Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:

للأسف ، متصفحك قديم جدًا ولا يدعمه هذا الموقع ؛

الرجاء استخدام أحدث إصدار من المتصفحات الحديثة:



Chrome 96+ | Firefox 96+
عملیات روانی
  • هدف آمریکا از پافشاری بر تصویب قطعنامه علیه ایران در آژانس انرژی اتمی
    شنبه ۹ مهر ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۰۱

    جرج هرش سایت عملیات روانی – هدف آژانس بین المللی انرژی اتمی از تصویب قطعنامه هفته گذشته آن و تهدید ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت چیست؟ می‌توان گفت هدف از این اقدام اعمال فشار به ایران به منظور تحقق خواسته‌های اروپا و آمریکا درباره برنامه هسته‌ای آن بوده است اما به دلیل این که روسیه و چین رای ممتنع به قطعنامه دادند و با اعمال تحریم علیه ایران مخالفند و در شورای امنیت حق وتو دارند، احتمال اعمال تحریم علیه این کشور در شورای امنیت منتف

    جرج هرش سایت عملیات روانی – هدف آژانس بین المللی انرژی اتمی از تصویب قطعنامه هفته گذشته آن و تهدید ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت چیست؟ می‌توان گفت هدف از این اقدام اعمال فشار به ایران به منظور تحقق خواسته‌های اروپا و آمریکا درباره برنامه هسته‌ای آن بوده است اما به دلیل این که روسیه و چین رای ممتنع به قطعنامه دادند و با اعمال تحریم علیه ایران مخالفند و در شورای امنیت حق وتو دارند، احتمال اعمال تحریم علیه این کشور در شورای امنیت منتفی است. بنابراین قطعنامه مزبور هیچ فشاری بر ایران تحمیل نخواهد کرد. پس چرا آمریکا آنقدر تلاش کرد که آن را در آژانس به تصویب برساند؟ پاسخ منطقی این پرسش با مروری بر روندی که منجر به اشغال عراق از سوی آمریکا شد، مشخص می‌شود. نخست این که فشار آمریکا بر عراق برای تن دادن به بازرسی های تسلیحاتی همچون ضامنی عمل کرد که مخالفت با بازرسی‌ها آن را رها می‌کرد. در حالی که وانمود می‌شد هدف از بازرسی خلع سلاح عراق از تسلیحات کشتار جمعی است، هدف واقعی آن به استناد یادداشت های دولت انگلیس، تحریک عراق به سرباز زدن از پذیرش بازرسی و در نتیجه فراهم شدن بهانه‌ای برای اشغال آن بود. این نقشه عملی نشد زیرا عراق انجام بازرسی‌ها را پذیرفت. آنگاه طرح دوم این بود که قطعنامه 1441 شورای امنیت که در نوامبر 2002 تصویب شد، بهانه‌ای به آمریکا دهد که بعداً ادعا کند اشغال عراق موجه بوده است (به سخنرانی جرج بوش در 17 مارس 2003 توجه کنید) زیرا در این قطعنامه عراق متهم به نقض تعهداتش درباره تسلیحات کشتار جمعی شده بود. کل روند منتهی به اشغال نظامی عراق در سال 2003 حاکی از این واقعیت است که هدف بیان شده آمریکا از تلاش های دیپلماتیکش کاملاً متفاوت از نیت واقعی آن بوده است. در مورد فشارهای دیپلماتیک فعلی آمریکا برای ارجاع ایران به شورای امنیت، حتا با وجود عدم اجماع در تصویب قطعنامه آژانس نیز منطق مشابهی را می‌توان متصور شد. زیرا اگر پرونده ایران در شورای امنیت مطرح و هیچ تحریمی علیه آن به دلیل وتوی روسیه و چین اعمال نشود، آمریکا می‌تواند ادعا کند که گزینه دیپلماتیک دیگری وجود ندارد و تنها راه حل باقیمانده گزینه نظامی است. رد قطعنامه پیشنهادی آژانس از سوی ایران، محدود کردن بازرسی‌ها و تهدید به خروج از NPT وضعیتی ایده آل برای جنگ افروزان آمریکایی است. زیرا در اینصورت آنها می‌توانند ادعا کنند هیچ راهی برای اطلاع از برنامه هسته ای احتمالاً نظامی ایران وجود ندارد و بهتر است تا دیر نشده، اقدامی انجام دهیم. حتا اگر این اتفاق نیافتد، آمریکا می‌تواند با استناد به قطعنامه ادعا کند که برنامه هسته‌ای ایران مطابق با NPT نیست. هر چند اکثر متحدان اروپایی واشینگتن مایل به انجام اقدام نظامی نخواهند بود، اما نمی توانند جلوی اقدام نظامی «پیشگیرانه» آمریکا را بگیرند. از آنجا که اشغال ایران ناممکن است، تنها اقدام نظامی ممکن حمله هوایی به تاسیسات هسته‌ای ایران خواهد بود مشابه حمله‌ای که رژیم صهیونیستی در سال 1981 به عراق انجام داد. اما بر خلاف راکتور هسته‌ای اسیراک عراق، تاسیسات هسته‌ای ایران زیرزمینی است و برای تخریب آنها باید از بمب اتمی استفاده شود. هر چند در ژانویه سال جاری دیک چنی، معاون رییس جمهور آمریکا گفت که اسراییل ممکن است رأسا اقدام به بمباران ایران کند، اما رژیم صهیونیستی تاکنون از تایید در اختیار داشتن بمب اتمی برای استفاده از آن در چنین شرایطی امتناع کرده است. آیا آمریکا از بمب اتمی علیه کشوری غیر اتمی که عضو NPT می باشد استفاده خواهد کرد و خطر محکومیت جهانی را به جان خواهد خرید؟ طبق بیانیه‌ها و اسناد متعدد وزارت دفاع، آمریکا خود را برای این کار کاملاً آماده کرده است. ویلیام پری، وزیر دفاع وقت آمریکا در سال 1996 اظهار داشت که برای تخریب تاسیسات ساخت تسلیحات کشتار جمعی دشمنان از کلیه انواع سلاح‌ها استفاده خواهد شد و هارولد اسمیت، معاون وی به صراحت از گزینه استفاده از بمب اتمی علیه کارخانه تسلیحات شیمیایی زیرزمینی لیبی سخن گفت (لیبی در آن زمان عضو NPT بود). آمریکا به توسعه بمب های اتمی از آن تاریخ تاکنون پرداخته است. در پیش نویس سند «دکترین عملیات هسته‌ای مشترک» مورخ پانزده مارس 2005، احتمال استفاده از تسلیحات اتمی علیه کشورهای غیر‌هسته ای به منظور «تضمین موفقیت‌آمیز بودن عملیات نظامی چند ملیتی آمریکا» پیش بینی شده است تا نشان داده شود آمریکا «قصد و توانایی استفاده از این قبیل تسلیحات را برای جلوگیری از استفاده دشمن از تسلیحات کشتار جمعی داراست.» این اقدام آمریکا را به دو هدف مهم و کوتاه مدت آن نایل می کند: از بین بردن توانایی هسته ای ایران، و تسلیم شدن کره شمالی. اما چنین اقدامی به معنی به پایان رسیدن حیات پیمان NPT ، تکثیر بی رویه و گسترده تسلیحاتی در دنیا، بی ثباتی جهانی و نهایتاً احتمال تبدیل شدن درگیری منطقه ای به جنگ جهانی هسته‌ای تمام عیار نیز خواهد بود. ظاهراً این شرایط از دیدگاه سیاستگذاران کنونی آمریکا چندان نگران کننده نیست اما از دیدگاه بقیه دنیا قطعاً هست.



    خبر
    نام منبع: آنتی وار
    شماره مطلب: 1008
    دفعات دیده شده: ۶۴۴ | آخرین مشاهده: ۴۸ دقیقه پیش