-
بوش در تدارک برافروختن دو جنگ دیگر
یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۴ ساعت ۴:۴۰
پل کریگ رابرتز سایت عملیات روانی – دولت بوش که هم اکنون در باتلاق جنگهای عراق و افغانستان فرو رفته است، در حال تدارک دو جنگ دیگر با ایران و کره شمالی است. بوش که هیچ نیروی نظامی دیگری برای به راه انداختن جنگی دیگر در اختیار ندارد، در حال اصلاح دکترین جنگی خود است تا امکان انجام «حمله هستهای پیشگیرانه» را برای خود مهیا کند. دولت آمریکا در کوتاه مدت در حال برنامهریزی برای تبدیل کردن آمریکا به نخستین کشوری در تاریخ است که جنگی را با تسلیحات هس
پل کریگ رابرتز سایت عملیات روانی – دولت بوش که هم اکنون در باتلاق جنگهای عراق و افغانستان فرو رفته است، در حال تدارک دو جنگ دیگر با ایران و کره شمالی است. بوش که هیچ نیروی نظامی دیگری برای به راه انداختن جنگی دیگر در اختیار ندارد، در حال اصلاح دکترین جنگی خود است تا امکان انجام «حمله هستهای پیشگیرانه» را برای خود مهیا کند. دولت آمریکا در کوتاه مدت در حال برنامهریزی برای تبدیل کردن آمریکا به نخستین کشوری در تاریخ است که جنگی را با تسلیحات هستهای آغاز میکند. دکترین «عملیات هستهای مشترک» پنتاگون خواستار کاربرد تسلیحات هستهای علیه دشمنان غیر هستهای به منظور «تضمین موفقیت آمیز بودن عملیات نیروهای چند ملیتی و آمریکایی» شده است. دولت بوش در قبال ایران و کره شمالی از دیپلماسی نه به خاطر هدف دیپلماتیک رسیدن به توافق بلکه به منظور آماده کردن مقدمات حمله اتمی به آنها استفاده میکند. در مورد ایران برنامه دولت بوش هم اکنون روشن است و آن وارد کردن اتهامات بیاساس به این کشور، همانطور که به عراق وارد کرد، مبنی بر تولید تسلیحات اتمی است. دولت بوش و همه دنیا می دانند که این اتهامات دروغ است. آژانس بین المللی انرژی اتمی طی دوسال گذشته دسترسی نامحدودی برای بازرسی از برنامههای اتمی ایران داشته است و در نهایت البرادعی رییس آژانس اعلام کرد که هیچ نشانهای از تسلیحات اتمی در ایران نیافتهاند. با وجود این، دولت بوش اصرار دارد که ایران در حال ساخت تسلیحات اتمی است اما هیچ مدرکی برای این ادعای خود ارایه نکرده است. درست مانند مورد عراق که دولت بوش ادعاهای خود را به جای حقایق به دنیا ارایه کرد. دولت آمریکا با زورگویی به 35 عضو آژانس انرژی اتمی در رایگیری هفته گذشته توانست 22 رأی مثبت را برای هموار کردن راه ارجاع ایران به شورای امنیت سازمان ملل به دست آورد. و هم اکنون به اعمال فشار برای ارجاع ایران به شورای امنیت مشغول است. حتا با ارجاع به شورای امنیت و به تصویب نرسیدن قطعنامهای علیه این کشور در شورا، دولت بوش میتواند از قطعنامه تصویبی در آژانس به مثابه بهانهای برای حمله به ایران استفاده کند. بوش میداند که تعداد معدودی از آمریکاییان از قوانین و مقررات بین المللی اطلاع دارند و به سادگی هر چه را که او بگوید می پذیرند. رسانههای شدیداً متمرکز آمریکا نیز کار را برای جنگ افروزان دولت بوش آسان میسازند. ایران تاکنون بیش از حدی که پادمانهای امنیتی جدید برای بازرسی از برنامه انرژی هستهای الزام آور کردهاند، با آژانس همکاری کرده است. این دولت بوش است که سوء نیت دارد. برنامه دولت بوش این است که با سوق دادن ایران به سمت اتخاذ رفتار انعطاف ناپذیر و سرسختانه، آن را مجبور کند که با کاستن از سطح همکاریهای خود با آژانس در برابر زورگویی بایستد. هدف دولت بوش حمله به ایران است نه برقراری روابط سازنده. لازم به گفتن نیست که ایرانیها از اعمال فشار دولت بوش بر اعضای آژانس انرژی اتمی خشمگین هستند. چهارشنبه هفته گذشته گروهی از معترضان در مقابل سفارت انگلیس در تهران تجمع کردند که در نبود سفارت خانه آمریکا در ایران، نماینده این کشور محسوب میشود. همچنین طرحی قانونی در مجلس ایران مطرح شده که در صورت تصویب همکاریهای ایران را با آژانس محدود خواهد کرد. ایران همچنین تهدید کرده که فروش نفت را به برخی کشورهایی که دربرابر فشار آمریکا تسلیم شدند متوقف خواهد کرد. به این ترتیب تنش و خصومت میان این کشور و آمریکا افزایش مییابد. دولت بوش کاملاً مطمئن است که میتواند ایران را همانند عراق مغضوب کند. از آنجا که نه کنگره و نه ملت آمریکا بوش را مسؤول در برابر دروغگویی وی در مورد تسلیحات کشتار جمعی عراق ندانستند، او تصور میکند که این تاکتیک بار دیگر موثر خواهد افتاد. با این حال، حمله اتمی به ایران دولت بوش را منزوی و آمریکا را به کشوری منفور و مطرود در همه جای جهان تبدیل خواهد کرد. علاوه بر این، نیروهای آمریکایی حاضر در عراق را در موقعیتی بسیار خطرناک قرار میدهد. تنها دلیلی که نیروهای ما در عراق تا بحال نابود نشدهاند این است که اکثریت شیعیان این کشور علیه ما دست به اسلحه نبردهاند زیرا امیدوارند آمریکا کشورشان را به آنها تحویل دهد. از آنجا که شیعیان عراق متحد ایران محسوب میشوند، حمله به ایران مساوی با از بین رفتن موقعیت آمریکا در عراق خواهد بود. دولت بوش که دچار غرور و بلند پروازی و توهم شده است، بیش از آن احمق است که این موضوع را درک کند. ملت آمریکا باید از خود بپرسند چرا از میان همه کشورهای دنیا تنها آمریکا و اسراییل اعتقاد دارند که حمله به ایران ضروری است. اگر ایران چنان تهدیدی برای دنیاست، چرا مثلاً روسیه نگران و مایل به حمله به این کشور نیست؟ اگر آمریکا مایل نیست سایر کشورها به توسعه تسلیحات اتمی بپردازند، باید بمباران، تجاوز و تهدید به تجاوز و حملات اتمی را متوقف کند. چطور بوش میتواند در خدمت صلح باشد در حالی که با زدن انگ دشمن، کشورها را بدگمان میکند. آمریکا برای خدمت به صلح جهانی باید دست از جنگ افروزی بردارد. عملکرد صحیح دیپلماسی اعتماد سازی از طریق ایجاد روابط اقتصادی و فرهنگی میان کشورهاست نه منزوی کردنشان برای حمله به آنها. زمان آن فرا رسیده که آمریکا به ربع قرن دشمنی با ایران خاتمه دهد. دخالت آمریکا در امور داخلی ایران منبع این دشمنی بوده است. ما باید این امر را بپذیریم و به آن پایان دهیم. همانطور که چند هزار شورشی عراقی ثابت کردهاند، نیروهای آمریکایی نخواهند توانست بر ذخایر نفت خاورمیانه مسلط شوند. اگر ما نتوانیم محصولات ارزشمند تولید کنیم یا ارز ملی قوی داشته باشیم، به نفت دسترسی نخواهیم داشت. همچنین احتمال این که آمریکا بتواند قدرت هایی همچون چین ، هند یا روسیه را به حاشیه براند، وجود ندارد. غرور بیجای بوش او را غیر واقع بین کرده است. او قدرت آمریکا را بیش از حد بزرگ ارزیابی میکند. مجلس و ملت آمریکا باید راهی برای حاکم کردن منطق بر قوه مجریه که هم اکنون فاقد آن است، بیابند. اگر آمریکا دست از دخالت در امور داخلی کشورهای خاورمیانه بردارد و اگر رژیم صهیونیستی به دزدیدن کرانه غربی از فلسطینیان خاتمه دهد، تروریسمی وجود نخواهد داشت. دولت بوش این موضوع را به خوبی می داند و به همین دلیل است که به انتشار دروغهای تبلیغاتی درباره تنفر مسلمانان از سبک زندگی ما می پردازد. این دروغ به بهانهای برای تجاوزکاری آمریکا تبدیل شده است.
مقاله
نام منبع: آنتی وار
شماره مطلب: 1015
دفعات دیده شده: ۱۴۲۵ | آخرین مشاهده: ۴۷ دقیقه پیش