود. گفتار نخست: طرح خاورمیانه بزرگ؛ ابعاد و رویکردها خاورمیانه یکی از مهم‌ترین مناطق استراتژیک جهان به شمار می‌آید. به زعم بسیاری از تحلیلگران، تحولات ژئوپلیتیکی منطقه خاورمیانه پس از فروپاشی جنگ سرد و بلوک شرق در سال 1991، از مهم‌ترین موانع تثبیت هژمونی و قدرت‌یابی بلامنازع ایالات متحده امریکا بوده است. آغاز دوباره انتفاضه و شکست طرحهای مختلف صلح اعراب و رژیم صهیونیستی، پیروزی احزاب اسلام‌گرا در برخی از کشورهای منطقه و مهم‌تر از همه رویداد 11 سپتامبر و بحران عراق، موفقیت سیاست جهانی امریکا را با توفیق در سیاست خاورمیانه این کشور گره زده است. طی دهه‌های گذشته، سیاست کلی ایالات متحده در قبال کشورهای منطقه خاورمیانه، سیاستی ساده و روشن بود و هیچ چیز جز همان روش پراگماتیکی یا منفعت‌طلبی سنتی آن را پیش نمی‌برد. در واقع در آن دوره خاورمیانه در مجموع، مورد توجه امریکا قرار نمی‌گرفت مگر به دلیل دو منفعت اساسی و مستقیم؛ یکی واردات نفت و دیگری پشتیبانی از امنیت اسرائیل.4 در این سیاست، مقوله‌های دیگری که برای ملتهای این منطقه و جوامع آن اهمیت داشت در چارچوب یک سری جزئیات خسته کننده قرار می‌گرفت که فقط می‌توانست در حاشیه سایر توجهات امریکا قرار گیرد.5 آنچه مهم است، در چند سال اخیر و با افزایش قدرت نومحافظه‌کاران که هم اینک در کابینه بوش پسر، قسمت اعظم تنظیم سیاستگذاریهای امنیتی - راهبردی را بر عهده دارند و به ویژه پس از رویداد 11 سپتامبر، شاهد هستیم که تحولی خاص در سیاستگذاریهای سیاستمداران ایالات متحده رخ داده است، «به واقع آنچه در حاشیه بود به کانون توجه آنان منتقل شده است و آنچه روزگاری در چارچوب جزئیات قرار می‌گرفت، امروزه به صورت اولویتهای حتمی آنان درآمده است.»6 اصولاً پس از مقطع زمانی 11 سپتامبر 2001، دولتمردان ایالات متحده امریکا سعی کرده‌اند با ارائه و اجرای طرحهای فراگیر امنیتی - راهبردی، ساختار عینی و ذهنی خاورمیانه را دچار دگرگونی نمایند و جالب آنست که شالوده این طرحهای فراگیر امنیتی - راهبردی مبتنی بر شکل‌دهی به محیط ادراکی - روان‌شناختی جوامع خاورمیانه است. در همین زمینه تأکید بر مقوله‌ای چون دمکراسی که در طرحهای فراگیر امنیتی - راهبردی رهبران امریکا، جایگاه ویژه‌ای دارد، در همین چارچوب مفهومی قابل درک و تفسیر است. در همین راستا بود که ایالات متحده در طی طرح پاول (مشارکت امریکایی - خاورمیانه‌ای)، دمکراسی را برای جوامع خاورمیانه، پیشنهاد نمود. طرحی که گرچه با آن مفهوم آغاز شد اما در نهایت به طرح خاورمیانه بزرگ منجر گردید. 1-1 پیشینه و محتوای طرح خاورمیانه بزرگ طرح خاورمیانه بزرگ ابتدا توسط وزیر دفاع ایالات متحده امریکا دونالد رامسفلد در جلسه وزیران دفاع کشورهای اروپایی در مونیخ مطرح گردید و مدتی بعد دیک چنی معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده آن را در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس مطرح کرد و در نهایت دولتمردان امریکا، طرح خاورمیانه بزرگ را جهت حفظ منافع امریکا و هم‌پیمانان آن» ارائه نمودند.7 آنچه بر طرح مزبور جنبه فراگیر می‌دهد آنست که جرج بوش جهت اجرای این طرح، کاخ سفید را نیازمند پشتیبانی و حمایت اروپا و اسرائیل جهت ایجاد دمکراسی و مدرنیته در جهان عرب دانست.8 طرح خاورمیانه بزرگ با استناد به دو گزارش مطرح گردیده است؛ گزارشی که برنامه توسعه سازمان‌ملل‌متحد در سالهای 2002 و 2003 در رابطه با کشورهای عربی منتشر کرده است و در آنها توصیف جامعی از وضع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان عرب ارائه کرده است که البته در این گزارشها هم به پیشرفتها و هم به نقایص و نارساییهای خاورمیانه عربی اشاره شده است، اما دولتمردان امریکایی با جهت‌گیری ارزشی خود،‌ با تأکید بر نارساییها و با به کارگیری عبارتها و واژه‌هایی مانند نبود آزادی و دمکراسی، سطح نازل دانش و جایگاه نامناسب زنان در کشورهای خاورمیانه چنین استنباط می‌کنند که هر چقدر تعداد افراد محروم از حقوق سیاسی و اقتصادی در منطقه افزایش یابد به همان اندازه تروریسم، جنایات سازمان‌یافته،( ) مهاجرت غیرقانونی نیز افزایش می‌یابد. بنابراین منطقه خاورمیانه بر سر دوراهی حساس و تعیین کننده‌ای قرار گرفته است: ‌یا همین مسیر را ادامه دهد که تهدیدی مستقیم برای ثبات منطقه‌ای( ) و منافع مشترک هشت کشور صنعتی( ) و در نهایت ثبات و امنیت بین‌المللی خواهد بود یا اصلاحات [غربی] را در دستور کار قرار دهد که بهترین گزینه برای حل مسائل منطقه خاورمیانه و در نهایت جهان است.9 البته سیاستمداران نومحافظه‌کار هدف از ارائه طرح خاورمیانه بزرگ را علاوه بر مقوله‌های یاد شده که در راستای شکل‌دهی به افکار عمومی و رسانه‌های خبرپراکنی است؛ حفظ منافع امنیتی ایالات متحده و هم‌پیمانان آن اعلام کرده‌اند. وزیرخارجه تندروی ایالات متحده امریکا، کاندولیزا رایس در مصاحبه‌ای اعلام کرده است که ابتکار بوش بر سه مقوله اساسی، استوار است: 1- دفاع از صلح و مقابله با خشونت و ترور 2- مقابله با رژیمهای قانون‌شکن و یاغی 3- پشتیبانی از امنیت جهانی از طریق ترویج فواید آزادی و دمکراسی در جهان. محورهای اصلی طرح خاورمیانه بزرگ نیز در این زمینه عبارتند از: 1- ترغیب به دمکراسی و حکومتهای شایسته متعهد به حقوق‌بشر (مبنی بر اینکه این کشورها باید از آزادی بیان و عقیده، انتخابات آزاد سیاسی در همه زمینه‌ها و جایگاهها و حق تعیین سرنوشت( ) برخوردار باشند.) 2- برقراری یک جامعه( ) و دارای معرفت علمی( ) (جامعه فرهیخته) 3- توسعه فرصتهای اقتصادی. برای دستیابی به هر یک از این اهداف، مجموعه دستورالعملهایی ارائه گردیده است: کوشش برای انتخابات آزاد، دیدارهای متقابل نمایندگان پارلمانهای کشورهای خاورمیانه عربی با یکدیگر، انتقال تجربیات در زمینه آزادیهای سیاسی، حمایت از مؤسسات آموزشی - فرهنگی در این کشورها که در راستای بسط آزادیهای مدنی و سیاسی؛‌ به ویژه آموزش مدیریت مؤثر به زنان به مثابه یک طبقه رنجدیده در خاورمیانه، کمکهای حقوقی به شهروندان کشورهایی که در محدوده این طرح هستند به قصد دفاع مؤثر از حقوق خود، تأسیس رسانه‌های جمعی مستقل اعم از مطبوعات و رادیو و تلویزیون خصوصی و مستقل که بتوانند پیامهای مدنظر خود را جداگانه و خارج از حیطه دولتها بزنند، توجه به تشکیل جامعه مدنی و نهادهای مدنی در این کشورها از جمله راهکارهای پیش‌بینی شده در این طرح برای ایجاد تغییرات موردنظر می‌باشند، البته برای اجرایی کردن هر یک از موارد راهکارهایی جزئی‌تر نیز قید شده است که به عنوان نمونه می‌توان طرح اختصاص پانصد میلیون دلار وام برای کمک به افراد، به ویژه زنان جهت دفاع از حقوق سیاسی خود را ذکر کرد، مباحثی نظیر حاکمیت قانون، تأسیس نهادهای قانونی در بخش نخست طرح خاورمیانه بزرگ که بخش اصلاحات سیاسی است، گنجانده شده است. در بخش فرهنگی طرح و در زمینه تشکیل جامعه آگاه و برخوردار از معرفت علمی نیز راهکارهایی چون مقابله با بی‌سوادی، اصلاح کتابهای درسی (پس از رویداد 11 سپتامبر فشارهای روانی بسیاری توسط نومحافظه‌کاران حاکم در ایالات متحده امریکا بر کشورهای اسلامی برای تغییر محتوای کتابهای درسی صورت گرفته است، به گونه‌ای که افکار جهادی و مبارزه با سیاستهای یکجانبه گرایانه امریکا تبلیغ نشود)، مدرن‌سازی روشهای آموزشی و انجام اصلاحات آموزشی، گسترش اینترنت و آموزش مدیریتهای حرفه‌ای … جزو مواردی است که در بخش فرهنگی طرح خاورمیانه بزرگ بر آن تأکید فراوان گردیده است. در بخش سوم طرح تحت عنوان گسترش فرصتهای اقتصادی، مباحث اساسی عبارتند از: ایجاد یک منطقه آزاد تجاری، توجه به رشد فعالیتهای تجاری، کاهش تسلط دولت بر خدمات مالی و پولی در این کشورها، رفع موانع در مورد گسترش همکاریهای بازرگانی میان این کشورها، تشویق همکاریهای اقتصادی این کشورها با غرب، به ویژه ایالات متحده امریکا، مدرن‌سازی خدمات بانکی، بهبود ابزارهای حمایت‌کننده از اقتصاد بازار، تغییر ساختارهای عمده مالی و تأسیس بانک بین‌المللی توسعه خاورمیانه.10 جالب آنکه در زمینه گستره طرح خاورمیانه بزرگ نیز براساس پیش‌‌نویس طرح خاورمیانه بزرگ مجموعه 24 کشور عربی به اضافه چهار کشور ایران، ترکیه، رژیم صهیونیستی و افغانستان، محدوده‌ای است که ایالات متحده برای اجرای این طرح در نظر گرفته است، اما براساس برخی گزارشها، محدوده این طرح فراتر از این گستره جغرافیایی نیز می‌باشد و از مغرب عربی تا آسیای مرکزی و آسیای جنوب شرقی یعنی اندونزی و مالزی را هم دربرمی‌گیرد و حتی به عقیده برخی کارشناسان مسائل راهبردی - امنیتی، البته با اندکی اغماض، می‌توان انقلابهای مخملی و نارنجی و سبز در کشورهای منطقه خارج نزدیک( )‌ روسیه را نیز روی دیگر سکه طرح خاورمیانه بزرگ و مکمل امنیتی - استراتژیکی آن تلقی نمود؛ امری که تبعات روانی - ادراکی خاصی در زمینه روند هژمونیک‌گرایی مطلوب ایالات متحده امریکا در آغاز هزاره سوم میلادی، برای نظام بین‌الملل، به دنبال دارد.11 گفتار دوم. تحلیل محتوایی( ) طرح خاورمیانه بزرگ بیش از سه سال از مطرح گردیدن طرح خاورمیانه بزرگ از سوی مقامات ایالات متحده امریکا می‌گذرد ولی ابعاد دقیق این مقوله چندان مشخص نیست. شاید مهم‌ترین دلیل این مسئله این است که اساساً طرح مزبور علیرغم محتوای آن، با مشخصات دقیق و کامل که ابعاد آن مشخص و به دقت هدف‌گذاری شده باشد، وجود خارجی ندارد، بلکه ایده‌ای مطرح شده براساس تحت تأثیر قراردادن محیط ادراکی - روان‌شناختی جامعه بین‌المللی، به ویژه جوامع خاورمیانه است و می‌باید در مسیر حرکت خود قالب یک طرح را به خود بگیرد. به عبارت دیگر طرح خاورمیانه بزرگ، نقشه راهی است که فقط مسیر کلی راه را نشان می‌دهد و مشخصات دقیق راه باید در طول حرکت و بازخورد امنیتی طرح مزبور در خاورمیانه، تعیین گردد. مطالعه ادبیات سیاسی موجود درباره طرح خاورمیانه بزرگ مبین این نکته است که در حال حاضر، اطلاعات موجود درباره این طرح بیشتر به سابقه و تاریخچه مطرح مربوط است و بعضاً تصور می‌شود که وقتی سابقه طرح خاورمیانه بزرگ مطرح می‌گردید، طرح مزبور تشریح( ) و تبیین( ) گردیده است، در حالی که بیان تاریخچه و سابقه یک موضوع به هیچ روی به مفهوم توضیح و تبیین آن تلقی نمی‌گردد.12 چارچوب دمکراتیک‌سازی امریکایی برای منطقه خاورمیانه از سوی کالین پاول، وزیر خارجه پیشین ایالات متحده امریکا مطرح گردید. براساس دکترین وی، گسترش دمکراسی، ایجاد حکومتهای میانه‌رو در خاورمیانه، ایجاد جامعه مدنی و گسترش فرصتهای اقتصادی، اصلاحات آموزشی و بهبود حقوق زنان، آزادسازی تجاری و بازار آزاد، ایجاد بانک توسعه خاورمیانه، باید در کشورهای منطقه مزبور صورت پذیرد. کالین پاول، وزیرامورخارجه پیشین امریکا طی سخنرانی در 12 دسامبر 2002 به معضلات و مشکلات متعدد خاورمیانه در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد و جالب آنکه می‌گوید تداوم روندهای چالش آفرین فرهنگی، سیاسی، اجتماعی در منطقه خاورمیانه، تهدیدی اساسی علیه منافع ملی امریکاست.13 وی می‌گوید: «گسترش دمکراسی و بازارهای آزاد به همراه یک انقلاب تکنولوژیکی، پویایی ایجاد کرده است که آینده و دورنمای انسانی آن قابل تصور نیست، با این همه، منطقه خاورمیانه از این انقلاب، بسیار عقب مانده است.»14 آنچه مسلم است با توجه به روندهای جاری راهبردی از سوی ایالات متحده، مقوله‌هایی چون حقوق‌بشر، تبعیض نسبت به زنان،( ) وجود نداشتن فرصتهای اقتصادی پویا در جوامع خاورمیانه را به مثابه ابزارهایی هدفمند در راستای تغییرات سیاسی( )‌ مدنظر نومحافظه‌کاران در خاورمیانه می‌باید ذکر نمود که با توجه به نرم‌افزاری بودن ‌ آن، می‌توان آن را به منزله زمینه‌ای در جهت دگرگونیهای امنیتی - راهبردی مدنظر ایالات متحده و ابزار روانی - ادراکی مقوله تغییر رژیم محسوب نمود. طرح خاورمیانه بزرگ با تأکید بر ایجاد دمکراسی، افزایش فرصتهای اقتصادی، فقر آموزشی کودکان در منطقه خاورمیانه، با توجه به روندهای یکجانبه‌گرایی نظامی - سخت‌افزاری امریکا که برخاسته از رویکرد ایدئولوژیک نخبگان نومحافظه‌کار است، بیشتر به منزله سیاست اقناع( ) و مهندسی افکار عمومی است که با توجه به دگرگونیهایی که از دوران پساجنگ سرد (از سال 1991 تاکنون) به دلیل تغییر در قواعد بازی بین‌المللی، رخ داده است، روند ژئوپلیتیکی حاکم بر سیاستگذاریهای خود را تا حدی کمرنگ‌تر نموده است و مقوله‌های نرم‌افزاری فرهنگی، ادراکی - روان‌شناختی، به ویژه با توجه به انقلاب آزاد اطلاعاتی و شبکه گسترده جهانی ناشی از فروپاشی نظام دو قطبی و پیامدهای تهدیدات مشترک( ) پس از وقایع 11 سپتامبر را مدنظر قرار داده است. رویداد 11 سپتامبر 2001، به مثابه نقطه‌ عطفی( ) در عرصه تعاملات بین‌المللی، نقش قدرت نرم و متقاعد سازی و شکل‌دهی به افکار عمومی در راستای اهداف مطلوب در دولت بوش از جایگاه ویژه‌ای برخوردار گردید و در این راستا، طرح خاورمیانه بزرگ، به منزله چارچوب دمکراسی‌سازی امریکایی و در راستای اهداف نوامپریالیستی امریکا را می‌باید درون مقوله مهندسی افکار عمومی و ابزاری در راستای شکل‌دهی به اهداف راهبردی - امنیتی ایالات متحده، جستجو نمود. اصولاً مهندسی افکار عمومی، از قدرت نرم بهره می‌گیرد و قدرت نرم، توانایی به دست‌آوردن نتایج مطلوب است،‍ به گونه‌ای که افکار عمومی متناسب با سیاستگذاریهای راهبردی - امنیتی نخبگان تعیین کننده سیاستگذاریهای مزبور، جهت‌دهی شوند.15 انگاره‌سازیهای مطلوب در دولت بوش به ویژه پس از رویداد 11 سپتامبر، ایجاد تصویرهای مخدوش و ناموجه از مناطق واگرا با یکجانبه‌گرایی امریکا، عوامل معارض با ثبات هژمونیکی و به کارگیری گسترده جنگ شبکه‌ای،( ) به مثابه جنگهای اطلاعاتی( ) بین جوامع مختلف است به گونه‌ای که جهت‌گیری آن به سوی جذب جامعه و اهداف غیرنظامی( ) هدف باشد. بهره‌گیری از طیف گسترده‌ای از دیپلماسی تبلیغات( ) مانورهای روانی و فریب( ) با استفاده از رسانه‌های مرتبط و نفوذ در پایگاههای اطلاعاتی دولتهای هدف در سطح وسیعی به چشم می‌خورد. لذا با توجه به روند یکجانبه‌گرایانه حاکم بر تعاملات بین‌المللی و تلاش دولت ایالات متحده امریکا برای تثبیت هژمونی خود در سیاست بین‌المللی، به ویژه پس از رویداد 11 سپتامبر، شکل‌دهی به افکارعمومی مناطقی که در آن روندهای واگرایانه با سیاستگذاریهای امنیتی - راهبردی امریکا به چشم می‌خورد، امری تعیین کننده است و طرح خاورمیانه بزرگ در چنین چارچوب مفهومی قرار می‌گیرد. از سوی دیگر طرح مزبور حاوی دیدگاهی کاملاً امریکایی در مسائلی چون حاکمیت، فرهنگ و اقتصاد است و دیگر آنکه فاقد دیدگاهی واقع‌گرایانه به شرایط فرهنگی، جغرافیایی و تمدنی منطقه است و در نهایت آنکه طرح به صورتی اغراق‌آمیز، حکومتهای منطقه (که البته با یکجانبه‌گرایی امریکا در منطقه خاورمیانه مخالفند) را دلیل اساسی تمام ضعفها دانسته و نسبت به نقش سلبی نیروهای خارجی که نمود عینی آن در افغانستان و عراق تجلی یافته است، بی‌اعتناست.16 نتیجه‌گیری پس از رویداد 11 سپتامبر 2001، امریکا، تروریسم را دشمن شماره یک خود می‌داند و با توجه به آنکه قواعد بازی بین‌المللی دگرگونیهای اساسی یافته است و در دوران پسا جنگ سرد، مقوله‌های نرم‌افزاری امنیتی - راهبردی در کنار جنبه سخت‌افزاری سیاستگذاریهای یکجانبه‌گرایانه امریکا، کارکرد ویژه‌ای را در زمینه شکل‌دهی به افکار عمومی و مشروعیت بخشی به اقدامات هژمونیک‌گرایانه امریکا، ایفا می‌کنند، طرحهایی چون طرح خاورمیانه بزرگ بر اساس فضای خاص سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خاورمیانه و نارساییهای موجود در زمینه توسعه اقتصادی و فرهنگی، مقوله‌هایی چون حقوق بشر و تبعیض نسبت به زنان مطرح می‌گردد تا انگاره سازی‌های مطلوب نسبت به اقدامات نظامی سخت‌افزارانه امریکا در افغانستان و عراق و اقدامات امنیتی - راهبردی یکجانبه‌گرایانه آن کشور در فضای نظام بین‌الملل سلسله مراتبی متمایل به تک قطبی،( ) ایجاد گردد. البته طرح خاورمیانه بزرگ با ابهامات بسیار در محتوای خود مواجه است و از دیدگاهی کاملاً امریکایی به روندهای موجود در منطقه می‌نگرد ولی در کلیت مسئله، مقوله‌ای است که هدف از طرح آن را می‌توان تثبیت یکجانبه‌گرایی مدنظر محافظه‌کاران در منطقه خاورمیانه و کاهش سطح تأثیرگذاری دولتهای واگرا با این روند، ارزیابی نمود. منابع 1. George Bush, "No Nation can be Neutral in this Conflict", http: //www. Whitehouse. Com, November 6, 2001. 2. آرمین امینی؛ عملیات روانی امریکا برای حمله به عراق؛ فصلنامه مطالعات خاورمیانه، پاییز و زمستان 1383، صص 181 - 178. 3. Marina Ottaway and Thomas Carothers, "The Greater Middle East Initiative: off to a False, 2004, Start, http: //www. Ceip. ovg/ files/ pdf/ policybrief 29.pdf 4. حسین عسگریان؛ گونه‌شناسی واکنش عربها، طرح خاورمیانه بزرگ، خوش‌بینیها و بدبینیها؛ فصلنامه راهبرد، شماره 35، بهار 1384، ص 53. 5. طرح خاورمیانه بزرگ و بازگشت به اصلاحات؛ مجله صفحه اول، 9 اسفند 1382، ص 38. 6. عسگریان، پیشین. 7. http: //www. fas. org/ documents/ 072004/ pdf/ html 8. عسگریان، پیشین، ص 54. 9- http: //www. baztab. com. March 22, 2004/ documents/ pdf/ html 10. طرح خاورمیانه بزرگ، اهداف و چشم‌اندازها؛ بولتن خبری معاونت سیاسی وزارت امور خارجه، صص 6-3. 11. آرمین امینی؛ روسیه، ناتو و امنیت ملی ایران؛ (تهران: پژوهشکده آسیای مرکزی و قفقاز، 1384)، صص 68-64. 12. احمد فراهانی، «عراق؛ گام نخست در کریدور خاورمیانه بزرگ»، فصلنامه راهبرد، شماره 35، بهار 1384، ص 89. 13. Ahmad Faruqi, "Batting for the Soul of the American Republic", Asia Times, Aug. 29, 2004, www. atimes.com 14. Robin Wright and Glenn Kessler, "Bush Aims for Greater Middle East Plan", Washington Post, Quarterly, February 9, 2004, pp. 36-38. 15. آرمین امینی؛ متقاعدسازی افکار عمومی در ایالات متحده و انگلستان برای اقدام نظامی در عراق؛ فصلنامه علمی - پژوهشی عملیات روانی، شماره 7، زمستان 1383، ص 22. 16. حمید محمدیان؛ تنگناهای طرح خاورمیانه بزرگ؛ فصلنامه راهبرد، شماره 35، بهار 1384، صص 112-111.



    مقالات مجله
    نام منبع: Anti War
    شماره مطلب: 10572
    دفعات دیده شده: ۲۱۴۳ | آخرین مشاهده: ۵۴ دقیقه پیش